بایگانی مطالب نشریه

دانشجویان حق ندارند جلسات را به هم بریزند

دانشجویان
حق ندارند جلسات را به هم بریزند
ایسنا نوشت: معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر علوم با هشدار نسبت به دانشجویان اخلالگر در دانشگاه‌ها، گفت: حتی بهم زدن یک سخنرانی را نمی‌پسندیم و برنمی‌تابیم. سید ضیا هاشمی (معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر علوم) درباره ایجاد تنش توسط عده‌ای از دانشجویان حین سخنرانی‌های طیف های مختلف سیاسی، اظهار داشت: ما همواره به همه گروه‌ها و مسئولان تاکید کردیم که قانون را فصل الخطاب بدانند. هر کسی که خودش را تابع قانون نداند از نظر ما کارش خطاست. معاون فرهنگی وزارت علوم با تاکید بر اینکه همواره تبعیت از قانون مورد تاکید مقام معظم رهبری بوده است، گفت: قانونمندی یکی از ارزش‌های ماست که ما در جهت دفاع از آن تاکیداتی داریم. هاشمی با هشدار نسبت به دانشجویان اخلالگر در دانشگاه‌ها، خاطرنشان کرد: حتی بهم زدن یک سخنرانی را نمی‌پسندیم و بر نمی‌تابیم. معاون فرهنگی وزارت علوم اضافه کرد: اگر با هر موردی از ایجاد اختلال و بی‌نظمی مواجه شویم، واکنش نشان می‌دهیم؛ البته در موادری در دانشگاه آزاد اتفاقاتی افتاده و می‌افتد که از کانال خود دانشگاه آزاد باید مدیریت شود.

وزیر بهداشت وضعیت را سفید اعلام کرد همه مدعیان دعوت از وزیر

وزیر بهداشت وضعیت را سفید اعلام کرد
همه مدعیان دعوت از وزیر

پیام ما- داستان از آن جایی شروع شد که در رسانه ها خبر از شیوع انفلوآنزای خوکی شد. در میان همه تاییدها و تکذیب ها ، مرگ افراد مختلف در جای جای استان نشان داد که آنفلوآنزای خوکی آمده است و البته برای این آمدن از کسی هم اجازه نگرفت. یک ماه پیش برای اولین بار «پیام ما» در خبری اختصاصی در گفتگو با پزشک متخصص داخلی بیمارستان بردسیر از مرگ چند نفر در آن بیمارستان پرده برداشت. خبری که البته علی رغم تایید پزشک متخصص بیمارستان از سوی رییس بیمارستان و رییس مرکز بهداشت شهرستان بردسیر تکذیب شد.
تکذیب ها نتوانست جلوی گسترش آنفلوآنزای n1h1 را بگیرد و کار به جایی رسید که استانداری با تشکیل جلسه ویژه، وضعیت را در استان زرد اعلام کرد. خبری که با انتشار آن از همان روز اول و در حواشی اش شنیده می شد که وزیر بهداشت چندان موافق رسانه ای شدن داستان و اعلام وضعیت زرد نبوده است. روز بعد از جلسه، سیف الهی معاون استاندار که از سوی وی جهت پیگیری مساله آنفلوآنزا مامور شده بود، در گفت و گو با خبرنگار پیام ما خبر از سفر وزیر بهداشت به کرمان داد. در حالی که این خبر روز دوشنبه در روزنامه پیام ما به چاپ رسید، روز سه شنبه شهباز حسن پور در مجلس شورای اسلامی و در نطق پیش از دستورش از وزیر بهداشت خواست تا به کرمان سفر کند. درخواستی که روز قبل از آن تایید شده بود و بنا بود که وزیر روز چهارشنبه به کرمان بیاید. از صبح چهارشنبه کمیته های تبلیغات نمایندگان محترم کرمان در مجلس در فضای مجازی به شدت فعال شدند تا بلکه با توجه به حساسیت و نگرانی مردم و به تبع آن پیگیری اخبار مربوط به آنفلوآنزا بتوانند سفر وزیر بهداشت به کرمان را به نفع خود مصادره کنند. فارغ از این که سفر چند ساعته وزیر محترم بهداشت چه دستاوردی در جهت کنترل آنفلوآنزا می تواند داشته باشد، با فرود هواپیمای حامل وزیر بهداشت در فرودگاه کرمان و آنتن دار شدن تلفن های همراه از همان دقایق اول رقابت بین نمایندگان که دست برقضا! آن ها نیز با همین هواپیما به کرمان سفر کرده و به حوزه انتخابیه خود بازگشته بودند داغ تر شد.
حامیان پور ابراهیمی نماینده شهرستان های کرمان و راور با انتشار عکسی که وزیر را ایستاده بر بالای صندلی اش در هواپیما و در کنار پور ابراهیمی نشان می داد، با این عنوان که «وزیر بهداشت به دعوت دکتر پور ابراهیمی به کرمان آمد.» و «هم اینک در فرودگاه کرمان» سعی کردند با سرعت بالای خود گوی سبقت را از سایرین بریایند. دقایقی بعد عکسی از سوی حامیان دکتر زاهدی به عنوان رییس مجمع نمایندگان کرمان منتشر شد که وی را در کنار وزیر بهداشت و جمعی دوربین به دست در حال عکاسی نشان می داد. در ادامه این عکس نیز خبری با این تیتر در گروه های تلگرامی لوود می شد:«وزیر بهداشت به دعوت رییس مجمع نمایندگان استان به کرمان آمد.»
بحث در بین حامیان رسانه ای دو نماینده شهرستان کرمان در گروه های مجازی بالا گرفته بود که ناگهان عکسی از نماینده سیرجان در کنار وزیر بهداشت در هواپیما و در صندلی «فرست کلاس» منتشر شد که این متن را به عنوان رونویس داشت:«وزیر بهداشت به دعوت شهباز حسن پور نماینده سیرجان به کرمان آمد.» اندکی نگذشته بود که این عکس ها تحت عنوان جنگ نمایندگان کرمان بر سر این که چه کسی وزیر بهداشت را دعوت کرده بالا گرفت! و در کانال های متعدد خبری استانی، برون استانی و خارجی قرار گرفت. این در حالی بود که بر اساس خبرهای موثق، وزیر بهداشت طبق دستور کارش به کرمان آمده بود.
وزیر بهداشت چند ساعت در کرمان ماند و در جلسات متعدد شرکت و از بیمارستان های کرمان بازدید کرد و در نهایت با گلایه از رسانه ای شدن موضوع – تا این حد- با اعلام وضعیت سفید به تهران بازگشت. وزیر بهداشت به تهران برگشته؛اما دکتر پور ابراهیمی در آخرین عکسی که در کانال رسمی خود در نرم افزار تلگرام منتشر کرده، در جمع عزاداران رضوی در بخش چترود گفته است:«از عوامل کنترل بیماری آنفلوآنزا تشکر می کنم. مردم نگران بیماری آنفلوآنزا نباشند.» پیام ما در بررسی های خود نتوانست با منابع موثقی گفت و گو کند که بتواند سفید شدن یک شبه وضعیت را برای خوانندگان خود تشریح کند. البته در روزهای آینده قطعاً به این موضوع خواهیم پرداخت. اما نکته جالب و فراموش نشدنی این سفر حضور تمام قد و همه جانبه نمایندگان فعلی استان کرمان است. نشان دادن حساسیت در خصوص سلامت مردم حوزه انتخابیه امری شایسته است. اما امیدواریم که این حرکت ها و عکس اندازی ها با وزیر بهداشت و به اشتراک گذاری آن در گروه های مجازی رفتاری «شب انتخاباتی» نبوده و این نمایندگان در صورت انتخاب مجدد و راهیابی به مجلس دهم همین قدر پیگیر، حساس و مسوولیت شناس باشند و گزارش عملکرد لحظه به لحظه خود را همچنان ادامه دهند.

کار را که کرد؟ هم ‌آن‌ کس که در عکس بود

کار را که کرد؟ هم ‌آن‌ کس که در عکس بود

اوضاع عجیبی شده بود ، خبرها و شایعات به هم پیوسته بودند :
آنفولانزای h1n1 (یا همان خوکی) به کرمان هم رسید،بیش‌از ۳۰ نفر در استان کرمان جان خود را از دست دادند، وضعیت زرد در کرمان اعلام شد، مدارس و مهدکودک‌ها تعطیل شدند،اما به شهروندان عزیز این تذکر را دادند که از تعطیلات استفاده نکنند و به مسافرت نروند،درشهر شایع شده که پلیس‌راه جلوی کرمانیان عازم به مسافرت را می‌گیرد و ایشان را به کرمان بازمی‌گرداند،حتی گروهی مشغول منتشر کردن شایعه‌ای در سطح حمله‌ی فضایی ها به کرمان‌هستند و می‌گویند طی گود برداری در خیابان بهمنیار به گورستانی قدیمی رسیده‌اند و از یکی از چاله‌ها گازی عجیب به بیرون فوران کرده و چندتن از کارگران همانجا مبتلا و روز بعد جان باختند و می‌گویند این گورستان در قدیم به جان‌باختگان وبا و جذام و دیگر بیماری‌های لاعلاج تعلق داشته و حالا این توسعه طلبی‌ها و سازندگی‌ها باعث شده که آن بیماری‌ها دوباره گریبان گیر کرمانیان بشوند، و در پی این وضعیت عجیب و غریب و تقریبا اورژانسی وزیر بهداشت به کرمان می‌آید تا از نزدیک ناظر بر عملکرد پرسنل فعال در زمینه‌ی بهداشت باشد که ناگهان همه‌ی ما با آنچه که تغییر نخواهد کرد مواجه می‌شویم . نه بیماری واگیر‌دار و نه شایعات و یک‌کلاغ و چهل‌کلاغ‌ها،هیچ کدام کوچکترین خللی در حس (من بودم که کار را تمام کردم)، ما ایرانی‌ها ایجاد نمی‌کند (حتی اگر کار تمام نشده باشد) در همین راستا نمایندگان عزیز و از جان‌گذشته‌ی کرمان هم تلاش‌شان را انجام دادند تا درعکس‌های بیشتری کنار وزیر بهداشت قرار داشته باشند. و البته که عجیب هم نیست و ابر انسانی که با حضور چند ساعتی خود، وضعیت زرد یک استان ، که با یک بیماری اپیدمیک دست به گریبان است را تبدیل به وضعیت سفید می‌کند و حتی بیماران هم‌ یک‌صدا زمزمه می‌کنند همه چی آرومه ما چقدر سرحالیم- واقعا جای عکس گرفتن هم دارد و هرکس دیگری هم آنجا بود می‌خواست نه تنها با وی عکس بگیرد بلکه به حربه‌ای ثابت کند این سوپرمن را من به این شهر سرماخوردگان آوردم و برای استقبال می گفتند: کلد استاپ معتدلی به شهر ما خوش آمدی.
حال بشنوید از آنچه منسوب است به تیم محافظت از آقای وزیر و دیگر حرفهای درگوشی که در تلگرام، گوشی به گوشی می‌چرخند و به قول معروف در دروازه‌را می‌شود بست اما در گوشی مردم را نه. خلاصه شاهدان عینی شایعه سوار می‌گویند که پس از به پرواز در آمدن هواپیمای وزیر یکی از نمایندگان کرمان که وی هم از تلاشگران عرصه‌ی (کارا که کرد همان کس که وزیر را آورد) بود خود را به فرست کلاس می‌رساند و پس از موافقت سر تیم محافظت کنار وزیر می‌نشیند و چند کلامی‌با وی هم صحبت شده و بعد از چند دقیقه به صندلی خود برمی‌گردد، البته این که سوژه‌ی مناسبی برای شایعه‌نیست، سوژه‌آنجاست که بعد از فرود آمدن هواپیما همان نماینده‌ی عزیزتر ازجان دوباره تلاش‌هایش را از سر می‌گیرد تا کماکان هم‌سفر وزیر بهداشت بماند وی آنچنان دلبسته‌ی کمالات ایشان شده‌بود که حاضر نبود لحظه‌ای فاصله‌ بین ایشان بیوفتد و اصرار فراوان می‌ورزیده که باید من در همان ماشینی بنشینم که وزیر نشسته‌اند و آقای محافظت هم انکار می‌نموده و اجازه سوار شدن به نماینده‌ی ما را نمی‌داده و کار به‌جایی می‌رسد که یقه‌ی کت منتخب مردم کرمان را می‌گیرد و محکم به عقب می‌کشد و همزمان در ماشین وزیر را می‌بندد و می‌گوید تا من اینجا هستم اجازه‌ نمی‌دهم که در ماشین وزیر بنشینی. وقتی هم دیگران به وی می‌گویند وای بر تو که آنکسی که چنین برخورد فیزیکی با وی کردی نماینده‌ی مردم بود. با داد و فریاد می‌گوید: میشناسمش این بنده خدا از داخل هواپیما فقط می‌خواسته از هر فرصتی برای عکس گرفتن با وزیراستفاده کند . و بالاخره با پادرمیانی چندنفر این موضوع خاتمه پیدا میکند و جالب اینکه در کرمان هم حرف محافظ وزیر به کرسی می‌نشیند و وزیر هم واکنشی نشان نمی‌دهد.که خوب عجیب هم نیست وی آنچنان مشغول خرق عادات و روزمره‌سازی بیماری اپیدمیک بود که متوجه برخورد بد همراهیانش با نماینده‌ی مردم نمی‌شود و جالب اینجاست که در تلویزیون هم می‌گویند ما پارسال هم وضعیت قرمز شد اما اعلام عمومی نکردیم و این مشکلات پیش نیامد. درنتیجه به حقیقت دیگری هم پی‌می‌بریم که در فرهنگ عامه هم بدان اشاره شده: مشکل آن نیست که مردم بکشد، مشکل آن است که رسانه‌ای شود.

خبر

روایت وزیر بهداشت از سفر
به کرمان
وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی درباره سفر خود به استان کرمان که برای بررسی وضعیت آنفلوانزا انجام شد، یادداشتی را در کانال تلگرامش منتشر کرد. دکتر سید حسن هاشمی در یادداشت خود آورده است: برای بررسی شیوع آنفلوانزا و نگرانی‌های ایجاد شده، به اتفاق همکارانم راهی کرمان و بلافاصله بیمارستان افضلی‌پور شدم، که بیماران تنفسی در آن بستری بودند. همان ابتدا خواهری با ماسک پیش آمد. فوق العاده مضطرب. که آنفلوانزا چنین است و چنان؛ سی نفر را کشته و … گفتم اول بگذار شرح حال بگیرم و معاینه‌ات کنم. در سلامت کامل بود و علامت هیچ بیماری‌ای نداشت. پرسیدم پس ماسک برای چه زده‌ای؟! خیالش که از سلامتش آرام شد، ماسک را برداشت. با بیماران و خانواده‌هایشان صحبت کردم. نیمی از تخت‌های بیمارستان خالی بود. نشان میداد برخی شایعات و کمبودهای مطرح شده صحت ندارد. به گفته کادر زحمتکش بیمارستان، مراجعات هم کاهش یافته و خوشبختانه شرایط عادی و وضعیت سفید است» هاشمی در ادامه آورده است: هر سال ۲۰درصد جمعیت به آنفلوانزا مبتلا می‌شوند که امری طبیعی است. تاکید می‌کنم افرادی که به عنوان قربانیان این بیماری معرفی شده‌اند، اغلب دارای بیماری زمینه‌ای دیگری بوده‌اند و هیچ یک از هموطنان از دست رفته، تنها به دلیل آنفلوانزا فوت نکرده‌اند. به مردم اطمینان می دهم جای هیچ نگرانی نیست. با کمبود دارو یا لوازم پزشکی هم اصلا مواجه نیستیم. توصیه می‌کنم با رعایت بهداشت فردی و مراقبت‌های لازم، از ابتلا به بیماری پیشگیری کنیم؛ مخصوصا تا آخر فصل سرما که این ویروس در کمین نشسته! دو نکته قابل توجه، اول از رسانه و بویژه شبکه‌های اجتماعی و مجازی، هم جادوی شایعه بر می‌آید و هم معجزه آگاهی. مساله را بسط نمی‌دهم. امیدوارم اهالی عزیز رسانه و کنشگران فضای ارتباطی، در چنین مواردی، با اطلاع‌رسانی دقیق و عدم انعکاس شتاب‌زده شایعات یا اظهارات مقام‌های غیر مسوول، موجب آرامش و مراقبت مردم باشند. دوم، خدا را شاکرم که مردم ما به این اندازه به خدمتگزاران خود در جامعه پزشکی اعتماد دارند. این را وقتی دریافتم که آن خواهر مضطرب بلافاصله بعد از معاینه، ماسک را کنار گذاشت.

آنفلوآنزا در کرمان کنترل شد
استاندار کرمان از کاهش حجم مراجعات به مراکز درمانی کرمان خبر داد و گفت: با اقدامات صورت گرفته بیماری آنفلوانزا در کرمان کنترل شده است. به گزارش مهر، علیرضا رزم حسینی در نشست شورای سلامت و امنیت غذایی استان کرمان که با حضور وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برگزار شد، گفت: تعطیلی مدارس که به دستور ستاد بحران انجام شد خوشبختانه آرامش روانی بسیار خوبی را برای مردم ایجاد کرد. وی با اشاره به اعتماد ایجاد شده برای مردم افزود: مردم به این نتیجه رسیده اند که دولت مراقب امور است و اقدامات تخصصی مورد نیاز را در مواقع ضروری انجام خواهد داد. رزم حسینی در ادامه از کادر درمانی و روسای دانشگاه های علوم پزشکی استان کرمان برای کنترل بیماری آنفلوآنزا تقدیر کرد و گفت: بیماری انفلوآنزا خوشبختانه در استان کرمان به خوبی کنترل شده است. وی همچنین بیان داشت: در حال حاضر حجم مراجعات به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی کرمان خیلی کمتر شده‌است و با توجه به مراقبت های انجام شده و رعایت موارد پیشگیرانه جای هیچ نگرانی وجود ندارد.

وضعیت کرمان سفید اعلام وضعیت شد
جانشین ستاد بحران کرمان گفت: با همکاری مردم، کادر درمانی و مدیریت بسیار عالی استاندار کرمان، وضعیت کرمان سفید اعلام شد. به گزارش ایسنا ابوالقاسم سیف الهی با بیان این مطلب که وضعیت کرمان سفید شده است، گفت: وضعیت آنفلوآنزا رو به بهبود است، بطوریکه، آمار مراجعه کنندگان به بیمارستان ها و مراکز درمانی کاهش یافته است و به نظر می رسد که مشکل خاصی در استان کرمان نداشته باشیم. جانشین ستاد بحران کرمان با اشاره به آنکه داروی آنفلوآنزا در کرمان به اندازه کافی وجود دارد و جای نگرانی نیست، اظهار کرد: با پیشگیری و رعایت نکات ایمنی که مردم شریف و با فرهنگ کرمان انجام داده اند، همچنین شرایط مناسب آب و هوایی، شیوع این بیماری به شدت کاهش یافته است. وی با اشاره به آنکه، آمارتلفات از پنج شنبه تا به حال هیچ تغییری نکرده است (33 نفر فوتی در استان کرمان)، اذعان کرد: از همکاری مردم در رعایت نکات ایمنی و پیشگیری هایی که انجام داده اند،تشکر می کنیم. همچنین کادر پزشکی و درمانی فعالیت بسیار خوبی انجام داده اند و به نظر می رسد ما از موج اول آنفلوآنزا در کرمان عبور کرده ایم، اما ممکن است بعدا دوباره با موج دوم آنفلوآنزا روبرو باشیم، اما در این مرحله با مدیریت بسیار عالی استاندار کرمان وضعیت اکنون مناسب است.

هفتمین یادواره 130 شهید زغالسنگ کرمان برگزار شد یاد شهدای زغالسنگ زنده نگه داشته شد

هفتمین یادواره 130 شهید زغالسنگ کرمان برگزار شد
یاد شهدای زغالسنگ زنده نگه داشته شد

هفتمین یادوراه 130شهید زغالسنگ کرمان روز هفدهم آذرماه با همت شرکت زغالسنگ کرمان و جمعی از مسئولین مربوطه در محل حسینیه ثارالله برگزار شد.
گلریزان مزار شهدای گمنام
در ابتدای مراسم هفتمین یادوراه 130شهید زغالسنگ کرمان دکتر نیک طبع مدیر عامل شرکت معادن ذغالسنگ کرمان، حجت الاسلام عبدالعلی گواهی نماینده ولی فقیه در سپاه حضرت محمد رسول الله(ص) تهران، حجت الاسلام سید علی گرامیان مشاور وزیر صنعت, معدن وتجارت، نعمت الهی عضو هییت مدیره شرکت معادن ذغالسنگ کرمان، محمد قمشه ای رئیس حراست، اکبر سلطانی مدیر روابط عمومی، روح الله جعفری مسئول دفتر روابط عمومی و به همراه جمعی دیگر از مسئولین به موزه دفاع مقدس رفتند و در این مکان به گلریزان و زیارت آرامگاه شهدای گمنام پرداختند.
مدیرعامل شرکت زغالسنگ کرمان: یاد و خاطره شهدای کشورمان را زنده نگه می داریم
مدیر عامل شرکت معادن زغالسنگ کرمان در هفتمین یادواره 130 شهید زغالسنگ کرمان در محل حسینیه ثارالله گفت: در واقع میزبان تمامی مهمانانی که در این مراسم حضور دارند خانواده ی شهدای زغالسنگ هستند.
دکتر نیک طبع با اشاره به اینکه در زمان جنگ مردان زیادی بودند همانند حاج قاسم سلیمانی که با شور و اشتیاق به سمت جبهه ها می رفتند اظهار داشت: سروران عزیزی بودند که به یکباره به سمت جبهه ها رفتند اما شهدای زغالسنگ به گونه ای دیگر بودند به مانند حال حاضر که یکی از سخت کوش ترین افراد جامعه هستند و استخراج معان زغالسنگ یکی از شغل های بسیار سخت جامعه امروزی نیز می باشد.
وی ضمن تشکر از مهمانانی که از خارج از استان در این مراسم حضور پیدا کرده اند، افزود: امیدواریم میزبان خوبی باشیم برای مهمانان عزیزمان و خانواده شهدا و همچنین تشکر می کنم از استاندار کرمان که حمایت های ویژه ای از مجموعه زغالسنگ داشته اند و امیدواریم که با کمک آقای رزم حسینی بتوانیم، زغالسنگ کرمان را به عزت قدیم برگردانیم.
مدیرعامل شرکت معادن زغالسنگ کرمان تصریح کرد: یاد و خاطره شهدای کشورمان را زنده نگاه می داریم ضمن اینکه یاد و خاطره ی 130 شهید زغالسنگ کرمان را که شاید بتوان گفت رتبه ی اول را در تعداد شهیدان معادن کشور را دارند به طور ویژه ای برای هفتمین بار زنده نگاه می داریم.
نیک طبع تصریح کرد: آنچه که مسلم است حضور این 130 شهید عزیز اتفاق خاصی بوده که برای حفظ اسلام، مرزها، ناموس و به نوعی حفظ از جان و مال و هر آنچه که داشتیم توسط گروهی از این عزیزان صورت گرفته است.
وی با اشاره به اینکه حدودا 75 درصد کرمان به نوعی زیر مجموعه خانواده زغالسنگ هستند، گفت: برگزاری مراسم یادواره 130 شهید زغالسنگ هر ساله منبع خیر و برکت برای این مجموعه بوده و امیدواریم که امسال هم این اتفاق بیافتد و بتوانیم حامی عزیزانی باشیم که هنوز هم درگیر مسائل جنگ هستند مانند خانواده جانبازان و اسیران که عزیز ما هستند.
مدیر عامل شرکت معادن ذغالسنگ کرمان افزود: امیدواریم که امسال بتوانیم همراه خانواده شهدای عزیزمان باشیم و در کنارشان باشیم و تلاش من این است که به عنوان عضو کوچکی از خانواده زغالسنگ کرمان اگر کمبودهایی بوده و کوتاهی صورت گرفته است از خانواده شهدای عزیز عذرخواهی می کنیم و امیدواریم که بتوانیم قصور صورت گرفته را جبران کنیم.
وی تصریح کرد: امیدواریم امسال بهتر و بیشتر از قبل بتوانیم حامی عزیزانی باشیم که عزیزی را از دست داده اند و بتوانیم حداقل گوشه ای از مشکلاتشان را حل کنیم و در کنارشان باشیم.
نیک طبع گفت: امیدواریم که بتوانیم با یک تغییر روش به نوعی زغالسنگ را به دوران قبل خود بازگردانیم و برگردیم به دورانی که در راستای حل موضوع، حمایت های ویژه ای را در کنار حفظ عزت زغالسنگ داشته باشیم.
وی افزود: من فکر می کنم بهترین عهد با توجه به دوران گذشته ای که زغالسنگ داشته است، این است که زغالسنگ را به دوران قدیمش باز گردانیم و حمایت ویژه ای از خانواده شهدا داشته باشیم.
مدیر عامل شرکت معادن ذغالسنگ کرمان اطهار داشت: یک برنامه ویژه ای داریم که مشخص کنیم که قرار است طی چند سال آینده به کجا باید برسیم و چگونه به عزت قبل بازگردیم. یکی از بند های این برنامه کوتاه مدت است که در خدمت خانواده شهدا، ایثار گران، جانبازان و تمامی عزیزانی که در این مجموعه کار می کردند و مورد جراحت قرار گرفته اند باشیم و اگر کوتاهی صورت گرفته ببخشند و جبران کنیم.
وی در پایان تشکر ویژه ای از فرمانداران، اداره اطلاعات منطقه ای، سپاه پاسداران، نیروی انتظامی، صنایع، تامین اجتماعی، دارایی و همه ی ارگان هایی که همکاری لازم را برای برگزاری هفتمین یادوراه 130 شهید زغالسنگ کرمان داشته اند، کرد.
راهی که شهدای ما رفته اند
راه عشق بوده است
سخنران بعدی این مراسم حجت الاسلام عبدالعلی گواهی نماینده ولی فقیه در سپاه حضرت محمد رسول الله(ص) تهران بود.
نماینده ولی فقیه در سپاه حضرت محمد رسول الله(ص) تهران در ابتدای سخنان خود رحلت حضرت رسول اکرم، شهادت امام حسن مجتبی(ع) و امام رضا(ع) را تسلیت گفت.
حجت الاسلام عبدالعلی گواهی ضمن تشکر از نیک طبع، اعضای هییت مدیره، نعمت الهی و تمامی افرادی که برای برگزاری این مراسم تلاش کرده اند افزود: خوشحالم که شهدا من را لایق دانستند تا توانستم در مراسم تجلیل از لاله های پرپرشده حضور پیدا کنم، خدا را سپاسگزارم و همچنین ما باید حامیان این مجالس باشیم.
وی با اشاره به اینکه یکی از هموطنان در کربلا از قاسم سلیمانی به عنوان قائم ما و رهبر ما یاد کرده است، گفت: وجود قاسم سلیمانی یک افتخار است برای کرمانی ها و البته نباید گفت فقط کرمانی ها به دلیل اینکه قاسم سلیمانی متعلق به همه ی جهان اسلام است.
وی درادامه به مسائلی پیرامون شهید و شهادت پرداخت و افزود: شهادت و یا شهدا نیاز به تقدیر و یاد کردن ندارند، در حقیقت شهدا کسانی هستند که ما نفس کشیدن امروز را مدیون آنها هستیم و امنییت بزرگی که امروز در کشور ما است به برکت شهدای گرانقدرمان است.
حجت الاسلام گواهی در ادامه گفت: اگر امروز می بینید در هر کشوری نا امنی ایجاد می شود و دست نیاز را به سوی ایران دراز می کنند، اگر امروز شخصیتی مثل پوتین در حضور رهبر ما عرض ادب و ارادت می کند و می گوید هر وقت به ایران سفر کردم با دست پر بازگشتم، اگر امروز می بینیم که ما در گذشته تو سری خور بودیم و امروز در اوج عزت قرار داریم به واسطه ی شهداست که سر دادند تا ما امروز سربلند باشیم.
وی تصریح کرد: همچنین به واسطه ی حضور جانبازانی که سلامتی خود را دادند و 30 سال است که از روی ویلچر پایین نیامده است و آن همسر جانبازی که 30 سال است راه خانه پدر را فراموش کرده است و نتوانسته همسر خود را تنها بگذارد.
نماینده ولی فقیه در سپاه حضرت محمد رسول الله(ص) تهران با اشاره به اینکه ما در زمان حساسی زندگی می کنیم، گفت: خدا را باید شاکر باشیم که رهبری مقتدر و روشن ضمیر داریم که افق دیدی برای ده ها سال آینده دارند.
حجت الاسلام گواهی با اشاره به اینکه رهبر ما رسما اعلام کردند که تهاجم فرهنگی دشمن جدی است، افزود: اما مسئولین وقت ما مراقبت نکردند، رهبر فرمود فرهنگ به مانند نفس کشیدن است، اگر امروز ما در مسائل فرهنگی مراقبت نکنیم، متاسفانه به عنوان یک ویروس واگیردار عمل می کند و همه ی جامعه را در بر می گیرد، پیام شهدای ما این است که باید مراقبت فرهنگی کنیم.
وی اظهار داشت: نکته دومی که رهبر مد نظر قرار دادند فتنه ی سال 88بود که باز هم کسی توجه نکرد و گفتند فتنه چیست؟ تنها اختلاف بین دو دسته ی مختلف است که برطرف می شود. اما موضوع اختلاف بین دو گروه در داخل کشور نبود. بحث حمله ی دشمن از آن طرف آب بود تا دشمن آب را گل آلود کند و به اهداف خودش برسد.
حجت الاسلام گواهی افزود: نکته ی سومی که باید امروزه سخت مراقبت کنیم بحث نفوذ است که سخت باید مراقبت کنیم. اگر امروز 130 شهید زغالسنگ کرمان ما سر بلند می کردند و از آن ها می پرسیدیم پیام شما چیست؟ می گفتند مراقب نفوذ باشید. ما باید مراقب نفوذ در مجلس، دستگاه های دولتی، دستگاه های قضایی و حتی حوزه های علمیه باشیم.
وی در پایان گفت: ببنید سردار قاسم سلیمانی شما چکار کرده است، امنیت 26 میلیون زائر را برقرار کرد. صدامی که قرار بود 3 روزه تهران را بگیرد کجا رفته است؟ افتخار کنید که سردار سلیمانی را دارید.امروز جوانانی هستند که در یک طرف سینه خود عکس حاج قاسم سلیمانی و در طرف دیگر سینه عکس مقام رهبری را می زنند واین افتخار است.
شهدا به امام حسین (ع)
ملحق شده اند
سخنران بعدی این مراسم حجت الاسلام سید علی گرامیان مشاور وزیر صنعت، معدن وتجارت بود.
سید علی گرامیان در این مراسم با اشاره به اینکه ما در اسلام اعیاد، وفایات و شهادت های زیادی داریم افزود: در میان این ایام 2 روز از روزهای شادی از ایام بزرگ شادی و 2 روز از روزهای غمگین و اندوه از بزرگترین ایام اندوه است.
مشاور وزیر صنعت, معدن وتجارت تصریح کرد: 2 روزی که در ایام شادی است یکی مسئله بعثت رسول اکرم (ص) است به دلیل اینکه بعثت، آغاز نزول جبرئیل و آمدن وحی و کلام خداوند بود. این روز بزرگترین روز برای تاریخ بشریت است و اما روز دوم روز غدیر است برای اینکه اگر روز بعثت آغاز اسلام بود روز غدیر اکمال اسلام بود.
وی در ادامه گفت: 2 روزی که از نظر من از بزرگترین ایام اندوه است یکی روز رحلت پیغمبر اکرم (ص) است به این دلیل که در این روز وحی الهی بر زمین قطع شد و این مصیبت بسیار بزرگی بود، عروج مصیبت در آن روز بود و اما روز دوم روز عاشوراست روزی که علی ابن الحسین(ع) به آن فاجعه بزرگ گرفتار شدند و مصیبتی جانسوز اتفاق افتاد.
حجت الاسلام گرامیان با اشاره به اینکه یقین داریم شهدا به امام حسین (ع) ملحق شده اند، افزود: شهدا رفتند تا با تمام وجود و اخلاص از مکتب دین رسول الله دفاع کنند و جانشان را به خدا اهدا کردند و در برابر بهشت معامله کردند. خانواده شهدا آرام و شادمان باشید چون شما هم در ثواب آن ها شریک هستید.
وی در ادامه از یک مادر شهید یاد کرد و اظهار داشت: این مادر بزرگوار از خداوند می خواست که او را زنده نگدارد تا 5 فرزند پسرش و همسرش در راه خدا شهید شوند و مصیبت و غم این عزیزان را ببیند و بعد شهادت را نصیب خودش کند.
مشاور وزیر صنعت، معدن وتجارت ضمن تشکر از برگزارکنندگان این مراسم پرسید شهدا از شما چه می خواهند؟
وی در ادامه گفت: شما با برگزاری هفتمین یادواره شهدای زغالسنگ کرمان یادآور اهداف شهدا که اسلام، قرآن، دین و اینکه این مملکت، مملکت علی است آزاد و آباد و مستقل بماند.
حجت الاسلام گرامیان پرسید، آیا تا استقلال اسلامی تعیین نشود استقلال ممکن است؟ امروز روز جهاد اقتصادی است که تحریم کردند تا شاید از راه اقتصاد ما را به زانو در آورند اما موفق نشدند.
وی با اشاره به اینکه رهبر معظم ما امسال را سال همدلی و همزبانی دولت و ملت و بعد هم اقتصاد مقاومتی نام نهادند افزود: من از نگاه سیاسی عرض می کنم رقابت کنید اما تضاد شکننده نداشته باشید و یکدیگر را نکوبید و یکدیگر را از صحنه بیرون نکنید.
مشاور وزیر صنعت، معدن وتجارت گفت: انتخابات نزدیک است، از همه ی مسئولین می خواهیم که برای شکوه بهتر همدلی و همزبانی را به یاد بیاورید. کشور ما،کشور دین، اخلاق، انسانیت، عقل و خدمت است.
وی خطاب به آقای علیرمضانی گفت: از شما که به عنوان رئیس صداو سیما انتخاب شده اید میخواهم که بدانید شما رسانه ی ملی هستید و رسانه ی ملی باید نگاه وحدت،همزبانی و همدلی داشته باشد.
مشاور وزیر صنعت، معدن وتجارت در پایان اظهار داشت : من دست این کارگران ملت را که در داخل معدن سخت ترین کارها را انجام می دهند می بوسم و می گویم کار شما اقتصاد مقاومتی است و امیدواریم که سال آینده این معدن به سود دهی برسد.

راهی برای کاهش سرعت پیری مغز

راهی برای کاهش سرعت پیری مغز
«کریستین یافه» ‌ از کلینیک اختلال حافظه در سان‌فرانسیسکو گفت: با گذشت زمان مغز دچار تغییراتی می‌شود اما برخی از این تغییرات که شاهد آن‌ها هستیم به این مفهوم نیست که وضعیت وحشت‌آوری اتفاق افتاده‌ است. به گفته دست‌اندرکاران گروهی تخصصی که بررسی‌هایی درباره این موضع انجام داده، در حالی که بالا رفتن سن آسیب بیشتری به برخی از افراد وارد می‌کند بیشتر مردم می‌توانند برای بهبود کیفیت سلامتشان اقدامات پیشگیرانه جدی و موثر انجام دهند. پزشکان بر اساس بررسی خود اظهار داشتند: افراد می‌توانند برای حفظ عملکرد و کارایی ذهنی مغزشان اقداماتی را انجام دهند که داشتن فعالیت جسمی کافی، کنترل فشارخون، پیشگیری و کنترل دیابت و خودداری از مصرف سیگار از جمله این راهکار‌ها است. افراد بزرگسال نیز باید به وضعیت سلامت و درمان خود توجه بیشتری داشته باشند چرا که می‌تواند بر سلامت ذهنی آنان تاثیر بگذارد. آنها می‌گویند داشتن زندگی اجتماعی فعال در ارتقاء سلامت ذهنی و ادراکی فرد تاثیرگذار است. همچنین افراد بزرگسال باید به وضعیت و نوع خواب خود هم حساس باشند و در صورت ابتلا به هر گونه اختلال خواب آن را جدی بگیرند.

خواص کدو سبز از نظر طب سنتی

خواص کدو سبز از نظر طب سنتی
در طب سنتی، اعتقاد بر این است که کدو سبز مانند سایر کدوها، طبع سرد و تری دارد و به همین دلیل زیره، نعناع، نمک، روغن زیتون، فلفل، خردل و آبغوره، جزو مصلحات این صیفی آبدار و کم‌کالری محسوب می‌شوند.
مصرف کدو به‌صورت خام یا بخارپز به افراد مبتلا به یبوست توصیه می‌شود. کدو سبز، آب فراوانی دارد و برای رفع تشنگی و باز کردن انسداد عروق هم می‌تواند مفید باشد.
افرادی که مزاج گرم دارند، آن را با آبغوره یا سرکه و افرادی که مزاج سرد دارند، آن را با زیره سیاه و ادویه‌های گرم میل کنند.
پوست کدو سبز می‌تواند در کاهش قند و تنظیم چربی‌خون موثر باشد،‌ به‌همین دلیل قرار دادن آن در رژیم غذایی روزانه افراد مبتلا به دیابت توصیه می‌شود. این روزها که فصل ترشی انداختن است، می‌توانید از کدو سبز هم برای تهیه ترشی‌های خانگی استفاده کنید زیرا مصرف ترشی کدو سبز می‌تواند باعث هضم بهتر غذا شود.
کدوی سبز بخارپز یا پخته با ماش و نخود و روغن بادام، برای رطوبت بخشیدن به بدن و تسکین حرارت کبد بسیار مفید است.

تاثیر داروی ضدافسردگی در مقابله با آلزایمر

تاثیر داروی ضدافسردگی در مقابله با آلزایمر
یک تحقیق جدید نشان می‌دهد داروی متداول ضدافسردگی می‌تواند در مقابله با ترکیباتی هم که موجب کاهش حافظه و دمانس می‌شود، موثر باشد. محققان دریافتند که میزان ترکیبات نوروتوکسیک خون به شکل قابل توجهی در بیماران مبتلا به افسردگی بعد از درمان با داروی ضدافسردگی «اسکیتالوپرام» کاهش می‌یابد. به گفته آنجلس هالاریس سرپرست تیم تحقیق از دانشکده پزشکی دانشگاه شیکاگو، افسردگی می‌تواند موجب آغاز واکنش التهابی شود که در نهایت منجر به تشدید افسردگی می‌شود. واکنش التهابی منجر به تولید ترکیبات نوروتوکسیک شده و باعث نابودی سلول‌های مغزی می‌شود. حال اگر افسردگی درمان نشود، نابودی سلول‌ها موجب اختلال حافظه و دمانس می‌شود. هالاریس در این باره می‌گوید: «لازم است که افسردگی به موقع تشخیص داده شود، درمان خوبی برای آن آغاز شود و از عود مجدد آن پیشگیری شود.» در این مطالعه 30 بیمار مبتلا به افسردگی تحت درمان با اسکیتالوپرام قرار گرفتند و به مدت ۱۲ هفته تحت نظر بودند. محققان دریافتند میزان دو ترکیب نوروتوکسیک در بیماران تحت درمان با داروی ضدافسردگی به شکل قابل توجهی کاهش یافته بود. در نتیجه احتمال بروز اختلال حافظه و دمانس هم کاهش می‌یابد.

روزگاری که گذشت

روزگاری که گذشت
بخش ششم
عبدالحسین صنعتی زاده کرمانی
اینک پس از شصت سه سال سعی می نمایم منظره اتاقی را که در آن به سر می بردیم نشان دهم. طول و عرض این اتاق 5×4 ذرع بود. شش تاقچه داشت. یک پرده سفید چلواری به در ورودی. یک پرده دیگر هم در آخر اتاق به در صندوقخانه آویخته شده بود. در گوشه این اتاق که به اندازه یک متر بدون فرش بود، دو سبوی آب و یک آفتابه مسی گذارده می شد. تاقچه مقابل جای قرآن و کتاب دعا و جا نماز و ساعت بود. تاقچه دیگر جای چراغ نفتی بود که در آن اتاق می سوخت و یک فانوس که گاهی در خارج خانه در مقابل باد خاموش نمی شد،‌بود.
سایر لوازم دیگر از قبیل نمکدان و چای دان و چند کاسه و بشقاب و قهوه سینی در تاقچه های دیگر گذارده می شد. تشک ها را با چند لحاف و بالش در چادر شبی کورکی پیچیده و روی آن ها جداگانه چند بالش گذارده می شد. پشکو که گربه ای براق و رنگش سیاه و قهوه ای بود در بالای همه این ها می خوابید و از این که گاهی از پشت شیشه های پنجره بر رویش آفتاب می تابید، لذت می برد و خودش را می لیسید. تشک کوچکی در جلوی این رخت خواب های بسته همیشه انداخته شده بود و پدرم روی آن می نشست و در مقابلش منقلی که با زغال آتش شده بود در سینی مسی گذارده می شد.
قهوه ریزی برنجی که رویش قوری چای بود هی جوشید و دو استکان و نعلبکی و قاشق های کوچک برنجی توی سینی بود. یک جعبه کوچک حلبی که سابقاً جای چای کلکته بود به جای قندان مصرف می شد.
قلیانی ساخته شده از نی که روی نی میانی آن را با نخ های سورمه ای پوشانیده بودند در کنار سینی بود. پدرم بر بالای مسند می نشست پشتش را بر رخت خواب ها تکیه می داد. شب کلاهی به سر و پوستینی بر دوش داشت صدای وز وز قهوه ریز و قلیانی که مادرم می کشید و ساعتی که یک نواخت لنگرش در حرکت بود با هم توأم گشته و مثل این بود که در آن اتاق، ماشینی مرتب کار می کرد. مادرم در مقابل پدرم بدون آنکه پشتش به جایی باشد نشسته آهسته قرآن می خواند و یا چای می ریخت و یا قلیان می کشید. من در طرف راست ما بین آن دو می نشستم.
نوکر و کلفت نداشتیم پدرم شخصاً مایحتاج زندگی را از بازار می خرید و می آورد و مادرم می شست و تطهیر می کرد و به نماز مشغول می شد و می پخت و یا می دوخت و جوراب می بافت. پدرم کتاب و روزنامه می خواند و بیشتر اوقات با من صحبت می کرد. به واسطه این که منزل ما در خارج شهر بود و اطراف مان همسایه نبود، با احتیاط آن که دزدان از کمی جمعیت ما کمتر به خیال دستبرد بیفتند، همین که شب می شد به جای سه جفت کفش در جلوی در اتاق هفت هشت جفت کفش های مردانه می گذارد. مقصودش این بود اگر شبانه دزدی به سر وقت ما بیاید از تعداد زیاد کفش ها بترسد و گورش را گم کند.
همین که چند ساعت از شب می گذشت و سکوت شهر را فرا می گرفت طبل اول زده می شد و این صدای طبل در گوش من ترسناک می آمد و چون طبل دوم زده می شد ترسم افزون تر می شد و موقع طبل سوم که چهار ساعت از شب گذشته بود، بیشتر در این مواقع خواب بودم؛ اما گاهی که بیدار می شدم و صدای طبل سوم را می شنیدم آن صدا چنین به گوشم می آمد:‌«بگیرببند،‌ بگیر ببند،بگیر ببند‌…»
و با ترس و لرز به خود می گفتم:«آیا کی فردا شود و آفتاب از پشت کوه های خاکستری سر بزند و روز شود.» و برای اینکه ترس و وحشت خود را از سیاهی شب زایل گردانم، متوسل به این شدم که پدرم از گذشته خودش برایم صحبت کند و او هم این کار را دوست داشت و چون سابقاً گفته هایش ناتمام مانده بود، گفتم باقی سر گذشت مسافرت و سیاحت خودش را در هندوستان و استامبول بگوید. قدری به فکر فرو رفت. سپس گفت همان قسمی که برای پیدا کردن حقیقت تصمیم گرفتم مسافرتی دور و دراز بنمایم، مشغول تهیه و تدارک سفر شدم. پدرم بر این تصمیم آگاه شد. با کمال ناراحتی به سر وقتم آمد. پرسید:«شنیده ام می خواهی سفر کنی؟» ‌گفتم:«بلی.» پرسید:«به کجا؟» گفتم:«اول به هندوستان. بعد به استامبول.» گفت:«برای چه کاری سفر می کنی؟» گفتم:«برای پیدا کردن حقیقت.»
خنده اش گرفت. گفت:«مگر حقیقت آدمی است که تو او را پیدا کنی. حیف از تو نیست که در اول جوانی و بحبوحه ترقی و کسب کار دست از زن و بچه و کسب کشیده به خیال واهی، تنها و یکه و غریب خود را سرگردان بیابان ها و بلادی که نمی دانی مردمش چگونه با تو رفتار می نمایند می نمایی؟ هیچ می دانی که سفر دریا چه خطراتی دارد. مگر آسودگی و راحت چه عیب دارد که بی جهت و سبب می خواهی خود را گرفتار بلا و صدمه سازی؟» گفتم:«اولاً تنها نیستم. سه نفر رفیق راه دارم و ثانیاً کشورهایی را که می روم بیایان نیست و به مراتب از شهر کرمان آبادتر و مردمی مبادی آداب ترند.» پرسید:«آن سه نفر همراهانت کیستند؟» گفتم:«کربلایی اکبر برادر عیالم و شیخ ابوالقاسم فرزند آخوند ملامحمد جعفر و کرمعلی موتاب.»
سرش را جنبانیده گفت:«مگر هندوستان و استامبول خانه خاله است؟ من این سه نفر را می شناسم به جز کربلایی اکبر که مختصر سرمایه ای دارد آن دو نفر دیگر آه صفی ا… در بساط شان نیست.» گفتم:«آری همین طور است! اما من تعهد کرده ام مخارج شیخ ابوالقاسم و کرمعلی موتاب را بدهم.» باز سرش را جنبانیده گفت:«در این صورت اگر این کار را بکنی تمام سرمایه و کسب کارت را باید روی این رفیق بازی بگذاری. دیگر چیزی برایت باقی نمی ماند.» گفتم:«نماند.» گفت:«حاجی حواست کجا رفته؟» گفتم:«حواسم سر جایش است.» گفت:«خدا را خوش می آید که در این سر زمستان مرا با این زن و بچه ات گذارده و با خیالات واهی مجنون وار سر در بیابان ها گذاری؟ آخر بگو ببینم چه چیز سبب شده که تو این طور از خانه و زندگی دل کنده و به جاهایی که نمی دانی کجاست و چه خواهد شد می خواهی بروی؟»
گفتم:«اگر سبب را بگویم به فکرم نمی خندی؟ گفت به خدا قسم اگر بدانم واقعاً از روی عقل و حواس جمع این مسافرت ها را می نمایی خودم هم با تو همراهی می کنم.»

مشتاق علی شاه؛ پهلوانِ عارف

مشتاق علی شاه؛ پهلوانِ عارف

آیین پهلوانی؛ آیینی همه جانبه بوده است. پهلوان بایستی مراحلی از عرفان عملی و نظری و کسب قدرت جسمانی را برای خدمت به خلق و همچنین ایجاد توانایی برای عبادت بیش تر را پشت سر می گذاشته است. مشتاق علی شاه کرمانی یکی از مشاهیری است که غالب جامعه او را به عنوان یک عارف محض می شناسند، اما از سلوک او چنین بر می آید که جنبه هایی از آیین پهلوانی در زندگی او جاری و ساری بوده است. مجلس حکمت و عرفان، آشنایی با موسیقی و آموزش آن به اهل هنر، پرداختن به ورزش باستانی و فنون کشتی گیری، سلامت اخلاق، عدم استفاده ابزاری از هنر، داشتن سعه صدر و تحمل توهین های مخالف و… از همه جانبه بودن شخصیت مشتاق و اجتماعی بودن این فرد حکایت دارد که وی را از حالت یک عارف صرف خارج کرده و در جرگه پهلوانان قرار می دهد.
موارد زیر از کتاب«پژوهشی در رویداد قتل مشتاق» نوشته محمد علی گلاب زاده استنتاج شده است که زوایایی از زندگی این پهلوان را بازگو می کند؛
1- حکمت و عرفان: شرکت در مجالس حکمت و عرفان از مشخصه های عارفان است که مشتاق علی شاه هم از این قاعده مستثنی نبوده است. مشتاق از شاگردان «معصوم علی شاه» از عارفان زمان خود بوده است.
2- موسیقی و آوازه خوانی: هم زمان با حکمت و عرفان، باب موسیقی نیز به روی مشتاق گشوده شد و به این واقعیت رسید که صوتی دلنشین و صدایی داوودی دارد. بر این اساس به مجالس روضه خوانی و سوگواری خامس آل عبا راه یافت و با آوای گرم خویش، دلسوختگان عاشورایی را حال و هوایی خاص می بخشید.حضور او در پهنه موسیقی و اشتیاق عمومی نسبت به مشتاق عارف و هنرمند، رشک ها و حسادت ها را برانگیخت تا آنجا که برای از بین بردن تارهای صوتی او چند بار سورمه به خوردش دادند.
مشتاق در پهنه موسیقی به خواندن بسنده نکرد و در نوازندگی نیز هنر خود را به جایی رسانید که از مشاهیر روزگار شد و با افزودن سیم چهارم به سه تار و ایجاد زمینه مناسب تر برای بهره گیری از این وسیله موسیقی، نام خود را در گروه بزرگان این عرصه رقم زد. آن گونه که سیم چهارم سه تار به سیم مشتاق معروف است.
3- ورزش باستانی و پهلوانی: مشتاق؛ راه و رسم ورزش باستانی و فنون کشتی را از «پهلوان صادق»، ورزشکار زمانه خود آموخت و با آیین فتوت و جوانمردی و بلند نظری و آزادگی- که از جمله اصول ورزش باستانی است- آشنا شد و در کنار پرورش روح، پرورش جسم را نیز در دستور کار خود قرار داد.
4- سلامت اخلاق: زنی زیبا روی و خوش آوازه که در همسایگی محل کار مشتاق زندگی می کرد، صدای داوودی مشتاق را شنید و عاشق او شد. در این میان ، جوانی هرزه از این عشق باخبر شد و خود را به جای مشتاق معرفی کرده و روزها با زمزمه عاشقانه، هوس های آلوده خود را ارضا می کرد. سرانجام یک روز دست آن جوانک هوسباز رو شد و سیاهی دل و روی او بر آن زن روشن گردید. در دیداری که بعدها بین مشتاق و آن زن روی داد، درخششی از عشق در دل این دو آفریده شد. گر چه مشتاق هرگز پا از حریم معمول فراتر نگذاشت؛ اما از آن جایی که مشتاق می دانست هنر موسیقی و آوازه خوانی او در شکل گیری این رخداد نقش برجسته ای داشته است، آرام آرام از هر دو هنر نوازندگی و آوازه خوانی فاصله گرفت.
در روایتی دیگر آمده است که کلانتر اصفهان از مشتاق در خواست کرد که به دختر او موسیقی بیاموزد. مشتاق امتناع کرد؛ اما به اصرار کلانتر ناچار شد تا برای پرهیز از تهمت ها و افتراهای سیاسی و امنیتی به پذیرش درخواست کلانتر بپردازد. مشتاق بساط درس را گشود و به آموزش دختر پرداخت. هر روز که می گذشت دلدادگی استاد و شاگرد فزونی می یافت. مشتاق چاره ای نداشت جز این که باز هم به حضرت باری متوسل شود و از او یاری بگیرد. لذا به اعتکاف روی کرد و از خداوند مدد خواست. سر انجام برای گریز از هر حادثه ای، هجرت خود خواسته‌ای را آغاز کرد و راهی شیراز شد.
5- سعه صدر: سعه صدر و تحمل نظر مخالف و حتی صبوری در برابر زخم زبان های مخالفان از ویژگی های پهلوانان و عارفان بوده است.
میرزا محمد تقی کرمانی در مراسم روضه خوانی یکی از کسبه شرکت کرد. سفره گسترده شد و علمای شهر نیز در صفه ای خاص نشسته بودند. مشتاق؛ بی خبر وارد شد و در گوشه ای برابر محمد تقی نشست. میرزا محمدتقی از سفره فاصله گرفت. صاحب مجلس به تصور این که میرزا در حلال بودن غذا شک دارد، گفت:«آنچه بر این سفره نهاده شده همگی طیب و طاهر هستند و از محل کسب حلال و کار و تلاش تهیه شده اند.» پاسخ میرزا محمدتقی این بود که:«قرار نبود درویش و اهل بدعت بر این سفره باشند!» مشتاق با شنیدن این بیان نگاهی به میرزا محمدتقی انداخت و گفت:«میرزا! اگر سفره، سفره مولاست و بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست، پس درویش و غیر درویشی ندارد.» و مجلس را ترک کرد و سایر افرادی که برسفره نشسته بودند از خوردن غذا خودداری کرده و بیرون رفتند.

شاه شکار قسمت سوم

شاه شکار
قسمت سوم

در گوش ایشان با اینکه اتاق خلوت بود، آهسته گفتم، قربان، قلب به کلی از کار افتاده و شاه قطعاً مرده است. نظر به اینکه چاکر نمک خوار شما بوده و هستم، در عالم دولتخواهی عرض می کنم که مثل حاج میرزا آقاسی وزیر محمدشاه از میان این حرم بیرون نروید تا از این جا مانند او به کربلا بروید!اتابک یک سیلی بسیار محکمی به گوشم نواخت و بدون تغییر گفت:«معراج نرو»!و باز فریاد کرد:«دکتر جان، روز بروز لیاقت و هنر است، تمام ترقیات تو امروز است، شاه را حال بیار، تیر به پای شاه خورده، زود کاری کن، که شاه حال بیاید. پس از خوردن سیلی اتابک در حقیقت بیدار و هوشیار شدم. و مشغول مالش پهلو و پای شاه شدم، لباس های او را مرتب نمودم و فریاد زدم قربان، الحمدلله حال قبله عالم به جا آمده اتابک فریاد زد ناصر الملک، قلیان بیار، حال شاه جا آمد. فوری ناصر الملک که بعد نایب السلطنه شد، قلیانی برای اتابک در همان راه رو بین حرمین آورد و اتابک ایستاده در حالی که قلیان دست ناصر الملک بود کشید و دائم فداییان شکر می کرد. ناصر الملک و قلیان را مرخص کرد. بعد از چند دقیقه پسرهای کرم خان که فداییان اتابک بودند، وارد اطاق شده یک صندلی آوردند و یک چوب پهن بلند آورده زیر صندلی عبور دادند. پدر عزیز السلطان منیژه (ملیجک) که مردی کوتاه و باریک بود، آمد و روی صندلی نشست، با کارد لباس های شاه را از پشت سر از یقه تا دامن پاره کردند و شاه را جلوی آن روی صندلی نشانیدند، دو دست پدر منِیژه را از زیر پیراهن داخل کرده، وارد آستین شاه نمودند و به او تعلیم دادند که دست شاه را حرکت دهد و گاهی به سبیل شاه کشیده شود و آن تخته زیر صندلی را چهار نفر، هر سر تخته را دو نفر بلند کردند، دو نفر هم پشت صندلی را گرفته، به ایوان مقابل مقبره آوردند. کالسکه شاه بدون اسب جلوی ایوان حاضر بود، اول پدر منیژه را وارد کالسکه کرده بعد شاه را به همان ترتیب جلوی او نشاندند و دست های شاه را به همان کیفیت به او گفتند گاهی حرکت بدهد و سبیل ها را دستمالی کند. عینک یاقوت کبود شاه را از جیبش بیرون آوردند و به چشمش گذاردند.
اتابک به من گفت در راه مراقب باش به کسی حرفی نزنی، جز اینکه خدا را شکر کنی که شاه به دست تو حالش جا آمده و تیر به پالیش خورده و دست های خود را هم خوب از خون پاک کن! بعد اتابک هم میان کالسکه شاه رفت و نشست و با دست کالسکه را از باغ جیران که فعلاً باغ مقبره شاه است از در جنوب غربی به خارج آوردند! اسب های آن را بستند و به طرف شهر حرکت کردیم. بین راه چند بار اتابک از آبدار برای شاه آب خواست و قوری آب خوردن را به لب شاه می گذاشت و بعد آبش را میان کالسکه می ریخت و پس می داد، و چند مرتبه شاه از نوکرهای محترم در رکاب به توسط اتابک احوال پرسی و تفقد می فرمود و هر یک هر چه پول زرد داشتند برای تصدق تقدیم می کردند و اتابک پول ها را میان کالسکه شاه جا می داد. در وسط راه عبداله میرزایی دارایی سردار حشمت کالسکه چی باشی شاه که به امر اتابک از شاهزاده عبدالعظیم برای آوردن حکیم باشی طولوزان (حکیم فرانسوی مخصوص شاه) به شهر رفته بود به اتفاق حکیم باشی سوار اسب به موکب شاه رسیدند. اتابک سراز کالسکه بیرون کرد به حکیم باشی فرمودند: «الحمدالله حال شاه به جا آمده است، دنبال موکب همایون به شهر بیایید.» و به شهر آمدیم. پس از ورود از داخل تکیه دولت کالسکه را دیگر بار بدون اسب وارد حیاط گلستان حالیه نمودند. جلوی اطاق برلیان شاه را از کالسکه به اطاق برلیان برده خوابانیدند و اتابک چهل و چند شب و روز در آن عمارت مشغول مملکت داری بود و حاج علیقلی خان سردار اسعد با پنجاه سوار بختیاری و اولاد کرم خان فقط مراقب اتابک بودند! به این ترتیب تا مدتی هیچکس از مرگ ناصرالدین شاه آگاه نشد و تا ورود شاه جدید، مظفرالدین شاه، هیچ شورشی به وقوع نپیوست. ادامه مطلب را از کتاب حیات یحیی اثر میرزا یحیی دولت آبادی پی می گیریم: «در ایران در موقع تبدیل سلطنت غالباً انقلاب و اغتشاش روی می داده اشخاص صاحب نفوذ و ستمگرانی که منتظر فرصت بوده اند از تجاوز به زیردستان خود دریغ ندارند. اما در حادثه قتل ناصرالدین شاه امنیت و آسایش حکمفرما می گردد به دو سبب: اول آنکه ناصرالدین شاه پادشاهی که چهل و نه سال با کمال قدرت سلطنت نموده، عموم بزرگان و گردنکشان مملکت را دچار وحشت و اضطراب ساخته به طوری که جرأت نمی کنند دست از پا خطا نمایند دوم آنکه صدراعظم در مدت چهل و چند روز، تمام استعداد و قابلیت خود را برای نگاهداری مملکت بروز داده به حقیقت مملکت داری می نماید… به طوری که می توان گفت در تمام مدت سلطنت قاجار نه ایران چنین حکومتی به خود دیده و نه تهران چنین مرکزیتی داشته است!… میرزا علی اصغرخان اتابک صدراعظم اگرچه از رجال با سیاست درجه اول شمرده نمی شود ولی دارای هوش و جربزه سرشاری است. همان هوش ذاتی او را رهبری کرده، تذکراتی می دهد که از مانند او بعید به نظر می رسد، اول مانع کشته شدن کشنده شاه می شود، بی آنکه معلوم شود همدستان او کیانند. دوم قتل شاه را پنهان می کند و مانع اغتشاش می گردد. و اما میرزا رضا را به دستور صدراعظم از دست عوام خشمگین نجات داده، وی را به کند و زنجیر کشیده زندانیش می کند. با انتشار خبر قتل، درباریان این طور به خاطر اسلام شهید شده، مخصوصاً وقتی که یکی از بستگان شاه به نام معین السلطان، به همین تصور به زندان رفته و شاعری و رقاء نام را که با پسرش زندانی بوده اند، اول پسر و سپس پدر را می کشد. لیکن استنطاق ها که بیرون درز می کند و البته خود صدر اعظم هم برای برائت ذمه خود از شرکت داشتن در قتل شاه، راه آمد و شد خواص را با میرزا رضا باز می گذارد. مجموعه این استنطاق ها، میرزا رضا را مسلمانی آگاه معرفی می کند که از فساد شاه و دربار به خوبی اطلاع داشته و رنج ها و شکنجه هایی را که آزادی خواهان در زندان های آن پادشاه ظالم تحمل می کردند، خود با گوشت و پوست و استخوان لمس کرده بود شرح زندگانی میرزا رضا در کتابها به تفصیل آمده و مردم کرمان با این قهرمان راه آزادی آشنایی کامل دارند و من به اشاره کوتاهی از کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» نوشته ناظم الاسلام کرمانی درباره او اکتفا می کنم. در این کتاب آمده:«میرزا رضا مسلمان و متدین به دین اسلام بود در فتوت و مردانگی مسلم و متفق علیه است، چه، در حبس آنچه کردند، (حتی) یک نفر از آشنایان و دوستان خود را گیر (لو) نداد و نام نیک خود را در صفحه روزگار باقی گذارد».
میرزا رضا که از شاگردان سید جمال الدین اسدآبادی بود، در بازپرسی سوگند خورد که «جز خودم و سید، کسی دیگر از منظور و قصد من در کشتن شاه آگاهی نداشته. سید در استانبول است. هر چه از دستتان بر می آید درباره او کوتاهی نکنید». بازجوها بر فشار افزودند. اما وی همچنان مقاومت می کرد. و چون از این نظر ناامید شدند، سبب و انگیزه قتل شاه را از او پرسیدند. میرزا رضا ابتدا از ظلم و ستم شاه و درباریان نسبت به مردم سخن گفت و سپس ادامه داد:«اکنون بنا به عقیده خودم خدمتی به مخلوق، به ملت و همچنین به دولت کرده ام. من این تخم [عدالت و آزادی] را آبیاری کردم و در آغاز روییدن است. همه خواب بودند و حالا بیدار شدند. من درخت بی ثمر و خشک ریشه زدم و این جانوران را آواره کردم… یک درختی که پس از پنجاه سال ثمرش وکیل الدوله، عزیز السلطان ملیجک و امین خاقان بوده و این گونه اولاد و اطفال دنی زاده رذل [را] که آفت جان های جامعه مسلمین اند به بار آورد… بایستی از ریشه کنده شود که دیگر چنین اشماری (میوه هایی) به بار نیاورد. ماهی از سرگنده گردد نی ز دُم. اگر ظلمی شده از بالا بوده است…» وی در بازپرسی ضمن بیان رنج ها و دردهایی که تحمل کرده می گوید:«وقتی که به استانبول رفتم و قضیه خود را در حضور بندگان و مجامع علما شرح دادم. آن ها از این مظلومیت و بی عدالتی که خود موضوع آن بوده ام قوم مفلوک و مشتی مردم ایران ودیعه الهی نیستند؟! قدمی از خاک ایران بیرون گذارید، خواهید دید که در عراق عرب، قفقاز، عشق آباد و سرحدات روسیه هزاران ایرانی بیچاره از فشار ظلم، وطن عزیز را ترک کرده، برای امرار حیات به پست ترین کارها تن در داده اند. هر چه باربر، جاروکش، خرران و مزدور که در آن نواحی ببینید همه ایرانی هستند. این ستمکاری و فشار بی اندازه، چه و از که بوده و چه کسی می تواند آن را بیفزاید؟:آن هایی که قطعات گوشت بدن ها را برای بلعیدن می برند و از روی شهوترانی به خورد سگان و مرغان شکاری خود می دهند، [یا] از بدبخت گمراهی از این قبیل صد هزار تومان رشوه می گیرند و درم قابل [او را] بر جان، مال، عرض و ناموس و امنیت [مردم] یک شهر مسلط می کنند….!!» و در برابر با بی معرفی نمودن او، در شعری که منسوب به اوست و در آن روزها در سراسر ایران منتشر شده بود، می گوید: محب آل رسولم غلام هشت و چهارم/ فدایی همه ایران، رضا شاه شکارم

 

کلینیک زیبایی

در این ستون قصد داریم پاسخ سوالات پزشکی خوانندگان مان را در زمینه های مختلف پزشکی بدهیم. همچنین توصیه های مهم سلامتی را از زبان خود پزشکان داشته باشیم.

خوانندگان محترم لطفا سوالات خود را در رابطه با تمام رشته های تخصصی پزشکی را به شماره 10009353412500 پیامک کنید تا از طریق دکتر صفا با پزشکان متخصص حاذق شهرمان در میان گذاشته و پاسخ را در این ستون چاپ کنیم.

شماره تلفن مطب دکتر صفا: 32478203

www.drsafa.org

با پیوستن به کانال تلگرام مرکز پزشکی زیبایی دکتر صفا از مهمترین و جدیدترین خدمات زیبایی این مرکز مطلع شده و از خدمات مشاوره رایگان و انلاین بهره ببرید.

Telegram.me/safacenter

0354…0936

پسری 15 ساله هستم. وزنم 71 کیلوگرم و قدم 175 سانتیمتر است. از یک سال پیش رشد چندانی نداشتهام. آیا باز هم رشدی خواهم داشت؟

پاسخ: شما باید از ناحیه زانوها یا مچ دستهایتان عکسبرداری کنید تا مشخص شود صفحه رشدتان باز است یا خیر. اگر صفحه رشد باز باشد، رشد قدتان ادامه پیدامیکند.

7453…0935

خانمی 31 ساله هستم که حدود 4 سال پیش فکر میکردم دندانهایم کمی متمایل به بیرون هستند. ارتودنسی کردم اما الان خیلی پشیمانم زیرا دندانهایم خیلی عقب رفته است و فرم نازیبایی به صورتم میدهد. بهخصوص وقتی میخندم. با چند متخصص مشورت کردهام اما عقیده آنها بر این است که راهحل مناسبی وجود ندارد. میخواهم بدانم با پیشرفت روشهای زیبایی آیا راهحلی برای درمان دندانهای من وجود ندارد؟

پاسخ: باید از نزدیک وضع دندانهای شما را دید اما باتوجه به درمان ارتودنسی انجام شده، انجام مجدد ارتودنسی به نظر صلاح نباشد، بهتر است به یک متخصص ترمیمی مراجعه کنید تا با روشهای ترمیمی مانند لامینیت شاید بتوان دندانها را طوری تغییر داد که جلوتر به نظر برسند.

3831…0913

آیا لیزر موهای زائد عارضه جانبی دارد؟ آیا میتوانم از این شیوه استفاده کنم؟

پاسخ: لیزردرواقع طیف خاصی از نور بوده که تقویت شده است. مثلا در لیزر موهای زائد طیف مخصوص فقط 2 تا 3 میلیمتر به زیر پوست نفوذ کرده که آن هم فقط ریشه مو برخورد میکند و ریشه مو را تخریب کرده و به بافتهای مجاور آسیبی نمیرساند. بیمار ایدهآل، بیماری است که پوستی روشن اما مویی مشکی و ضخیم داشته باشد. انتظاراتش واقعگرایانه  بوده و اختلال هورمونی نداشته باشد، هرچند که با پیشرفت‌‌هایی که در زمینه لیزر و روشهای سردکردن پوست به وجود آمده است بیمارانی که پوستهای تیرهتر دارند را هم میتوان به شکل موثری درمان کرد.

3890…0937

آیا مصرف قرص راکوتان خطری برای بدن (کبد) دارد؟

پاسخ: در زمان مصرف این دارو، عوارض آن باید به طور مرتب مورد بررسی قرار گیرند. برای مثال چربی خونتان را باید در فواصل منظم چک کرده و خشکی پوستتان را کنترل کنید. همچنین باید مراقب باشید در دوره مصرف دارو باردار نشوید. بنابراین اگر مصرف آن کنترلشده و تحت نظر پزشک باشد، مشکلی پیش نمیآید.

2048…0936

دختری 23 ساله هستم که همیشه دهانم  بوی بد میدهد، حتی بعد از مسواک زدن؛ علتش چیست؟

پاسخ: بوی دهان علل مختلفی دارد. دردرجه اول باید بررسی شود که در دهان دندان پوسیده وجود نداشته باشد و ثالثا لثهها سالم بوده و التهاب نداشته باشد. درضمن حتما همیشه زبان خود را هم مسواک بزنید و از دهانشویه هم روزی یک یا دوبار استفاده کنید. اگر با همه این کارها باز هم بوی دهان وجود داشت باید به متخصص گوارش مراجعه کنید زیرا مشکلات گوارشی هم بعضا باعث بوی دهان خواهد شد.