بایگانی مطالب نشریه
سینماهای کرمان از آغاز تا امروز
سینماهای کرمان
از آغاز تا امروز
منصور ایران پور
سینما؛ هم زمان با تهران وارد کرمان شد. رد پای سینما در تاریخ کرمان از اواخر دوره قاجاریه یعنی از زمان سلطنت مظفرالدین شاه دیده می شود. ورود سینما به کرمان، همزمان با ساخت اولین بیمارستان شهر کرمان به سال 1283ه.ش است. بیمارستانی که پیش از شروع جنگ جهانی اول توسط گروه دکتر دادسن از مسیونرهای مسیحی انگلستان زیر نظر ارتش بریتانیا ساخته شد و بیشتر جنبه خیریه و تبلیغ برای دین مسحیت داشت. بدین منظور در اتاق انتظار آن یک دستگاه آپارات گذاشته بودند که مردم می توانستند تا قبل از این که توسط پزشک ویزیت شوند، به تماشای فیلم ها و عکس های تبلیغی مسیحی و فعالیت های به ظاهر سازنده انگلیس در ایران و سایر کشورها بپردازند. کرمانی ها نام این دستگاه آپارت را تغییر دادند و به آن «ماشین چراغ عکس» می گفتند. خیلی از مردم فقط برای دیدن همین ماشین چراغ عکس به بیمارستان مرسلین می رفتند و در آنجا فیلم و عکس های تکراری تماشا می کردند.
اما جدای از این تماشاخانه اجباری، می توان گفت اولین فیلم سینمایی درست و حسابی که در کرمان به شکل سینما پخش شد، فیلم «دختر لر» بود که در تابستان سال 1313 به نمایش گذاشته شد. آن زمان در کرمان هیچ سینمایی وجود نداشت. بنا بر این در خانه فردی به نام «صداقت» واقع در خیابان شریعتی (شاهپور) بعد از سه راهی شمال جنوبی جای همین بانک سپه مرکزی کنونی پرده ای به دیوار آویزان کردند و به مدت بیست شب فیلم پخش می شد و از هر نفر هم ده شاهی می گرفتند. همه مردم روی زمین می نشستند و ضمن تماشای فیلم تخمه می شکستند. در این فضا گاهی مواقع برای به دست آوردن جا و یا عقب راندن فرد قد بلند و یا پرتاب شدن پوست تخمه به صورت کناری دعواهایی رخ می داد که در مواقعی کار به زد و خورد کشیده می شد. به همین سبب آقای صداقت بعد از چند ماه سینما را از خانه اش جدا کرد.
این سینما تا سال 1342شمسی کم و بیش فعال بوده است. در اوایل قرن اخیر شرکت سینمایی به نام تابان در کرمان ایجاد گردید و دست اندرکاران آن به فکر تهیه مکانی دائمی و ثابت برای ایجاد سینما افتادند. لذا در سال 1313 شمسی در نزدیک میدان ارگ تماشاخانه جدیدی راه اندازی شد. این مکان عبارت بود از یک خانه بزرگ با اتاق های فراوان که پیش ترها به عنوان اولین پرورشگاه کرمان توسط حاج اکبر صنعتی راه اندازی شده بود و بعد از اینکه پرورشگاه از این مکان انتقال یافت به انبار مسجد حاج غلامعلی تبدیل گردید. روزی که قرار شد به سینما مبدل شود، ابتدا وسایل اضافی مسجد را از داخل آن خارج کردند و سپس با تغییر فضا و ایجاد پرده و سن توانستند آن را مبدل به یک سینمای روباز نمایند. نکته قابل توجه اینکه بر خلاف همه شهرهای ایران که آن زمان نسبت به ایجاد سینما عکس العمل نشان می دادند، در کرمان هیچ مخالفتی نشد. فیلم های این تماشاخانه همزمان با اروپا ابتدا صامت و سپس ناطق و به مرور فیلم های جدیدتری در آن به نمایش گذاشته شد. مشتریان تماشاخانه ها نیز خانواده های کارمند و طبقه ثروتمند بودند. زیرا فقرا وسعشان نمی رسید و اقشار مذهبی هم به هیچ عنوان حاضر به تماشای فیلم نبودند. به همین خاطر ما نمی توانیم اطلاعات زیادی در مورد کیفیت و یا فیلم های پخش شده آن زمان بیابیم.
گرچه این سینما نتوانست بیش از پنج سال سرویس دهی نماید. زیرا به سبب بروز جنگ جهانی دوم (1318 تا 1324شمسی) و قحطی و فقر فراوان مردم عملا کارایی خود را از دست داد و از سویی با درگیر شدن کشورهای اروپایی در جنگ، تولید فیلم متوقف شد و همزمان کرمان توسط نیروهای انگلیسی به اشغال درآمد. این وضعیت ادامه داشت تا اینکه با پایان یافتن جنگ، دوباره صنعت سینما شکوفا شد و تماشاخانه کرمان هم تا سال 1345 فعال ماند. بعد از جنگ دوم جهانی سینما وارد دوران تازه ای گردید و به یکی از مشاغل پردرآمد مبدل شد. بر این اساس از حدود سال 1330 یک سینمای دیگر هم به دو سینمای کرمان افزوده شد. با این تفاوت که این سینما سقف داشت و در زمستان هم مورد استفاده قرار می گرفت. سینمای فوق در نزدیک میدان مشتاقیه ابتدای خیابان زریسف با نام «سینما درخشان» توسط یکی از همشهریان زرتشتی به نام شهریار شهریاری ساخته شد و از آنجا که در میانه شهر قرار داشت، لذا دسترسی به آن آسان بود. در این سینما انواع فیلم های خارجی شامل فیلم های هندی و آمریکایی و حتی فیلم های ساخت ایران اکران می شدند. طبقه فقیر به مرور به تماشای فیلم راغب شدند. تا جایی که هر روز عصر کارگران کارخانه ریسندگی اژدری و سایر مردم خودشان را برای دیدن فیلم به سینما می رساندند. حتی بعضی ها یک فیلم را چندین بار تماشا می کردند. به همین دلیل درآمد سینما زیاد شد و برخی سرمایه داران کرمانی به این فکر افتادند که یک سینمای دیگر هم بسازند. بنا بر این در سال 1332 یک سینما با نام «سینما شهداد» که بعدها به «سینما نور» تغییر نام داد در حدود میدان ارگ (خیابان طالقانی کنونی) توسط شرکت تابان ساخته شد. عبدالحسین حکمت و دکتر محمد یگانه از اعضای اصلی این شرکت بودند. فیلم های کاراته بروسلی و فیلم ایرانی شب نشینی در جهنم جزو پرطرفدارترین فیلم های این سینما بوده اند.
با گذشت زمان و گسترش استفاده مردم از سینما به مرور در طی سال های 1340 و 1341 سینماهای دیگری مثل «سینما آریا» و «مهتاب» هم در کرمان ساخته شدند که بعدها سینما آریا به «آسیا» تغییر نام داد. این سینما ابتدا از دو سالن تابستانی و سقف دار تشکیل می شد و از نظر مردم مدرن تر به نظر می رسید و سرانجام در سال 1350 سینمای دیگری در اولین مجموعه مسکونی دولتی کرمان به نام «شهرتماشا» ساخته شد. در این مجموعه خانه های سازمانی و ساختمان خانه شهر و سالن مراسم های عمومی شهر در کاخ جوانان و سازمان های امنیتی و استانداری و یک بیمارستان هم ساخته شد و به بهترین مکان کرمان مبدل شد. در سینما شهر تماشا دو سالن وجود داشت که طبقه پایین سقف دار و بالا تابستانی بود. کرمانی ها به سینمای تابستانی علاقه بیشتری نشان می دادند و ترجیح می دادند، در زیر نور ماه و ستارگان به تماشای فیلم بپردازند. بدین ترتیب تعداد سینماهای کرمان تا هنگام انقلاب اسلامی به پنج عدد رسید که دو تای آن ها به نام درخشان در نزدیک میدان مشتاق (شهدا) و سینما نور در خیابان طالقانی نزدیک میدان ارگ از دهه هفتاد به سبب فرسودگی و غیر ایمنی بودن تعطیل گردیدند. بنابراین در حال حاضر فقط سه سینما شامل سینماهای آسیا و مهتاب و شهرتماشا در کرمان فعال هستند.
خبرگزاری تسنیم به نقل از حسین مرعشی مدعی شد اختلاف در کارگزاران فراتر از اینهاست که گفته میشود
خبرگزاری تسنیم به نقل از حسین مرعشی مدعی شد
اختلاف در کارگزاران فراتر از اینهاست که گفته میشود
پیام ما- خبرگزاری تسنیم روز گذشته مدعی شد حسین مرعشی رئیس کمیته سیاسی و سخنگوی حزب کارگزاران در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، در پاسخ به سؤالی درباره چرایی اختلافش با غلامحسین کرباسچی، گفت: «اختلاف و بحث فراتر از اینهاست که گفته میشود.» وی درعینحال حاضر به توضیح بیشتر درباره انشقاق در حزب کارگزاران نشد و گفت: «قرار گذاشتهام که تا اول دیماه 95 هیچ صحبتی نکنم و انشاءالله بعدازآن درباره این مباحث و مباحث دیگر صحبت خواهم کرد.»
این خبرگزاری 28 تیرماه هم مدعی شده بود: «در پی تشدید اختلاف سیاسی بین سید حسین مرعشی رئیس کمیته سیاسی حزب کارگزاران با غلامحسین کرباسچی دبیر کل و برخی دیگر از اعضای شورای مرکزی این حزب، حسین مرعشی مدتهاست در جلسات کارگزاران شرکت نمیکند. یک عضو حزب کارگزاران دراینباره به تسنیم گفت: مرعشی در حالی بعد از درگیری لفظی با غلامحسین کرباسچی تصمیم به عدم شرکت در جلسات حزب کارگزاران گرفته که گفته میشود حضور برخی چهرههای جوان ازجمله محمد قوچانی موجب تشدید اختلاف سیاسی بین طیف مرعشی با طیف کرباسچی شده است. نسبت خانوادگی حسین مرعشی با آیتالله هاشمی رفسنجانی و نزدیکی فکری وی به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام موجب شد که برخی اعضای حزب نظرات وی را به اظهارنظرهای دبیر کل حزب ترجیح بدهند. این اختلافات موجب بنیانگذاری یک شکاف بزرگ در حزب کارگزاران شده است.»
غلامحسین کرباسچی دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی البته در گفتوگو با همین خبرگزاری بدون تکذیب این ماجرا، در پاسخ به سؤالی درباره چرایی قهر حسین مرعشی از حزب کارگزاران گفت: «رسانههایی که این خبر مرتبط با حزب کارگزاران را منتشر کردند، «پدرسوخته» هستند.» وی ادامه داد: «اینکه کرباسچی با فلان شخص حرف زده یا نزده، چه ارزشی دارد؟ چرا رسانهها دلشان را به این اخبار خوش کردهاند؟ این هیچ دلیلی ندارد جز پدرسوختهبازی.»
این بحثها در حالی مطرح میشود که کمتر از یک سال دیگر به انتخابات شورای شهر و ریاست جمهوری باقیمانده است و اختلاف در حزب کارگزاران سازندگی، از احزاب حامی دولت تدبیر و امید، میتواند جالبتوجه باشد. از طرف دیگر حدود یک سال پیش هم محمد هاشمی برادر آیتالله هاشمی رفسنجانی از عضویت در این حزب استعفا داده بود. او در این خصوص به روزنامه شرق گفته بود: « تصمیم شخصی من بوده است. من با دوستان در حزب مشورت نکردم. بر اساس تحلیلی این کار را انجام دادم. افراد ممکن است به مسائل و رخدادها نگاههای متفاوتی داشته باشد. آنچه اخیراً اتفاق افتاد و به استعفای من منجر شد، ترکیب «شورای مرکزی» جدید بود. بالاخره اشخاصی در این گروه الان حضور دارند که از بدو تأسیس با «کارگزاران» نبودند و در برهههایی، منتقد «کارگزاران» بودهاند. این جرم نیست اما شخصی نگاه انتقادی به تشکیلاتی داشته، حالا این نگاهش تغییر کرده است و گفته میخواهد عضو حزب «کارگزاران» شود. این میشود «جبهه». این شروع نمیتواند پایان خوشی داشته باشد… استنباط کردم این ترکیب، از شعارهای اولیه «کارگزاران» فاصله دارد… من نمیخواهم در تشکیلاتی کارکنم که بهعنوانمثال میگویم- چون در مثل مناقشه نیست- سرنوشت حزب «مشارکت» را پیدا کند.»
لهجه کرمانی اولین فیلم نامه سینمای ایران را تغییر داد
لهجه کرمانی
اولین فیلم نامه سینمای ایران را تغییر داد
خبرآنلاین:روحانگیز سامینژاد با نام اصلی صدیقه سامینژاد سوم تیرماه سال 1295 در بم به دنیا آمد.
پدرش را در دوران کودکی از دست داد و با مادرش زندگی میکرد. سامینژاد در 13 سالگی به ازدواج فردی به نام دماوندی درآمد و با او به هندوستان مهاجرت کرد.
دماوندی راننده اردشیر ایرانی صاحب استودیو بود که بعدها «دختر لر» اولین فیلم ناطق سینمای ایران را با بازی سامینژاد تهیه و کارگردانی کرد.
«دختر لر» در حالی ساخته شد که حدود 40 سال از تولد سینما در دنیا میگذشت. تولید یک فیلم ناطق در ایران تا آن زمان امکانپذیر نبود. تا این که عبدالحسین خان شیروانی معروف به سپنتا، شاعر، نویسنده و روزنامهنگار در نیمه دوم دهه 1300 با هدف تحقیق در زمینه هنر و فرهنگ ایران باستان به هند رفت.
او در نهایت تصمیم گرفت وارد دنیای سینما شود و این کار را با نوشتن فیلمنامه «دختر لر» انجام داد. «دختر لر» بر اساس داستان عامیانه «جعفر و گلنار» شکل گرفت. این فیلم درباره گلنار یک دختر لر در منطقهای تحت کنترل راهزنان مسلح به فرماندهی قلی خان است. گلنار در قهوهخانهای کار میکند و در آنجا با جعفر مأمور دولت آشنا میشود و میخواهد با او ازدواج کند.
سپنتا پس از نوشتن فیلمنامه «دختر لر» سامینژاد را برای بازی در نقش گلنار انتخاب کرد و در نهایت خودش نیز در نقش جعفر ظاهر شد. انتخاب سامینژاد بیشتر به این خاطر بود که هیچ زنی قبول نمیکرد جلوی دوربین برود، چرا که آن زمان زنان در حجاب کامل بودند. ضمن اینکه خیلیها استعداد این کار را نداشتند.
سامینژاد بازی در «دختر لر» را پذیرفت و با سپنتا قراردادی چهل روزه امضا کرد، اما به دلیل نهایی نبودن فیلمنامه، دیالوگها و امکانات فیلمبرداری، کار ساختن فیلم هفت ماه کشید. ضمن اینکه سپنتا به خاطر لهجه غلیظ کرمانی سامینژاد ناچار شد داستان «دختر لر» را به گونهای تغییر دهد تا موضوع آن مربوط به ایالات و قدرت حکومت مرکزی ایران باشد.
سامینژاد پس از 18 سال اقامت در هندوستان به ایران بازگشت، اما برای ادامه کارش در سینما با مخالفت خانواده روبرو شد. او به خاطر آزارهایی که از خویشان و آشنایان و مردم دید بعد از دو فیلم دیگر هرگز حاضر نشد در فیلمی ایفای نقش کند.
سامینژاد پس از بازگشت به ایران، گواهینامه سیکل اولش را گرفت و در وزارت بهداری به عنوان پرستار مشغول به کار شد و در تهران اقامت گزید. او پس از مدتی کار پرستاری را کنار گذاشت و از طریق اجاره دادن طبقه اول خانه دوطبقهای که خریده بود، گذران زندگی میکرد.
سامینژاد 10 اردیبهشت سال 1376 در سن 81 سالگی در تهران درگذشت در حالی که محققان و کارشناسان سینمای ایران بیخبر از او معتقد بودند سالها پیش در گذشته است. او در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
پهلوان ناصر شجاعی در مراسم بزرگداشت روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای:
بی «من و ما» تر
از پهلوانان کسی نیست
پهلوان در لغت و طبق آنچه که در فرهنگ فارسی معین آمده است به معنی دلیر، شجاع و نیرومند است. تاریخ ایران زمین، تاریخ پهلوانی است و آیین آن خردورزی، مردانگی و فتوت ، راستی و مردم داری. ابعاد شخصیتی پهلوانان تنها به میدان ورزش و تشک کشتی محدود نمی شود و در هر کوی و برزن که پای می نهند بوی مرام و معرفت و انسانیت می آید.تاریخ ایران زمین پر است از پهلوانانی که نام و سیرتشان همیشه ماندگار خواهد شد اما مهمترین این پهلوانان بی شک کسی نیست جز مولا علی (ع).
17 شوال روزی است که حضرت علی با عمروبن عبدود پهلوان معروف عرب مبارزه کرد و او را شکست داد. در این جنگ حضرت علی(ع) پس از شکست دادن عمروبن عبدود به طرف او رفت تا سرش را از بدنش جدا کند که عمرو آب دهان خود را به صورت مبارک مولیالموحدین انداخت. در آن لحظه حضرت از جای خود برخاست و مقداری در میدان جنگ قدم زد سپس به سمت او رفت. عمرو علت این کار را جویا شد. حضرت گفت: آن لحظه که آب دهانت را به صورت من انداختی من را غضب گرفت. نمیخواستم تو را به این حالت بکشم مقداری قدم زدم تا آرام شوم و تو را به خاطر خداوند لاشریک له بکشم. به دلیل این پهلوانی، ایثار، شجاعت و از خود گذشتگی، از اردیبهشت 89 این روز را به عنوان روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانهای نامیدهاند.
در سال 2010 میلادی آئین پهلوان و ورزش باستانی در سازمان جهانی یونسکو ثبت جهانی شد
آئین پهلوانی به عنوان میراث معنوی بشریت در سازمان جهانی یونسکو ثبت جهانی شده است. این اتفاق مهم در سال 1389 (2010 میلادی) در پنجمین اجلاس سالانه کمیته ناملموس این سازمان جهانی توسط رئیس وقت فدراسیون ورزش پهلوانی و زورخانهای ایران مطرح و به وقوع پیوست و پس از آن نیز آئیننامه ترویج فرهنگ پهلوانی در جلسه شورای فرهنگ عمومی مصوب و با تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی با شرح وظایفی جداگانه برای 44 نهاد کارگزار فرهنگ کشور ابلاغ شد.
امسال در کرمان نیز بسان بیشتر نقاط ایران، مراسم گرامیداشتی به همت موسسه دیدهبان میراث و تمدن کارمانیا و مشارکت هیات ورزش باستانی و با حضور مرشدان و کهن کسوتان و پیشکسوتان و پهلوانان کرمانی در جوار آرامگاه پهلوانان کل اسدالله و راضیه(سکینه) خاتون عطایی، در پارک ارفع برگزار شد و ضمن بزرگداشت یاد و خاطره تمامی پهلوانان، از مقام والای ورزشکاران و کهن کسوتان ورزش زورخانه ای تقدیر به عمل آمد.
در ابتدای این مراسم که مرشد کهن کسوت سهراب خیامیان، مرشدان پیشکسوت محمد اسماعیلی، محمود یزدانی و مهندس علیرضا مساحی، کهن کسوتان محمود یوسفی، ناصر شفیعی، حاج ناصر مسعودی، عیسی مقدمی ،محمد حسین قطب زاده ،ناصر حیدری ،قاسم لنگری ،احمدطالبی ،علی شافعی ومحمد حسین رضوی نشاط و پیشکسوتان مهدی ادهمی، احمد قاسم زاده، حسین گلستانیان، علی اسفندیاری، مهدی مظهری زاده و محسن شمس و آقایان جواد جلال کمالی ،انجم شعاع ، رضا افضلی ، مسلم حاج بابایی و محمد حاج بابایی، پهلوان شجاعی، پهلوان سلاجقه و همچنین نوه پهلوان اسدالله عطایی به نام قدرت الله عطایی و نتیجه آن ابوالفضل عطایی، حسین شجاعی پسر پهلوان جهانگیر شجاعی، امان پوریزدانپناه، نوه پهلوان پوریزدانپناه ، منصور دامغانی رییس اداره ورزش و جوانان شهرستان کرمان و محمدرضا عامری، خیر ورزش دوست کرمانی و عده دیگری از اهلی ورزش پهلوانی و زورخانه ای شرکت داشتند،12 مرشد بمی با اجراهایی زیبا و هماهنگ قطعاتی را برای حاضرین اجرا کردند و پس از آن محسن مساحی، رییس هیات زورخانه ای کرمان ضمن خوش آمد گویی به حاضرین، در سخنانی گفت:پهلوان کسی است که حداقل سه سال بازوبند پهلوانی را به بازو بسته باشد و مسلک و منش پهلوانی را داشته باشد و من خودم را از این شرایط به دور می دانم. ورزش باستانی تنها ورزشی است که نامش در تقویم ایران به ثبت رسمی رسیده و امسال برای سومین سال است که گرامی داشته می شود.
جای تاسف است که حتی یک خیابان و کوچه در کرمان به نام پهلوانان و قهرمانان نیست
منصور ایرانپور مدیرعامل موسسه دیدهبان میراث و تمدن کارمانیا در سخنانی کوتاه به احداث مسجد جامع اشاره کرد و گفت: تاریخچه پهلوانی از 750 سال پیش در کرمان و با ساخت یک مسجد شروع می شود که طی آن مسجد جامع کرمان در زمان حکومت سلطان محمد مظفر یزدی، حاکم وقت کرمان احداث و به نام پهلوان علی بمی(به دلیل رشادت هایی که در جنگ کرمانی ها با متجاوزان در جیرفت انجام داده بود) نامگداری می شود و به همین دلیل تمامی محوطه آن اطراف به نام مجموعه های مظفری شهرت پیدا کرده است که هنوز هم از بهترین بناها و مساجد ایران محسوب می شود.
وی در ادامه به وجود حداقل 1000 پهلوان در کرمان اشاره کرد وافزود: با داشتن این همه پهلوان ، شایسته است کرمان به عنوان شهر پهلوانان کشور در حوزه گردشگری نامگذاری و هر ساله با برپایی این گونه مراسم هایی ، از آنان به نیکی یاد شود و حتی با اسم گذاری خیابان ها و معابری به نام این بزرگواران، یاد و خاطره آنها گرامی داشته شود چرا باید کرمان نام چندین خیابان ابوذر و ابن سینا و غیره داریم اما حتی نامی از یکی از این پهلوانان اسطوره ای کرمان نیست؟
ایرانپور درباره ماجرای کل اسدالله عطایی و خواهرش سکینه (راضیه) خاتون و کشتی اش با پهلوان یزدی گفت: پهلوان محمد عبدل یزدی، پهلوان نامی ایران که مظفرالدین شاه هم بارها از او تعریف کرده است، در ادامه زورآزمایی ها و کشتی گرفتن هایش به کرمان می آید و در محله شهر قصد کشتی گرفتن با پهلوان کل اسدالله می کند اما قبلش به وی اطلاع می دهند که فردی ناشناس تمایل دارد با محمد عبدل کشتی بگیرد که وی می پذیرد و با شخصی که کاملا سر و صورت خود را پوشانده بود گلاویز می شود و در کمال تعجب از آن شخص ناشناس شکست می خورد و بعدها متوجه می شوند که آن شخص پیروز، بانویی بوده به نام راضیه خاتون عطایی و خواهر پهلوان کل اسدالله. قبوراین دو پهلوان عزیز درهمین پارک ارفع است که برنامه امروز برای پاسداشت یاد این دو بزرگوار و سایرپهلوانان کرمانی است.
با نوای مرشد می توان آموخت که از قدرت روح و صفای باطن چگونه استفاده کنیم
حرکات نمایشی و میل بازی نوجوان باستانی کار از دیگر برنامه های این مراسم بود و در ادامه نوبت به ناصر شجاعی، از پهلوانان و قوی ترین مردان ایران و یکی از بانیان برگزاری این مراسم رسید. وی با اشاره به حضورش در جمع کهن کسوتان و پیشکسوتان کرمانی گفت: همیشه و از بچگی آروز داشتم کاری برای پهلوانان کاری بکنم و امرو خوشحالم موفق شدم با کمک دوستان گامی در جهت شناساندن و معرفی این بزرگان که تعدادی از آنها از میان ما رفته اند را بردارم. برای من مایه تاسف است که تمامی قهرمانان آمریکا و اروپا را می شناسیم اما پهلوانان خودمان را که«بی من و ما» و گمنامتر از آنها کسی نیست را نمی شناسیم. قدمت ورزش باستانی و پهلوانی به دوران مهرپرستی یا میترائیسم برمی گردد و نشان دهنده این است که در این کار، روح در کنار جسم، موفق تر است با نوای مرشد فرا می گرفتند که از قدرت روح و صفای باطن چگونه استفاده می کردند. در بیان خصلت های پهلوانی این دو خواهر و برادر همین بس که بدانیم خانه آنها ( این خانه در محل مسجد امام واقع است)دیوار حصار نداشت و مردم برای رفع مشکلاتشان به در و پنجره منزل آنها مراجعه می کردند.زنان و بانوان به پنجره می زدند که پهلوان سکینه خاتون پاسخ می داد و مردان به درب می کوبیدند و پهلوان کل اسدالله پاسخگوی آنها بود.
در پایان این مراسم با اهدا لوح ها و تندیس هایی از پهلوانان و قهرمانان قدردانی و حاضرین با حضور بر سر قبور کل اسدالله و سکینه خاتون عطایی و قرائت فاتحه و تصنیف ، یاد آنها را گرامی داشتند.
مرغ چهارپا در رفسنجان
رئیس شبکه دامپزشکی شهرستان رفسنجان از مشاهده مرغ چهارپا در رفسنجان خبر داد. مقامی گفت: «پدیده نادر مرغ چهارپا در کشتارگاه طیور شهرستان توسط مسئول فنی بهداشتی این کشتارگاه گزارش گردید.» وی افزود: «مرغ چهارپا که دریکی از سالنهای مرغ گوشتی شهرستان طی 50روز تحت مراقبت و پرورش قرارگرفته بود علاوه بر پاهای اصلی دوپای فرعی پشت پاهای اصلی بهصورت چسبیده به زیر مقعد دارا بود.» وی در خصوص این پدیده اظهار کرد: «علت احتمال این پدیده نقص در ژنهای ایجادکننده پا در طیور و اشکالاتی که در مرحله تقسیم و تمایز سلولی در دوره جنینی در تخممرغ به وجود میآید میتواند باشد.»
مهندس رخ رئیس نظام مهندسی معدن کرمان در گفت و گو با پیام ما:
بهره برداران می توانند
بدون حقوق گمرکی ماشین آلات دست دوم وارد کنند
منوچهر رخ با اشاره به اینکه معادن جهت دریافت تسهیلات با مشکل موجه هستند گفت:برای رفع مشکلات بهره برداران و برخی پیچیدگی های دریافت تسهیلات،صندوق بیمه سرمایه گزاری اقدام به پرداخت تسهیلات مورد نیاز واحدها خواهد نمود . وی افزود: انچه در این فرایند متفاوت از روال معمول بانکها است این است که تا قبل از این بانکها پروانه بهره برداری را به عنوان وثیقه قبول نمی کردند اما از این به بعد پروانه بهره برداری معدن به عنوان وثیقه تسهیلات دریافتی پذیرفته خواهد شد.مهندس رخ با بیان اینکه به اعتقاد بنده یکی از مشکات اصلی بهره برداران ماشین الات مورد نیازانها است اظهار داشت: اگر ما و دولت بخواهیم مشکل معادن را حل کنیم بایستی جهت نوسازی ماشین الات معادن کمک کنیم. در حال حاضر معادن ما قبرستان ماشین الات فرسوده است .وی افزود :هر معدنی برای فعالیت خود حداقل به یک دستگاه بلدوزر ، یک دستگاه لودر و کمرسور نیازمند است که متاسفانه معادن ما در بدترین شرایط ممکنه هستند یعنی اینکه یا این امکانات را در حد مورد نیاز در اختیار ندارند و یا ماشین الات بالای 20 سال در اختیار دارند . وی با اشاره به اینکه در زمان وزارت معادن و فلزات برای رفع این مشکل مجوز واردات ماشین الات دست دوم زیر 5 سال صادر شده بود اظهار داشت: در ان زمان مقرر شد که به بهره برداران مجوز داده شود که بدون حقوق و تشریفات گمرکی انها بتوانند ماشین الات دست دوم وارد نمایند. که این تصمیم صحیح در ان زمان کمک فراوانی به بهره برداران کرد.لذا ما درخواست کردیم که مجوز واردات این ماشین الات مجددا صادر گردد. این واقعا یکی از ارزوهای بهره برداران ما بود که به زودی حل خواهد شد.مهندس رخ اضافه کرد: این دو اقدام مهم سبب خواهد شد که به زودی تولید در معادن بالا برود، هزینه ها پایین بیایدو ایجاد اشتغال و پویایی معادن ما را به دنبال داشته باشد. وی در رابطه با ساز و کار و متولی واردات ماشین الات گفت:وزارت خانه و سازمان نظام مهندسی بر اساس بازدیدی که از معدن به عمل می اورند مجوز واردات را به بهره بردار می دهند.رئیس نظام مهندسی معدن کرمان با اشاره به حساسیت در مورد اینکه چه کسی وارد کننده این ماشین الات خواهد بود و نگرانی از ایجاد رانت احتمالی گفت:ما بایستی در ابتدا واقع بین باشیم ونهایت تلاش و دقت خود را به خرج دهیم تا سواستفاده ای صورت نگیرد و نبایست به دلیل اینکه شاید در زمینه دیگر از ماشین الات استفاده گردد جلوی یک کار بزرگ و موثر گرفته شود زیرا خساراتی که امروزه به دلیل نبود ماشین الات به معادن ما زده می شود بسیار بیشتر از این است که برای یک فساد احتمالی جلوی یک کار بزرگ گرفته شود. مهندس منوچهر رخ در پایان با برشمردن پاره ای از توانمنمدیهای معدنی استان کرمان اظهار داشت:موضوع بعدی که بسیار مهم است در رابطه با صدور پروانه های بهره برداری است.من از روزی که به شورای مرکزی راه پیدا کردم همواره تاکیدم این بود که برای صدور پروانه بهره برداری مهندسین همچون سایر نظام مهندسی ها ازمون برگزار گردد و هر کسی که توانست حد نصاب مورد نیاز را کسب کند پروانه پایه سه اعطا گردد.
کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخاب صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد.
کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09352520005
گم بودگی
موسسه فرهنگی و هنری فرهنگ گستر تقدیم می کند: نمایش « گم بودگی»، نویسنده و کارگردان: محمدکاظم دامغانی، زمان: ۳۰ تیر الی ۱۵مرداد، ساعت: ۲۰:۱۵، آدرس: چهارراه کاظمی. ابتدا خ قدس. کوچه ۱. کافه گالری آزاد.
در مراسم بدرقه المپیکیها
تمجید دوباره رییس جمهور از عملکرد
تیم ملی فوتبال
دکتر حسن روحانی بار دیگر از عملکرد تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی تمجید کرد.
رییس جمهور امروز در مراسم بدرقه از ورزشکاران المپیکی بار دیگر علاقه خود را به فوتبال و تیم ملی نشان داد و با ستایش از عملکرد ایران در دیدار برابر آرژانتین اظهار کرد: همه پیروزیهایی که ورزشکاران در صحنههای قبلی کسب کردهاند، چه آنجا که فوتبالیستهای ما پیروز شدند، چه آنجایی که پیروز نشدند اما عالی بازی کردند مثل بازی با آرژانتین همه خوشحال شدند با اینکه ما پیروز نبودیم اما همه ملت ایران از آن لذت بردند. در المپیک گذشته هم پیروزیهایی توسط ورزشکاران ما کسب شد و همه چیز به تلاش ورزشکاران و مربیان بستگی دارد، دعای خیر مردم هم پشت سر ورزشکاران است، امیدوارم از نظر مدالآوری هم در المپیک موفقیت داشته باشیم.
پیام صادقیان دستگیری خود را تکذیب کرد
مهاجم تیم ماشین سازی نسبت به حاشیه جدید پیرامونش واکنش نشان داد.برخی رسانهها اخباری را منتشر کردند مبنی بر اینکه دو بازیکن فوتبال با نام اختصاری پ.ص و م.م پلمپ یک سفرهخانه را باز کرده و اقدام به برگزاری میهمانی در آن کردهاند.پیام صادقیان، که نام اختصاری اعلام شده به او میخورد، در اینستاگرامش به موضوع واکنش داد.
صادقیان نوشت: «من که عادت کردم به حواشی، همه میدونن که کلاً حواشی رو کنار گذاشتم. خداروشکر من یک ماهی میشه که تبریزمو تو تیم جدیدم دارم تمرین میکنم و اینکه همش دارم واسه شماها پست میذارم. خب کاری نداره که اونم مشخص میشه دیگه. عجب داستانی دارم من به خدا. بی خیال ما نمیشین.»
شهباززاده دومین ایرانى در سوپرلیگ ترکیه
مهاجم فصل گذشته استقلال تهران با عقد قراردادی رسما به عضویت آلانیا اسپور ترکیه درآمد و در اردوی این تیم حاضر شد.
سجاد شهباززاده که پس از سپری کردن فصل موفق همراه استقلال تهران با پیشهاد باشگاه آلانیا اسپور ترکیه مواجه بود، با صرف نظر از دریافت مطالبات خود از آبیها رضایتنامهاش را دریافت کرد تا بتواند با تیم ترکیهای قرارداد امضاء کند. او دو روز قبل رسما از استقلال تهران جدا شد و حالا با عقد قراردادی رسما به باشگاه آلانیا اسپور ترکیه پیوست تا همراه رامین رضائیان دومین بازیکن ایرانی باشد که در سوپر لیگ ترکیه بازی خواهد کرد.
سید محمود دعایی در گفت و گو با سایت «کرمان نو»: احمدی نژاد از ما انتقام گرفت
سید محمود دعایی در گفت و گو با سایت «کرمان نو»:
احمدی نژاد از ما انتقام گرفت
دستی بر طنز دارد و به مهمان نوازی مشهور است. مدیر یکی از بزرگترین موسسههای مطبوعاتی کشور که بیش از یک میلیارد ماهانه حقوق میدهد اما منشی و تلفن همراه ندارد. پیکان یخچالی سوار میشود و برای همراهی مهمانان خود تا پیادهرو بلوار حقانی جایی که ساختمان موسسه اطلاعات هست پایین میآید. وقتی هشت رقم شماره تلفن ثابت درج شده در صفحه آخر روزنامه اطلاعات را بگیرید خودش تلفن را پاسخ میدهد. مگر اینکه نباشد که در بازگشت به شما تلفن میکند. در این مصاحبه سیر حضور وی در رسانه را از مبارزاتش در رکاب هاشمی و سایرین برای پیروزی انقلاب تا موسسه اطلاعات را جویا شدهایم.
آقای دعایی دلت میخواهد به کدام روز در گذشتههای دور برگردی؟
(فکر میکند) روزی که دبیرستان را رها کردم و تصمیم گرفتم به حوزه بروم. حال مبارکی داشتم. وارد مدرسه معصومیه که شدم خیلی حس دلپسندی را تجربه کردم.
الان خواستین ریاکاری کنید این روز را انتخاب کردید؟
نه، دلیلی برای ریا کاری وجود ندارد. همه روحیاتم را میشناسند. تصمیم من برای روحانی شدن خیلی بزرگ بود. اما امروز خواستم به اون روز برگردم و کم توفیقیهای گذشتهام را جبران کنم.
به جز مادر، همه خانواده با این انتخاب شما مشکل داشتند.
پدر راضی نبود. در کنار طلبگی کار کردم. رضایت پدرم را بدست آوردم.
چه کاری؟
در تجارتخانه فرش آقای اسماعیلی راوری در کرمان کارمند دفتری شدم. آقای اسماعیلی باهوش بود اما سواد نداشت. پیش کارهایی که برایش کار می کردند با من کنار نمی آمدند. با لباس بلند طلبگی که تن داشتم، راحت نبودند.
متلک؟
گاهی متلک می گفتن، یا شوخی می کردند. معمولا این برخوردها با طلبههای جوان طبیعی بود. منم تحمل میکردم. اما در ادامه به کارخانه برق کرمان رفتم که فضای بهتری داشت.
در کارخانه چکار میکردید؟
حسابدار بودم
فضای خوب یعنی از دست متلکها راحت شدید؟
آدمهای فرهیختهای در کارخانه برق همکار من بودند. از جمله مرحوم «محمد مقدسزاده»پسر مرحوم «آخوند ملا احمد کرمانی». کرمانیهای قدیم میشناسند.
طلبگی هم ادامه داشت؟
بله
درآمدتون چطور بود؟
خوب بود، در همین ایام با استفاده از پساندازم به همراه مادرم خانه رهن کردیم. در ادامه هم با گرفتن وام در محله «بازارشاه» کرمان پشت تکیه «ملاحیدر» خانهای به مبلغ ۱۱هزارتومان خریدم.
در چندسالگی؟
۲۱-۲۲ حدود سال ۱۳۴۱
پدر با شما زندگی نمیکرد؟
خیر، یزد بود. از پیگیری من در مورد طلبگی با خبر شده بود و عزم جدی من رو که مطلع شد با طلبگی موافقت کرد و راهی قم شدم.
پس ورود شما به قم با آغاز فعالیت انقلابیون روحانی همراه بود؟
بله، در قم سالهای اول در درس اساتیدی چون معتمدی، فاضل لنکرانی، مکارم شیرازی، آقا رضا صدر، سلطانی طباطبایی و نوری همدانی شرکت کردم.
فعالیت مبارزاتی هم داشتید؟
از کرمان درگیر بودم از طریق آقای حجتی کرمانی، مهدی موحدی کرمانی و مرحوم فهیم. اونقدر درگیر بودم که توفیق جدی درس خواندن را نداشتم.
چه کارهایی برای مبارزه در قم میکردید؟
از زمانی که دوستان تصمیم به انتشار نشریه «بعثت» گرفتند کار تدارکات، تایپ و تکثیر بر عهده من بود.
مگر تایپ کردن بلد بودید؟
در دبیرستان نجاری و آهنگری و تایپ آموزش می دادند. منم بلد بودم.
مطالب بعثت چه شکلی تهیه میشد؟
آقایان هاشمی رفسنجانی، شهید باهنر، علی حجتی کرمانی، خسروشاهی، مصباح یزدی، مرحوم ربانی شیرازی با پشتیبانی مرحوم آیت الله منتظری مطالب را تهیه میکردند.
پشتیبانی آقای منتظری شامل چه چیزهایی میشد؟
هزینهها را ایشان میپرداختند.
اولین شماره «بعثت» را یادتون هست؟
بله، پایهگذار نشریه شهید باهنر بود. سرمقاله اولین شماره را هم با تیتر «چرا بعثت» باهنر نوشت.
مطالب اسم نویسنده داشت؟
بدون اسم چاپ میشد.گاهی هم اسامی مستعار داشتیم.
با چه ترتیب انتشاری چاپ میشد؟
بنا بر این بود که ماهنامه باشد، اما بر حسب اقتضاء هفتگی هم منتشر شد.
«بعثت»کجا چاپ میشد؟
منزل آقای هاشمی تایپ میکردم، زیرزمین منزل آقای شریفی گرگانی در قم هم چاپ میشد.
تیراژ «بعثت» چقدر بود؟
برای تهران ۲۰۰، ۳۰۰ نسخه.
کجا توزیع میکردین؟
بیشتردر دانشگاه و بازار. رابط دانشگاه ما آقای «تراب حقشناس» بود. نشریه را در دفتر ازدواج و طلاق آقای مهدوی کرمانی در میدان شوش مخفی میکردیم تا رابط تحویل بگیرد.
در ادامه بعثتی ها با هم اختلاف پیدا کردند؟
به مرور بین گردانندگان اختلاف پیدا شد. جمعی علاقهمند به آیتالله شریعتمداری شده بودند، مانند آقای حجتی و خسرو شاهی. تعدادی هم مثل آقایان هاشمی، مصباح، ربانی شیرازی و مرحوم باهنر جهت رادیکال صرفا امام را دنبال می کردند.
چه چیزی دقیقا باعث اختلاف شد؟
گاهی افراد مطالبی را تهیه می کردند که گروه دیگر مخالف می کردند. لذا خط امامیها در کنار این نشریه یک نشریهای به نام «انتقام»را منتشر کردند.
چرا اسم «انتقام» را انتخاب کردند؟
جهتگیری حاد با گرایش مسلحانه داشتند.گرایش هیاتهای موتلفه و فداییان اسلام آن دوره. حتی آیه «انا من المجرمین منتقمون» – ما انتقام خواهیم گرفت – را ابتدایش می نوشتند.
تکلیف شما چی شد؟ با کدام گروه همکاری می کردید؟
با هر ۲ گروه کار کردم. اما هرجا اسم امام خمینی(ره) بود با کشیدن اسم امام کلمه را برجسته میکردم. گروه مقابل به این رفتار اعتراض داشتند و می گفتند: «شما روی اسم خمینی تاکید میکنید، وحدت را به هم میزنید.» یادم هست که آقای مصباح به مزاح به آقای حجتی که به موضوع برجستگی اسم امام خمینی (ره) اعتراض میکرد گفت:«خوب پس «شر» آقای «شریعتمداری» را هم می کشیم.» (می خندد)
کار انتشار نشریه تا کجا ادامه پیدا کرد؟
تا وقتی که لو رفتیم. ساواک هویتم را متوجه شده بود. اما به قیافه نمی شناخت. یکبار سراغ خودم را از خودم گرفت. از طریق آبادان و خرمشهر به عراق رفتم.خدمت امام رسیدم. اما به سفارش آقا مصطفی (ره) باردیگر به ایران برگشتم.
مجددا کار انتشار نشریه را شروع کردید؟
خیر. جشنهای تاج گذاری شاهنشاهی بود. اعلامیهای را آقای هاشمی نوشته بود که مستقیما شاه را هدف گرفته بود. لذا ساواک به شدت دنبال دستگیری هستهای بود که این فعالیتها را دنبال کردهاند.
چجوری لو رفتین؟
در مسیر تحقیقات ساواک یک نفر لو رفت. ایشون من و آقای هاشمی را لو داد. من به نامخانوادگی حسینی و موسوی اهل کرمان یا شیراز با او در ارتباط بودم. ساواک دنبال این فامیلی بود. آقای هاشمی را دستگیر کردند. هر طلبهی کرمانی که فامیلش حسینی و موسوی بود را هم دستگیر می کردند. آقای هاشمی پیغام داد از کشور خارج شوم که ناگزیر به هجرت طولانی به عراق شدم.
در عراق چکار می کردید؟
اختلاف نظر رژیم شاهنشاهی با تشکیلات عراق بالا گرفت. عراقیها به مرحوم آقا مصطفی (ره) پیشنهاد دادند اگر می خواهید فعالیت تبلیغاتی داشته باشید ما آمادهایم که موج رادیویی در اختیار شما بذاریم.
پس دوباره بخش دیگری از فعالیتهای رسانهای را شروع کردید؟
دوران رادیو که امکان ارتباطی زیادی مثل اینترنت و … نبود، حرکت ما خیلی موثر بود. قبل ما حزب توده از آلمان شرقی و برخی مخالفان از مصر رادیو داشتند اما بصورت رسمی و فراگیر اولین بار بود.
اسم رادیو چی بود؟
یک مرحله که ۲۰دقیقه در رادیو بغداد زمان داشتیم به عنوان «نهضت روحانیت در ایران» برنامه پخش میشد. برنامه تاثیرگذار بود. در ادامه عراقیها به همه گروههای اپوزیسیون پیشنهاد دادند که می توانید موج مستقل داشته باشید.
امام خمینی (ره) از ابتدا در جریان رادیو بودند؟
امام ابتدا مطلع نبود. بعد که متوجه شدند توضیح خواستند. نوشتههای قبلی را مطالعه کردند و دو تذکر دادند. یکی اینکه دروغ نگویید و دیگر اینکه فحش ندهید.
مگه فحش میدادید؟
در افشاگری علیه دربار و ماهیت اشرف خواهر شاه تعابیری را استفاده میکردیم.
خوب، تکلیف موج مستقل چی شد؟
سازمانهای مجاهدین و چریکهای فدایی خلق که عراق بودند رادیو «میهنپرستان» و رادیو «سروش» را تاسیس کردند. ما «صدای روحانیت مبارز» را راهاندازی کردیم.
رادیو «سروش» و «میهنپرستان» را چه کسی اداره میکرد؟
برنامههای «سروش» را آقای «مرتضی خاموشی» اجرا می کرد که از آمریکا آمده بود و در ادامه «مارکسیسم» شد. رادیو «میهن پرستان» را مرحوم حسین ریاحی و آقای فارسی اداره میکردند.
محتوای رادیویی که شما اداره میکردید از کجا تهیه میشد.
مرحوم حاج احمد آقا (ره) گروهی را در قم گردآوری کرده بود که کار تهیه مطالب را انجام میدادند.
این رادیو هم تا توافق با الجزایر ادامه داشت تا امکانات رسانهای را از شما پس گرفتند. در ادامه سیر فعالیت رسانهای شما بعد از انقلاب مجددا اداره کننده رسانهای دیگر میشود؟
اردیبهشت ۱۳۵۹ به موسسه اطلاعات آمدم.
سابقه رسانهای شما در دوران مبارزه باعث شد بعد از انقلاب هم وارد این حوزه کاری شوید؟
خیر،امام گفتند من پذیرفتم.من دنبال فعالیت رسانهای نبودم. اوایل انقلاب روز ۲۲ بهمن مرحوم باهنر تاکید کردند به رادیو بروم. من هم رفتم. اولین بیانیههای رادیو انقلاب را من خواندم. دوستانی که در نجف بودند با شنیدن صدای من از رادیوی ایران متوجه پیروزی انقلاب شدند. یکی از دوستان می گفت از ذوق اشک میریختیم.
روز خواندن اولین بیانیه از رادیو انقلاب چه کسی با شما در استودیو بود؟
کادرهای رادیو و تلویزیون که به انقلاب پیوسته بودند،حضور داشتند.اما در کنار من آقای محلاتی و دیگرانی هم بودند که بیشتر اصرار داشتند در تلویزیون باشند. طیفهای دیگری مانند «مجاهدین خلق» و «چریکهای فدایی» هم بودند. تا اینکه «قطبزاده» و «خویینیها» به رادیو آمدند و قرار شد تغییراتی بوجود بیاورد.
در این زمان هنوز شما در رادیو بودید؟
خیر، من در دفتر امام بودم.سپس به سفارت عراق رفتم. ۹ ماه در بغداد بودم.بعد از پایان ماموریتم پیشنهاد رفتن به موسسه اطلاعات به من داده شد.
پیشنهاد چه کسی بود؟
حاج احمد آقا (ره) به من گفت امام فرمودند شما به موسسه اطلاعات بروید. توضیحاتی دادم به ایشان که اگر من به اطلاعات بروم از دوستان مرحوم بهشتی و آقایان هاشمی و باهنر استفاده می کنم.
چرا این توضیحات رو دادید؟ مگر جناح بندی و مخالفتهایی بین گروهها در اوایل انقلاب بود؟
جایگاه احمد آقا فراجناحی بود. سعی در میدان داری داشت. بنیصدر که امور را به دست گرفته بود با جریان حزب جمهوری اسلامی در تقابل بود.
خوب تیم اولیه روزنامه اطلاعات را دقیقا چه کسی به شما معرفی کرد؟
سراغ آقای مرحوم بهشتی رفتم. ایشان تیمی در اختیار من گذاشت. توصیه کرد برای مشورت گرفتن سراغ آقای موسوی، سردبیر وقت روزنامه جمهوری اسلامی بروم. اولین بار از ایشان مشورت گرفتم.
ایشان چه پیشنهاداتی داد؟
توصیههای راهگشایی به من داشت و عملا هسته اصلی تیم من را ایشان به تاکید مرحوم بهشتی در اختیار من گذاشت.
چه کسانی بودند؟
آقای جواد مظفر، سعید اسماعیلی، بهرام قاسمی (معاونین وزارت خارجه فعلی)، حاتم قادری، مهدوی، محمدی، نوبری و دکتر شیرانی (معاون سابق مرحوم نوربخش) در ادامه اضافه شد. اکثرا الان دیپلمات هستند.(می خندد)
ورود شما به موسسه به سادگی اتفاق افتاد؟
با مشکلاتی روبرو شدیم. شورایی حاکم بود بر روزنامه که چپ ها آن را اداره می کردند. شرایط بحرانی وجود داشت.
در کار تحریریه دخالت میکردید؟
سعید اسماعیلی رفت و دبیر جلسات هیات دولت شد. ایشان تا قبل بعنوان سردبیر با ما همکاری می کرد. شورای تیتر داشتیم. جلال رفیعی در ادامه اضافه شد و هر روز یک سرمقاله مینوشت. مدتی شمس آل احمد اضافه شد که بعدا به بنیصدر نزدیک و از روزنامه جدا شد.
قصد ندارم وارد مسایل بعد از انقلاب روزنامه اطلاعات شوم. شما در گفتوگو با خبرگزاری ایسنا هم اخیرا توضیحات کاملی دادید. قصد ندارید در اندازه و فرم صفحات روزنامه اطلاعات تغییراتی بدهید؟
امکانات ما با چاپ در اندازه فعلی همخوانی دارد. ماشین آلات جدید ما هم نیاز به سالن و ساختمان داشت. که این مجموعه ۱۷طبقه را تهیه کردیم.۱۷هزار متر مربع زمین با ۵۵هزار متر زیربنا را تدارک دیدیم. زمانی که ما ماشین آلات را وارد کردیم شیوه جدید چاپ و اندازه رایج نبود به همین دلیل ماشینی که سفارش دادیم با سایز فعلی روزنامه همخوانی دارد. البته ماشینی که با سایز جدید هم تطبیق داشته باشد تهیه کردیم که بواسطه تاکید ما بر خودگردانی موسسه آن ماشین در اختیار تولید کتاب و مجله و … هست.
بالاخره بنا دارید تغییراتی در ابعاد و فرم صفحات روزنامه بدید؟
بله، اما در موقعیتی که حتما ۲ماشین چاپ را در اختیار داشته باشیم.
تهیه این زمین بین بلوار حقانی و خیابان میرداماد در قلب تهران و ساخت این ساختمان و وارد کردن ماشین آلات جدید با یک بودجه قابل توجه امکانپذیر بوده. کی تامین کننده این هزینه بود؟
هزینه سنگین بود. با وام خرید کردیم. در دولت آقای رفسنجانی و با دستور ایشان از بانک ملت پنج میلیارد تومان وام با بهره ۱۵ درصد و تنفس ۲ ساله و شرایط تقسیط گرفتیم. موسسه هم اندوختهای نزدیک به ۵۰۰ میلیون داشت. که هزینه حل مسکن همکاران شد.
روزگار رسانههای جمعی مکتوب ایدهال نیست. لااقل در مورد نشریههای خصوصی اینگونه است. شما در موسسه اطلاعات تا حالا به جایی رسیدید که به قول معروف کفگیرتون به ته دیگ بخوره؟
در دور دوم آقای احمدینژاد بدلیل اینکه ما برخی امکانات موسسه مانند سالن کنفرانس را در اختیار رقیب وی در سال ۸۸ قرار داده بودیم، از ما انتقام گرفت.
بیشتر توضیح میدهید.
برگزیدگان ادبیات داستانی و شعر در نوزدهمین دوره جایزه کتاب سال استان کرمان
برگزیدگان ادبیات داستانی و شعر
در نوزدهمین دوره جایزه کتاب سال استان کرمان
صاحبان آثار برتر «نوزدهمین دورهی جایزهی کتاب سال استان کرمان» معرفی و تقدیر شدند.
درمراسمی که با حضور مسجدجامعی وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی و عضو شورای اسلامی شهر تهران، رزمحسینی استاندار کرمان، علیزاده مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان، مسئولان فرهنگی استان و جمع پرشماری از اصحاب فرهنگ و هنر کرمان همراه بود، از برگزیدگان و شایستگان تقدیر «نوزدهمین دورهی جایزهی کتاب سال استان» تقدیر شد.
دراین دوره کتابهای منتشرشده در نیمهی دوم سال 92، سال 93 و نیمهی اول سال 94 در موضوعات مختلف مورد بررسی قرار گرفتند و در نهایت، کتابهای برگزیده و شایستهی تقدیر معرفی شدند. در بخش ادبیات داستانی مجموعه داستان کوتاه « نام دیگرش باد است سینیور» نوشته منصور علیمرادی، کتاب برگزیده و «قصه های عشق مجنون» اثر احمدرضا تخشید و « بازگشت به دریاچه ژنو » ترجمه ی سعید فرهودی شایسته تقدیر معرفی شدند. رمان های « بلوار پارادیس» نوشته محمد رضا ذوالعلی و «بی سایگان» ترجمهی علیرضا دوراندیش کتاب های برگزیده و رمانهای « تاریک ماه» نوشته منصور علیمرادی و «فرشته سکوت کرد» با ترجمه ی سعید فرهودی شایسته تقدیر معرفی شدند. در بخش شعر مجموعه شعر های « اتفاقی روشنم» سروده ملوک ایرانمنش و « اتاق 221» سروده محسن کاشانی و کتاب «پیامبر» با ترجمه محمد شریفی نعمت آباد مشترکا به عنوان کتاب برگزیده معرفی شدند در بخش شعر محلی کتابهای «چغوک اوچکو» سروده حمید نیک نفس و « لیکو ها » با گرد آوری منصور علیمرادی شایسته تقدیر معرفی شدند. لازم به ذکر است کلیه کتاب های بخشهای ادبیات داستانی، شعر و شعر محلی به جز کتابهای تاریک ماه (نشر روزنه) و « اتاق 221 » ( نشر نیماژ ) توسط نشر نون منتشر شده اند . در این مراسم نشر نون به مدیریت سید محسن بنی فاطمه به عنوان ناشر برتر ادبیات داستانی و شعر معرفی شد.
در سایر بخش ها کتاب های برگزیده و شایسته تقدیر به شرح زیر معرفی گردیدند
کتاب نفیس ادبی
– کتاب «کلیات خواجوی کرمانی» و «سه مثنوی خواجوی کرمانی»
– محمود مدبری (به پاس کوشش در انتشار کلیات خواجوی کرمانی)
– علیرضا هاشمینژاد (به پاس کوشش در انتشار کلیات خواجوی کرمانی و سه مثنوی خواجوی کرمانی)
– سیدعلی میرافضلی، مدیر روابطعمومی مس منطقۀ کرمان (به پاس حمایت از انتشار سه مثنوی خواجوی کرمانی)
علوم مذهبی
کتابهای برگزیده
– فرهنگ موضوعی قرآن (انگلیسی)جلد 1و2/ علی ابراهیمی/ نشر عصر رهایی
– شیوههای تهییج و پایداری سپاهیان در صدر اسلام/ سیدمحمد طیبی/ نشر دانشگاه شهید باهنر
کتابهای شایستۀ تقدیر
– تربیت در قرآن/ عباسعلی رستمی نسب/ نشر دانشگاه شهید باهنر
– مباحث اصول (حج و امارات)/ عبدالرضا محمد حسین زاده، میثم تارم، روح الله افضلی و امان الله علیمرادی/ نشر پیام مصطفی
– التطبیقات الاصولیه فی مساله قطع و زراعه الاعضاء البشریه بین مذهب الامامی الاثنی عشری و اهل السنه و الجماعه/ سیده فاطمه طباطبایی/ نشر پیام مصطفی
– تربیت در قرآن و نهج البلاغه/ سیدحمیدرضا علوی/ نشر دانشگاه شهید باهنر
علوم پزشکی و بهداشت
کتابهای برگزیده
– تالیف: دیابت و ورزش/ عبدالرضا کاظمی- صادق امانی- راضیه دباغزاده/ نشر دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان
– ترجمه: محاسبات ریاضی در زیستشناسی مولکولی زیست فناوری/ مترجم: محمدرضا محمدآبادی- امین باقیزاده/ نشر آییژ
کتابهای شایستۀ تقدیر
– مروری بر بهداشت سالمندان/ وحیدرضا برهانینژاد- محبت محسنی- سمیه علیزاده- ویکتوریا مومن آبادی/ نشر ایستا
– ترجمه: مراقبت پرستاری از شیرخواران و کودکان ونگ (جلد 4-5-6)/ مترجم: درسا دهقان اناری/ نشر دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان
تاریخ
کتاب برگزیده
– ترجمه: کندوکاوی در تل ابلیس/ مترجم: محمد شریفی نعمتآباد/ نشر نون
کتاب شایستۀ تقدیر
– قاضی میرحسین میبدی/ محمدحسین رافی/ نشر ولی
جغرافیا
کتاب شایستۀ تقدیر
– جغرافیای گردشگری با تاکید بر گردشگری شهری/ حسین غضنفرپور- محسن کمانداری- نصرت مصطفیپور/ نشر نور علم
هنر
کتاب برگزیده
– سبکشناسی خوشنویسی قاجار/ علیرضا هاشمینژاد/ نشر فرهنگستان هنر
ادبیات
ادبیات دفاع مقدس
کتاب برگزیده
– برای ترلان/ عباس افضلی ننیز/ حوزه هنری استان کرمان با همکاری انتشارات سوره مهر
کتابهای شایستۀ تقدیر
– هفدهسالگیام/ حسن تاجیک/ با تاکید بر ضرورت معرفی چهرۀ قهرمانانۀ آزاده حسن تاجیک در طول 8 سال دوران اسارت
– من هم گریه کردم/ عباس میرزایی/ حوزه هنری استان کرمان با همکاری انتشارات سوره مهر
ادبیات محض
کتابهای شایستۀ تقدیر
– درآمدی بر بازشناخت آثار و احوال عبدالحسین صنعتیزاده کرمانی/ علی سالاری/ نشر دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان
– در آفتاب وحدت (تاثیرپذیری اندیشه و شعر شاه نعمتالله ولی از عرفان محیالدین ابنعربی)/ محمد دیانتی/ نشر دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان
علوم پایه و کشاورزی
کتابهای شایستۀ تقدیر
– اصول تغذیه و متابولیسم مواد مغذی در بزهای شیری/ امین خضری/ نشر دانشگاه شهید باهنر کرمان
– اصول نگهداری و پرورش بز/ امید دیانی، مهدیه مهدیپور/ نشر دانشگاه شهید باهنر کرمان
ناشران
ناشران فعال در زمینۀ آثار علمی
– انتشارات دانشگاه شهید باهنر کرمان – انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان
ناشر فعال در زمینۀ هنر
– نشر مانوش/ حامد انوشه
منصور علیمرادی در مراسم بحث و بررسی آثارش مسئله، قصه است
منصور علیمرادی در مراسم بحث و بررسی آثارش
مسئله، قصه است
عصر سهشنبه ۲۹/۴/۹۵ مراسمی با عنوان « شبی با منصور علیمرادی» به همت شربت خانه ریواس در هتل جهانگردی کرمان برگزار گردید در این مراسم آثار منصور علیمرادی از جمله رمان «تاریک ماه» ( برنده جایزه هفت اقلیم)، مجموعه داستان کوتاه «نام دیگرش باد است سینیور»، مجموعه داستان کوتاه «زیبای هلیل»، لیکوها ، ضرب المثل ها و افسانه های مردمان جنوب کرمان و … مورد بحث و بررسی حضار و نویسنده قرار گرفت و بخش هایی از رمان «تاریک ماه» و داستان های کوتاه این نویسنده خوانده شد.
منصور علیمرادی در پاسخ به سوالی در مورد بومی نویسی و این که آیا درکارهای آینده اش آن را ادامه می دهد گفت: «به نظر من بومی نویسی یا غیر بومی نویسی مطرح نیست و اصل قصه است این سوال که به دفعات هم مطرح شده است اساسا غلط است و بدیهی است که جغرافیای زتدگی و تجربه های زیستی هر نویسنده در قصه های او نمود پیدا میکنند و به این اعتبار شاید بتوان گفت همه نویسنده ها بومی نویس هستند مگر چخوف، خوان رولفو، مارکز و… چیزی به جز قصه های زادبوم خود را نوشتند؟ متاسفانه در این سال ها داستان ها و رمان های آپارتمانی وجه غالب ادبیات داستانی ما شده است و قصه هایی در فضاهای شهری چنان بر داستان ما سایه انداخنه است که گویی شکل و فضای دیگری برای نوشتن وجود ندارد …جنوب استان کرمان سرزمینی با تاریخ، تمدن و فرهنگی کهن است که پتاسیل های بالقوه، بکر و دست نخورده ای در نوشتن دارد و من به سهم خود بخشی از آن را نوشته ام و جای کار بسیار دارد…»
این مراسم با حضور جمعی از اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه از جمله محمد لطیف کار، رضا شمسی، محسن بنی فاطمه، علیرضا دوراندیش، حمید حمیدزاده، محمد جهانشاهی، الهه آذرنوش، عرفان رعایی و شهرام پارسا مطلق برگزار شد.
