بایگانی مطالب نشریه
خاطرات حاج قاسم سلیمانی دو تانک در مقابل پانصد تانک
خاطرات حاج قاسم سلیمانی
دو تانک در مقابل پانصد تانک
تا اواخر دهه 80 شمسی، کمتر سیاست مدار و نظامی غر بی بود که نام «قاسم سلیمانی» را شنیده باشد، اما با آغاز جنگ در «سوریه»، طولانی شدن آن و خصوصاً منازعات «عراق»، شهرت این فرمانده 57 ساله را عالم گیر کرد.
حالا غربی ها، با کابوسی متفاوت از خیال پردازی های هالیوودی مواجه بودند که هم مورد نفرت شان بود و چاره ای جز تحسینش نداشتند. «جان مگوایر» افسر سابق سازمان سیا در عراق می گوید: «او قوی ترین مأمور مخفی در خاورمیانه است … و هیچ کس او را نمی شناسد.»
اما ما، حاج قاسم را می شناسیم. او همرزم خاکی و بی ادعای «حاج همت»، «مهدی باکری» و «علی هاشمی» است. سردارانی که دراذهان مردم ایران، خلق و خویشان، تن به تنه فرشتگان می زند و در مرز اسطورگی قرار دارند. سردارانی که در حافظه تاریخی ملت مسلمان اسران، نام شان با «جهاد اکبر» بیشتر از «جهاد اصغر» پیوند خورده است. «حاج قاسم» برای ایرانیان، از همان زمره و یادگار همان جان های تابناک به شمار می رود و به همین دلیل، طی چند سال گذشته، به شخصیتی ملی تبدیل شده است. غربی ها، خصوصاً یانکی ها، درست همین چهره «حاج قاسم» را نمی شناسند و از همین رو، فرزندِ کویر برای شان مرموز و رعب انگیز است.
برای کابوهای آمریکایی، مصداق فرمانده نظامی، یا «ژنرال رومل» است یا «ژنرال آیزنهاور». این دو به لحاظ الگویهای نظامی تفاوت زیادی با هم ندارند، به جز آن که جبهه هایشان متفاوت است. اما «قاسم سلیمانی» با نبوغ نظامی حیرت انگیزش، زمانی که دست به سوی آسمان بلند می کند و به نماز می ایستد، از تمامی ژنرال های شناخته شده تاریخ نظامی گری مدرن، متمایز می شود. در منطق کابوی ها، او هیچ تعریفی ندارد. انگار که از دنیایی دیگر آمده است. او وحشتِ محض و یک کابوس است. باید «بتمن» و «سوپرمن» و «اسپایدرمن» به جنگش بروند. آنها هم که اوهامی بیش نیستند. و اینجا است که آینده تاریخ، به گونه ای متفاوت از تمامی محاسبات، ورق می خورد. آینده ای که بندگی و نماز، اصلی ترین استراتژی نظامی اش خواهد بود. البته هشتند بسیاری که این جملات را شعاری و تبلیغاتی خواهند دانست، اما چه باک؟ بگذار هر چه می خواهند بگویند و ببافند. تا اینجای کار، این سردار نماز خوانِ ما بوده است که پوزه شیطان را با همه ناوگان و شکوه آهنینش، به خاک مالیده.
وَ لَقَد کَتَبنَا فِی الزّبُورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ أنّ الأرضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصّالِحُونَ
چند خطی از صاحب اثر:
عرضی نیست جز ذکر نکاتی در ابتدای امر، بر حسب ضرورت :
علی رغم این که «حاج قاسم سلیمانی» را باید رزمنده ای با سی و چند سال سابقه جبهه دانست، این کتاب بنا نداشته به جز خاطرات سال های دفاع مقدس، وارد مقطع دیگری از حیات جهادی ایشان شود. در این کتاب، تنها خاطرات و نکته هایی که از زبان خود ایشان بیان شده و سند آنها در اختیار گردآورنده بوده است، گزینش و منتشر شده اند. بدیهی است که حجم بسیاری از این قبیل در دسترس نبوده و از درج آن محروم بوده ایم. در تنظیم و گردآوری کتاب حاضر، از یاری و مساعدت این عزیزان بهره مند شده ام؛ دوست هنرمندم «محسن رنگین کمان» که عکس روی جلد، محصول لنز دوربین او است. سرکار خانم «همتی» و حضرت «علی استادی» که دسترسی به تعدادی از تصاویر را مدیون آنان هستم و سرور عزیزم، جناب «محمدحسن پورمحمدی» که برای گویاسازی عکس ها از وجودشان مستفیض شدم. و در پایان، سپاسگذار برادرم «محمدعلی صمدی» هستم که مقدمه کتاب، تراوشی از قلم او است.
یا علی
عملیات «کربلای 5»1
عملیات «کربلای 5»2 در اوج بالندگی دشمن در حال انجام بود. دشمن سازمان نظامی خود را به 10 برابر افزایش داده و از نظر کیفی رشد فزاینده ای پیدا کرده بود. حجم نیروهای مسلح عراق به اندازه هر 50 نفر 5 نفر نظامی بود و از نظر تجهیزات نظامی و امکانات از «عملیات خیبر»3 به این طرف، بخش اعظمی از تجهیزات بسیار مهم دنیا در اختیار دشمن قرار گرفت.
آمار تانک های دشمن به 5 هزار دستگاه و نفربرها بالغ بر 4 هزار دستگاه می رسید. در جنگ هوایی دشمن همه ابزارهای روز دنیا را در اختیار داشت.
لذا امکانات دشمن یک حرکت و یک رشد فزاینده ای پیدا کرده بود و از طرفی ما امکانات مان بسیار محدود بود.
دشمن از نظر اطلاعاتی به یک مرحله بالایی رسیده بود. هواپیماهای آواکس، رادارها و رازیت ها که در مقابل تنفس و دمای بدن انسان حساسیت داشتند، کشف عملیات ما را برای دشمن بسیار آسان کرده بود و ما برای مخفی کردن عملیات خود، مستلزم هزینه های سنگینی بودیم.
به طوری که ]به عنوان مثال[ در عملیات «والفجر 8» جهت تصرف فاو، برای غافلگیری دشمن، در منطقه دیگری، به اندازه یک عملیات وسیع تدارک دیدیم. وقتی می خواستیم برای عملیات والفجر 8 آماده شویم، یک خط دفاعی در هور داشتیم که از بس یونولیت به داخل هور برده بودیم، فضای بسیار بد و نابهنجاری داشت. چهره شهید «نصراللهی» در ذهنم است که همه صورتش کامل پوست انداخته بود.
در منطقه هور مدت ها جدی کار می شد، برای این که ذهن دشمن متوجه این سرزمین شود تا ما بتوانیم برای والفجر 8 آماده شویم.
مشکل بعدی ما این بود که بعد از عملیات والفجر 8، دشمن با کمک منافقین طرح دفاعی مشترک را در جبهه هایی که ما نمی توانستیم خوب کنترل کنیم و به صورت پاسگاهی مدیریت می شد، مثل ایلام، مهران تا دهلاویه اجرا کرد و نقاط ضعف را شناسایی و حملاتی را آغاز نمود و جاده مهران – دهلران را تصرف کرد و خیلی هم روی آن تبلیغ کرد.
قبل از عملیات «کربلای 1»4 آقای «هاشمی رفسنجانی» که نماینده امام در جنگ بود، به جبهه آمد و گفت امام فرموده اند به بچه ها بگویید مهران را پس بگیرند که این امر به عملیات کربلای 1 منجر شد و مهران و ارتفاعات قلاویزان و بخش وسیعی آزاد شد.
ما 15 روز قبل از عملیات کربلای 5، عملیات «کربلای4»5 را که ناموفق بود، داشتیم. ضمن این که ما وضع امروز را نداشتیم. صنایع فعالی نداشتیم. تلاش ما این بود که ذخیره ای برای عملیات داشته باشیم.
ناموفق بودن عملیات کربلای 4، منشاء تبلیغات وسیعی برای دشمن شد و همه شکست های خود را در فاو و کربلای 1 در پشت این عملیات پنهان کرد و به صورت آمارهای کاذب تلفات ما را اعلام نمود. تجربه عمر ما تجربه عجیبی است، برای همه ما درس است.
هر کس با امام درافتاد، ورافتاد. هر کسی با این مرد الهی و برجسته یعنی امام رحمه الله علیه که با خدا معامله می کرد، درمی افتاد، ورمی افتاد؛ چه اشخاص، چه حکومت ها و چه جمیعت های مختلف. صدام به روزی افتاد که بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل به خاطر 15 ثانیه تأخیر در باز کردن در کاخ، او را مفتضح کردند. این وضع خفت آوری برای صدام بود و این نتیجه خون های مقدس ریخته شده و درگیر شدن با یک انسان الهی استع. عدم موفقیت ما در کربلای 4 تأثیرات روانی بسیاری در جبهه ما داشت. ما برای یک عملیات، قطعاً توجیهات گسترده ای انجام می دادیم. وقتی ناکامی به وجود می آمد، در روحیه ها تأثیر زیادی داشت. روزهای دوم و سوم پس از بازگشت از کربلای 4 وقتی وارد اردوگاه ها می شدی، کمتر لبی را خندان می دیدی. یک نگرانی عمومی جبهه را فرا گرفته بود.
نکات مهم دیگری که وجود داشت این بود که در بحث جابه جایی و آماده سازی نیروها، ما دچار مشکل بودیم و حداقل برای یک عملیات 6 ماه باید زمین را آماده می کردیم. جلسات زیادی گذاشتیم و آقای هاشمی رفسنجانی هم همیشه شرکت می کردند. یکی از بحث ها این بود که ما باید برای یک عملیات آماده شویم و ای عدم موفقیت را جبران کنیم.
طبیعتاً باید طرح ریزی می شد. لذا جلسات فشرده ای انجام گرفت و همه به زمین شلمچه راضی شدند. چند پارامتر مهم در این انتخاب بود، از جمله این که هیچ گونه جابجایی انجام نمی دادیم، نیروها آماده بودند، دشمن در غفلت کامل بود. اما زمینی که انتخاب شد، در کُلّ جنگ، سخت ترین زمین بود و به دلیل نزدیکی این جبهه با بصره، دشمن همه توانمندی های فکری خود را به کار گرفته بود و تمام این زمین را به خاکریزهای متعدد و دژهای مختلف مسلح کرده و بر این دشت مسلط بود و روی میدان های مین، آب رها کرد و منطقه وسیعی را آلوده نمود. در کل بیش از 60 درصد توان نظامی دشمن در اطراف بصره مستقر بود. مشکل دیگر ما این بود که زمان حمله را شب یازدهم ]ماه قمری[ انتخاب کردیم. ما معمولاً زمان عملیات را طوری انتخاب می کردیم که در تاریکی شب به خطوط دشمن بزنیم، اما شب یازدهم، یعنی روشنایی کامل ماه که برای ما معذوریت پدید می آورد.
سه چهار شب قبل از آن، به اتفاق چند تا از بچه های اطلاعات، به پای دژ رفتم تا ببینم میزان دید و تسلط دشمن چقدر است. بچه به داخل آب رفتند. قبل از رسیدن به انتها، تعدادی مرغابی دیده شد. گفتم برگردید، نیاز به رفتن نیست. آقای «سخی» روی دژ دشمن رفت و شناسایی دقیقی انجام گرفت.
جلسات توجیهی انجام شد. بچه ها تمام هم همّ خود را به کار گرفتند و برای آماده سازی نیروها و انجام عملیات رفتند.
وقتی به آن دوره رجوع می کنیم، احساس می کنم نه آن جسارت، نه آن فکر و نه آن اشخاص، هیچ کدام متعلق به این دنیای خاکی نبودند. آن صحنه ها را خدا آفرید و اراده او بود که حاکم شد و آن فضا ایجاد گردید.
جبهه ای که قبل از آن گویا خاک مرده روی آن پاشیده بودند، یک باره عوض شد. هم زمان مه غلیظی همه منطقه را فرار گرفت. به طوری که رادارها و ماهواره ها کارآیی خودشان را از دست دادند. این مه غلیظ دوازده روز ادامه داشت و ما در این مدت آمادگی لازم را پید ا کردیم. در حالی که دشمن باور نمی کرد ما بتوانیم به فاصله دو هفته ]بعد[ از عملیات قبل، بزرگترین عملیات تاریخ جنگ را انجام دهیم.
عصر عملیات، تدابیر مختلفی اندیشیده بودیم. مثلاً نهری حفر کردیم که از دژ، آب به داخل آن می ریخت و در این نهر حدود 100 فروند قایق پنهان کرده بودیم. شب عملیات، در این دژ غلغله انسان بود که با هیچ جا قابل قیاس نیست.
چهره هایی که در سنگر نشسته بودند یا مشغول تلاوت قران بودند یا در حال نماز و یا نوشتن وصیت نامه. کسانی که قطعاً به استقبال مرگ می رفتند، در دژ مخفی شده بودند.
قبل از غروب، اتفاقی افتاد که وحشتی بر ما حاکم شد. احساس کردیم عملیات لو رفته است. دشمن با شلیک کاتیوشا چند تا قایق و یک نفربر را منهم کرد. این یک هشدار بود.
بچه ها سر شب، سوار قایق شدند و به سمت خط دشمن حرکت کردند. دورترین محور ما بیش از 6-5 کیلومتر داخل آب بود. سخت ترین محور عملیات، محور لشکر 41 ثارالله بود که نقش حیاتی در کربلای 5 داتشت و دورترین مسیر از داخل آب را باید طی می کرد. سرمای خوزستان هم که می دانید، خیلی سوزناک است. از نظر زمان بندی باید طوری حرکت می کردیم که همه نیروها از خطوط مختلف حرکت و ساعت 12 به محور می آمدند.
مهم ترین مشکل ما، انتخاب گردان خط شکن بود. عملیات ما تماماً استشهادی بود و ما به وسعت جبهه، نیروی استشهادی داشتیم.
تلاش می شد عملیات با دقت انجام شود. تمام مسیری که بچه ها باید می رفتند، تا دژ دشمن علامت گذاری شده بود و ما تا پشت میدان مین دشمن، ارتباط بی سیمی داشتیم. بچه ها داخل آب شدند. سه تا ستون غواص به سمت دشمن حرکت کرد. پیش بینی کرده بودیم که در 2 ساعت، فلان مسیر را طی کنیم. وقتی وارد آب شدیم، مسیر را نیم ساعت زودتر طی کردیم و به سمت دشمن حرکت کردیم. محور دیگر ما که بچه های لشکر 10 سیدالشهدا (ع) بودند، زودتر از ما با دشمن درگیر شدند.
ما در فاصله 200 متری سیم خارد ارها بودیم که درگیری شروع شده بود. منورها به هوا رفت و به این ترتیب، درگیری ما با دشمن قبل از رسیدن به سیم خاردار شروع شد. دشمن موانع و مشکلات بسیار زیادی ایجاد کرده بود. اما خطوط را شکستیم. این از نکات بارز ما در جنگ بود که هیچ خط دفاعی نتوانست از نفوذ نیروهای ما به داخل منطقه دشمن جلوگیری کند. وقط خطوط اول توسط شهید «عابدینی» 6 و شهید «حاج علی محمدی پور»7 شکسته شد، هنوز دشمن درگیر بود که نیروهای گروهان دوم وارد خط شدند. وقتی شهید «طیاری»8پشت بی سیم صحبت می کرد، هیچ کس تصور نمی کرد این صحبت ها از دل دشمن باشد (نوار صحبت های شهید طیاری موجود است). ابتکار عمل شهید طیاری در این عملیات واقعاً مهم و کارساز بود. وقتی شهید طیاری اعلام کرد، از کانال ماهی گیری عبور کرده و من این پیغام را به آقای «محسن رضایی»9 دادم، ایشان باور نمی کردند.
یک صحنه بسیار دیدنی دیگر، دنبال کردن یک لشکر تانک و نفربر عراقی به وسیله 60-50 نفر از بچه های تخریب، با دست خالی بود.
در غرب کانال ماهی گیری مقاومت عجیبی انجام شد.م یکی از فرمانده هان شجاع عراقی به نام «عدنان خیرالله»10 که بارها هم زخمی شده بود، در غرب کانال ماهی مقابل ما ایستاده بود.
روز اول ما توانستیم بخش وسیعی را آزاد کنیم و خطوط دفاعی با استفاده از امکانات دشمن ایجاد کنیم. روز دوم، دشمن با توان نظامی وسیعی وارد میدان شد و شروع به پاتک نمود. و روز سوم، هر جنبنده ای که از کانال عبور می کرد، می زدند.
جنگ، جنگ تن به تن و نارنجک و تانک بود. نصف خط ما را دشمن گرفته بود. گردانی به کمک ما آمد. روی پل، دنیایی از آتش بود. دشمن روی ابتدا تا انتهای پل را که یک کیلومتر طول داشت، یک سره آتش می ریخت. تاجیک11 خود را به غرب کانال ماهی رساند و خط را نجات داد. شهید طیاری در حالی که زخمی بود، روی پل می دوید و هر قدمی که برمی داشت، چند تانک به سویش شلیک می کردند.
علت این که کشورهای دنیا بسیج شدند و قطعنامه 598 را نوشتند، نتایج عملیات کربلای 5 بود. همه دشمنان از حجم مقاومت و فداکاری انجام شده، متحیر مانده بودند. کربلای 5 در اوج این همه گرفتاری ها و نابسامانی ها و کمبود امکانات انجام شد.
این پیروزی بسیار عظیم و مهم و درخشان، تأثیر بسیار اساسی در سرنوشت کل جنگ داشت که دنیا را وادار به عقب نشینی و صدور قطعنامه 598 نمود.
هیچ کس نمانده بود12
اگر بگویم در روز عملیات «کربلای 5»، کربلایی در جوار کربلای امام حسین (ع) به وقوع پیوست و همه آن فداکاری، ایثار، گذشت و ارزش هایی که توسط یاران امام حسین (ع) به نمایش درآمد، سخنی به گزاف نگفته ام. چهره های تابناک و بزرگی در بین خودمان داشتیم که انصافاًجای تک تک آنها خالی است. امروز در آن تابلویی که مقابل چشمم مجسم است، قامت رسای آنها را می بینم. انگار همه آنها حس کرده بودند که این عملیات جزو آخرین عملیات های جنگ است و باید خود را به قافله ای که متعلق به آنهاست برسانند و محلق شوند. قبل از این که لشکر ثارالله به شلمچه برسد، یک اجتماع بسیار دیدنی و پر خاطره اتفاق افتاد. شب وداع لشکریان ثارالله همه بودند؛ زندی، بینا، مشایخی، طیاری، عابدینی، محمدی پور، میرحسینی، دریجانی، تهامی، گرامی و … همه بودند. چراغ ها خاموش شد. همه دست در گردن هم انداخته بودند و وداع می کردند. شهید مشایخی گفت در همسایگی خانه ما، هم در سمت راست و هم سمت چپ، بچه یتیم بسیار هستند. من روی بازگشت به جیرفت را ندارم.تصمیم گرفته ام پاهای خود را ببندم. که عقب نشینی نکنم. قصد شهادت ندارم. آن روز گذشت.
صبح روز بعد، روی خاکریز، داخل سیم های خاردار یک صحنه تماشایی نظرم را جلب کرد. عیناً مثل کربلا بود. آنجایی که امروز شاید از دیدن زائران شلمچه ناپیدا باشد. بالای سیم های خاردار دست های قطع شده و بدن های مطهر شهدا روی آب قرار داشت. جنازه حاج علی محمدی پور و علی عابدینی در کنار دژ در زیر تیربار دشمن روی زمین افتاده بود. بعد هم یکی پس از دیگری همه رفتند. وقتی از کانال ماهی گیری برگشتیم، هیچ کس نمانده بود. انگار همه با تمام وجود تلاش بر ای رفتن داشتند.
دو تانک در مقابل پانصد تانک13
روز سوم عملیات کربلای 5 خیلی روز سختی بود. عراقی ها یک فشار شدیدی گذاشتند. کاتیوشا و توپ و تانک و هر چیزی که داشتند به کار گرفتند و یک پاتک سنگین و بسیار مداومی را از صبح زود شروع کردند تا تقریباً ساعت های دو سه که دیگر داشتند خطوط ما را تصرف می کردند. بخشی از خط را گرفته بودند و به بخشی از خطوط چسبیده بودند. هلی کوپترهای عراقی می آمدند از پشت می زدند توی این کانال که بی سیم ها بودند که منهدم کنند.
یادم هست آن روز آقای «مرتضی قربانی»14 شروع کرد به وصیت نامه نوشتن.
احساس می کردیم که کار دیگر تمام است. چون هر چه آمبولانس بود را زدند، نگذاشتند تخلیه مجروحان انجام بگیرد، لندکروز ما می خواست عبور کند، زدنش. نیروهای پیاده می خواستند عبور کنند ]هم همین طور[. روی پل غلغله ای بود از آتش. تمام پل غرق آتش بود. شاید بشود گفت نزدیک به صد قبضه توپ ]عراقی[ بسیج شده بود روی همین تکه از پل، که هیچ چیزی نتواند از آن عبور کند، قفل کرده بودند این پل را.
تقریباً هفت روز شدیدترین پاتک ها را دشمن انجام داد. خودِ «عدنان خیرالله» که از افسران قابل ارتش عراق هم بود و به نظر ما مقتدرترین فرمانده عراقی بود، در جبهه مقابل ما، مسئولیت بازپس گیری «دریاچه ماهی» را داشت. آن طرف حداقل پانصد دستگاه تانک و بیش از سیصد چهارصد قبضه توپ و ده ها قبضه کاتیوشا- غیر از ادوات سبکی که در اختیارشان بود- اجرای آتش می کردند، این ور هم بسیجی ها بودند و خدای بسیجی ها و یک مقدار کمی مهمات آرپی جی کنارشان.
در کانال ماهی گیری عراقی ها نزدیک به سیصد قبضه توپ داشتند و ده ها قبضه کاتیوشا. مجموع توپ های ما و آقای مرتضی قربانی به بیست قبضه نمی رسید؛ بیست قبضه بدون مهمات. آنجا پانصد تا تانک مقابل ما قرار داشت، ما دو تا تانک داشتیم. اگر روزی جنگ ما موشکافی شود، اینها جواب داده شود، آن چیزی که برای آینده جنگ ما، برای مردم ما الگوپذیر هست، بخش عمده اش این است که چطور ما با این حجم آتش ها مقاومت می کردیم.
آن ور عدنان خیرالله بود با سه سپاه و بیش از پانصد تا تانک توی میدان جنگ چون زمین وسعتش دیگر اجازه نمی داد، وگرنه تانک خیلی بیش از این حرف ها بود- و سیصد چهارصد قبضه توپ که خود عدنان خیرالله در گزارشی که به صدام می داد، می گفت کاری کردم که اینها پشت بی سیم ها التجاء می کردند. ما توی بی سیم با مرتضی ]قربانی[ بعضی وقت ها با هم شوخی می کردیم، می خواندیم، دعا می خواندیم، سر به سر هم می گذاشتیم، روحیه می دادیم، او تصور می کرد که ما التماس می کنیم.
در گزارشش می گفت آن قدر آتش ریختم که اینها با بینی روی زمین می خزیدند. راست هم می گفت. او آتش مخی ریخت، این پل لخت و عور را تانک ها زیر آتش می گرفتند، اما «حسین تاجیک» با گردانی از همین پل عبور کرد.
پاورقی:
– سخنرانی در مراسم گرامیداشت شهدای عملیات «کربلای5»، دی 1381.
2 – عملیات «کربلای 5» با رمز «یا زهرا (س)» و هدف تصرف شلمچه و پیشروی به سمت بصره در شب 19/10/1365 آغاز و به مدت 45 روز تا 2/12/1365 به طول انجامید.
3 – عملیات «خیبر» با رمز «یا رسول الله (ص)» در منطقه هورالهویزه و جزایر مجنون در 3/12/1362 آغاز و تا 22/12/1362 به مدت 19 روز ادامه پیدا کرد.
4- عملیات «کربلای 1» در 9/4/1365 با رمز «یا ابوالفضل العباس ادرکنی» آغاز شد و طی این عملیات، شهر «مهران»، 8 روستای منطقه و ارتفاعات قلاویزان آزادا گردید.
5 – عملیات «کربلای 4» در 3/10/1365 و با رمز «محمد رسول الله (ص)» در منطقه عملیاتی غرب اروند رود- جنوب خرمشهر آغاز شد. اما به دلیل اطلاع کامل دشمن و هم آمادگی او برای مقابله با نیروهای ایرانی، یک شب بیشتر به طول نیانجامید و با عقب نشینی نیروهای خودی به پایان رسید.
6 – «علی عابدینی» فرمانده گردان خط شکن 410 غواص لشکر 41 ثارالله که در جریان عملیات کربلای 5 به شهادت رسید.
7 – «علی محمدی پور دقوق آبادی» فرمانده گردان 412 لشکر 41 ثارالله که در عملیات کربلای 5 به فیض شهادت نائل آمد.
8- «مهدی طیاری» فرمانده گردان 419 لشکر 41 ثارالله که در عملیات «بیت المقدس 7» در خرداد 1367 به شهادت رسید.
9- فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
10 – «عدنان خیرالله طلفاح» پسر دایی صدام و وزیر دفاع او بود که در سال 1989 (1368 شمسی) هلی کوپتر حامل وی سقوط کرد و کشته شد.
11- «حسین تاجیک» فرمانده گردان 415 لشکر 41 ثارالله در بهمن 1365 که طی عملیات کربلای 5 به فیض شهادت نائل آمد.
12 – سخنرانی در مراسم گرامیداشت شهدای عملیات «کربلای 5»، دی 1381.
13 – روایتی از عملیات «کربلای 5» در ویژه برنامه گروه «روایت فتح».
14- فرمانده وقت لشکر «25 کربلا».
مدیر کل راه و شهرسازی خبر داد اجرای ۱۱۰ کیلومتر راه روستایی در ریگان
۱۱۰ کیلومتر راه روستایی در ریگان اجرا میشود
مدیر کل راه و شهرسازی کرمان از اجرای ۱۱۰ کیلومتر راه روستایی در ریگان خبر داد.خداداد مقبلی در مراسم افتتاح ۱۰ کیلومتر راه روستایی در شهرستان ریگان که با حضور استاندار کرمان بود، اظهارکرد: پروژه ۱۰ کیلومترراه روستایی ریگان با اعتبار دو میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان به بهره برداری رسید. وی عنوان کرد: در کنار این طرح طی یک ماه آینده پروژه مهم ریگان جاسک به محمدآباد که یک پروژه اقتصادی برای ریگان به شمار خواهد آمد آغاز میشود. استاندار کرمان نیز در این مراسم گفت: امیدواریم سال آینده کل پروژه راههای روستایی شهرستان ریگان به اتمام برسد. علیرضا رزم حسینی با اشاره به اینکه منطقه ریگان از موقعیت خوبی برخوردار است، گفت: ریگان مردم ثروتمندی دارد و انشاء الله با همکاری امام جمعه ریگان و سایر مسئولان فرهنگ اقتصادی را ایجاد کرده و ثروت ریگان را برای خود منطقه سرمایه گذاری کنیم. پروژه روکش محور روستایی علی کلی – یوسف آباد و سه راهی جهان آباد-فتح آباد به طول مسیر ۱۸ کیلومتر با اعتبار ۷۵ میلیارد و ۵۰۰ ریال از دیگر پروژه های افتتاح شده توسط استاندار کرمان بود.
استاندار کرمان: یکی از سیاستهای دولت تدبیر و امید توسعه مناطق روستایی است
استاندار کرمان:
یکی از سیاستهای
دولت تدبیر و امید توسعه مناطق روستایی است
استاندار کرمان با بیان اینکه یکی از سیاست های دولت تدبیر و امید توسعه مناطق روستایی است خاطر نشان کرد: کسانی که علاقمند به ایجاد شرکت های تعاونی روستایی باشند، تسهیلات ارزان قیمت در اختیار آنها قرار خواهیم داد تا افراد در منطقه مشغول به کار شوند.
«علیرضا رزم حسینی» 5 دیماه در جلسه شورای اداری شهرستان ریگان با اشاره به بازدید از پروژه ترسیب کربن این شهرستان گفت: هدف ما بررسی مشکلات و حتی الامکان حل آنها در منطقه است و معتقدیم در این سفرها باید مدیران مرتبط در منطقه حضور داشته تا بتوانیم با مشکلات بیشتر آشنا و برای حل و رسیدگی به آنان تصمیمات و اقدامات لازم را انجام دهیم. وی با بیان اینکه منطقه از موقعیتهای خوبی برخوردار است اظهار کرد: صبح امروز بزرگ ترین گلخانه یکپارچه هیدروپونیک در این شهرستان افتتاح شد اما ما نیز باید به مشکلات آنها رسیدگی کنیم که یکی از این مشکلات، نبودن بیمه افراد در این گلخانه است. اساندار کرمان با تاکید بر اینکه باید اینگونه الگوها را در شهرستان ریگان توسط مالکان بزرگ کشاورزی اجرایی شود تصریح کرد: یکی از خصوصیات و مزایای در کشت گلخانه یکپارچه هیدروپونیک این است که با استفاده از آب کم، در هر هکتار 300 تن گوجه فرنگی برداشت میشود این در حالی است که با همین میزان آب در هوای آزاد تنها 30 تن گوجه فرنگی تولید خواهد شد. وی با بیان اینکه در هر هکتار کشت گلخانهای، 25 نفر مشغول به کار می شوند اظهار کرد: فرهنگ کشاورزی مدرن در این گلخانه ایجاد شده و یک دانشکده کشاورزی راه افتاده است. رزم حسینی اظهار کرد: امیدواریم با همکاری ائمه جمعه تشیع و تسسن، فرهنگ اقتصادی در شهرستان ترویج شده و جوانان مشغول به کار شوند ضمن آنکه هر کاری از دست ما بربیاید برای مردم این منطقه انجام خواهیم داد استاندار کرمان با بیان اینکه یکی از سیاست های دولت تدبیر و امید توسعه مناطق روستایی است خاطر نشان کرد: کسانی که علاقمند به ایجاد شرکت های تعاونی روستایی باشند، تسهیلات ارزان قیمت در اختیار آنها قرار خواهیم داد تا افراد در منطقه مشغول به کار شوند.
حمید هرندی فعال محیط زیست و کارشناس منابع طبیعی: کوه های صاحبالزمان متعلق به همهی مردم است
حمید هرندی فعال محیط زیست
و کارشناس منابع طبیعی:
کوه های صاحبالزمان متعلق به همهی مردم است
پیش از این در پروژه های مختلفی سازمانهای مردم نهاد کرمانی و مردم فعال و طبیعت دوست کرمانی نشان دادهاند که طبیعت و منابع آن برای مردم فهیم کرمان بسیار مهم هستند و هرزمان که متوجه بشوند شخص یا سازمانی تصمیماتی اخذ نموده که ممکناست پسآیند آن تصمیمات وارد شدن صدمات و ضرر و زیانی به طبیعت کرمان و شهرستانهای آن باشد این مردم فهیم و همیشه در صحنه تمام تلاش خود را میکنند که خدای ناکرده صدمهای به طبیعت زیبا و بیهمتای استان وارد نشود و در حفظ طبیعت کرمان از کوهها گرفته تا مراتع و حتی جویبارها عمل کرد این مردم تبدیل به نمونه و الگویی در سراسر کشور شده تا جائی که چندی پیش در پی اعتراضات مردمی به تخریب مراتعی در شمال کشور یکی از اولتیماتومهای مهم فعالین این بوده که ما نیز همان رویکردی را در پیش میگیریم که کرمانیها انجام دادند و اینجا را کوهشاه میکنیم. چند روزی است که در فضای مجازی و بین فعالین محیط زیست کرمان متنی دست به دست میگردد، در این متن عنوان شده که گروهی قصد احداث هتلی هشت طبقهرا بر فراز کوههای مسجد صاحبالزمان دارند و نگارندهی آن نقدهای تند و تیزی به خریداری بخشی از این کوهستان توسط بخش خصوصی دارد و از زوایای مختلفی مثل حقوق شهروندان نسبت به وطن خود و محیط زیست آن گرفته تا معنوی بودن آن بخش از کوههای کرمان و علاقهی دینی مردم به این کوهستان پرداختهاست و در آخر هم خطاب به استاندار کرمان مطرح نمودهاند که احداث هتل بر فراز کوههای مسجد صاحبالزمان نه افتخار است و نه توسعه بلکه حفظ این کوه مایهی فخر میباشد.
پس از مطالعهی این نامهی سرگشاده که در فضای مجازی منتشر شده بود کنجکاو شدیم و جستوجو کردیم تا دستیافتیم به عکسهایی از صبح روز جمعه ساعت ۷ که عدهای از دوستداران محیط زیست و فعالان ورزش و فرهنگ برای ابراز مخالفت و اعتراض به تخریب بخشی از کوههای مسجد صاحبالزمان (عج) در محل احداث این هتل تجمع کردهبودند و گویا برنامهداشتند جلوی شورای شهر هم تجمعی را سازماندهی کنند تا مراتب اعتراض خود را از این تصمیم شورای شهر به نمایندگان مردم نشان بدهند و خواستار بازنگری در اتخاذ اینگونه تصمیمات بشوند که اوضاع جوی و نزدیکی انتخابات و احتمال سو استفادهی دشمنان نظام مقدس از این حرکت کاملا مدنی دست به دست هم دادند تا تجمع اعتراضی در برابر شورای شهر به موعدی دیگر موکول شود. اما پس از جستوجوی کافی توانستیم با حمید هرندی فعال محیط زیست و کارشناس منابع طبیعی و مسول روابط عمومی سابق سازمان منابع طبیعی کرمان که بازنشستهی همین سازمان هم هست. مصاحبهای اختصاصی داشته باشیم که شرح آن مصاحبه پیش کش نظرتان میشود:
امکان دارد ماجرا را شرح بدهید؟
یک موسسهی مالی و اعتباری به عنوان مجری طرح و با موافقت شورای شهر که مصوبهای را برای اختصاص ۸هکتار به این موسسه تصویب نمودهاند، که ۳ هکتار برای هتلسازی و ۵ هکتار هم برای فضای سبز در منطقهی مسجد صاحبالزمان در اختیار این موسسه قرار بدهند و ایشان هم به ساخت و ساز در این منطقهی تاریخی و تفریحی مهم کرمان مشغول بشوند و ماهم به هیچ وجه سوالی نسبت به چگونگی این خرید و فروش و قیمت و دیگر مسائل مالی پروژه نداریم و فقط و فقط به عنوان فعالین محیط زیست با اثرات مخربی که پدید میآورد مخالفیم و معتقدیم چشماندازی که به همهی مردم تعلق دارد چرا باید به یک بخش خصوصی واگذار بشود؟ و کلا ساختن هتل بر روی کوهی که ساختار آهکی دارد خودش مبحث بسیار پیچیدهای است که چگونه اصلا این پروژه اجرا خواهد شد؟ و با توجه به بناهای تاریخی مثل قلعه دختر که در نزدیکی این ۸ هکتار قرار دارد به نظر من اصلا عقل سلیم حکم نمیکند که هتلی آنجا ساخته بشود.
شما به جز این تجمع در کوههای صاحبالزمان(عج) کار دیگری هم در رابطه با این ماجرا انجام دادید؟
بله ما هم با عدهای از دوستداران محیط زیست آنجا جمع شدیم و در عین حال نامهای به شواری شهر و سپس نامهی دیگری به فرمانداری دادیم و از این دو نهاد خواستیم که جلوی این کار گرفته شود. حالا بماند که جاده ای هم که برای این هتل تا نوک کوه باید راهسازی بشود و همین امر، صدمات جبران ناپذیری به طبیعت آن منطقه وارد میکند و از اینها گذشته این کوه منطقهای است معنوی که مردم نگاهی فراتر از یک کوه به آن دارند و من بعید میدانم مردم راضی بشوند که چنین کوهی صدمه ببیند بخاطر ساختن یک هتل و ضرب المثل بر عکس شود و خدای نکرده از کوه کاه بسازند. کوه متعلق به همهی مردم است و چطور میشود که آن را به بخش اندکی از مردم بسپارند و از نظر قوانین هم که در کرمان بیشتر از پانزده طبقه اجازهی ساخت و ساز نمیدهند حالا چطور شده که بالای کوه با آن ارتفاع اجازهی احداث هتلی ۸طبقه دادهاند؟
غیر از فضای مجازی اعتراض به این ساخت و ساز را با رسانههای دیگر هم درمیان گذاشتهاید؟
بله با روزنامهی اعتماد مصاحبه کردهام و مطلب هم برایشان فرستادهام و با صدا و سیما هم مصاحبهکردم و تلاش کردیم تا جائی که میتوانیم مردم کرمان را از این موقعیت آگاه کنیم که زمان زیادی نداریم و بعد از مصوبهی شورا فرمانداری میتواند آن مصوبه را به شکل قانون در بیاورد و ما همین امروز را فرصت داریم که جلوی این کار را بگیریم و یا واگذار کنیم به مشاورعالی محیط زیست و یا مسکن و شهرسازی و حتی شهرداری به هرحال کارشناس بی طرفی را پای پروژه بیاورند و حداقل ۲ماه فرصت بدهند و مطالعات کافی را انجام بدهند که آیا واقعا باید این کوه با این وضعیت و با نازلترین قیمت به بخش خصوصی واگذار شود و پس از آن تبدیل بشود به ملک خصوصی عدهای که مردم برای وارد شدن به آن مجبور به اخذ مجوز از نگهبانی آنجا و یا مسائل اینچنینی باشند؟ و دیگر مردم عادی نتوانند دسترسی به کوهی که تا پیش از این تفرجگاه و مکان تفریحیشان بوده داشته باشند.
آیا سازمان مردم نهادی هم پیگیر این اعتراضها بودهاند؟
بله سازمان مردم نهاد (حامیان محیطهای طبیعی) کرمان سازمان مردم نهادی است که ماهم از فعالین همین مجموعه هستیم
با تشکر از شما
بررسی آرایش نیروی های سیاسی در شهرستان های مختلف استان کرمان به داغی تنور انتخابات
بررسی آرایش نیروی های سیاسی در شهرستان های مختلف استان کرمان
به داغی تنور انتخابات
ثبت نام انتخابات مجلس شورای اسلامی در ساعت 24 روز جمعه گذشته به پایان رسید. در هفتهای که گذشت جناحهای سیاسی کاندیداهای مورد نظر خود را راهی فرمانداری ها کردند تا در رقابت انتخاباتی اسفند ماه نام نویسی کنند. عده ای هم بدون دعوت جناح ها، خود را در صف ثبت کننندگان قرار دادند. بنا به اظهار ذکا اسدی معاون امنیتی- سیاسی استانداری کرمان که ریاست ستاد انتخابات استان کرمان در این دوره از انتخابات را برعهده دارد، 267 نفر برای شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی نام نویسی کرده اند که از این تعداد 235 نفر مرد و 32 نفر هم زن هستند بنا به گزارش ذکا اسدی قریب 50 درصد ثبت نام کنندگان در استان کمتر از 45 سال سن دارند. فراوانی ثبت نام در حوزه انتخابیه کرمان و راور بوده است. به این ترتیب که 90 نفر فرم ثبت نام کاندیداتوری را تکمیل کرده اند. پس از کرمان بیش ترین ثبت نام ها در حوزه انتخابیه رفسنجان می باشد که 38 نفر ثبت نام کرده اند. پس از رفسنجان، شهرستان های بافت(32)، سیرجان(29)، زرند(22)، شهربابک(18)، بم(17)، کهنوج(12)، جیرفت(9) قرار دارند. بدین ترتیب جیرفت در انتهای جدول نام نویسی قرار دارد. اما حضور پر شور جناح های سیاسی در شهرستان ها خبر از پر شر و شور بوده انتخابات پیش رو دارد.
کرمان
در کرمان شمار ثبت نام کنندگان 90 نفر بوده است. در بین ثبت نام کنندگان نام هایی مانند فرشاد،کریمی، سیاوشی و جواد کمالی دیده می شود که برای بسیاری از مردم کرمان آشنا هستند.
محمد فرشاد معاونت سیاسی – امنیتی استانداری کرمان در دولت اصلاحات را برعهده داشته است. سیاوشی نیز معاونت استانداری کرمان در دولت اصلاحات را بر عهده داشته است. جواد کمالی نیز معاونت عمرانی و سپس معاونت امنیتی- سیاسی استانداری در دولت های نهم و دهم را عهده دار بوده است. اما محمدعلی کریمی نیز معاونت استانداری را تجربه کرده و هم چنین در پست استانداری کرمان در دولت اصلاحات هم انجام وظیفه کرده است. کریمی با صندلی های بهارستان نا آشنا نیست و در مجلس هشتم نمایندگی مردم کرمان و راور را بر عهده داشته است. در بین ثبت نام کنندگان نام های دیگری که برای اقشار خاصی از جامعه آشنا هستند به چشم می خورد. از آن جمله اند علی کمساری(روزنامه نگار)، بتول ایزدپناه(روزنامه نگار)، مجید فدایی(فیلمساز) و خواجویی(دبیر مجمع روحانیون مبارز). تعداد اصلاح طلبان و مستقلین نامداری که پا به عرصه انتخابات کرمان و راور گذاشته اند به مراتب بیش تر از اصولگرایان است.
نمایندگان فعلی کرمان و راور(پور ابراهیمی و زاهدی) نیز برای ورود مجدد به مجلس شورای اسلامی ثبت نام نموده اند. رحیم ابوسعیدی رییس ستاد روحانی در سال 92 نیز از سوی حزب اعتدال و توسعه نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی شده است. فضای انتخابات مجلس این بار بسیار رقابتی تر است و راه یابی به مجلس به راحتی چهار سال قبل نیست و ماندن همه چهره ها تا برگزاری انتخابات، بعید به نظر می رسد و قاعدتاً کاندیداهای هم سو به نفع کاندیداهایی که شانس بالاتری برای رای آوری دارند کنار خواهند رفت.
رفسنجان
رفسنجان پس از مرکز استان بالاترین نامزد مجلس را در این دوره از رقابت ها داراست. در بین نامزدهای ریز و درشت که پا به میدان گذاشته اند نام های آشنایی از دو طیف سنتی حاکم بر رفسنجان دیده می شود. رفسنجان با این که سیاست مدارانی را در سطح کلان کشوری دارد اما با این حال فضای سیاسی این شهرستان آن قدر سنتی است که هنوز به جای اصطلاح اصلاح طلب و اصولگرا از عبارت های «شیخ عباسی» و«شیخ محمدی» نام می برند، که شیخ عباسی ها طرفداران «شیخ عباس پورمحمدی» یا اصولگرایان هستند و «شیخ محمدی ها» به طرفداران «مرحوم شیخ محمد هاشمیان» یا همان اصلاح طلبان اطلاق می شود.
این بار از جناح اصلاح طلب یا شیخ محمدی«حجت الاسلام علی هاشمیان» فرزند شیخ محمد هاشمیان کاندیدا شده است. حسین آذین نماینده اصولگرای فعلی رفسنجان هم قصد دارد دوباره خود را در مجلس جای دهد. اما حسین تقوی دیگر نامزدی است که صاحب امتیاز نشریه مهر آور رفسنجان است و از سوی حزب اعتدال و توسعه وارد کارزار انتخابات شده است. علی حسین زاده استاد روانشناسی دانشگاه های رفسنجان هم دیگر نامزد حوزه انتخابیه رفسنجان می باشد. این بار رقابت در رفسنجان تنگاتنگ تر از دوره قبل دنبال می شود.
اما باید منتظر ماند و دید که آیا این بار رفسنجانی ها یک شیخ عباسی را به مجلس می فرستند یا یک شیخ محمدی را یا نامزد حزب اعتدال و توسعه رفسنجان را به قصد بهارستان ترک خواهد کرد.
بافت
تب انتخابات در شهرستان های بافت ،رابر و ارزویه هم بالاست چرا که این شهرستان نیز 32 نفر از اهالی خود را راهی ستاد انتخابات کرده است.
انتخابات بافت این بارهم برخی نامزدهای قدیمی را تکرار می کند. چهره هایی چون محمد تقی بختیاری از نامزدهای نزدیک به طیف مرعشی نماینده سابق. احمد پیشبین نامزد اصولگرا و نماینده اسبق بافت، علیرضا منظری توکلی اصولگرا و نماینده فعلی بافت و هدایت الله سلطانی (اصولگرا) از جمله افرادی هستند که در دوره های قبل نامزد بافت بوده و به جز سلطانی نژاد مابقی به مجلس راه یافته اند.
احمد پیش بین در دوره های چهارم، پنجم، ششم و هفتم نماینده مردم بافت در مجلس بوده است که در دوره هشتم از راه یابی به مجلس بازماند. وی دوباره به زمین سیاست بازگشته است. محمدتقی بختیاری کاندیدای اصلاح طلبی است که در دوره هشتم با رای قاطع خود توانست پیش بین را پشت درهای بسته مجلس نگه دارد. بختیاری این بار نیز از جانب اصولگرایان برای دوره دهم مجلس کاندیدا شده است. هدایت الله سلطانی نژاد قبلا هم برای مجلس هشتم کاندیدا شده بود اما نتوانست رای لازم برای ورود به مجلس را کسب کند. این بار دو نامزد دیگر نیز پا به عرصه انتخابات گذاشته اند که برای مردم بافت ناشناخته نیستند. امیر قلی پژمان کاندیدای حزب اعتماد ملی برای نمایندگی مجلس دهم است. وی پیش از این عضو شورای اسلامی شهر بافت بوده است. نامزد دیگری که با مشی اعتدال وارد کارزار انتخابات شده «یاسر سلیمانی» است. سلیمانی که عضو دبیرخانه کلانشهرهای شهرداری تهران است، نامش در جریان جشنواره کرمان که مرداد ماه سال جاری در برج میلاد تهران برگزار شد، با گوش کرمانیان آشنا شد. وی برادرزاده سردار قاسم سلیمانی است. حضور پژمان و سلیمانی آرایش نیروهای سیاسی را در بافت دگرگون خواهد کرد.
سیرجان
در سیرجان 29 نفر کاندیدا شده اند. از مدت ها قبل دو قطبی حسن پور-جهانگیری بر زبان ها افتاده بود. شهباز حسن پور نماینده سیرجان در مجالس هشتم و نهم این بار هم علاقه مند به حضور در مجلس است. وی پس از دو دوره نمایندگی سیرجان، موافقان و مخالفان سرسختی در حوزه انتخابیه خود دارد. اما ابراهیم جهانگیری- برادر معاون اول رییس جمهور- از نامزدهای اصلاح طلب نزدیک به دولت به شمار می آید.
ورود سید احمد حسینی سیرجانی به عنوان نامزد اصولگرا فضا را رقابتی تر خواهد کرد. اما دانستن این که کدام یک از نامزدهای فوق به مجلس راه خواهد یافت و اصولگرایان از چه کسی در برابر نامزد اصلاح طلب حمایت خواهند کرد، نیازمند گذشت زمان است.
زرند
شهرستان زرند از جمله شهرستان هایی است که فضای سیاسی ملتهبی را تجربه می کند. 22 نفر برای راه یابی به مجلس از این حوزه ثبت نام کرده اند. حسین امیری خامکانی نماینده فعلی زرند که چهار دوره اخیر از سوی مردم زرند در مجلس حضور داشته همچنان اصرار به ماندن در کسوت نمایندگی را دارد. وی پایگاه اصلاح طلبی دارد. از ماه ها قبل خبرهایی از نامزدی علی علویان – مدیر مسوول نشریه آینده ما(عصر ظهور) به گوش می رسید. علویان از جمله روحانیون اصلاح طلبی است که از پایگاه نسبتا خوبی در زرند و کوهبنان برخوردار است. وی علاوه بر تحصیلات حوزوی، دانشجوی دکترای علوم سیاسی نیز می باشد. وی تحت عنوان اصلاح طلب ولایتمدار وارد رقابت شده است.
از سوی جناح اصولگرای زرند نیز «علی مطهری» اعلام نامزدی کرده است. وی در مجالس دوم و چهارم نماینده مردم زرند در مجلس شورای اسلامی بوده است. هر سه کاندیدا در شهرستان زرند و کوهبنان از مقبولیت برخوردارند و می توانند بخش قابل توجهی از آرای این حوزه را به سبد خود واریز کنند.
شهربابک
شهربابک با هیجده نامزد آمادگی خود را برای برگزاری انتخابات اعلام کرده است. مصطفی رضا حسینی، جعفر رضا زاده، و حسین فتاحی از جمله ثبت نام کنندگان هستند. مصطفی رضا حسینی قبلا هم نمایندگی شهربابک را تجربه کرده است. جعفر رضا زاده نیز در کسوت شهرداری شهربابک به خدمت مشغول بوده است و به عنوان کاندیدای اصلاح طلب به زمین رقابت مجلس آمده است. حسین فتاحی نماینده فعلی شهربابک در مجلس و از طرفداران پر و پا قرص احمدی نژاد است که قصد دارد دوباره آرای مردم شهربابک را متوجه خود کند.
بم
حوزه انتخابیه بم حوزه ای هفده کاندیدایی است. در بین این هفده کاندیدا چهره های شاخص زیادی دیده می شود. مجید دبستانی(اصلاح طلب)، توسلی(اصلاح طلب)، اصغر مکارم(اصلاح طلب)، غضنفر آبادی(اصولگرا)، حاتم نارویی ( اصولگرا)، حبیب الله نیک زادی(مستقل) از جمله نامزدهای نامدار بمی هستند که در کنار دیگر نامزدهایی همچون منصور متقی، شهمراد زاده،محمد اسماعیلی و… صف آرایی سیاسی جالبی را رقم خواهند زد. مکارم و غضنفر آبادی پیش از این هم با یکدیگر رقابت کرده اند و این رقابت به نفع غضنفر آبادی به پایان رسیده است. شهرستان بم پس از زلزله مهیب پنجم دیماه نماینده دیگری جز غضنفر آبادی به خود ندیده است.
کهنوج
حجت الاسلام وزیری که طرفدارانش او را شیخ اصلاحات جنوب نامیده اند با تمایل خود برای حضور در انتخابات را با ثبت نام از حوزه انتخابیه کهنوج اعلام کرد. رضا تاجیک از اصلاح طلبان نزدیک به طیف مرعشی است که وارد کارزار انتخابات شده است. از سوی دیگر امیری که در حال حاضر نمایندگی کهنوج را بر عهده دارد از سوی جناح اصولگرا کاندیدا شده است.
حضور کم تعداد کاندیداها در این شهرستان جنوبی اجماع روی کاندیدای خاص برای هر دو جناح را آسان تر می کند.
جیرفت
شهرستان جیرفت کم ترین ثبت نامی را در استان کرمان دارد. فرمانداری جیرفت در ایام ثبت نام کاندیداها اوقات آرامی را گذرانده و نام 9 کاندیدا را در لیست نامزدهای خود ثبت کرده است.علی زادسر جیرفتی(اصولگرا)، علی اسلامی پناه(اصلاح طلب)، اسحاق توانایی، یحیی کمالی پور(اعتدال گرا)، فرج الله عارفی (اصولگرا)، ذبیح الله اعظمی، سیف الله شهداد نژاد و راضیه دانشی نامزدهای این حوزه انتخابیه هستند. علی زادسر جیرفتی، علی اسلامی پناه و فرج الله عارفی نمایندگی مجلس از حوزه انتخابیه جیرفت را تجربه کرده اند. اسحاق توانایی فرمانده بسیج جیرفت بوده است. سیف الله داد باجناق اسحاق جهانگیری(معاون اول رییس جمهور) است. ذبیح الله اعظمی معاونت شهرداری جاسک را عهده دار بوده است. می توان گفت که افراد باتجربه و مشهور در جیرفت ثبت نام کرده اند و همچنین جهانبخش بهزاد نژاد به عنوان یکی از جوان ترین نامزدها در این حوزه ثبت نام نموده است. با این حساب جناح های مختلف سیاسی می توانند با درد سر کمتری برای اجماع روی نامزد نهایی رایزنی های خود را آغاز کنند.
عامل جنایت در چهارشنبه سوری دستگیر شد
عامل جنایت در چهارشنبه سوری دستگیر شد
نوجوانی که در سه شنبه آخر سال 93 اقدام به قتل یکی از اتباع افغانستان کرده بود، دستگیر شد.
27 اسفند ماه سال 93 ساعت 23:00 از طریق بیمارستان بهمن یک فقره فوت مشکوک جوانی 20 ساله به علت اصابت جسم تیز (چاقو) به ناحیه قفسه سینه به کلانتری 134 شهرک قدس (تهران) اعلام شد.
با بررسیهای اولیه از دوستان مقتول مشخص شد، مقتول به نام «مصطفی . س» تبعه افغانستان به همراه آن ها در خیابان علامه جنوبی به پارکی در این خیابان مراجعه کرده که در داخل پارک ما بین آن ها و چند جوان ناشناس نزاع و درگیری دسته جمعی رخ داده و طی آن مصطفی بر اثر اصابت چاقو به ناحیه قفسه سینه مصدوم و توسط دوستانش به بیمارستان منتقل می شود اما به علت شدت جراحت وارده فوت می کند و ضاربین نیز از همان محل درگیری متواری گشته اند.
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمد و به دستور بازپرس شعبه هفتم دادسرای ناحیه 27 تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی به تحقیق از دوستان مقتول که آنها نیز از اتباع افغانستان هستند پرداخته، همگی با ارائه اظهارات مشابه عنوان داشتند: جهت شرکت در مراسم سه شنبه پایانی سال (چهارشنبه سوری) به پارک رفته بودیم که در آنجا چند جوان با ما درگیر شدند و طی آن مصطفی از ناحیه سینه مجروح شد، زمانی که مصطفی بر روی زمین افتاد آن چند جوان به سرعت از محل متواری شدند و ما نیز به سرعت مصطفی را به بیمارستان منتقل کردیم اما پس از چند ساعت او فوت کرد.
با وجود آن که دوستان مقتول همگی اظهارات مشابهی را بیان می کردند اما در ما بین صحبت های چند نفر از آن ها مطالبی بیان شد که گره این پرونده را باز کرد.
دوستان مقتول عنوان کرده بودند که چند جوان شرکت کننده در درگیری را به هیچ عنوان نمی شناسند اما در ادامه و میان صحبتهایشان عنوان شد که پیش از درگیری، یکی از آن ها به نام عارف . س (18 ساله) توسط طرف مقابل فرا خوانده شده و در ادامه، با شدت گرفتن درگیری ما بین عارف با این افراد آنها نیز به طرفداری از عارف وارد درگیری شدند.
تحقیقات پلیسی از عارف در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت و او نیز در ادامه تحقیقات عنوان داشت که دو برادر به نام های محمد و میعاد (17 ساله) ساکن منطقه سعادت آباد را می شناسد.
با شناسایی محل سکونت محمد و میعاد در منطقه سعادت آباد، هر دو نفر آن ها در تاریخ 4 خرداد ماه سال جاری دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شدند.
محمد و میعاد ضمن اعتراف به مشارکت در نزاع و درگیری و همچنین معرفی دو نفر از دوستان خود به نام امین و میثم (17 ساله) به عنوان نفرات شرکت کننده در نزاع و درگیری، عنوان کردند که عامل جنایت، شخصی ناشناس بوده است.
با دستگیری چهار متهم و با توجه به سن کمتر از 18 سال هر چهار متهم، پرونده به شعبه چهارم بازپرسی دادسرای 29 تهران ارجاع شد.
تحقیقات از چهار متهم همچنان در دستور کار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار داشت و آنها در اظهاراتی مشابه مدعی بودند که قاتل را نمی شناسند اما با این وجود، اظهاراتشان قابل پذیرش از سوی کارآگاهان نبود. سرانجام در سلسلسه اقدامات و تحقیقات پلیسی، این چهار نوجوان اعتراف کردند که قتل توسط یکی از دوستانشان به نام مهدی . م (18 ساله) صورت گرفته است.
آن ها در خصوص علت عدم معرفی عامل جنایت به پلیس عنوان داشتند که پس از ارتکاب جنایت توسط مصطفی، با یکدیگر تبانی کرده بودند که در صورت دستگیری توسط پلیس به هیچ عنوان مصطفی را معرفی نکنند.
با شناسایی (مهدی . م) به عنوان عامل اصلی جنایت، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که وی از مدتی قبل و به اتهام مواد مخدر دستگیر شده است.
مصطفی پس از انتقال به اداره دهم و اطلاع از اعتراف دوستانش صراحتاً به ارتکاب جنایت اعتراف کرد.
وی در خصوص شب حادثه به کارآگاهان گفت: شب حادثه میثم به من و سایر بچهها مراجعه کرد و گفت که چندی پیش با چند جوان تبعه افغانستان درگیر شده و در حال حاضر آن چند جوان داخل پارک هستند.
وی افزود: چهار نفری، به همراه میثم به پارک رفتیم، میثم یکی از اتباع بیگانه به نام عارف را صدا زد و او پیش ما آمد، درگیری لفظی اولیه ما بین عارف و میثم رخ داد که در همین حین سایر دوستان عارف به طرفداری از او به سمت ما حمله ور شدند.
وی ادامه داد: با شدت گرفتن درگیری، مقتول با چاقویی که دستش بود قصد زدن مرا داشت که ضربات وی به من اصابت نکرد، من نیز زمانی که دیدم او از چاقو استفاده کرده چاقوی خود را از جیب درآوردم و برای تلافی کردن و ترساندن ضربه ای به سمت مقتول پرتاب کردم که چاقو به قفسه سینه اش برخورد کرد.
مصطفی گفت: به علت شدت ضربه مقتول روی زمین افتاد، همگی از روی ترس و به سرعت از محل فرار کردیم، پس از فرار از محل جنایت قرار شد تا در صورت دستگیری به هیچ عنوان قتل را بر عهده نگیریم و در اظهاراتی مشابه عنوان کنیم که قتل توسط فردی ناشناس صورت گرفته است.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ در تکیمل این خبر گفت: برای کلیه متهمین شرکت کننده در نزاع و درگیری قرار قانونی صادر شده و متهمین جهت انجام تحقیقات تکمیلی و بازسازی صحنه جنایت در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفتند.
برای متهم اصلی پرونده نیز قرار بازداشت موقت صادر شده و این متهم نیز در اختیار اداره ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.
اگر چه این واقعه در شهر تهران رخ داده است، اما حوادث زیادی از این قبیل در تمامی شهرها رخ می دهد از جمله شهر ما، کرمان. چنانچه مروری نسبت به پرونده هایی از این قبیل داشته باشیم، شاهد این امر هستیم که غالبا بزهکاران و بزهدیدگان جوانانی در رده های سنی 20-25 سال می باشند. دوره ای که در آن جوانان علی الخصوص پسران قدرت و شجاعت را غالب شدن در دعواها و نزاع های فیزیکی می بینند و نه تنها تلاشی در جهت کنترل خشم خود نمی کنند بلکه گاهی اوقات به دنبال بهانه ای برای زورنمایی هستند.
مقامات قضایی و انتظامی در رابطه با چنین پرونده هایی بر فرهنگ سازی و کنترل خشم تاکید دارند و چنین مواردی از قتل را مشکل امنیتی تلقی نمی کنند و آن ها را نوعی معضل اجتماعی می دانند. بنابراین جای دارد رسانه ها، مدارس و کلیه ی نهادهای متولی فرهنگ بیش از پیش به اقدامات و تعلیمات متناسب جهت پیشگیری از وقوع چنین جرایمی بپردازند.
امام جمعه موقت کرمان: خشکاندن ریشه داعش نیازمند عزم بینالمللی است
امام جمعه موقت کرمان:
خشکاندن ریشه داعش نیازمند عزم بینالمللی است
امام جمعه موقت کرمان با محکوم کردن حوادث تروریستی داعش در فرانسه، گفت: اگر عزم بین المللی در مقابل داعش صورت گیرد، ریشه این گروهک تکفیری خشکانده می شود.
حجت الاسلام عربپور در خطبه های نماز جمعه کرمان گفت: نخستین محیطی که باید رفتارهای اخلاقی و اسلامی در آن رعایت شود، خانواده است. خطیب موقت نماز جمعه کرمان ادامه داد: اگر هر مسلمانی براساس تعالیم قرآن و اهل بیت، خانه و خانوداه خود را بسازد قطعا این معضلات و مشکلات حل خواهد شد.
حجت الاسلام عربپور ادامه داد: دشمن، امروز از طریق سلاح نرم و جنگ روانی در تلاش است که با نشانه گرفتن بنیان خانواده و ایجاد روابط ناسالم؛ سوء رفتارها و بدبختی ها را در خانه و خانواده ایجاد کند.
وی اشاره کرد: ازدواج یک نعمت الهی می باشد و ثمره آن ایجاد آرامش در همسران است.
حجت الاسلام عربپور با اشاره به «هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ» آیه 187 سوره بقره گفت: چه تعبیر و تفسیر جالبی که لباس هم انسان را در سرما و گرما حفظ می کند و هم از زشتی برهنگی و عیوب ظاهری می پوشاند، زن و مرد نسبتشان اینگونه است حافظ یکدیگرند و در پیدا نشدن عیوب و آبرو و اعتبارشان مثل لباس عمل می کنند.
وی در خطبه دوم نماز جمعه با اشاره به هفته دیابت و اهمیت آن گفت: بیماری دیابت باید جدی گرفته شود، چرا که از جمله بیماری های خطرناکی است که به علت بی توجهی بسیاری از افراد به آن مبتلا می شوند.
خطیب موقت کرمان اظهار داشت: مساله امنیت و آرامش در هر جامعه نخستین مساله ضروری هر فرد می باشد، دشمنان اسلام با تبلیغات سوء، دست به تحریک جوانان می زنند و ما شاهد بعضی رفتارهای نابهنجار و ضد آرامش فرد و جامعه هستیم.
وی ادامه داد: در برابر کسانی که دم از آزادی می زنند و در مقابل مخل آسایش و آرامش دیگران هستند باید گفت: آزادی تعریف و مفهوم خودش را دارد و همچنین حدود آزادی باید شناخته شود.
حجت الاسلام عربپور تصریح کرد: ما از تریبون نمازجمعه حمایت خود را از نیروی انتظامی برای جلوگیری از این رفتارها در جامعه اعلام می داریم.
وی با اشاره به 5 آذر سالروز تشکیل بسیج مستضعفین در سال58، بیان داشت: بسیجیان نیروهای متعهد و متدینی هستند که امام راحل آنان را لشکر مخلص خدا معرفی کرد. حجت الاسلام عربپور افزود: در دوران دفاع مقدس، دوران سازندگی و همچنین مسائل مهم اجتماعی و بعضی فعالیت بهداشتی بسیج و بسیجسیان خوش درخشیدند.
وی مامویت های بسیج در حال حاضر را، مبارزه با نفوذ استکبار جهانی و آمریکا، مبارزه با آسیب های اجتماعی در قالب طرح های فرهنگی و بازدارنده از جمله حلقه های صالحین و کمک به دولت و کشور در جهت پیاده شدن اقتصاد مقاومتی در کشور دانست.
خطیب موقت کرمان، عملیات های اخیر گروهک تروریستی و تکفیری داعش در لبنان و پاریس را محکوم کرد و گفت: از نظر جمهوری اسلامی خشونت در هر کجای دنیا به این شکل محکوم است به ویژه اینکه این کشتارها با نام اسلام بخواهد شکل بگیرد.
حجت الاسلام عربپور در پایان گفت: اگر عزم بین المللی در مقابل داعش صورت گیرد، ریشه این گروهک تکفیری خشکانده می شود.
قتل همسر برای رسیدن به خواهر زن؛
زن جوان قربانی توطئه خواهر و همسرش شد
مرد افغان زمانی که همسر 18 ساله اش را سد راه ارتباط خود با خواهرزنش دید، با هم دستی وی نقشه قتل همسرش را اجرا کرد. متهمان با صحنهسازی قصد داشتند، مرگ زن جوان را خودکشی نشان دهند.
به نقل از جام جم، بیستم آبان امسال مردی با مرکز فوریتهای پلیسی 110 شهر کرمان تماس گرفت و از خودکشی همسر 18 ساله اش به نام ملکه خبر داد.
کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی با حضور در محله سر آسیاب شهر کرمان مشاهده کردند زن جوان طنابی به دور گردنش گره خورده و به نظر می رسد او خودکشی کرده است. این در حالی بود که شوهر 30 ساله وی به نام گلاب برای ادامه تحقیقات به اداره جنایی پلیس آگاهی کرمان منتقل شد.
او در اظهاراتش گفت: من برای انجام کاری از خانه خارج شده بودم. ساعاتی بعد که بازگشتم خبری از همسرم نبود. فرزندم نیز در خانه خوابیده بود. اتاقهای خانه را که جستجو کردم در یکی از اتاقها با جسد همسرم در حالی روبه رو شدم که او با خوردن قرص و انداختن طناب به دور گردنش خودکشی کرده بود. من و همسرم با هم اختلاف نداشتیم و نمیدانم چرا خودکشی کرده است.
در حالی که او مدعی بود همسرش خودکشی کرده، به عنوان تنها مظنون در پرونده مرگ مشکوک این زن با دستور قضایی بازداشت شد. تحقیقات از او ادامه داشت تا این که کارشناسان پزشکی قانونی نظر دادند زن جوان خودکشی نکرده بلکه بر اثر خفگی به قتل رسیده است. همین سرنخ کافی بود تا کارآگاهان جنایی اطمینان یابند زن جوان به قتل رسیده است.
متهم به قتل در اظهاراتش به پلیس گفت: من و همسرم چهار سال قبل با هم ازدواج کردیم و ثمره زندگیمان یک فرزند سه ساله است. از مدتی پیش به خواهرزن 27 ساله ام علاقمند شدم و ارتباطمان شکل گرفت. میخواستم با طلاق دادن همسرم با خواهر او ازدواج کنم که این کار انجام نشد. همسرم و خانوادهاش از ارتباط میان من و خواهر زنم بی خبر بودند. چون همسرم را سدی برای ادامه ارتباط و ازدواجم میدانستم، نقشه قتل او را طراحی کردم. بعد موضوع را به خواهرزنم اطلاع دادم که او قول داد در اجرای نقشه قتل خواهرش با من همراه شود. او شب قبل از جنایت به عنوان مهمان به خانه مان آمد و شب را نزد ما ماند.
وی اضافه کرد: روز بعد ساعت 7 صبح هنگامی که همسرم مشغول تهیه صبحانه بود، تصمیم گرفتم نقشه قتل او را عملی کنم. ابتدا با او دعوا کردم و پس از بالا گرفتن درگیریمان به سمتش حمله ور شدم. خواهرش با دیدن این صحنه، دهان همسرم را محکم گرفت و من او را خفه کردم. با اطمینان از مرگ او، طنابی آوردم و آن را به دور گردنش گره زدم تا مرگ او را خودکشی نشان دهم.
سرهنگ یدالله حسن پور، رئیس پلیس آگاهی استان کرمان در این باره گفت: با اعتراف مرد همسرکش و فاش شدن راز این جنایت، خواهرزن وی نیز تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و دستگیر شد. این زن جوان در بازجویی اولیه اظهارات ضد و نقیضی را بیان کرد، اما زمانی که در مواجهه حضوری با داماد خانواده قرار گرفت، به همدستی با وی در قتل خواهر 18 ساله اش اعتراف کرد.
قاتل سرمایه گذار مشهورجیرفتی دستگیرشد
دادستان عمومی وانقلاب شهرستان عنبرآباد از دستگیری قاتل مرحوم کرامت دهدشتی سرمایه گذار مشهورجیرفتی در شهرستان رودبارجنوب خبرداد.
به نقل از روابط عمومی وارتباطات دادگستری کل استان کرمان، یوسف سبحانی در تشریح جزئیات این خبر اظهار داشت: رسیدگی به این پرونده به جهت اینکه موجب جریحه دار شدن احساسات مردم این منطقه شده بود در دستور کار ویژه این دادستانی قرار گرفت.
وی ادامه داد:پس از 20روز تلاش شبانه روزی دستگاه قضائی وپلیس آگاهی شهرستان عنبرآباد و پس از یکسری اقدامات اطلاعاتی وتحقیقاتی پیچیده قاتل به نام (ر.خ) در محل مخفیگاهش در شهرستان رودبار جنوب شناسایی و دستگیر شد.
این مقام قضائی اعلام داشت: در این رابطه شش متهم در شهرهای مختلف دو استان کرمان وسیستان و بلوچستان دستگیر و از این تعداد 4 نفر با قرار بازداشت موقت راهی زندان شده اند. وی افزود:علت وانگیزه اصلی قتل اخاذی وسرقت اتومبیل لوکس خارجی مقتول بوده است.
شایان ذکر است مقتول درشامگاه 08/08/94توسط آدم ربایان درباغ کشاورزی خود در شهر دوساری ربوده می شود و به جهت مقاومت مقتول مورد ضرب وجرح شدید قرار گرفته که متاسفانه بر اثر شدت جراحات فوت می نماید.
حضور بردیا کیارس در کرمان
آموزشگاه «همساز کرمان» با دعوت از «بردیا کیارس» دستیار ارکسترسمفونی ایران برای اولین بار در کرمان کارگاه آموزشی برای گروه «آنسامبل زهی کرمان» برگزار کردند. این گروه متشکل از 2 نفر خانم و 9 نفر آقای نوازنده است. بردیا کیارس از سن ۴ سالگی نوازندگی سنتور را نزد پدر خود آغاز نمود و تئوری موسیقی را زیر نظر مهران روحانی و آهنگسازی را نزد سعید شریفیان فراگرفت و از سال ۷۴ نزد استادانی همچون سهیل دهبستی و ابراهیم لطفی نواختن ویولن را آموخت. کیارس طی سالهای گذشته جزو نوازندگان پرکار یهشمار میآید و به عنوان رهبر کنسرت در ارکسترهای تهران فعالیت کرده و با هنرمندان برجستهای همکاری داشته است. او از سال ۷۷ آهنگسازی فیلم را آغاز کرده و تا امروز موسیقی ۲۰ فیلم سینمایی و چندین مجموعه تلویزیونی و فیلم کوتاه را ساخته است. جمعه 29 آبانماه اولین جلسه این کارگاه آموزشی مبنی بر آموزش گروه نوازی کلاسیک برگزار شد که قرار است در ماه های آینده در چند جلسه تکرار گردد.
بسته خروج صنعت نشر کشور از رکود در دست تدوین است
بسته خروج صنعت نشر کشور از رکود در دست تدوین است
معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: بسته اقتصاد نشر و خروج از رکود صنعت نشر کشور در دست تدوین است. سیدعباس صالحی پنجشنبه 28 آبانماه همزمان با هفته کتاب و کتابخوانی در سخنانی اظهار داشت: در تدوین این بسته حلقههای متعدد صنعت نشر از پدیدآورندگان و مولفان تا کتابفروشیها به صورت کارشناسی مورد تحلیل، بررسی و توجه قرار گرفته است. او در ادامه گفت: حلقههای متعدد نشر به هم پیوستهاند لذا باید همه اجزا را با یکدیگر و در کنار هم دید، بدین منظور پیشنهادهایی برای هر مرحله تهیه و طرحهایی ارائه شده است. معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: پدیدآورندگان و تولیدکنندگان فکر در حوزه نشر امروز درگیر مسائل و چالشهای متعدد هستند لذا به نوعی امروز مولف حرفهای در کشور نداریم و یا بسیار اندک است. معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: بسته خروج از رکود صنعت نشر با تحلیل وضعیت موجود و آیندهنگری در این حوزه تهیه شده و به اقتصاد نشر توجه ویژه دارد.
مراسم نقد و رونمایی فیلم مستند «سیرکان»
مراسم نقد و رونمایی فیلم
مستند «سیرکان»
مراسم نقد و رونمایی فیلم مستند «سیرکان»، روز جمعه 29 آبان ماه در پردیس دانشگاه آزاد اسلامی سیرجان برگزار شد. «سیرکان» مستند معرفی سیرجان است که به کارگردانی حمید حمیدزاده و نویسندگی مجتبی شول افشارزاده ساخته شده است. این فیلم مستند به معرفی سیرجان «به روایت چهار سنگ» میپردازد. مجتبی شول افشارزاده مدیر تولید فیلم «سیرکان» در باره این فیلم گفت: «مستندی که برای معرفی سیرجان تهیه شده است، کمی پا را از یک معرفی ساده و کلیشه ای فراتر گذاشته است تا با زبانی هنری روایتگر دوران های مختلف سیرجان از زمان باستان تا امروز این شهر باشدعوامل فیلم «سیرکان به روایت چهار سنگ»، تلاش نموده اند تا در فیلمی ۴۸ دقیقه ای، سیرجان را به مدد تصویر و کلام، توصیف کنند. استفاده گسترده فیلم از انواع منابع تاریخی مستند در کنار کارگردانی، نویسندگی و فیلم برداری هنرمندانه، سبب شده تا فیلم تفاوت فاحشی با آثار مشابه و کلیشه ای در زمینه معرفی یک شهر داشته باشد. تلاش عوامل فیلم جهت برابری تصویر، تدوین، کارگردانی و متن نریشن فیلم با تاریخ غنی سیرجان زمینه ای است تا هر یک از این عناصر، به ستون قدرتمند جهت ماندگاری «سیرکان به روایت چهار سنگ» تبدیل گردند.
مراسم نقد و رونمایی «سیرکان به روایت چهارسنگ» با همکاری دانشگاه آزاد و شهرداری سیرجان، در سالن آمفی تئاتر پردیس دانشگاه آزاد اسلامی سیرجان در روز جمعه ۲۹ آبان، ساعت ۵ تا ۷ بعدازظهر برگزار شد.
