تحریریه پیام ما
تحریریه پیام ما
۱۲ بهمن ۱۴۰۴
«تابآوری اجتماعی» برای دانشآموزان
|پیام ما| در روزهایی که ایران زیر فشار همزمان بحرانهای اجتماعی و روانی و اقتصادی نفس میکشد، واژه «تابآوری» بیش از هر زمان دیگری در ادبیات رسمی تکرار میشود؛ مفهومی که قرار است پاسخی باشد به اضطراب جمعی، فرسایش اعتماد عمومی و زخمهایی که هنوز التیام نیافتهاند. حالا روز یکشنبه (۱۲ بهمن) رئیس جمعیت هلالاحمر از برگزاری آزمون «تابآوری اجتماعی» برای ۲۷۰ هزار دانشآموز خبر داده و سخنگوی جمعیت هلالاحمر ضمن ارائه توضیحاتی درباره این طرح به «پیام ما» میگوید برگزاری آن بهدلیل شرایط فعلی جامعه نیست و تقارن آن «اتفاقی» شده است.
تحریریه پیام ما
۱۲ بهمن ۱۴۰۴
فهرست اسامی و مشخصات ۲۹۸۵ جانباخته حوادث دیماه ۱۴۰۴ منتشر شد
تحریریه پیام ما
۱۱ بهمن ۱۴۰۴
از سواحل اروند تا فرماندهی بر خلیج فارس
دریادار علیرضا تنگسیری
تحریریه پیام ما
۱۰ بهمن ۱۴۰۴
بلوطها قربانی مشکلات معیشتی شدند
در آگهی نوشته «فروش بلوط برای خوراک دام، میزان موجودی: هزار تُن، حداقل میزان فروش: دو تُن.» آدرس آگهی در استان فارس و یکی از چندین آگهی فروش بلوط برای خوراک دام است. یک جستوجوی ساده، آدرسهای بسیاری را برای فروش بلوطهای زاگرس به نمایش میگذارد. ماجرا از دهه ۶۰ ابعاد گستردهای گرفته، اما در ماههای گذشته تعداد آگهیها بالا رفته. مشکلات اقتصادی و معیشتی و نبود خوراک برای دام میزان این آگهیها را افزایش داده و حالا تن رنجور بلوطهای زاگرس که با سوزاندن، قطع برای تولید زغال و زمینخواری تکهتکه شده بود، بیشازپیش آماج حمله است.تعداد آگهیهای خریدوفروش بلوط برای خوراک دام افزایش یافته، این را فعالان محلی تأیید میکنند و میگویند مشکلات اقتصادی، نبود خوراک دام و از سوی دیگر، وضعیت نابسامان فعلی از جمله دلایل افزایش این آگهیهاست. ماجرای استفاده از بلوط بهعنوان خوراک دام یا در هنگام خشکسالی بهعنوان آرد و خوراک سابقهای طولانی دارد، اما بعد از انقلاب خریدوفروشش بهعنوان خوراک دام با جدیت بیشتری دنبال شد. «مرتضی ابراهیمی رستاقی»، عضو سابق شورایعالی جنگلها، به نخستین همایش جنگلهای زاگرس پس از انقلاب و در سال ۱۳۶۴ در یاسوج اشاره میکند؛ همایشی که در آن یکی از کارشناسان با جدیت از استفاده بلوط بهعنوان خوراک دام نام برد و مقالاتی هم در این زمینه منتشر شد. «همان زمان جنگلبانان با این موضوع مخالفت کردند. نگرانی آنها برای ازدسترفتن جنگل بود، اما بههرصورت، این نگاه از همان زمان ریشه دواند.» او میگوید این عادت عجیب یکی از عوامل ازدسترفتن اکوسیستم جنگلی در زاگرس شد؛ چراکه خاصیت تجدیدشوندگی جنگل از بذر میآید و جنگل همواره نیازمند داشتن این بذرها بود و جمعآوری آنها یعنی کمک به مرگ زاگرس. «در گذشتههای دور و در زمان خشکسالی و مشکلات اقتصادی از بلوط آرد گرفته میشد و از آرد، خمیری بهنام «کلک» درست و نان از آن تهیه میشد. اما بعدها این استفادهها متنوع شد. در زمان خزانِ درختان بلوط، دامها همواره از آن استفاده و بسیاری از دامداران بهدلیل نبود علوفه برای فصل سرد بلوطها را جمع میکنند و این امر به رویه بدل شد؛ با افزایش جمعیت و میزان دام، میزان برداشتها هم بیشتر شد. حالا سؤال اینجاست که سازمان منابعطبیعی بهعنوان متولی در همه این سالها کجا ایستاده و چطور با این قاچاق برخورد نمیشود؟ آیا میشود برای فروش موادمخدر که قاچاق است هم به این سهولت آگهی کرد؟» او آگهیهای متعدد فروش بلوط بهعنوان خوراک دام را دیده و افزایششان را هم تأیید و درعینحال به کارخانههایی اشاره میکند که در سالهای اخیر توسط واسطههایی بذر را از مردم میخرند و تبدیل به خوراک دام میکنند. «در شهرهای مختلف این کارخانهها وجود دارند و نکته منفی دیگر، نبود آمار مشخص از میزان برداشتها و تخریبهاست. ما باید بدانیم اکوسیستم زاگرس و بلوطهایش برای جانوران بسیار دیگر هم مهماند. سنجاب، تشی و سایر جانوران نیازمند استفاده از آن هستند و حالا چرای گسترده و بیضابطه مانع از آن شده.» ابراهیمی رستاقی روستاهای مختلفی از استانهای کهگیلویهوبویراحمد تا چهارمحالوبختیاری و سایر استانهای زاگرسنشین را نام میبرد که این رویه در آنها عادی شده و شرایط فعلی هم برداشت را آسانتر کرده است. * زمان و الگوی چرای دام تغییر کند سال گذشته دو مطالعه علمی در مورد نقش چرای دامها در زاگرس و اثرات مخرب آن بر بلوطها منتشر شد. یکی از آنها مقاله «Abiotic factors impact on oak forest decline in Lorestan Province, Western Iran» (Scientific Reports، بود که به بررسی نقش عوامل غیرزیستی در کاهش جمعیت جنگلهای بلوط زاگرس استان لرستان اشاره میکرد. پژوهش با تحلیل دادههای اقلیمی، زمینریختشناسی، کاربری زمین و خواص خاک از سال ۱۹۵۸ تا ۲۰۲۲، نشان میداد خشکسالیهای طولانی و شدید همراه با افزایش دما از عوامل اصلی کاهش بلوطها هستند و در کنار آن روشهای سنتی بهرهبرداری از زمین، مثل نگهداری دام و کشاورزی دیم، نیز بهطور گستردهای در این روند نزولی نقش داشتهاند. نتایج همچنین نشان میداد مناطق با ارتفاع و ناهمواریهای توپوگرافیکی نسبت به تغییراقلیم مقاومت بیشتری دارند. مقاله بر این نکته تأکید داشت که برای حفظ تنوعزیستی و پایداری اکوسیستم جنگلهای بلوط لازم است مدیریت مناسب کاربری زمین، تنظیم تعاملات انسان-جنگل و راهکارهای توسعهای پایدار در همکاری با جوامع محلی پیاده شود تا این زیستبوم مهم برای نسلهای آینده حفظ شود. در مقاله دیگر «Meta-analysis of livestock effects on tree regeneration in oak agroforestry systems» که در Journal of Environmental Management منتشر شده، آمده است چرای دامهای اهلی بهطور معناداری بازتولید طبیعی درختان بلوط را در سیستمهای آگروفارستری مختل میکند. این متاآنالیز که برپایه دادههای چند دهه پژوهش انجام شده، نشان میدهد اثر منفی دامها در تمام مراحل بازتولید بلوط، شامل بذر، نهال و درختچههای جوان، مشاهده میشود و بیشترین شدت تخریب مربوط به مرحله درختچهای است. همچنین، نتایج حاکی از آن است که دامهای کوچک مانند گوسفند و بز، نسبت به دامهای بزرگ، اثر مخربتری بر بقای بذر و تراکم نهالها دارند. برخلاف برخی دیدگاههای مدیریتی رایج، این مطالعه تأکید میکند صرف تغییر نوع دام راهکار مؤثری برای حفاظت از جنگلهای بلوط نیست، بلکه شدت، زمان و الگوی چرای دام نقش تعیینکنندهای در موفقیت بازتولید بلوط دارند. برایناساس، نویسندگان مدیریت چرای دام، قرق مراحل حساس رشد و کاهش فشار چرا را بهعنوان پیششرطهای اساسی برای پایداری اکوسیستمهای بلوطی معرفی میکنند. *سند تهیه کردیم «از ۳۰ میلیون رأس دام موجود در زاگرس، نیمی از آنها غیرمجازند.» این را «سید هاشم موسوینژاد»، رئیس مرکز جنگلهای خارج از شمال سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری، به «پیام ما» میگوید. حالا که وضعیت معیشت سختتر از همیشه است و اقتصاد در فشلترین موقعیت خود به سر میبرد، بهگفته او، افزایش این آگهیها اجتنابناپذیر شده. «از سال گذشته سند توسعه پایدار جنگلهای زاگرس با همکاری سازمان برنامهوبودجه تدوین شد. ما در این سند هم میخواهیم حفاظت پایدار اکولوژیکی و هم وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه مورد توجه قرار گیرد.» او میگوید یکی از ارکان پایداری و تنوعزیستی توجه به معیشت پایدار است، اما این گفته درحالیاست که طی سالهای گذشته شاهد چنین پایداریای نبودیم، زاگرس یا در حریق بود یا برداشتها جانش را بیشازپیش کمرمق کرد. حالا موسوینژاد معتقد است این سند که بهصورت پایلوت در ادارات منابعطبیعی استانهای کردستان، کرمانشاه، چهارمحالوبختیاری و فارس اجرایی شده، قرار است معیشت جایگزین مانند گردشگری پایدار را عملیاتی کند. اما سؤال اینجاست که در این نابسامانی اقتصادی و اجتماعی آیا چنین سندهایی کارایی دارند؟ اصلاً مردم در این شرایط چقدر میتوانند و یا میخواهند که همراهی کنند؟ «کار باید با خواست و رضایت مردم باشد، برای بلوط نمیتوان برنامه انتزاعی ریخت و مردم باید بدانند این گونه بهراحتی قابلیت به ثمر رسیدن و ماندگاری ندارد. در این طرح، تسهیلگران اجتماعی مهمترین نقش را دارند؛ آنها واسطه اصلی هستند تا نیاز جامعه محلی بهدرستی شناخته و پاسخ داده شود.» او میگوید در این سند به خسارت حریق، کشت زیراشکوب و گسترش زراعت گندم در زاگرس و فشار بسیار زیاد دامها به زاگرس اشاره شده است. اما نکته اینجاست که قوانین بازدارنده در این سالها برای چرای دام در جنگلها بیاثر بوده، چه در جنگلهای شمال و چه در زاگرس، حالا هم که سختی معیشت بیشتر از همیشه است و دامداران نگران دامهایشان «گشتهایی برای نظارت وجود دارد، ولی معمولاً این دامها دور از چشم مأموران هستند و کمبود نیرو در این زمینه هم خود را نشان میدهد؛ هرچند نمیتوانیم فقط با نیرو این مسئله را حل کنیم.» موسوینژاد امیدوار است سند تهیهشده که در چهار استان بهصورت پایلوت در حال اجراست تا یک ماه دیگر ابلاغ شود و به دست سایر استانهای زاگرسنشین هم برسد. این درحالیاست که هیچ برآوردی از عملکرد این چهار استان در دست نیست، نگاه مردم به طرحهایی ازایندست طی سالهای گذشته با بدبینیهایی روبهرو بوده و حالا سؤال این است: در شرایط اجتماعی فعلی که میزان اعتماد در کمترین سطح خود قرار دارد چطور قرار است این سند پیش برود؟ آنهم وقتی طی سالیان طولانی بلوطها کشته شدهاند و فکری به حالش نشده، آیا این سند میتواند مانع کشتار بلوطها و بدل شدنشان به خوراک دام شود؟ پاسخی برای این پرسشها نیست.
تحریریه پیام ما
۱۰ بهمن ۱۴۰۴
نـــــــامها
|پیام ما| پس از اعلام آمار رسمی کشتهشدگان حوادث اخیر از سوی دولت و با توجه به تفاوت آن با آمارهای دیگری که از سوی منابع خارجی در روزهای گذشته منتشر شده، دولت اعلام کرد اسامی تمامی کشتهشدگان و مشخصات این حوادث را منتشر میکند. این درحالیاست که بسیاری از گزارشهای مردمی حاکی از سردرگمی درباره آمار کشتهشدگان در روزهای ملتهب ایران است و میپرسند چه کسانی از هموطنان ما کشته شدند؟
تحریریه پیام ما
۱۰ بهمن ۱۴۰۴
لزوم هوشیاری بینالمللی در مواجهه با میراث ایران
|پیام ما| گروهی از متخصصان موزه در (IMPD) و فعالان میراثفرهنگی در روزهای اخیر نامهای هشدارآمیز منتشر کرده و از موزهها، خانههای حراج، دلالان و مجموعهداران خصوصی در سراسر جهان خواستهاند در قبال هر شیء با منشأ فارسی/ایرانی یا با پیشینه محتمل ایرانی، دقت و بررسی حرفهای مضاعف را به کار گیرند. این نامه در ظاهر یک هشدار حرفهای خطاب به موزهها و بازارهای جهانی هنر است؛ اما در روزهایی که این نامه منتشر میشود، میتوان گفت مخاطب اصلی آن ایران است. در شرایطی که بیثباتی سیاسی و فشارهای ساختاری، خطر قاچاق و خروج غیرقانونی اشیای تاریخی را بهطور معناداری افزایش میدهد، این هشدار تنها یک توصیه نیست، بلکه بازتاب نگرانی عمیقتری است. این نگرانی که میراثفرهنگی در دورههای بحران بیش از هر زمان دیگری در معرض غارت، انتقالهای شتابزده و مشروعسازی در بازارهای رسمی جهانی قرار میگیرد.
تحریریه پیام ما
۸ بهمن ۱۴۰۴
بالاگرفتن جنگ لفظی تهران و واشنگتن
|پیام ما| همزمان با تشدید لحن تهدیدآمیز دونالد ترامپ و ادعای حرکت «ناوگان عظیم» نظامی بهسوی ایران، مقامهای رسمی کشورمان با تکرار مواضع پیشین، هرگونه مذاکره تحت فشار را رد کرده و بر مخالفت منطقه با تهدید نظامی آمریکا تأکید میکنند؛ موضعی که نشان میدهد تهران، برخلاف فضاسازیهای رسانهای واشنگتن، همچنان دست بالا را در میدان دیپلماسی حفظ کرده است.
تحریریه پیام ما
۸ بهمن ۱۴۰۴
«قلات» زیر آوار توسعه بیضابطه
|پیام ما| گردشگری روستایی در سخنان مسئولان بهعنوان موتور توسعه پایدار و راه نجات اقتصاد روستاها معرفی میشود؛ مدلی که قرار است هم اشتغال ایجاد کند و هم از میراث و طبیعت محافظت کند. با همین رویکرد تلاشهایی برای ثبت روستاها در فهرست دهکدههای جهانی در سالهای اخیر شکل گرفته که البته اقدام مهمی است، اما واقعیت جاری در روستاهای شاخص ایران گاهی با این اظهارات و سیاستها در تناقض است. یکی از بارزترین این تناقضات را میتوان در روستای قلات در شیراز مشاهده کرد. روستایی که بافت تاریخی ارزشمند آن به ثبت ملی رسیده، اما ساختوسازهای غیرقانونی و تخریب محیط طبیعی آن و بدتر از تمام اینها، سکوت نهادهای متولی نهتنها منجر به آسیب جدی به چشمانداز و طبیعت روستا شده که هویت تاریخی و معماری آن را هم بهشکل جدی تهدید میکند.
