بایگانی مطالب نشریه
زمین لرزه سیرچ خسارت نداشت
زمین لرزه ای با شدت 4.3 ریشتر راس ساعت چهار و ۳۰ دقیقه بامداد جمعه سیرچ را تکان داد. بنا به اعلام موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران این زمین لرزه در عرض جغرافیایی ۳۰.۱۷۸ درجه و طول جغرافیایی ۵۷.۵۵۶ درجه رخ داد. عمق این زمین لرزه در ۱۰ کیلومتری از سطح زمین ثبت شده است و البته در شهر کرمان نیز احساس شد. مدیرکل مدیریت بحران استانداری کرمان گفت: زمین لرزه سیرچ هیچ گونه خسارت جانی و مالی نداشته است. محسن صالحی اظهار داشت: بلافاصله بعد از وقوع زمین لرزه ستاد بحران تشکیل و تیم های ارزیاب به منطقه اعزام شدند. وی گفت: طبق بررسی های صورت گرفته از سوی تیم ها هیچ گونه خسارت جانی و مالی در منطقه زلزله زده نداشته ایم. مدیرکل مدیریت بحران استانداری کرمان از آماده باش نیروهای امدادی خبر داد و افزود: خوشبختانه با رعایت اصول استانداردسازی و نظارت دقیق بر این مساله شاهد کاهش محسوس تلفات ناشی از زمین لرزه در استان کرمان هستیم. وی گفت: افرادی که در خانه های فرسوده با درصد ایمنی کم سکنی گزیده اند هرچه سریعتر برای نوسازی و بهسازی منازل خود اقدام کنند. استان کرمان دارای ۱۸ گسل فعال شناخته شده است و یکی از لرزه خیزترین نقاط کشور به شمار می آید.
انجام عملیات 10 ساعته امدادگران کوهستان برای نجات یک جوان کرمانی
مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان کرمان گفت: عملیات امدادگران کوهستان هلال احمر کرمان برای نجات جوان 23 ساله در ارتفاعات دهبالا با موفقیت انجام شد. علی گنجکریمی اظهار داشت: تیم امداد کوهستان جمعیت هلال احمر کرمان مرد 23 سالهای را طی عملیات 10 ساعته نجات دادند که از دیوارهای 22 متری از ارتفاعات دهبالا سقوط کرده بود. وی بیان داشت: تیم امداد کوهستان هلال احمر کرمان بهدنبال اعلام خبر مفقود شدن مرد 23 سالهای در ارتفاعات دهبالا به محل اعزام شدند. مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان کرمان ادامه داد: امدادگران کوهستان هلال احمر کرمان با انجام عملیات 10 ساعته موفق شدند این فرد را نجات دهند که از دیوارهای به ارتفاع 22 متر سقوط کرده بود. گنجکریمی عنوان کرد: این جوان پس از نجات توسط امدادگران کوهستان جمعیت هلال احمر استان کرمان به مرکز درمانی منتقل شد.
هفتهنامه رسایی توقیف شد
جلسه دوشنبه 27بهمن1393 هیأت نظارت بر مطبوعات با حضور تمام اعضا به حوزه نظارتی اختصاص یافت. در این جلسه گزارشهای دبیرخانه هیأت درباره مطالب 12 رسانه اعم از نشریه، خبرگزاری و سایت خبری بررسی و ضمن تذکر به دو رسانه درباره نشریه 9 دی به شرح زیر تصمیمگیری شد. این هفته نامه در مطلبی نوشته است: «… اما علاوه بر نقشآفرینی علیاکبر ولایتی برای ریاست جمهوری بدل آقای رفسنجانی، وی در ماجرای قطعنامه 598 هم در راستای سیاست آقای رفسنجانی و به سازش کشاندن امام و رزمندگان و تحمیل جام زهر به ایشان فعال بود»…
در مطلبی دیگر نیز نوشته است: «هر قدم ظریف، صد کیلوگرم ذخیره اورانیوم را نابود کرد» همچنین در مطلبی دیگر نوشته است: «زمانی که وزرایی با ثروتهای چند صد میلیارد تومانی در دولت روحانی مشغول به کار شدند و فردی چون بیژن زنگنه که پروندههای مفاسد رسواکننده کرسنت و استات اویل به دوره وزارت او در دولت خاتمی بر میگردد، دوباره به سطح وزارت رسید، میشد حدس زد که بار دیگر دوره رونق مفاسد اقتصادی رسیده است…» مطلب اول شائبه اهانت به امام راحل (ره) دارد. همچنین مطلب دوم، مغایر سیاستهای هستهای نظام در حوزه هستهای و مصداق بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات تشخیص داده شد. مطلب سوم نیز مصداق بندهای 8 و 11 ماده 6 قانون مطبوعات و سیاهنمایی شناخته شد و مقرر گردید به دلیل انتشار این مطالب و مطالب مشابه و همچنین بیتوجهی به شش تذکر هیأت در یکسال گذشته، این نشریه، توقیف و پرونده آن به دادگاه ارجاع شود. یادآور میشود مطابق تبصره 2 ماده 6 قانون مطبوعات، اصرار بر تخلف به لغو پروانه منجر میشود.جلسه هیأت نظارت بر مطبوعات با حضور همه اعضا برگزار شد.
موسیقی زیرزمینی در حال انقراض است
موسیقی زیرزمینی در حال انقراض است
شرکت فرهنگی-هنری آوای نکیسا از معدود شرکتهایی است که طی این سالها چندین چهره زیرزمینی را حمایت کرده و به عرصه موسیقی کشور وارد کرده است. غلامعلمشاهی مدیر این شرکت که تهیه کنندگی برخی از آلبومهای خوانندگان زیرزمینی را به عهده داشته است، بر این باور است که موسیقی زیرزمینی در حال انقراض است. با او درخصوص موسیقی زیرزمینی به گفتوگو پرداختیم.
اینکه بسیاری از خوانندگان قبل از ورود عرصه موسیقی کشور چند آهنگ زیرزمینی منتشر میکنند تا بتوانند بعد از انتشار آلبوم رسمی موفقتر عمل کنند، به نظر شما کار قابل توجهی است؟
در واقع شاید چند سال پیش خوانندگان این کار را میکردند و موفق میشدند ولی امروزه دیگر چنین کاری جواب نمیدهد و نمیتواند صدق کند. در گذشته خیلی از خوانندگان بعد از انتشار آهنگهای زیرزمینی به دنیای موسیقی معرفی شدند که از این میان میتوان به بنیامین بهادری، رضا صادقی، محسن چاوشی، محسن یگانه و… اشاره کرد. ولی الان به قدری رسانه خبری، سایت و خبرگزاری داریم که نمیتوان گفت موسیقی زیرزمینی همچنان وجود دارد. من بر این باورم که دیگر دوره موسیقی زیرزمینی گذشته و آن چه بوده هم در حال انقراض است و دیگر موسیقیای به این نام وجود ندارد. هم اکنون شاید یکی دو خواننده زیرزمینی باشند مانند سیامک عباسی وسینا حجازی که آنها نیز مجوز خود را گرفته و به زودی وارد دنیای مجاز موسیقی میشوند. چنین ترفندی دیگر کاربردی ندارد و نمیتواند برای استفاده کنندگانش امتیازی داشته باشد. در سالهای قبلتر اگر خوانندهای به شکل زیرزمینی کار میکرد، میتوانست بعد از گرفتن مجوز مطرح و شناخته شود اما دیگر نمیتوان برای مطرح و موفق شدن دست به چنین کاری زد.
– ولی هم اکنون خیلیها این راه را در پیش گرفتهاند.
خوب شاید فکر میکنند میتوانند موفق شوند در حالی که همان طور که گفتم دیگر نمیتوان این موضوع را مدنظر قرار داد و برآن تکیه کرد. این روزها کسانی میتوانند موفق شوند که در موسیقی حرف برای گفتن داشته باشند. این عده هم صرفا با تقلید از خوانندگان زیرزمینی گذشته که توانستند موفقیت خود را از زیرزمین تثبیت کنند، دست به چنین اقدامی میزنند. اما شخصا به عنوان کسی که سالهاست در این عرصه فعالیت میکند، مطمئن هستم که نمیتوانند موفق شوند.
– چرا این قدر مطمئن هستید؟
برای اینکه اگر دقت کرده باشید تمامی صداها تکراریاند و کم پیش میآید کسی خودش باشد و از کسی تقلید نکرده باشد. همچنین دیگر خیلی کم پیش میآید که یک کار زیرزمینی بگیرد و مخاطب جذب کند و خوانندهاش معروف شود. این حربه دیگر کاربردی ندارد.
– پیشترها شرکتها هم از خوانندگان زیرزمینی استقبال میکردند.
نمیتوان گفت حتما چون خواننده زیرزمینی هستند، شرکتها از آنها استقبال میکنند. مثلا شاید خود من دوست داشته باشم با یکی از خوانندگانی که هم اکنون در بازار موسیقی به شکل سابق کار میکند، همکاری داشته باشم و چنین چیزی اصلا ربطی به مجاز و غیرمجاز بودن او ندارد. من برخی از رپرها را دوست دارم و از کارهایشان خوشم میآید ولی هنوز شاید هیچ یک از آنهایی که من خوشم میآید، مجوز نداشته باشند. من بر این باور هستم که خواننده باید بکر باشد و اگر کسی زیرزمینی هم کار میکند باید بکر به روی زمین بیاید.
– با نگاهی به گذشته میبینیم که شما از تهیه کنندگانی هستید که خیلی از این زیرزمینیها با شما به دنیای مجاز موسیقی معرفی شدهاند. اما بعدتر دیگر همکاریای با شما نداشتهاند. چرا؟
بله، همانطور که میدانید این اتفاق افتاده است و خیلی از این دوستان دوندگیشان با ما بوده و بعد که مجاز شدهاند، دیگر شرکتها با آنها قراردادهای کلان بسته و دیگر امکان همکاری با هم را نداشتهایم. چون اینها وقتی مجاز میشوند با پیشنهادات سنگین روبه رو میشوند و وقتی قراردادی برایشان درآمدزایی بیشتری داشته باشد خوب ترجیحشان این است که با آنها کار کنند. هر کسی پیشنهاد بهتری بدهد، خواننده جذب او و شرکتش میشود.
– چه پیشنهادی برای خوانندگان دارید که به جای پرداختن به موسیقی زیرزمینی انجام بدهند؟
فکر میکنم این دوستان باید به جای پرداختن به این قبیل فعالیتها، موسیقی خود را قویتر و به روزتر کنند. صدای خاص و ایجاد نوآوری میتواند بسیار مثمر ثمر باشد. این درحالی است که خیلیها اهل تقلید هستند و فکر میکنند مثلا چون کار فلان خواننده گرفت و توانست مورد توجه قرار بگیرد، آنها نیز میتوانند با ادامه دادن همان شگرد و روش موفق شوند. در حالی که نمیدانند هر کس باید خودش باشد و راه مخصوص به خود را ادامه بدهد. چه اصراری به این است که مثلا همه شادمهر باشند یا همه رضا صادقی باشند؟ هر کسی باید سعی کند راه خودش را در پیش بگیرد تا علاوه بر امضایی که درکارخود دارد، حرفی نیز برای گفتن داشته باشد و خود را در این دنیای شلوغ موسیقی نشان بدهد. این در حالی است که این روزها مد شده همه از روی هم تقلید میکنند و کپی یکدیگر شدهاند. موسیقی نیاز به یک سبک و یک صدا ندارد، بلکه باید صداها و سبکهای مختلف در آن تجربه شده و به آنها پرداخته شود.
– فکر میکنید چرا این روزها به اهالی موسیقی زیرزمینی کمتر مجوز داده میشود؟
خب چون دیگر همه متوجه این موضوع شدهاند که چنین چیزی بیشتر از هر چیز یک حربه است. اینها میآیند موسیقی زیرزمینی کار میکنند که بعد بتوانند مجاز کار کنند. این طوری حق دوستانی که از ابتدا مجاز کار میکردهاند، ضایع میشود. ضمن اینکه شرایط دریافت مجوز بسیار دشوار است و دیگر خیلیها حوصله این را ندارند که دنبال مجوز بروند. برای همین غیرمجاز کار میکنند و البته کار خود را هم برای دریافت مجوز در آینده سخت میکنند.
– خیلی از خوانندهها هم هستند که مجاز بوده و حالا زیرزمینی شدهاند. نظرتان درباره اینها چیست؟
این اتفاق به خاطر همان سختگیریهای بیش از حد برای صدور مجوز است. مثلا مهدی مقدم مجاز بود اما این قدر درگیر چارچوب و قوانین سخت شد که الان دیگر مجوز ندارد و غیرمجاز کار کند. وقتی قوانین دست و پاگیر میشود، خوانندههای مجاز، زیرزمینی میشوند.
– در حال حاضر موسیقی زیرزمینی را چگونه ارزیابی میکنید؟
موسیقی زیرزمینی الان دیگر خیلی کم شده و شاید اصلا دیگر وجود نداشته باشد. تاجایی که در سایتهای دانلود و خبری دنبال میکنم، این موسیقی دیگر آن چنان بازاری ندارد. اگر صدای خاصی در این میان شنیده شود، از آن استقبال میشود. من و شرکتهای مشابه به دنبال صداهای خاص و نوآوری در موسیقی هستیم و دوست داریم خواننده جدید کشف کنیم، اما آیا واقعا این اتفاق میافتد؟
«زیر زمین» ات آباد…!
بهمن بابازاده
قصه تولد موسیقی زیزمینی به زمانی برمی گردد که تحول در نگاه مسئولین نسبت به موسیقی باعث هجوم جوانان عشق خواندن برای اخذ مجوز و خودی نشان دادن شد. اتفاقی که باید آن را یکی از عمده دلایل به وجود آمدن «هفت خوان» مجوز نامید تا حتی در همین مقطع کنونی هم باعث شود خیلیها در میانه راه ناامید شوند و آثارشان را بدون مجوز روی اینترنت منتشر کنند. پیشرفت تکنولوژی این مزیتها را هم داشت. ولی در ابتدای کار چون هنوز اینترنت به شکل امروزی گستردگی نداشت، دیده و شنیده شدن کار چندان راحت نبود و اهالی موسیقی زیرزمینی برای شناخته شدن، مسیری سخت را پیش روی خود میدیدند. این در حالی بود که استقبال گسترده از موسیقی پاپ مجاز (که هنوز روی نوار کاست ارائه میشد)، چنان شدت گرفته بود که زیرزمینیها عملا شانس خیلی کمی برای عرض اندام داشتند. به مرور و با اوج گرفتن موسیقی پاپ با چهرههایی چون شادمهر عقیلی، علیرضا عصار، محمد اصفهانی و سعید شهروز موسیقی به یکی از عمده سرگرمیهای نسل سوم تبدیل شد و آرام آرام سبد انتخابهایش هم گستردگی چشمگیری پیدا کرد. صدای پای زیر زمینیها آرام آرام به گوش میرسید. شادمهر در اقدامی جسورانه پس از ناامیدی از اخذ مجوز برای آلبوم «آدم و حوا» آن را هم در اینترنت و هم در کاستهایی غیر رسمی در بازار منتشر کرد تا زنگ خطر را برای همه آنهایی که فکر میکردند با بلوکه کردن مجوز میتوانند موسیقی را مهار کنند، به صدا در اورده باشد.
«آدم و حوا» در بالاترین تیراژ ممکن در سراسر کشور شنیده شد و دیگر این رویه برای اهالی موسیقی به راهی جذاب برای شنیده شدن تبدیل شد. آهنگهای غیر مجاز و بدون مجوز یکی پس از دیگری در دستگاههای پخش مزه مزه میشد. افول مقطعی ستارههای جدید پاپ بعد از انقلاب و تقلیدها و شباهتهای تکرای رنگ صداها به لس آنجلسیها باعث شد مخاطب موسیقی، خسته از صداهای تقلیدی، به سمت تجربههای جدید برود و صداهای جدید و سبکهای جدید را امتحان کند. حالا دیگر هر روز یک نفر بازار غیر مجاز و زیر زمینی موسیقی را منفجر میکرد تا موسیقی رسمی به طرز ملموسی در سایه موسیقی زیرزمینی محو شود. پیشرفت امکانات و گستردگی مخاطبان اینترنت هم مزید بر علت شد تا یک روز بنیامین با «دنیا دیگه مثل تو نداره…»اش همه بازار را به هم بریزد و روز دیگر هم «محسن چاوشی» با «خودکشی ممنوع» و «نشکن دلمو» ستاره پرطرفدار موسیقی لقب بگیرد. ستارهای که قطعا طرفدارانش چندین برابر اهالی رسمی موسیقی بود. موج موسیقی زیرزمینی فراگیر شده بود و همین باعث شد دیگر خرده امیدی هم که به اوج گرفتن موسیقی رسمی وجود داشت، از بین برود. بزرگان یکی یکی عرصه را خالی میکردند و کنار میرفتند. امیر کریمی و صدای شیک و جذابش خاموش شد، خشایار اعتمادی سکوت اختیار کرد. علیرضا عصار به یک تعطیلات پنج ساله رفت و سعید شهروز محو شد.
این داستان داشت به تراژدی بدل میشد ولی در آن سوی میدان، موسیقی غیر رسمی هر روز داغتر و جدیتر به راهش ادامه میداد. محسن یگانه و حامد هاکان ظهور کرده بودند. علی اصحابی، فرزاد فرزین و مهدی مقدم همه را با غافلگیریهایشان شوکه کرده بودند و هر روز صدایی جدید و پدیدهای جدید بازار را در حاکمیت کامل زیر زمینیها قرار میداد. زیر زمینیهایی که حالا هر کدام به قطبهای اصلی بازار رسمی موسیقی پاپ تبدیل شدهاند. چند سالی هست که بازار رسمی موسیقی در حسرت کار یا قطعهای مانده که همه گیر شود و بتواند «هیت» شود. فقر نبوغ و هجوم بازار تکرار و تقلید از لس آنجلسیها و از همه مهمتر «کاور»های دست چندم موسیقیهای اروپایی باعث دلزدگی مخاطبان موسیقی شده و همین باعث شده که آمار تاسیس و همه گیری سایتهای ارائه دهنده آثار زیرزمینی به بیشترین حد ممکن در چند سال اخیر برسد. سیاستی هم که همه این سایتها در پیش گرفتهاند این است که پس از شناخته شدن در بین مخاطبان اینترنتی، با وضع قوانینی دم دستی شروع به عضو گیری مینمایند و در ادامه هم وقتی تعداد اعضا و کاربرانشان بالا میرود، تجارت پرسود انتشار آثار زیرزمینی جوانان بدون مجوز، چرخش مالی خوبی را برای آنها در پی دارد. هر چند وقت یکبار هم نابغهای از بین هزاران قطعه منتشر شده خود را بالا میکشد و اینجاست که خیز شرکتها برای عقد قرارداد با او به جنگی بزرگ تبدیل میشود. در اینکه در همه این سالهای اخیر، موسیقی زیر زمینی توانسته بیشترین خوراک را برای مخاطبان فراهم کند، هیچ شک و تردیدی نیست. به نظر میرسد حمایتی کوچک از جوانان پر انرژی این وادی که استعداد این کار را دارند میتواند در بلند مدت کلیت موسیقی کشور را تکانی دهد. تکانی که در ایجاد فضاهای جدید هم قطعا بیتاثیر نیست.
چینیسواری در خیابانهای ایران
چینیسواری در خیابانهای ایران
سهیلا وکیلی
این روزها با ورود چند شرکت خودروساز چینی به بازار خودروی ایران، امکان خرید خودروی واراداتی برای بخش وسیعتری از جامعه فراهم آمده است. خودروهایی که کیفیت بودن آنها نه تنها مانعی برای کم مشتری بودنشان نیست، بلکه تفاوت قیمتهای خودروهای ایرانی و تولیدات گران قیمت کرهای و اروپایی این امکان را برای جوان ایرانی فراهم کرده است که سوار خودروی خارجی شود، حتی اگر این خودروی خارجی «چینی» باشد.
چینیها که روزی تنها با خودروی «چری» وارد ایران شدند اکنون هشت خودروساز دیگر خود را نیز راهی کشورمان کردهاند تا حاصل حضور این هشت خودروساز چینی واردات و مونتاژ ۲۷ مدل خودرویی باشد که در مدلها و قیمتهای مختلف عرضه میشوند. اینکه چه مولفههایی در ساخت و طراحی خودروهای چینی باعث موفقیت آنان شده است و چرا با وجود چینی بودن این خودروها همچنان از اقبال چشمگیری بین جوانان ایرانی برخورداراست، سئوالی است که بهرام شهریاری، عضوسابق هیات رئیسه خودروسازان ایران در پاسخ به آن به «آهنگ جوانی» میگوید: «معمولا برای جوانان بحث تمایز در تنوع و زیبایی تجلی پیدا میکند لذا از آن جایی که خودروهای چینی از زیبایی و تنوع بیشتری برخوردارند و از طرفی دیگر قیمتهای کمتری نسبت به خودروهای کرهای و اروپایی دارند، جوان ایرانی نیز با قیاس خودروهای محدود و بیرنگ و لعاب چند خودروی داخلی مانند سمند و پژو و پراید ترجیح میدهد از خودروی چینی که از تنوع و زیبایی بهتری برخوردار است استقبال کند که تفاوت قیمت چندانی نیز با بهترین خودروهای ایرانی ندارد. وی در ادامه در پاسخ به این سئوال که چگونه چین به این موفقیت دست یافته است، در کنار تنوع و قیمت این محصولات به تسهیلاتی که شرکتهای سازنده چینی به خریداران میدهند اشاره میکند و میافزاید: «چه در کشور چین و چه در سایر کشورهای اروپایی اگر که خدمات لیزینگ انجام میشود با بهرههای بالا نیست و همواره این امکان را برای خریداران فراهم میکنند تا بتوانند برای خرید یک خودروی خوب و مناسب خانواده با پیش پرداخت حداقل ۲۰۰۰ یورو و با اقساط و پیش پرداخت ماهانه ۲۵۰ یورو خودروی مناسبی را خریداری کنند. در این کشورها بهره خیلی پایین از جمله بهره ۳ یا ۴ درصد از جمله عواملی است که در جهت تسهیل خرید خودرو به خریداران عرضه میشود حال اینکه در ایران بهره بالای لیزینگ خود یکی از عوامل گریز خریدار از بازار خودرو است. لذا اگر همه این عوامل را کنار یکدیگر در نظر بگیریم جوان ایرانی نیز ناگزیر از خرید خودروی چینی است هر چند که مشتاق و خوشحال از این خرید نیز باشد».
رقابت نابرابر
در حالی که گفته میشود در چین تنها یک چهارم خریداران از خودروهای وطنی استقبال میکنند، بهرام شهریاری معتقد است: «بخشی از این کاهش استقبال به دلیل کارایی و کاربرد تعریف شده برای خودرو است. این در حالی است که در ایران تنها وارد کننده به بهره مالی واردات میاندیشد و ناگزیر از قید اطلاق کارایی و کاربرد خودرو وارداتی است و چه بسا در این بین خودروهایی تنها کاربرد صنعتی داشته باشند و تنها برای مصارف خارج از شهر طراحی شده باشند حال آنکه در ایران بدون در نظر گرفتن اینگونه مولفههای ساخت و طراحی از این خودروها به عنوان خودروی سواری استفاده شود و در بازار نیز عرضه شوند». شهریاری با یادآوری این که فضای فعلی بازار خودرو، عدم تحرک صنعت خودروی ما را میرساند چرا که در زمینه طراحی و تولید نتوانسته خودش را به مرحلهای قابل توجه برساند و این فضای رقابتی و تولید را در اختیار چینیها قرار داده است، خاطر نشان میکند:«با این آمار بالای تردد خودروهای چینی در بازار، محصولات خودروسازان ما در پارکینگها پارک شده و فرصت فروش را از دست دادهاند«
این در حالی است که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان خودرو شرکتهای چینی توانستهاند با ارائه تسهیلات فروش موفق و جذب مشتری در کنار ارائه مولفههایی چون زیبایی در ساخت و طراحیهای متنوع و ایجاد نمایندگیهای متعدد و ارائه تسهیلات خرید و خدمات پس از فروش موفق در کنار عرضه سریع و آسان، مخاطبان و جوانان ایرانی را به سمت کالاهای خود ترغیب کنند. آنچه بیش از همه جلب توجه میکند قدمت دو کشور در عرصه ساخت و تولید خودرو است. کشور چین تنها با ۲۰ سال سابقه ساخت و تولید خودرو توانسته است در برابر ایران با قدمت ۵۰ ساله در عرصه ساخت و تولید خودرو قد علم کند و امروز رقیب سرسخت تولیدات ایرانی باشد. این در حالی است که بسیاری از تولیدات داخلی نیز به سمت مونتاژ خودرو گرایش پیدا کردهاند و از قطعات چینی در ساخت خودرو استفاده میکنند که این خود منجر به کاهش و افت کیفیت تولیدات شده است. در این خصوص بهرام شهریاری به حضور ۱۲ شرکت خودروساز داخلی در کشور اشاره میکند و یادآور میشود که با این قدمت 50 ساله ایران تنها توانسته است در بهترین شرایط به تولید 1.5 میلیون خودرو در انواع آن دست یابد.
آینده مشخص میکند
اما آیا موفقیتهای خودروسازان چینی در بازارهای ایران ادامه خواهد داشت؟ محمدرضا نجفی منش، عضو هیات رئیسه انجمن قطعه سازان خودرو در پاسخ به این سوال میگوید: «شاید خودروهای چینی از مولفههای بهتری نسبت به خودروهای ایرانی برخوردار باشند اما از نظر کیفی و کیفیت در درازمدت خود را نشان خواهند داد. لذا نباید ظاهر زیبای خودرو خریدار را فریب دهد. در طولانی مدت اگر خودروها از استقامت بالاو مناسبی برخوردار نباشند بازار نیز واکنش نشان خواهد داد». فلسفه ورود شرکتهای خودروساز چین به بازار ایران به شرایط سیاسی اقتصادی کشور طی چند سال گذشته و تحریمهای ایران باز میگردد. محمدرضا نجفی منش با یادآوری شرایط تحریم کشور در سالهای گذشته و اینکه تولید کنندگان ناچار به واردات قطعات چینی بودند، میگوید: «در آینده با ایجاد شرایط بهتر و معامله با کشورهای اروپایی چه بسا شاهد عقبگرد استفاده از قطعات چینی و حضور آنان در بازارهای ایران باشیم».
آتش سوزی بزرگ در خیابان شریعتی
آتش سوزی بزرگ در خیابان شریعتی
ساعت پنج عصر چهارشنبه، مغازهی فروشگاه کالای خواب در خیابان شریعتی دچار حریق شد و با اطلاع مردم ماموران آتش نشانی خود را به محل رساندند و سعی در خاموش کردن آتش داشتند اما با مشکلاتی مواجه شدند. وجود مواد آتشزا در مغازه و انبار غیراصولی که پشت مغازه وجود داشت، موجب شد پس از تلاش آتشنشانان برای خاموشکردن آتش، دوباره شعلهی آتش از گوشهی دیگر مغازه و انبار زبانه بکشد. از طرف دیگر پشت مغازه، خانهی کلنگی وجود داشت که روی آن را بهصورت غیرمجاز سقف زده بودند و بهعنوان انبار از آن استفاده میشد و وجود مواد آتشزا در داخل انبار، موجب افزایش حریق شده بود. برای مهار آتش، ماموران آتش نشانی مجبور شدند با دو دستگاه لودر از پشت خانه (انبار) را تخریب کنند، از جلوی مغازه هم آتشنشانان برای خاموشکردن آتش عمل کنند و از بالا هم با بالابر آتش سرد و در نهایت پس از سه ساعت تلاش، آتش مهار شود و تا حوالی ساعت 10 شب آتش نشانان مشغول سردسازی محل بودند.
یکی از دلایل طولانیشدن حریق این بود که تمام موادی که در مغازه وجود داشت، آتشزا بودند. این مواد شامل قالی، فرش، چسپ، پنبه، دستگاه پنبهزنی و … بودند که موجب شده بود، پس از مهار آتش، دوباره آتش از گوشهای دیگر زبانه بکشد. دلیل دوم طولانیشدن حریق، ازدحام جمعیت بود که مانع از فعالیت آتشنشانان شده بود؛ ضمن اینکه باید بهگونهای عمل می شد تا حادثهای برای مردمی که به تماشای حادثه ایستاده بودند، ایجاد نشود و دلیل سوم نیز وجود خانههای قدیمی اطراف محل حادثه بود. گفتنی است آتش به حدی گسترده بود که از آتشنشانیهای شهرهای اطراف نیز درخواست کمک شد چرا که ادامهی حریق و سرایت آن به مغازهها و بانکهای اطراف، قطعاً مشکلات بیشتری را ایجاد می کرد و می بایست از سرایت آتش به مغازههای اطراف و بانکها جلوگیری شود.
در این حادثه یک زن در آتش گرفتار شده بود که به کمک نیروهای امدادی و آتش نشانی از راه پشت بام از آتش نجات و به بیمارستان منتقل شد و یک خودروی پارک شده در انبار فروشگاه نیز طعمه حریق شد.
هفتهنامه رسایی توقیف شد
جلسه دوشنبه 27بهمن1393 هیأت نظارت بر مطبوعات با حضور تمام اعضا به حوزه نظارتی اختصاص یافت. در این جلسه گزارشهای دبیرخانه هیأت درباره مطالب 12 رسانه اعم از نشریه، خبرگزاری و سایت خبری بررسی و ضمن تذکر به دو رسانه درباره نشریه 9 دی به شرح زیر تصمیمگیری شد. این هفته نامه در مطلبی نوشته است: «… اما علاوه بر نقشآفرینی علیاکبر ولایتی برای ریاست جمهوری بدل آقای رفسنجانی، وی در ماجرای قطعنامه 598 هم در راستای سیاست آقای رفسنجانی و به سازش کشاندن امام و رزمندگان و تحمیل جام زهر به ایشان فعال بود»…
در مطلبی دیگر نیز نوشته است: «هر قدم ظریف، صد کیلوگرم ذخیره اورانیوم را نابود کرد» همچنین در مطلبی دیگر نوشته است: «زمانی که وزرایی با ثروتهای چند صد میلیارد تومانی در دولت روحانی مشغول به کار شدند و فردی چون بیژن زنگنه که پروندههای مفاسد رسواکننده کرسنت و استات اویل به دوره وزارت او در دولت خاتمی بر میگردد، دوباره به سطح وزارت رسید، میشد حدس زد که بار دیگر دوره رونق مفاسد اقتصادی رسیده است…» مطلب اول شائبه اهانت به امام راحل (ره) دارد. همچنین مطلب دوم، مغایر سیاستهای هستهای نظام در حوزه هستهای و مصداق بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات تشخیص داده شد. مطلب سوم نیز مصداق بندهای 8 و 11 ماده 6 قانون مطبوعات و سیاهنمایی شناخته شد و مقرر گردید به دلیل انتشار این مطالب و مطالب مشابه و همچنین بیتوجهی به شش تذکر هیأت در یکسال گذشته، این نشریه، توقیف و پرونده آن به دادگاه ارجاع شود. یادآور میشود مطابق تبصره 2 ماده 6 قانون مطبوعات، اصرار بر تخلف به لغو پروانه منجر میشود.جلسه هیأت نظارت بر مطبوعات با حضور همه اعضا برگزار شد.
زمین لرزه سیرچ خسارت نداشت
زمین لرزه ای با شدت 4.3 ریشتر راس ساعت چهار و ۳۰ دقیقه بامداد جمعه سیرچ را تکان داد. بنا به اعلام موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران این زمین لرزه در عرض جغرافیایی ۳۰.۱۷۸ درجه و طول جغرافیایی ۵۷.۵۵۶ درجه رخ داد. عمق این زمین لرزه در ۱۰ کیلومتری از سطح زمین ثبت شده است و البته در شهر کرمان نیز احساس شد. مدیرکل مدیریت بحران استانداری کرمان گفت: زمین لرزه سیرچ هیچ گونه خسارت جانی و مالی نداشته است. محسن صالحی اظهار داشت: بلافاصله بعد از وقوع زمین لرزه ستاد بحران تشکیل و تیم های ارزیاب به منطقه اعزام شدند. وی گفت: طبق بررسی های صورت گرفته از سوی تیم ها هیچ گونه خسارت جانی و مالی در منطقه زلزله زده نداشته ایم. مدیرکل مدیریت بحران استانداری کرمان از آماده باش نیروهای امدادی خبر داد و افزود: خوشبختانه با رعایت اصول استانداردسازی و نظارت دقیق بر این مساله شاهد کاهش محسوس تلفات ناشی از زمین لرزه در استان کرمان هستیم. وی گفت: افرادی که در خانه های فرسوده با درصد ایمنی کم سکنی گزیده اند هرچه سریعتر برای نوسازی و بهسازی منازل خود اقدام کنند. استان کرمان دارای ۱۸ گسل فعال شناخته شده است و یکی از لرزه خیزترین نقاط کشور به شمار می آید.
پرونده ای برای زیر همکف کرمان
زیرزمین راهی به سوی بازار
بسیاری از خوانندگانی که هم اکنون در بازار رسمی و حرفهای موسیقی کشور فعالیت میکنند، پیش از این به صورت زیرزمینی میخواندهاند. آمار نشان میدهد که میزان استقبال مردم از خوانندگانی که در ابتدا زیر زمینی بودهاند و سپس مجوز گرفتهاند بیشتر از خوانندگان دیگر بوده است. همین موضوع خوانندگانی را که موسیقیشان مشکلی نداشت، بر آن داشت تا قبل از اینکه بخواهند وارد دنیای موسیقی شوند، حتما سری به زیرزمینها بزنند و از آن تریبون معرفی شوند. چرا که بخت و اقبال خود برای شهرت را درگرو زیرزمینی شدن میدانستند. همین موضوع که زیرزمین میتواند از یک غیرستاره ستاره بسازد، تهیه کنندگان را به سمت این دسته از خوانندگان سوق داد، چراکه تجربه نشان داده بود کشف، سرمایهگذاری و معرفی این زیرزمینیها میتواند سود هنگفتی را به جیب تهیهکنندگان بریزد. از سوی دیگر این خوانندگان که میدیدند از طریق فضای مجازی و اینترنت میتوانند در عرض چند هفته و چند ماه، راهی را بروند که خوانندگان دیگر باید برای آن سالها زحمت بکشند، به سرعت جذب این نوع موسیقی میشدند. البته شاید کار زیرزمینی نتواند به لحاظ مالی برای خوانندگان این نوع موسیقی، تامین کننده باشد، اما آنها با درنظر گرفتن آیندهای نه چندان دور، همچنان فعالیت میکنند و کارهای خود را به هواداران خود که تعدادشان هم اندک نیست، ارائه میدهند.
وقتی نام موسیقی زیرزمینی به میان میآید اولین چیزی که به ذهن میرسد، موسیقیای است که در خفا و به دور از چشم و گوش همگان تولید و منتشر شده باشد. اما درتعریف این موسیقی آمده است: موسیقی زیرزمینی مجموعهای از سبکهای مختلف موسیقی است که در زمان تولید خود مورد توجه ناشران و تهیهکنندگان قرار نمیگیرد و معمولاً با سبک زندگی و ارزشهای طبقه متوسط دنیای سرمایهداری در تضاد است. این تعریف حتی اشاره به این موضوع دارد که این نوع موسیقی قابلیت جذب مخاطبان نخبه و صاحب اندیشه و همین طور مردم عادی را داراست. هر چند در ایران موضوع غالب موسیقیهای زیرزمینی را سوژههای اجتماعی، دردهای احساسی و عاطفی تشکیل میدهد، اما این گروهها همچنان زیرزمینی هستند.
هدف، بیهدف!
در این میان اما خیلیها این کاره نیستند. برخی فقط با یک آهنگ میآیند و در صدر جدول شنیداری قرار میگیرند و بعد به سرعت محو میشوند و اثری از آنها نمیماند. خوانندگانی که مثل قارچ سر از دنیای غیرمجازی در میآورند زیادند، اما با تولید و انتشار چند قطعه مشخص میشود که اینها در دنیای موسیقی ماندگار هستند یا خیر؟ ماندگار نه به معنای واقعی بلکه به معنای چندسالی در بورس بودن! برخی از این خوانندهها اصلا برایشان مهم نیست که چه سبکی میخوانند، اما دستهای دیگر صرفا به این دلیل از زیرزمین ششروع کردهاند که بلافاصله به روی زمین بیایند و مجاز بخوانند، با این تفاوت که با شهرت زیرزمینی خود اعتبار کسب میکنند. همین اتفاق هم برای بعضی از آنها افتاد و توانستند به زودی مجوز بگیرند و از زیر زمین به روی زمین بیایند اما در این میان برخی که شرایط را مناسب فعالیتهای خود ندیدند، مجددا به دنیای غیرمجاز خود بازگشتند و زیرزمینی شدند.
در این میان هنوز هم هستند خوانندگانی که که با وجود رسیدن خبر مجاز شدنشان همچنان به صورت نامشخص فعالیت میکنند، خوانندگانی مثل رستاک حلاج، کاوه آفاق، امیر عباس گلاب، سینا حجازی، سعید کرمانی، نریمان، سامان جلیلی، متین معارفی، علیرضا طلیسچی، ندیم و… . در کرمان هم تعداد ساکنان زیر همکف کم نیست و اتفاقا یکی از شهرهای پیشتاز در موسیقی زیرزمینی همین کرمان است. در این گزارش نگاهی انداخته ایم به خوانندگان کرمانی و غیر کرمانی که از زیرزمین شروع کرده اند و به شهرتی نسبی دست یافته اند.
مهدی مقدم
ابتدا زیرزمینی بود و بعد به روی زمین آمد. پیش از آن و در اوایل دهه 90 ویدیوکلیپهایی از او در شبکههای ماهوارهای پخش میشد و همینها وی را مشهور کرد. او که با آهنگ «خونسرد» به شهرت رسید، با همین آلبوم وارد دنیای مجاز موسیقی شد. این خواننده با انتشار آلبوم «سونامی» و انتشار موزیک ویدیوهای قطعات آن دوباره غیرمجاز شد، اما در سال ۹۱ با آلبوم «احتیاط» دنیای مجاز را مجددا تجربه کرد.
آرمین 2 afm
با وجود سن کمی که دارد یکی از چهرههای مطرح موسیقی زیرزمینی است که طرفداران بسیاری دارد. او تصمیم گرفته از زیرزمین بیرون بیاید و خبرهایی مبنی بر کسب مجوز او هم شنیده میشود. گرچه مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد فعلا این خبر را تکذیب کرده است اما اگر همین روزها آلبومی از او را در سوپرمارکتها دیدید تعجب نکنید.
امیر تتلو
از جنجالیترین خوانندههای زیرزمینی دهه اخیر ایران است. نام او امیرحسین مقصودلو است و سبک رپ دارد اما در ریتم اندبلوز هم فعالیت میکند. از سال ۸۲ در این عرصه است و اولین آلبوم خود با عنوان «زیرهمکف» که نشانی از موسیقی زیرزمینی داشت را به صورت غیرمجاز منتشر کرد. یک سال بعد آلبوم «تتلیتی» با صدای وی در فضای مجازی منتشر شد. او همان زمان از دنیای موسیقی خداحافظی کرد اما دوباره بازگشت.
یاس
یاسر بختیاری از ابتدای کلید خوردن پروژه رپ فارسی تا به امروز یکی از فعالترین خوانندگان سبک مخصوص به خودش بوده است. اغلب آهنگهایش در ژانر اجتماعی است و کارهایش سر و شکل معقولتری نسبت دیگر همسبکانش دارد. او شاید تنها رپری باشد که طرفدارانش میتوانند کارهایش را در حضور خانوادهشان گوش کنند. او مدتی است ایران را ترک کرده و خبری هم از زمان بازگشتش نیست.
سیامک عباسی
سیامک در سالهای پایانی دهه ۸۰ کم کم به شهرت رسید. تعداد تک قطعههایی که تاکنون بیرون داده کمی بیشتر از تعداد انگشتان دو دست است. با آهنگ «فرشته پاک» و «خوشبختیت آرزومه» به محبوبیت زیادی دست یافت. تا حالا هیچ تصویری از او در کلیپهایش دیده نشده است. او این روزها مشغول انجام کارهای نهایی آلبوم خود است که مجوز هم دارد اما فعلا خبری از زمان انتشارش در دست نیست.
سینا حجازی
سینا حجازی تا به امروز 32 تک آهنگ منتشر کرده که در دسترس همگان قرار گرفته است. بیشتر ترانههای سینا حجازی را ز او گفته است. سینا حجازی فرزند صدرالدین حجازی یکی از پیشکسوتان بازیگری در ایران است. جدیدترین خبرها درباره او این است که به زودی آلبومش با مجوز وزارت ارشاد منتشر میشود.
سیاوش جانی
او را اولین خواننده رپ کرمان می دانند و در سال های ابتدایی رواج رپ در ایران توانست به شهرت زیادی در کرمان برسد. سیاوش جانی چند سالی است که سبک خود را تقریبا عوض کرده است و کارهایش بیشتر به پاپ نزدیک است و سالی یک یا دو آهنگ بیشتر منتشر نمی کند با این حال هنوز از مشهورترین خواننده های کرمان است.
سینا سیدی پور
شهرتش را در ابتدا مدیون نام برادر مرحومش، معین سیدی پور بود اما توانست خود را از سایه برادرش خارج کند. او سال هاست که سعی در مجاز شدن دارد و خبر همکاری او با چهره های سرشناس موسیقی ایران هرازگاهی پخش می شود اما اتفاق خاصی نمی افتد. سینا سیدی پور در سال های زیرزمینی بودنش البته شهرت بیشتری داشت.
مهدی مرکزی
قطعا مشهورترین چهره موسیقی پاپ کرمان که توانست مجاز شود و چندین کنسرت را برگزار کند همین مهدی مرکزی است. او دوران کوتاهی را به صورت غیرمجاز فعالیت کرد و با آلبوم پرواز توانست به خوانندگان مجاز کرمان بپیوندد. او شهرت خود را مدیون کنسرت هایش است که معمولا با استقبال خوبی از سوی مردم روبرو می شود.
معین امیری
او با راک شروع کرد بعد به سمت رپ رفت و در حال حاضر پاپ. شهرتش را البته بیشتر مدیون آهنگسازی است تا خوانندگی اما به هر دری می زند تا در خوانندگی هم موفق شود. گرچه اخیرا صحبت از فعالیت مجاز او هم در فضای مجازی شده است.
امیر روج
از دیگر خواننده های زیرزمینی سبک رپ کرمان است. گرچه بعد از سیاوش جانی کار خود را آغاز کرده اما توانسته اسم و رسمی برای خود دست و پا کند. همکاری او با امیرخلوت از مشهورترین خواننده های رپ ایران تاثیر زیادی در مشهور شدن او در سطح کرمان داشت. بعد از سیاوش جانی، امیر روج در بین خواننده های رپ کرمان از شهرت بیشتری برخوردار است.
سینا شریعت
او هم جزو خواننده های نسبتا مشهور پاپ کرمان است و اخیرا سعی در مجاز شدن داشته است. سینا شریعت با انتشار آلبوم «امسال» آخرین فعالیت زیرزمینی اش را انجام داد و از فضای غیرمجاز فاصله گرفته است. هفته گذشته او کنسرت مشترکی را با علیرضا روزگار در کرمان برگزار کرد.
لزوم اصلاح
روش آبیاری
همانطور که قبلا نوشتیم نزدیک به 95 درصد آب استان کرمان در کشاورزی مصرف می شود و بیشترین هدر رفت آب در کشاورزی است. بنابراین اگر مصرف آب در کشاورزی کنترل شود گام بزرگی در مبارزه با بحران آب کرمان برداشته می شود. اولین کار برای کاهش دادن مصرف آب، مکانیزه شدن کشاورزی است. قطعا اگر سازمان های مرتبط تسهیلاتی را برای آن دسته از کشاورزانی که قصد مکانیزه کردن کار خود را دارند، در نظر بگیرند استقبال خوبی می شود. به عنوان مثال تغییر روش آبیاری از سنتی به روش های مدرن آبیاری یکی از المان های مکانیزه شدن کشاورزی است. در کشورهای پیشرفته البته کشاورزی دقیق در اولویت قرار دارد. کشاورزی دقیق یک مفهوم جدید در کشاورزی امروزی است و بر مبنای وجود ناهمگونی در سطح مزرعه استوار است. با این روش قسمت های حاصلخیزتر یک زمین زراعی مشخص می شود و همه زمین بطور یکسان نیاز به آبیاری ندارد. اما کشاورزی دقیق در حال حاضر پیشرفته ترین نوع کشاورزی است و با توجه به اینکه هنوز اکثر کشاورزان در ایران از روش های سنتی استفاده می کنند نمی توان انتظار داشت از پله اول به یکباره به پله آخر برویم اما می توان قدم های ابتدایی را برداشت. اصلاح روش آبیاری یکی از مهمترین راهکارها در مقابله با کم آبی است و باید علاوه بر تشویق کشاورزان به استفاده از روش های آبیاری با مصرف کم، اقدامات بازدارنده هم صورت گیرد و جریمه هایی برای کشاورزانی که از روش های سنتی آبیاری استفاده می کنند در نظر گرفته شود. اوضاع آب در کرمان آنقدر وخیم است که باید هرچه سریعتر اقدامات لازم برای جلوگیری از هدر رفتن آب انجام شود.
من سالوادور نیستم
کارگردان : منوچهر هادی
شروع سانس ها ساعت : 16 / 18 / 20 در سالن شماره 1
در سینما شهر تماشا
جشنواره عکس قرآنی شهری
آخرین مهلت ارسال آثار 25 اردیبهشت ماه 1395
برگزاری مراسم اختتامیه و نمایشگاه عکس در تاریخ ۵ خردادماه است
آدرس دبیرخانه جشنواره : بزرگراه امام خمینی(ره) – حد فاصل بیمارستان افضلی پور و دانشگاه شهید باهنر کرمان – ساختمان مرکزی جهاد دانشگاهی استان کرمان – طبقه اول – حوزه معاونت فرهنگی – سازمان فعالیتهای قرآنی دانشگاهیان
خاطره رهبر انقلاب از شهید سپهبد علی صیاد شیرازی: شایسته شهادت بود؛ حقش بود حیف بود صیاد بمیرد
خاطره رهبر انقلاب از شهید سپهبد علی صیاد شیرازی:
شایسته شهادت بود؛ حقش بود
حیف بود صیاد بمیرد
رهبر معظم انقلاب فرمودند: آن روزی که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایستهی شهادت بود؛ حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد. به گزارش خبرآنلاین، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای، در آستانه سالروز شهادت امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی، گزیدهای از بیانات رهبر انقلاب اسلامی درباره این شهید بزرگوار را منتشر کرد.
بخشی از فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد ویژگی های امیر سپهبد شهید علی صیاد شیرازی:
**کشتن کسی مثل «صیّاد شیرازی» خیلی هنر و توانایی و پیچیدگی تشکیلاتی نمی خواهد. آدمی از خانهاش بیرون می آید، سوار اتومبیلش می شود و بدون محافظ راه میافتد و می رود. در این میان اگر دو نفر آدم، نامردانه و مخفیانه و با فریبگری تصمیم بگیرند او را به قتل برسانند، کار سادهای است، والّا اگر میخواستند مردانه جلو بیایند، صیّاد شیرازی یک نفری جواب امثال آنها را می داد. بیانات در دیدار فرماندهان ارتش
**دو هفته پیش شهید کاظمی پیش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: یکی اینکه دعا کنید من روسفید بشوم، دوم اینکه دعا کنید من شهید بشوم. گفتم شماها واقعاً حیف است بمیرید؛ شماها که این روزگارهای مهم را گذراندید، نباید بمیرید؛ شماها همهتان باید شهید شوید؛ ولیکن حالا زود است و هنوز کشور و نظام به شما احتیاج دارد. بعد گفتم آن روزی که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایستهی شهادت بود؛ حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد. وقتی این جمله را گفتم، چشمهای شهید کاظمی پُرِ اشک شد، گفت: انشاءاللَّه خبر من را هم بهتان بدهند!
بیانات در مراسم تشییع پیکرهای فرماندهان سپاه
