به بهانه زلزله پنجم دیماه بم
خاطرات مرده
5 دی 1394، 13:36
به بهانه زلزله پنجم دیماه بم
خاطرات مرده
امروز پنجم دیماه است . روزی که برای همیشه در خاطر ایرانی ها و خصوصا کرمانی ها حسی از حزن و اندوه را به همراه دارد. در سحرگاه پنجم دیماه سال ۸۲ زلزله ای به جان بم افتاد و در چند ثانیه تعداد بیشماری از همشهریانم را به کام مرگ کشاند. خانواده های زیادی سیاه پوش شدند. نگاه دنیا به بم دوخته شد. ارگ استوار فرش زمین شد و حنجره طلایی آواز خوان شهیر بمی (بسطامی) برای همیشه سکوت کرد. مرد ، زن ، پیر و جوان به آغوش مرگ غلطیدند. کمک های داخلی و بین المللی راهی شهر مصیبت زده شدند و وعده های بیشمار در صفحه اول جراید برای ساختن «بم» تیتر شد. از آن روزها سالها می گذرد. وعده های بر زمین مانده بسیارند. اما هنوز همان قبرستان بم تنها مرهم دلهای کبود بازماندگان شده است . دیماه شش ریشتری سال سیاه ۸۲ یک ایران را اندوهگین کرد. بعد از گذشت بیش از یک دهه از آن ثانیه های تلخ اما حال چه آرامشی را برای بازماندگان ساخته ایم؟
همه نگاهها به ساختن ساختمان و بلند طبقه ها معطوف شد. ادارات رنگارنگ و ساختمانهایی که در شکل و شمایل از هم سبقت گرفتند. و چه چادرهای زلزله زده ای که هرگز خواب ساختمان را هم ندیدند.
زلزله برای برخی دکان شد و بعضی را به نان و نوایی رساند. دولت وقت و دولت های پس از آن در بنا کردن دوباره بم سخن گفتند و تکبیر فرستادند. در این نوشته نمی خواهم به بازسازی و حواشی بعد از آن وارد شوم. اما آیا این همه ی گم شده بازماندگان بمی بود؟
نگارنده معتقد است کسی برای خاطرات بمی ها کاری نکرد.خاطراتی که میان دیوارهای خشتی کوچه پس کوچه های بم جا داشت و هرگز دوباره جان نگرفت. یادگاری های تلخ و شیرینی که تمام کودکی یک نسل را در خود داشت فرو ریخته بود و هیچ کس برای خلا ناشی از نابودی یک عمر یادگاری فکری نکرد.
بعد از زلزله ما شاهد بازماندگانی بودیم که در کنار از دست دادن عزیزانشان تمام خاطرات خود را هم خاک شده می دیدند. همه آن بازی های کودکانه که میان این کوچه های تنگ و باریک شکل گرفته بود . همه خاطره هایی که در راه مدرسه حس خوب روزگار جوانی و نوجوانی را داشت حالا از زمین برچیده شده بود. به جای آن دیوارهای کامپوزیت شده ای با نقشه هایی که هیچ شباهتی به قبل نداشتند را گرفت که فرسنگ ها با یادگاری های این نسل فاصله داشت. ما برای آن خاطرات هیچ کاری نکردیم . این زلزله تمام داستان های دوران جوانی یک شهر را با خود فرو ریخت و ما بی تفاوت ساختمان ساختیم. اگر امروز بم بهتر از گذشته بنا شده باشد ، که نشده ، هرگز دل بمی ها را خوش نمی کند. چون آنها روایت های روزانه یک عمر خود را میان آن کوچه های تاریخی خشت مال جا گذاشتند و کسی یا دولت برایش تره هم خرد نکرد.
هيچ جای دل آباد شما بم نشود
سايه ی لطف خدا از سر ما كم نشود
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
هشدار سونامی و وضعیت اضطراری صادر شد
زلزله ۷.۱ ریشتری جنوب غرب ژاپن را لرزاند
آیا بازآفرینی شهری میتواند راهگشا باشد؟
کمبود ۳۰ هزار واحدی «مسکن» در کهگیلویه و بویراحمـــــــد
زمین که حرف میزند باید گوش داد
زلزله بم و درسهایی که نیاموختیم
در بیستودومین سالگرد زلزله بم رئیس بخش زلزلهشناسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی هشدار داد:
احتمال فاجعه؛ کمبود ایستگاههای لرزهنگاری
زمینشناسی زلزله «زواره»
روایت مردمی از زلزله مهیب افغانستان، ۶ روز پس از فاجعه
زنان هنوز زیر آوارند
بیش از ۸۰۰ کشته و سه هزار مجروح بر اثر زمینلرزه در شرق افغانستان
گورستانها دیگر جا ندارند
«مرتضی نادی» از امدادگری در جنگ ۱۲روزه میگوید
جویندگان زندگی زیر آوار
برخی اهالی خراسانرضوی عصر پنجشبه گذشته را در شوک زلزله ۵.۲ ریشتری سپری کردند
زنگ هشدار زلزله رُشتخوار برای مسکن روستایی
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید