بایگانی مطالب: محیط زیست

پادکست ۰۴ خرداد

آیینی برای قرن‌ها پیوند انسان و زمین

بالای تپه‌های جنگل پوتوماجو، آتش در خیمه‌های بومیان همچون قلبی می‌تپد و هرم هوای داغ آمازون را با شعله‌های گرم خود در هم می‌آمیزد. صدای زنگوله‌های آویزان از درختان، همراه با عطر گیاهان شفابخش، نوای رازآلود طبیعت را در گوش جنگل زمزمه می‌کند. اینجا، در قلب آمازون، مراسمی مقدس در جریان است؛ آیینی که برای قرن‌ها پیوندی ناگسستنی میان انسان و زمین برقرار کرده است.

نفتی‌‌ها آمدند،‌ پرندگان مردند

«ما پیگیری کردیم، اما نتیجه شد منع تعقیب»! این گفته «موسی مدهجی»، رئیس اداره احیای تالاب‌های اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست خوزستان، درباره شکایتشان از پیمانکاران نفتی برای مرگ پرنده‌ها در هورالعظیم است. او تأکید دارد محیط‌زیست نظارت خودش را درست انجام داده‌، تعهد محضری هم از پیمانکاران نفتی گرفته تا ایمن‌سازی کابل‌های برق برای جلوگیری از صدمه دیدن پرندگان انجام شود، اما آنها خلف وعده کردند و در دادگاه هم پیروز شدند. «محمد صارم‌پور»، رئیس محیط‌زیست شرکت مهندسی توسعه نفت، این گفته‌ها را قبول ندارد،. به‌گفته او، ایمن‌سازی انجام شده است و آنها به تعهداتشان عمل کرده‌اند. «ایمان ابراهیمی»، حفاظتگر پرندگان، دلیل کارساز نبودن تعهدنامه‌ها را به کلی‌بودن آنها مرتبط می‌‌داند. «متأسفانه محیط‌زیست در آن زمان در زمینه ابعاد گسترده‌ فاجعه‌ تلفات پرندگان در اثر گذر خطوط انتقال و توزیع برق از میان زیستگاه پرندگان اطلاعات کافی نداشت و این تعهدنامه‌ها به‌شکل کلی در زمینه ایمن‌سازی گرفته شدند.»

مرگ تصویرگر زندگی

در دل جنگل‌های آمازون، جایی که نور از لابه‌لای شاخ‌وبرگ‌ها عبور می‌کند، در میان دود و آتش چاه‌های نفتِ شعله‌ور در کویت، در معادن طلای فروپاشیده برزیل و در چهره‌ فرسوده‌ مهاجران بی‌نام، لنز دوربین مردی آرام، روایتگر جهانی پرهیاهو بود. «سباستیائو سالگادو»، عکاسی بود که اقتصاد را رها کرد و دوربین را در دست گرفت تا درد طبیعت و انسان‌ها را با عکس‌های سیاه‌وسفیدش تصویر کند. او بارها مرز بین هنر و حقیقت را جابه‌جا کرد. حالا سالگادو رفته، سرطان خون جانش را در ۸۱سالگی گرفته است، اما رد قدم‌هایش در جهانی که سفر کرد تا ابد ماندگار می‌ماند.

رمزگشایی از گودال مرموز

در نوار غربی ساحل دریاچه ارومیه بخشی از این دریاچه که البته این روزها در مساحت خشک آن قرار دارد، به یکباره سروکله گودالی پر از آب پیدا شد. گودالی که یک‌بار دیگر ارومیه را سر زبان‌ها انداخت؛ اما این‌بار با رمز و راز. مسئولان دولتی مانند مدیرکل حفاظت محیط‌زیست آذربایجان‌غربی و مدیرعامل شرکت آب‌منطقه‌ای این استان می‌گویند منشأ پیدایش این گودال در دست بررسی است، اما «علی‌بیت‌الهی»، زمین‌شناس و عضو هیئت‌علمی مرکز تحقیقات راه‌وشهرسازی ایران، گزارشی اولیه از این پدیده تدوین کرده است که در آن می‌گوید «نقطه مذکور (گودال) احتمالاً در زمان قبل از کاهش آب دریاچه زیر آب بوده و در محل و محدوده تقریبی گودال محدوده آبی وسیع‌تر در میان نهشته‌های نمکی اطراف قابل‌مشاهده است. می‌توان استدلال کرد که محل تشکیل گودال کنونی، محل وجود گودال بزرگتری پیش از این بوده و این پدیده تازه‌ای در نیست.» این گزارش در مورد منشأ آب این گودال نیز می‌گوید: «مسیر کانال آب از دریاچه سد حسنلو(شورگل) تا شمال روستای «شیرین‌بلاغ» ادامه یافته است و اراضی بین نوار ساحل و مسیر کانال را پوشش می‌دهد. این مسیر در شمال روستای شیرین‌بلاغ تمام می‌شود و آب کانال در مسیری رو به‌سوی ساحل (به‌سمت شرق) جریان پیدا می‌کند.» جریانی که به‌نظر می‌رسد وجود بخشی از آب ظاهرشده در گودال را توجیه می‌کند. همچنین، احتمالاً با توجه به مسیر کانال و سمت‌وسوی زهکش آب‌های زراعی، ارتباط آب گودال با آب زراعی قابل استنباط است.

پادکست ۰۳ خرداد

دست‌های بی‌ادعا زندگی‌بخش تالاب‌های خشک

«مؤسسه مطالعه و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران» پنجشنبه گذشته همایشی با عنوان «نقش جوامع محلی در مدیریت منابع آب» برگزار کرد. همایشی که به‌گفته مجریان آن، در جست‌وجوی دانش جایی بیرون از دانشگاه است؛ دانشی اصیل، در میان جامعه محلی، آن‌هم آنجا که به ثمر نشسته‌ است. تلاش‌های «سیروس زارع» و «علی‌نصیری»، دو روستانشین از جنوب استان فارس، یکی از احیای تالاب خشک‌شده «کمجان» و دیگری در استفاده و مدیریت منابع آب به‌نفع «بیابان‌زدایی» و حفاظت از گونه‌های حیات‌وحش در منطقه‌ای که می‌رفت تا بیابان شود (پاقلات) به‌عنوان دو الگوی موفق و درس‌آموخته در این همایش روایت شد. روایتی از سختی‌ها و صبوری‌ها که با همراهی جامعه‌محلی و تکیه بر توان و دانش بومی منطقه، با پایانی خوش همراه شد. کمجان امروز یک تالاب احیا شده است و «پاقلات و ارتفاعاتش» روستایی که بیابان را به منطقه‌ای مطلوب برای بنات و نبات تبدیل کرده است.

پرنده‌ها نادیده گم می‌شوند

فروردین‌ماه امسال که بعد از چند سال بسته بودن درهای برج پرنده‌نگری سِلکه در جنوب تالاب انزلی به‌بهانه ساخت‌وساز، فعالان با هماهنگی یکی از اساتید دانشگاه به این منطقه رفتند، با واقعیت عجیبی روبه‌رو شدند؛ نه ساخت‌وسازی در جریان بود و نه تغییری در آنجا داده شده بود. درهای این برج که یکی از استانداردترین برج‌های فعلی است، بی‌دلیل، از سال ۱۴۰۱ بسته بود و بعد از آن‌هم کسی پاسخی برای این اتفاق نداشت. از سال ۱۳۸۶ که نخستین برج پرنده‌نگری به‌صورت رسمی در تالاب کانی‌برازان آذربایجان‌غربی به راه افتاد، تا کنون نقدها به عملکرد این مجموعه‌ها کم نبوده است. برج‌هایی که قرار بود محلی برای اتصال آموزش و گردشگری باشند، با نقدهایی چون جانمایی اشتباه، استفاده نکردن از مواد مناسب هر منطقه، بسته بودن درهایشان و البته نداشتن ضابطه برای رسیدگی بر عملکردشان روبه‌رو هستند. برج‌هایی با سازه‌هایی عمرانی و عموماً غیر همسو با اصول و استاندارد‌های محیط‌زیستی.

تغییر ریل مدیریت ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره

«ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره در کشور ما همچنان با همان شیوه‌ای مدیریت می‌شوند که سایر مناطق حفاظت‌شده اداره می‌شوند.» این گفته «حمید ظهرابی»، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست، در کارگاه «معیشت‌های جایگزین پایدار در ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره ایران» است. او علاوه‌بر شرح وضعیت فعلی، راه‌حلی را هم مطرح کرد: «پیشنهادم این است که ابتدا یک آیین‌نامه مشخص، مثلاً در سطح مصوبه دولت، برای مدیریت ذخیره‌گاه‌ها تهیه شود و یک کمیته ملی ساماندهی این مدیریت را به‌عهده بگیرد. پس‌از‌آن نیز می‌توان به‌سمت تدوین قوانین و مقررات اختصاصی در قالب یک لایحه برای تصویب در مجلس پیش رفت.»

جمع‌آوری 5 تن زباله در منطقه جاجرود؛ با تلاش افق کوروشی‌ها

افق کوروشی‌ها 5 تن زباله را از روستای سعیدآباد، منطقه جاجرود، جمع‌آوری کردند.