شبنم مسعودی
روزنامهنگار
شبنم مسعودی
۱۰ مرداد ۱۴۰۵
ستونهای نامرئـــی تولید
اقتصاد روستایی ایران یک ویژگی عجیب دارد؛ بخشی از مهمترین کارهای آن، انگار اصلاً کار محسوب نمیشود. صبح زود، پیش از آنکه تراکتوری روشن یا گلهای راهی مرتع شود، روز کاری آغاز شده است. دامها تیمار و شیر دوشیده شده، نان روی تنور است، گیاهان دارویی خشک و بستهبندی شدهاند و محصولات لبنی فراوری میشوند. کودکی که قرار است نسل بعدی کشاورزان این سرزمین باشد نیز از خواب بیدار شده است.
شبنم مسعودی
۴ مرداد ۱۴۰۵
نبرد تازه بر سر سفـــره
تنظیم بازار کالاهای اساسی در ایران سالهاست میان دو نقطه در نوسان است؛ یا بازار با مازاد عرضه روبهرو میشود و تولیدکننده زیان میبیند، یا کمبود و افزایش قیمت، دولت را به مداخله وادار میکند. در این میان، ابزارهای سیاستگذاری نیز تقریباً ثابت ماندهاند؛ قیمتگذاری، واردات، ممنوعیت یا آزادسازی صادرات، توزیع ذخایر راهبردی و تشدید نظارت. با این حال، تجربه بازار مرغ، گوشت، برنج، روغن، شکر و حتی لبنیات نشان داده است که این مداخلات، اغلب زمانی آغاز میشوند که بازار از تعادل خارج شده و هزینه بحران، هم بر دوش تولیدکننده و هم بر دوش مصرفکننده افتاده است. این تجربه، پرسشی را پیش روی سیاستگذاران قرار داده است: آیا مسئله اصلی، کمبود ابزارهای تنظیم بازار است یا نبود تصویری دقیق از آنچه در زنجیره تأمین کالاهای اساسی رخ میدهد؟
شبنم مسعودی
۲۹ تیر ۱۴۰۵
پایان یک ممنوعیت فصلی
سیاست ممنوعیت واردات برنج در فصل برداشت که نزدیک به یک دهه با هدف حمایت از شالیکاران اجرا میشد، حالا دوباره در کانون بحث قرار گرفته است. نتایج بررسیهای وزارت جهاد کشاورزی نشان میدهد این سیاست در بازار امروز، به دلیل تغییر ساختار تجارت و تعدد عوامل اثرگذار بر قیمت، دیگر نقش تعیینکننده گذشته را ایفا نمیکند.
شبنم مسعودی
۲۵ تیر ۱۴۰۵
نان در خـــــــط مقدم
حمله به سیلوی گندم «هویزه» نشان داد با وجود قوانین بینالمللی برای حفاظت از منابع غذایی در جنگ، زیرساختهای تأمین غذا همچنان هدف حملات قرار میگیرند
شبنم مسعودی
۲۳ تیر ۱۴۰۵
غذا در سطل زباله
آفتاب آغاز فصل گرم، روی مزارع جنوب سنگینی میکند. کشاورز گوجهکار، چند ردیف از مزرعه را دیگر برداشت نمیکند. حساب و کتاب ساده است؛ هزینه کارگر، سبد، حملونقل و رساندن محصول به میدان، از پولی که قرار است نصیبش شود بیشتر است. گوجهها روی بوته میمانند تا زیر آفتاب نرم شوند یا با شخم بعدی به خاک برگردند. چند صد کیلومتر آنسوتر، در میدان میوه و ترهبار، بخشی از محصول در اثر جابهجایی، گرما یا نگهداری نامناسب کیفیت خود را از دست میدهد. آنچه به فروش نمیرسد، از چرخه مصرف خارج میشود. این فقط داستان یک مزرعه یا یک محصول نیست؛ روایتی تکرارشونده از بخشی از ضایعات کشاورزی در ایران است؛ ضایعاتی که نه فقط غذا، بلکه آب، خاک، انرژی، سرمایه و نیروی انسانی را نیز به هدر میدهد.
شبنم مسعودی
۱۲ تیر ۱۴۰۵
زمینهایی که دیگـــــر نان نمیدهند
دیوارهای سیمانی آرامآرام جای خوشههای گندم را میگیرند. مزارع و باغاتی که تا چند سال پیش برنج، سبزی، خیار و میوه میدادند، حالا به قطعات کوچک محصورشدهای تبدیل شدهاند که روی تابلوهای فروششان نوشتهاند: «باغویلا»، «زمین با قابلیت تغییر کاربری» یا «فرصت سرمایهگذاری». در بسیاری از روستاهای شمال کشور، اطراف کلانشهرها و حتی دشتهای حاصلخیز، تغییر کاربری اراضی کشاورزی دیگر یک اتفاق استثنایی نیست؛ روندی است که هر روز تکرار میشود.
شبنم مسعودی
۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دامپزشکی: قربانی در خیابان، ممنوع
قربانیکردن بخشی از حالوهوای محرم است. گوسفندی که مقابل هیئت یا جلوی خانه ذبح میشود، نشانه ادای نذر و طلب برکت باقی مانده؛ رسمی که نسل به نسل منتقل شده و با خاطرات عزاداری، تقسیم گوشت نذری و همسایگیهای قدیمی گره خورده است. اما این صحنه که برای بخشی از جامعه ایرانی حالوهوای سنت را پررنگ میکند، برای برخی دیگر با دغدغههای بهداشتی و مقتضیات زندگی شهری پیوند خورده است. حالا با تأکید برخی استانها بر ممنوعیت ذبح دام در معابر و اصرار دامپزشکی بر انجام قربانی در مراکز مجاز، پرسشی قدیمی دوباره مطرح شده است: آیا قربانی لزوماً به خیابان و معبر گره خورده است؟
شبنم مسعودی
۲۴ خرداد ۱۴۰۵
جراحی بزرگ یادرمان ناتمام ؟
کمتر از ۶ ماه پیش، دولت تصمیم گرفت یکی از بزرگترین سیاستهای حمایتی سالهای اخیر را کنار بگذارد. ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی که سالها واردات نهادههای کشاورزی و دامی را تغذیه میکرد، حذف شد؛ تصمیمی که مسعود پزشکیان آن را «جراحی بزرگ» و پایان یک «ناهنجاری اقتصادی» خواند؛ تصمیمی که البته سایه تجربه شکستخورده حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی در سال ۱۴۰۱ همچنان بر آن سنگینی میکند.
