نبود مطالعات جامع و تعجیل، احیای گلیمبافی در روستای محروم بوشهر را با مشکل روبهرو کرده است
توسعه «بُن بید» در بیراهه
اهالی بنبید میگویند امرار معاش از راه بافت گلیم هم برایشان آسان نیست معاون صنایع دستی بوشهر: گلیمبافی در منطقه دشتی تقریبا منسوخ شده بود. اما با احیای دوباره آن ظرفیت جدیدی هم به گلیمبافی بوشهر اضافه شد
9 اسفند 1400، 0:35
شاید فقط در سال 92 و پس از زلزله بوشهر، نام روستای بن بید را شنیده باشید. روستایی کوچک در منطقهای که با کوه احاطه شده و مسئولان دلیل اصلی محرومیتش را همین جغرافیا و صعبالعبور بودن عنوان میکنند. مسئله که پس از نیاز به بازسازی خانههای تخریب شده و آسیب دیده بیشتر از قبل خودش را نشان داد. موضوع نداشتن راه دسترسی و وجود مسیری صعبالعبور که نه تنها اهالی را مجبور میکند تا برای تردد به نزدیکترین شهر یعنی دشتی بوشهر، 30 کیلومتر راه را با موتور و یا احشام طی کنند بلکه ترابری کالا و مصالح را هم با دشواری دو چندان همراه کرده بود.
مشکل بنبید اما امروز فقط دسترسی دشوارش نیست بلکه مانند بسیاری مناطق دیگر دغدغه امروز اهالی اندک آن بیکاری است. دامپروری بهعنوان شغل اصلی این روستا و روستاهای اطراف دیگر رونقی ندارد و از کشاورزی هم تقریبا اثری نمانده است. حتی مهاجرت هم در میان گزینههای موجود میان اهالی این روستا برای نجات از وضعیت موجود نیست. زندگی در بنبید با همه مشکلاتش هر روز سختتر از قبل میشود. مسجد و مدرسه کوچک روستا که تحصیل را تا پایان دوره ابتدایی ممکن میکند تنها امکانات روستاست.
سال 1399 اما بارقه امیدی برای بن بیدیها ایجاد شد. احیای گلیم دشتی، هنری که دیگر منسوخ شده بود بهعنوان محوری برای گسترش و افزایش اشتغال در این منطقه مطرح شد.
گلیم دشتی میتواند جهانی شود
معاون صنایع دستی استان بوشهر در مورد این رشته احیا شده میگوید: «گلیم بعد از گبه شاخصترین صنعت دستی و خانگی استان بوشهر است که از سوی زنان و دختران خانهدار در مناطق روستائی بیشتر در اوقات فراغت از کارهای کشاورزی و خانگی بافته میشده است. گلیم بوشهر با نقوش متنوع و هندسی دارای رنگهای بسیار زیبا و شاد است و از نظر اصالت هنری قابل تامل است.»
لیلا رحیمی ادامه میدهد: «گلیمبافی در منطقه دشتی تقریبا منسوخ شده بود. اما با احیای دوباره آن ظرفیت جدیدی هم به گلیم بافی بوشهر اضافه شد. چون این سبک از گلیمبافی متفاوت با سبکهای دیگر و ترکیبی از پشم شتر و گوسفند است. حتی در طرح و رنگ هم دارای شاخصههای منحصر به فردی است.» او اضافه میکند: «نکته جالب این است که بافندگان این نوع گلیم برای ایجاد نقوش بر روی محصولات خود خود در حین بافت از نقشه استفاده نمیکنند. در حقیقت تمام بافندههای ما بهطور ذهنی به این کار میپردازند، یک یا چند طرح خاص را در ذهن داشته و در بافت آن دارای مهارت هستند. همه این موارد در کنار بسیاری جزئیات دیگر گلیم بوشهر و به طور خاص گلیم دشتی را دارای پتانسیل یک محصول جهانی میکند.» با وجود همه آنچه معاون صنایعدستی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بوشهر میگوید اهالی بنبید معتقدند امرار معاش از راه بافت گلیم هم برایشان آسان نیست.
دخل بافتن به خرجش نمیرسد
«طوبا» یکی از بافندگان بنبیدی است. او بیش از 60 سال دارد و آنچه میداند را در سالهای کودکی از مادربزرگ یاد گرفته است. او میگوید: «کار بر دارهای افقی بسیار سخت است. سختی کار به درآمدش نمیارزد. از سوی دیگر مواد اولیه باید خریداری شود. چون ما نمی توانیم با پشم دام خودمان بافندگی کنیم. امکانات ریسندگی که در خانه برخی وجود دارد خیلی کهنه و از کار افتاده است. قیمت تمام شده کار برایمان خیلی بالاست و رساندن آن به مرکز هم برایمان دشوار است.» به گفته این بافنده این شرایط باعث میشود تا استقبال از این رشته کم باشد. «البته مردم چاره دیگری هم ندارند. شاید همین کار را انجام دهند بهتر باشد اما با ترس و لرز آن را انجام میدهند.» «زری» نوه طوبا هم همراه با او گلیم میبافد. 18 سال دارد و مادر یک فرزند است. او میگوید: «به خاطر نگهداری از فرزندم نمیتوانم ساعتهای زیادی ببافم. تعداد کارگاههای فعال در روستا به تعداد انگشتان دو دست هم نمیرسد. تهیه مواد اولیه سخت است و فروش محصول هم سختتر. البته برای هر کاری باید صبر و حوصله به خرج داد تا نتیجه بدهد.»
خشت اول چون نهد معمار کج
مبینا ریاحی، کارشناس توسعه جامعه محلی است. او که پیشتر به عنوان تسهیلگر در طرح مدیریت جنگلهای هیرکانی به احیای صنایع دستی منسوخ شده در پایلوتهای این طرح کمک کرده بود در مورد انتخاب گلیم بهعنوان محصول جایگزین کشاورزی و دامپروری زمین خورده این روستا میگوید: «بر اساس آنچه به نظر میرسد بافت گلیم با استقبال چندانی مواجه نشده است در حالی که شاید کورسوی امید کارآفرینی در این روستا باشد. اما احتمال میدهم مسئله در انتخاب محصول نباشد بلکه در تعریف نکردن یک بسته کامل باشد. به نوعی همان اتفاق معروف رخ داده است و کسی اینجا سنگ بنا را کژ گذاشته است که به هدف نمیرسد.» او ادامه میدهد: «مختصات این روستا نقش تعیینکننده دارد. برای همهجا همین است که شما حتی نمیتوانید در برنامهریزی شرایط آبوهوایی را هم در نظر نگیرید. باید همهچیز سنجیده شود. یعنی شما قرار است محصولی را در منطقهای که دسترسی سختی دارد تولید کرده و بفروشد. من پیش از گفتوگو با شما کمی در مورد این منطقه و به طور خاص بن بید تحقیق کردم. در یکی از مقالات نوشته بود که بودن یا نبودن اینترنت برای اهالی این روستا فرقی ندارد. در حالی که اینترنت میتواند مانند بسیاری محصولات روستای دیگر، بستر بازاریابی و فروش محصولات تولیدی باشد. ماهانه یک رابط میان اداره صنایع دستی و روستا تولیدات را به روستا میرساند، آنها به فروشنده یا دلال، دلال به مراکز فروش. بنابراین سهم کمی از ارزش تولید شده به خود روستا برمیگردد.»
ریاحی اضافه میکند: «برای اینکه شما به یک محصول به عنوان محور توسعه نگاه کنید باید مسیری تعیین کنید. این مسیر الزاما فقط تولید محصول نیست. مثلا مسیر فروش مستقیمتری در نظر بگیرید. ان را از بین محصولاتی انتخاب کنید که امکان تولیدیش براساس مجموعه صنایع تبدیلی در خود منطقه باشد. بعد بتوانید برای بازاریابی و برندسازی و … آن هم برنامهریزی کنید. گلیم در بن بید دارای هیچکدام این ویژگیها نیست اما میتواند باشد.»
از نگاه این کارشناس توسعه محلی چالش از اینجا شروع شد که مهارت گلیمبافی به عنوان دانشی رو به فراموشی، یک باره کشف شد و بر اساس وظیفه ذاتی یک دستگاه، برنامهریزی برای احیای آن شروع شد. در حالی که شما نه تنها میخواهید یک کسبوکار راه اندازی کنید بلکه میخواهید آن را در یک بستر فرهنگی و اجتماعی با نیازهای ویژهای تعریف کنید. نبود مطالعه جامع، برنامهریزی و تعجیل در انجام این پروسه، به نوعی گلیمبافی را به عنوان یک رشته سوزاند. البته هنوز هم برای جبران اشتباه دیر نشده است اما طبیعتا فرصت، کمی از دست رفته یا به تاخیر افتاده است. آنچه برای بنبید اتفاق افتاده است یکی از هزاران تجربه پرچالشی است که در روستاهای کوچک و بزرگ ایران اتفاق میافتد. شاید اینکه کار از همان ابتدا به کاردانش سپرده شود از تجربههای شکست خورده جلوگیری کند یا هزینههای شکست را پایین بیاورد.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
روایت «پیام ما» از مرگ نوزادی ۹ماهه و زنی سالمند تا بیمارانی که برای درمان راهی شهرهای دیگر شدند
بنبست درمان در داراب
گفتوگو با «احسان مهتدی»، مترجم «قصههای راز و خیال»، درباره «ادگار آلنپو»
«پو» نویسنده تاریکیهاست
محیطبانانی که با «کمتر» باید بیشتر حفاظت کنند
نشست کاپ ۷؛ عزم پنج کشور ساحلی برای حفاظت از دریای خزر
سنگنگارههای «جربت»؛ موزهای در بادها
«پیام ما» علل تصادفات دوچرخهسواران در ایران را بررسی میکند
مرگ دوچرخهسواران جاده در حاشیه قانون
آمار رسمی بازماندگان از تحصیل، همه کودکان محروم از آموزش را دربرنمیگیرد
دانشآموزانِ غایب
سرنوشت یک جانور کوچک و پشمالو، تراژدی زیستمحیطی جنگ اسرائیل در لبنان را آشکار میکند
جنگ در پناهگاه خرگوشهای کوهی
گزارش «پیام ما» از تشدید محدودیت آزمونهای بینالمللی زبان برای ایرانیان
مهاجرت تحصیلی در محاصره تحریـــم
«پیام ما» پروژه واگذاری پنج هکتار از منابعطبیعی فارس برای کاشت گونهای هیرکانی را بررسی میکند
سرخدار در زمیـــــــن غریب
وب گردی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بنبست درمان در داراب
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید