سهراب مرد بزرگی بود

صداوسیما خودش را خدشه‌دار کرد

آنچه در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در مورد استاد بی‌بدیل موسیقی نواحی سهراب بخشی اتفاق افتاد را خوشبختانه ندیدم، اما شوربختانه از بسیاری شنیدم





صداوسیما  خودش را خدشه‌دار کرد

4 اردیبهشت 1402، 1:15

آنچه در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در مورد استاد بی‌بدیل موسیقی نواحی سهراب بخشی اتفاق افتاد را خوشبختانه ندیدم، اما شوربختانه از بسیاری شنیدم.سهراب مرد بزرگی بود. کتاب تاریخی از موسیقی ایران و کرمانج بود. اتفاقی که افتاد نشان می‌دهد که صداوسیما به‌عنوان رسانه ملی و نهادی که باید اشاعه‌دهنده موسیقی اصیل ایران و نواحی باشد، نه قدر فرهنگ ایران را دانسته است، نه قدر گنجینه‌ای از دانش به نام سهراب را. با او رفاقتی داشتم. دل در گرو موسیقی داشت با این که سرشار از خاطرات تلخ موسیقی بود.

نه فقط مرارت‌هایی که طی این چند دهه به موسیقی نواحی رفته است بلکه از گذشته‌ها و خاطرات دور و جوری که خوانین منطقه بر موسیقی و نوازنده روا می‌داشتند. بااین‌حال، هیچ تلخی‌ای او را از مسیرش باز نداشت. جشنواره‌های زیادی بود که در همه آن‌ها شرکت می‌کرد. به دعوتی پاسخ منفی نمی‌داد؛ نه برای اینکه بخواهد دیده شود برای اینکه فکر می‌کرد باید موسیقی را شنید و مگر هنرمندان نواحی ایران چقدر فرصت نواختن برای عموم را دارند؟ بسیار پُربارتر از آن چیزی بود که قدرش را دانسته باشند. استاد درویش درباره‌اش می‌گفت: «سهراب آدم بزرگی است که نه او را آنچنان که باید شناخته‌اند و نه آنچنان که باید جدی پنداشته‌اند. سهراب کتاب تاریخ موسیقی است.» این بار هم که صداوسیمای ملی کشور دست به توهین به این هنرمند زده است.
بارها از صداوسیما گلایه کردیم. می‌گویند دست ما نیست. به هر کسی از تهیه‌کننده و مدیر بگویی می‌گوید دست من نیست. پس دست چه کسی است؟ یک برنامه از چندین فیلتر رد می‌شود. آیا کسی نمی‌داند چه اتفاقی قرار است در یک برنامه رخ دهد؟ چه کسی مسئولیت آن را به عهده می‌گیرد؟ جواب روشن است هیچ کس. از صداوسیما انتظار می‌رود پیش از هر نهاد دیگری پرچم حمایت از موسیقی نواحی کشور را به دست گیرد، اما درست خلاف آن عمل می‌کند. گویی هنوز خودش اثرگذاری خودش را باور نکرده است. می‌گویند قدر زر، زرگر شناسد. ارزش سهراب و همه تلاش‌هایش در حفظ موسیقی نواحی، بدعت و هنرش با هیچ اتفاقی چنین کاسته نمی‌شود. همین موج حمایتی که از او شده مؤید این حرف است. مردی که بزرگ بود و شهره به اخلاق خوش، فروتنی و جدیت و تلاش، چهره‌اش خدشه‌دار نمی‌شود. خدایش بیامرزد. صداوسیما فقط خاطره تلخ دیگری از خودش برای فرهنگ و هنر و اهلش به‌جا گذاشت.

 

 

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

بن‌بست درمان در داراب

روایت «پیام ما» از مرگ نوزادی ۹ماهه و زنی سالمند تا بیمارانی که برای درمان راهی شهرهای دیگر شدند

بن‌بست درمان در داراب

«پو» نویسنده تاریکی‌هاست

گفت‌وگو با «احسان مهتدی»، مترجم «قصه‌های راز و خیال»، درباره «ادگار آلن‌پو»

«پو» نویسنده تاریکی‌هاست

محیط‌بانانی که با «کمتر» باید بیشتر حفاظت کنند

محیط‌بانانی که با «کمتر» باید بیشتر حفاظت کنند

نشست کاپ ۷؛ عزم پنج کشور ساحلی برای حفاظت از دریای خزر

نشست کاپ ۷؛ عزم پنج کشور ساحلی برای حفاظت از دریای خزر

سنگ‌نگاره‌های «جربت»؛ موزه‌ای در بادها

سنگ‌نگاره‌های «جربت»؛ موزه‌ای در بادها

مرگ دوچرخه‌سواران جاده در حاشیه قانون

«پیام ما» علل تصادفات دوچرخه‌سواران در ایران را بررسی می‌کند

مرگ دوچرخه‌سواران جاده در حاشیه قانون

دانش‌آموزانِ غایب

آمار رسمی بازماندگان از تحصیل، همه کودکان محروم از آموزش را دربرنمی‌گیرد

دانش‌آموزانِ غایب

جنگ در پناهگاه خرگوش‌های کوهی

سرنوشت یک جانور کوچک و پشمالو، تراژدی زیست‌محیطی جنگ اسرائیل در لبنان را آشکار می‌کند

جنگ در پناهگاه خرگوش‌های کوهی

مهاجرت تحصیلی در محاصره تحریـــم

گزارش «پیام ما» از تشدید محدودیت آزمون‌های بین‌المللی زبان برای ایرانیان

مهاجرت تحصیلی در محاصره تحریـــم

سرخدار در زمیـــــــن غریب

«پیام ما» پروژه واگذاری پنج هکتار از منابع‌‌طبیعی فارس برای کاشت گونه‌ای هیرکانی را بررسی می‌کند

سرخدار در زمیـــــــن غریب

بیشترین نظر کاربران

بن‌بست درمان در داراب

بن‌بست درمان در داراب