فرزانه قبادی
روزنامهنگار
فرزانه قبادی
30 تیر 1404
رازهای سر به مهر قَلیگِردَن
نامش در اسناد تاریخی بسیاری ذکر شده و جایگاه ویژهای در افسانههای محلی دارد. از شاهکار فردوسی بزرگ تا عالمآرای عباسی و روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه به موقعیت این قلعه و همچنین ساختار معماری قدرتمندش اشاره کردهاند. در عصر ما اما این قلعه مهجوریتی عمیق را تجربه میکند، تا جایی که حتی یک تابلوی معرفی هم برای آن نصب نشده است، چه رسد به اینکه پای باستانشناسان برای کاوش و بیرون کشیدن رمزورازها و تاریخش به آن باز شود. قلاع گردان (قَلیگِردَن) یا قلعه اولاد، در سوادکوه مازندران با پیشینهای قابلتوجه و قصههای بسیار، به حال خود رها شده و فقط گاهی حفاران غیرمجاز به آن سر میزنند تا زخمی جدید بر تنش نقش بندد.
فرزانه قبادی
27 تیر 1404
فرود اضطراری گردشگری در باند بحران
سازمان گردشگری ملل متحد در گزارش اخیر خود درباره عملکرد کشورهای مختلف در حوزه گردشگری، بیست کشور اول دنیا که بهترین عملکرد را در سه ماه نخست سال ۲۰۲۵ داشتند، معرفی کرد. در این فهرست ایران با ۱۴ درصد بهبود نسبت به مدت مشابه در سال گذشته میلادی، در رتبه نوزدهم قرار گرفته است. این گزارش توسط «انوشیروان محسنی بندپی» در نشست با فعالان گردشگری با تیتر «صعود ایران به جمع ۲۰ مقصد برتر گردشگری جهان» ارایه و در رسانهها منعکس شد. اما درصورتیکه مبنای اعلام این رشد ۱۴ درصدی آمارهای رسمی وزارت گردشگری باشد، باید به این نمودار و جایگاه ایران در آن، با دیده تردید نگریست؛ چراکه آمارهای این وزارتخانه سالهاست که پرابهام و بدون مبنای دقیق اقتصادی بوده است. بدون تعیینتکلیف حسابهای اقماری نمیتوان به هیچ آماری در هیچ بخشی از گردشگری اعتماد داشت و به دقت آن استناد کرد. ضمن اینکه مدیران ارشد این حوزه نیز نگاهی واقعبینانه به وضعیت موجود گردشگری ندارند. در آخرین مورد و نزدیک به بیست روز پس از آتشبس میان ایران و اسرائیل، معاون توسعه مدیریت وزیر گردشگری اعلام کرده است که بهزودی تورهای ورودی وارد کشور خواهند شد. اما سؤال اینجاست که مبنای این ادعا کدام اطلاعات دقیق از وضعیت گردشگری کشور است؟ و منظور از گردشگران خارجی، کدام طیف از گردشگران است؟ درحالیکه هنوز تعریف دقیقی از «گردشگر» در ساختار آماری این وزارتخانه وجود ندارد، چه طیفی از گردشگران قرار است وارد ایران شوند؟ گردشگران مذهبی؟ گردشگران درمانی؟ کسانی که برای خرید از بازارچههای مرزی وارد کشور و نامشان وارد فهرست گردشگران میشود؟ یا گردشگرانی که خیالشان بابت امنیت ایران آسوده است و چند روزی ایران را بهعنوان مقصد سفر انتخاب میکنند؟ این مانور رسانهای و خبری در شرایطی که بسیاری از فعالان بخش گردشگری از وضعیت موجود آسیبهای جدی دیدهاند، جای بحث دارد.
فرزانه قبادی
25 تیر 1404
استراتژی روایتها
نگاهی به تصاویری که بهتازگی از تجریش منتشر شده
فرزانه قبادی
25 تیر 1404
داستان فرش نادین
سه روز قبل از آتشافروزیها در تهران و شروع جنگ دوازدهروزه، موزه فرش همایش روز ملی فرش دستباف ایرانی را برگزار کرد. مهمانان و سفرا از کشورهای مختلف در سالن آمفیتئاتر موزه آمده بودند تا درباره فرش ایرانی، تاریخچه و زیباییهای پنهان و آشکار آن بگویند و بشنوند. مهمان ویژه این رویداد، «نادین لوزانو»، سفیر سوئیس در تهران، بود. او پس از پخش مستندی کوتاه درباره «فرش نادین» درباره احساسش نسبت به فرش ایرانی و تجربهای که در مواجهه با آن داشت، گفت. از علاقهاش به آشنایی با فرهنگ مردم ایران، صنایعدستی و موسیقی گفت و فرش ایرانی را سفیر این فرهنگ غنی دانست. از سفرش به دیار مغان و ملاقات با مینا گفت، زن عشایری که یک سال روی بافت فرش نادین کار کرده بود تا نادین آن را بهعنوان یادگاری ارزشمند از دوران مأموریتش در ایران با خود ببرد. او گفت این فرش برای او نمایانگر استعداد بینظیر ایرانیهاست. اما «فرش نادین» چه قصهای دارد؟ این سؤالی است که «علی بردبار» در گفتوگو با «پیام ما» به آن پاسخ میدهد. بردبار سالهاست که با همراهی برادرش در حوزه فرش ایرانی فعالیت دارد. نگاه متفاوت او به فرش ایرانی و گرهزدن قصه فرش به روایت و قصه آدمها باعث شده است فصلی جدید برای فرش ایرانی رقم بخورد. روایت خلق فرش نادین از زبان او شنیدنی است.
فرزانه قبادی
23 تیر 1404
۲۰ سال انتظار برای آزادسازی فلکالافلاک
خبر ثبت محوطههای پیشازتاریخ دره خرمآباد در اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در پاریس یک بخش دوم هم داشت و آن اینکه در تنها پرونده ارائهشده از سوی ایران در این اجلاس، دو اثر قلعه فلکالافلاک و پل شکسته از پرونده کنار گذاشته شده و شانس ثبتشدن در فهرست میراث جهانی را پیدا نکردند. دلیل این امر علاوهبر ضعف در تدوین پرونده ثبت، ایراداتی بود که یونسکو به وضعیت این دو اثر گرفته بود. در مورد قلعه فلکالافلاک رئیس میراثفرهنگی لرستان دلیل این امر را اینطور اعلام کرد که همدوره نبودن این آثار با هم موجب حذف این دو اثر از پرونده شد، اما ماجرا چیز دیگری بود. یونسکو درباره وضعیت حریم قلعه فلکالافلاک بارها به ایران هشدار داده بود و قرارگیری پادگان نظامی در حریم این قلعه یکی از مهمترین عوامل حذف آن از فهرست جهانی یونسکو بود. موضوعی که از سال ۱۳۸۷ یکی از چالشهای مهم این اثر بوده و همچنان رفع نشده است. سال گذشته در سفر رئیس قوه قضائیه به لرستان هم این موضوع مطرح و راهکاری برای آن مطرح شد، اما همچنان انتقال این پادگان از حریم فلکالافلاک وعدهای است که زمان تحقق آن مشخص نیست. دیروز «امیرهوشنگ فتحی»، رئیس سازمان قضائی نیروهای مسلح استان لرستان، اعلام کرد موضوع انتقال این مرکز نظامی از حریم قلعه تاریخی در دستورکار قرار گرفته است، اما همچنان زمان دقیقی برای انجام آن مطرح نشده.
فرزانه قبادی
21 تیر 1404
هنر زندگی در عصر پارینهسنگی
نخستین دنیای خصوصی بشر، جایی که با همان امکانات اولیه، به ثبت تفکرات خود پرداخت و نشانههایی بهجا گذاشت؛ گویی میخواست جاودان باشد و به سفر زمان برود در دل تاریخ و به جهانی متفاوت از جهان خود، درباره زیست و دنیایش نشانهها و پیامهایی ارسال کند. غارها نخستین جهان شخصی برای بشری بودند که هنوز زیست متمدنانه را آغاز نکرده بود؛ شکارچیای که جهانش در تلاش برای حیات خلاصه شده بود. اما شواهد نشان میدهند برای او فقط بقا مهم نبود، او به هنر، نماد و نشانه نیز باور داشت. نقوش روی دیوارها این را میگویند و ابزارهایی که در خود نشانههایی از هنرنمایی، ارگونومی و نمادگرایی را حفظ کردهاند. غارهای پارینهسنگی خرمآباد از همین جنساند؛ پر از رمزوراز، پر از داستانهایی که از پسِ قرون سر برآوردهاند تا ماجرای او را بازگو کنند؛ او که جهانش شباهتی به دنیای سرعتزده ما نداشت. غارها انسان عصر تکنولوژی را به سفر در زمان میبرند؛ سفری به دوران سنگ چخماق، ابزارهای اولیه شکار و پناهگاهی ساده، اما پر از راز با نقوشی عجیب. در طول تاریخ، غار همواره محل مراجعه انسان بوده است؛ حتی پس از متمدن شدن. غار برای او جایی بوده برای خلوت، نیایش، پناه و بازگشت به گذشته خویش؛ جایی که آرامش و سکون او را فرامیخواند. اکنون بخشی از این غارها در ایران جهانی شده است؛ بخشی که روایتگر زیست انسان در دره خرمآباد و قدمت این سرزمین است.
فرزانه قبادی
18 تیر 1404
مسافران با شوق آمدند، با ترس گریختند
ما فقط شنیدیم که آسمان ایران بسته است، که راهها مسدود است و جادهها شرایط ویژه دارند، که فقط ۲۰ لیتر بنزین به هر خودرو میدهند، که فرودگاههای کشور تعطیل است، که بانکها هک شدند، که یک مجتمع مسکونی در بمباران تخریب شده، که اینترنت ملی شد، که خروجیهای تهران ترافیک کیلومتری دارند، که… . بسیاری از اخبار را شنیدیم، بسیاری را زندگی کردیم و خودمان بخشی از خبر بودیم، بسیاری خبرها زندگیمان را تحتتأثیر قرار داد یا فلج کرد، از کنار بسیاری هم گذشتیم و شاید فکر نکردیم آدمهایی که بخشی از داستانشان با این اخبار جنگ گره خورده، چه تجربهای را از سر گذراندند. طبیعی هم بود. ما دچار یک ترومای جمعی شده بودیم و هر کداممان در بخشی از این داستان پررنج، آسیب دیده بودیم و درگیر همان بخش بودیم و کمتر به دیگرانی که در جای دیگری از این داستان با بحران دستوپنجه نرم میکردند، فکر کردیم. ما هر کدام بهشکلی بخشی از روایتی تلخ بودیم که یک نقطه مشترک داشت: «جنگ». حالا که پای حرف هم مینشینیم، میبینیم آن دوازده روز را هر کس بهشکلی سپری کرده، با بحران مواجه شده و بحران را مدیریت کرده و توانسته از آن عبور کند. روایت راهنمایان گردشگری هم بخشی از این داستان است که با جمله: «وقتی جنگ شد...» آغاز میشود.
فرزانه قبادی
10 تیر 1404
در سنگر ایران باستان چه گذشت؟
«حتی یک نفر از مقامات با من تماس نگرفت تا درباره وضعیت موزه سؤال کند، انگار اصلاً ما در شهر وجود نداشتیم.» جنگ بود. آتش میبارید و شهر خلوت شده بود. هر کس خود را به مأمنی رسانده بود و هیچکس نمیدانست یک ساعت بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. موزه ملی ایران استثنا نبود، در آنجا هم لحظات سختی میگذشت. روایت رئیس این موزه تنها بخشی از این سختی را نقل میکند؛ او از بیان بسیاری از سخنان عبور میکند و شاید قرار است در زمانی دیگر آنها را نقل کند. اما سختترین تجربه در آن ۱۲ روز همین جمله بود که نوکنده در سخنانش به آن اشاره کرد: در شهر بهجز آن چندنفری که مشغول انتقال اشیا به مخزن بودند و کارشناسان و دغدغهمندانی که دور و نزدیک پیگیر شرایط موزه بودند، کسی به آن ساختمان آجری نجیب و موقر تقاطع خیابان سیتیر و سرنوشتش در آن آتشافروزیها فکر نمیکرد؛ ساختمانی که حالا فصل جدیدی از تاریخ را از سر گذرانده است. «جبرئیل نوکنده»، رئیس موزه ملی ایران، عصر دوشنبه در دبیرخانه ایکوم ایران در نشستی با عنوان «موزهها و منازعات» بخش کوچکی از آن ۱۲ روز سخت را مرور کرد. روزهایی که مدیران موزه با کمک کارکنان و جمعی از داوطلبان، بخشی از شناسنامه هویتی ایران را نجات دادند؛ آنهم در سختترین شرایط و با محدودیتهای بسیار. او بارها در سخنانش بر یک نکته تأکید میکند؛ بعد از گفتن از محدودیتها، بعد از مرور کمبودها و بعد از بیان مشکلات در آن شرایطی که همهچیز نامعلوم بود، میگوید: «ما در تمام لحظات فقط به نجات آثار فکر میکردیم.»
فرزانه قبادی
6 تیر 1404
نجیبزاده اشکانی در پناه سنگر شنی
همه شهر غافلگیر شدند در آن نیمهشبی که تهران با انفجارهای پیدرپی از خواب پرید. هر کس تدبیری داشت برای نجات و رفتن به جایی امن. جنگ شروع شده بود و کسی نمیدانست کی قرار است تمام شود. پس بهتر آن بود که هرکس خود را به جایی امن برساند. روایت آنها اما متفاوت بود. آنها که ساعاتی بعد از آن انفجارها بلافاصله راهی محل کارشان شدند؛ راهی موزهها. قرار بود پیش از آنکه خود را به محلی امن برسانند، شرایطی امن برای آثار تاریخی موزه فراهم کنند. آسمان پایتخت در روزهای بعد هم ناآرام است و همچنان صدای انفجارها به گوش میرسد، آنها اما در سالنهای موزه مشغولاند. موزهداران و کارکنان میراثفرهنگی در ۱۲ روز جنگ روزهای متفاوتی را سپری کردند؛ روزهایی که شاید در آینده نزدیک روایتهایش را نقل کنند. چند روز پیش تصاویری از موزه ملی ایران منتشر شد که نشان میداد تدابیر حفاظتی برای حفظ آثار موزه بهکار گرفته شده است. کتیبه بارعام و پلکان کاخ شورا پشت کیسههای شن پنهان شدهاند. داریوش و مرد شمی هم در حصاری شنی قرار گرفتهاند. جنگ است و این آثار قرار است قرنها بمانند، پس باید به سنگر بروند. اما این اقدامات تا چه اندازه منطبق بر ضوابط و استانداردهای حفاظت بودند؟
فرزانه قبادی
28 خرداد 1404
از جان انسانها و میراثفرهنگی دفاع کنیم
ایران، در کمتر از نیمقرن، برای دومینبار خود را درگیر جنگی تمامعیار میبیند. جنگها تنها جان انسانها، امنیت، آینده و زیرساختهای حیاتی را هدف نمیگیرند، بلکه زیرساختهای فرهنگی و میراثفرهنگی نیز در معرض خطر در آتش جنگ قرار دارند. همین است که کنوانسیونهای متعدد برای حفظ زیرساختهای فرهنگی در جنگها شکل گرفته است؛ گنجینهای که هویت، تاریخ و حافظه جمعی این سرزمین را در دل خود نگه داشته. در جنگ ایران و عراق، زمانی که آتش جنگ شهرها و موزهها را به یک اندازه درگیر کرده بود، تجربهای ارزشمند در حفاظت از میراثفرهنگی ایران رقم خورد. هر چند در همان روزها هم آثار بسیاری قربانی توحش دشمن و پایبند نبودنش به تعهدات بینالمللی شد، اما درعینحال اقدامات دلسوزانه مانع از آن شد که آثار ارزشمند ایران بیش از آن آسیب ببینند. امروز که دوباره آتش جنگ زبانه کشیده، میتوان از آن تجربهها آموخت و از هر آنچه ریشههای ما را تعریف میکنند، دفاع و حفاظت کرد.
فرزانه قبادی
27 خرداد 1404
برزخی به وسعت یک شهر
فرزانه قبادی
25 خرداد 1404
زیستن میانه جنگ
ماشینها نیشترمز میزنند و عکسی از برج دودی که به آسمان میرود، میگیرند. مردها در پیادهراه درباره اینکه این دود تا چند روز قرار است بلند باشد تا ذخیره مخزن تمام شود، میگویند. یک نفر میگوید بنزین است. دیگری میگوید چیزی شبیه قیر در مخزن است و کسی با یک «نه بابا» میگوید مخزن پر از نفت بوده. «جلال ملکی»، سخنگوی آتشنشانی، اما ساعتی پس از حادثه محتویات مخزن نفت شهران را «مشتقات نفتی بهجز بنزین» اعلام کرده است. بهگفته او: «دود سیاه اطراف انبار نفت بهعلت سوختن مشتقات نفتی است که تا زمان اتمام سوخت در مخزن ادامه خواهد داشت و جای نگرانی برای شهروندان نیست.» معلوم نیست سوخت مخزن کی تمام شود. شعلهها هنوز در مخزن گاهی زبانه میکشند و دود غلیظ میشود و گاهی آرام میگیرند و کمی از غلظت دود کم میشود. اینجا تقاطع بزرگراه باکری با سیمون بولیوار است. جایی که شنبهشب در صدر خبرها بود: «انبار نفت شهران».
