محیط‌زیست گیلان صدور مجوز دو محدوده ۵۰ هکتاری برای سایت‌های پسماند در رودبار را تأیید کرد

زمین‌های رودبار زیر سایه زباله‌های سراوان

حل معضل سراوان با قربانی‌کردن پیشانی و ورودی استان گیلان، خطایی استراتژیک است و رودبار نباید به حیاط‌خلوت دفع معضلات کلان‌شهرها بدل شود.





زمین‌های رودبار زیر سایه زباله‌های سراوان

25 مهر 1405، 21:30

صدور مجوز محیط‌زیستی برای دو محدوده حدوداً ۵۰ هکتاری در رودبار، بار دیگر احتمال انتقال پسماند به جنوب گیلان را به صدر اخبار آورده است؛ موضوعی که معاون محیط‌زیست استان آن را تأیید می‌کند، اما نماینده رودبار با انتقال زباله به این شهرستان مخالفت کرده است. در حال حاضر مشخص نیست این زمین‌ها قرار است میزبان چه تأسیساتی باشند و سرنوشت طرحی که می‌تواند منابع آب و محیط‌زیست جنوب گیلان را تحت تأثیر قرار دهد، به کجا می‌رسد. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد این طرح برای مهار مشکل سایت دفن زباله سراوان به میان آمده و به این ترتیب، نه‌تنها مشکل سراوان حل نشده، بلکه قرار است مشکل جدیدی هم به محیط‌زیست گیلان اضافه شود.

بحران انباشت چند دهه‌ای پسماند در لندفیل سراوانِ رشت، آلودگی مرگبار رودخانه‌های زرجوب و گوهررود و در نهایت خیزش‌های مردمی و ضرب‌الاجل‌های قضایی و دولتی برای تعطیلی این مرکز، مدیران ارشد استان گیلان را در تنگنای پیدا کردن جایگزین فوری قرار داد.

از همان سال‌های ۱۴۰۰ به بعد، در جلسات کارگروه مدیریت پسماند استانداری گیلان، مشاوران طرح پسماند و برخی مدیران، به‌دلیل بارش‌های سنگین جلگه و بالا بودن سطح سفره‌های آب زیرزمینی در مرکز و شرق استان، نگاه خود را متوجه اقلیم خشک‌تر جنوب استان (حوزه شهرستان رودبار، لوشان و منجیل) کردند؛ طرحی که از همان ابتدا با موجی از مخالفت‌های محلی، هشدارهای امنیتی‌اجتماعی و اعتراضات روبه‌رو شد و در مقاطعی، مسئولان استانی آن را «شایعه و شیطنت رسانه‌ای» خواندند.

علی‌رغم آنکه افکار عمومی تصور می‌کرد پرونده انتقال پسماند به جنوب استان به‌دلیل مخالفت‌های سرسختانه بسته شده است، انتشار مصاحبه‌ای جدید مناقشه را به نقطه اوج رساند: علی محمدپور، معاون محیط‌زیست انسانی اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست گیلان، در گفت‌وگو با خبرگزاری ایرنا در ۱۹ مهر ۱۴۰۵ رسماً اعلام کرد که برای دو مکان حدوداً ۵۰ هکتاری در شهرستان رودبار (جنوب گیلان) مجوز محیط‌زیستی صادر شده است. یکی از این سایت‌ها حدود سه سال پیش ارزیابی و تأیید شده و مکان دیگر نیز با همکاری و ارزیابی دانشگاه تهران بررسی شده و مجوز محیط‌زیستی آن به ثبت رسیده است.

او توجیه محیط‌زیست را اقلیم خشک‌تر منطقه، عمق مناسب‌تر آب‌های زیرزمینی و فاصله از جنگل‌های هیرکانی اعلام کرد، هرچند یادآور شد که آغاز هرگونه عملیات اجرایی نیازمند ورود شهرداری‌ها و تأمین زیرساخت توسط دستگاه‌های اجرایی است.

 

 تکذیب نماینده شهرستان رودبار

 

در نقطه مقابل، «مهرداد گودرزوند چگینی»، نماینده مردم رودبار در مجلس شورای اسلامی، در همان روز ۱۹ مهر، ضمن تکذیب صریح امکان تحقق چنین برنامه‌ای و هشدار نسبت به عواقب آن، اعلام کرد: پرونده انتقال زباله‌های استان یا سراوان به رودبار به‌هیچ‌وجه پذیرفتنی نبوده، نیست و اجازه اجرای آن داده نخواهد شد. حل معضل سراوان با قربانی‌کردن پیشانی و ورودی استان گیلان، خطایی استراتژیک است و رودبار نباید به حیاط‌خلوت دفع معضلات کلان‌شهرها بدل شود.

او با بیان اینکه جابه‌جایی فیزیکی پسماند تنها صورت‌مسئله را پاک می‌کند، بر توسعه کارخانه‌های پردازش و کود آلی و نیروگاه زباله‌سوز در مبدأ تولید تأکید کرد.

این وضعیت، پروژه مدیریت پسماند را در دوراهی تأیید دستگاه‌های ستادی و تکذیب نمایندگان و مسئولان محلی معلق نگه داشته و زنگ خطر تبدیل جنوب گیلان به «سراوانی دیگر» را به صدا درآورده است.

 

 نقد فنی، محیط‌زیستی و اکولوژیک سناریوی دفن زباله در رودبار

 

بررسی ابعاد کارشناسی این ایده نشان می‌دهد که ادعای خشک‌تر بودن اقلیم جنوب استان، نگاهی تک‌بُعدی است که خطرات راهبردی را نادیده گرفته است. برای مثال، پدیده بادهای شدید و طوفانی (کانال منجیل‌ـ‌لوشان) در این مورد کاملاً نادیده گرفته شده است. حوزه شهرستان رودبار، در مناطق منجیل و لوشان، در کریدور بادهای معروفی قرار دارد که نیروگاه بادی منطقه نیز بر مبنای سرعت بالای همین جریان‌های هوا احداث شده است.

استقرار مرکز دفن، انتقال پسماند یا دپوی باز در این منطقه موجب پراکندگی سریع ذرات سبک، گردوغبار آلوده، گازهای متصاعدشده و بوی نامطبوع در شعاع ده‌ها کیلومتری خواهد شد و کنترل بو یا مهار زباله‌های سبک در چنین بستری از نظر مهندسی تقریباً ناممکن است.

همچنین شهرستان رودبار در بالادست مخزن سد سفیدرود، رودخانه شاهرود و سد تاریک قرار دارد. این پهنه‌های آبی منبع اصلی تأمین آب شرب بخش بزرگی از استان و شاهرگ آبیاری ۲۳۸ هزار هکتار از شالیزارهای گیلان هستند. ادعای پایین بودن سطح آب زیرزمینی نباید مانع دیدن ریسک نفوذ شیرابه شود؛ همان‌طور که خود کارشناسان اذعان دارند، اثر تخریبی شیرابه تا دهه‌ها در خاک پایدار است. در صورت بروز هرگونه شکست در لایه‌های ژئوممبرانِ لندفیل، نفوذ حتی بخش ناچیزی از شیرابه سنگین به گسل‌ها، دره‌ها و در نهایت بستر سفیدرود می‌تواند یک فاجعه امنیت زیستی و غذایی برای کل استان خلق کند.

 

وضعیت لرزه‌خیزی و شکستگی‌های زمین‌ساختی

 

یکی دیگر از مواردی که برای اختصاص چنین نقطه‌ای به آن هیچ‌گونه توجهی نشده، این است که منطقه رودبار یکی از فعال‌ترین زون‌های زلزله‌خیز کشور است (زلزله مهیب ۱۳۶۹ گواه این واقعیت است). احداث سازه‌های لندفیل مهندسی و حوضچه‌های جمع‌آوری شیرابه روی پهنه‌های پرگسل، با ریسک دائمی تخریب سازه‌ای و نشت ناگهانی حجم عظیمی از شیرابه سمی در پی لرزش‌های خرد و کلان همراه است.

انتقال روزانه صدها تا بیش از هزار تن زباله از رشت و شهرهای پیرامونی به لوشان و منجیل، مستلزم تردد مداوم ده‌ها دستگاه کامیون سنگین در محور پرترافیک و ترانزیتی آزادراه و جاده قدیم رشت‌ـ‌قزوین است. این تردد مداوم نه‌تنها استهلاک جاده‌ای، تصادفات و ترافیک ورودی استان را افزایش می‌دهد، بلکه انتشار آلودگی هوا و ریزش شیرابه در طول مسیر جاده‌ای را به دنبال خواهد داشت که خود هزینه‌های پنهان محیط‌زیستی را به‌شدت بالا می‌برد.

شهرستان رودبار سال‌هاست با بار سنگین صنایع آلاینده، کارخانجات سیمان، معادن متعدد شن و ماسه و کمبودهای درمانی و زیرساختی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

تحمیل بحران محیط‌زیستی سراوان به مردم این منطقه، احساس تبعیض محیط‌زیستی و تنش‌های شدید اجتماعی‌امنیتی را شعله‌ور می‌سازد؛ تنشی که مهار آن بسیار سنگین‌تر از ساماندهی در مبدأ خواهد بود. همچنین اصرار بر پیدا کردن اراضی در جنوب استان و صدور مجوزهای کاغذی، نشان‌دهنده تکرار چرخه معیوب انتقال بحران به‌جای حل ریشه‌ای آن است. تجربه سراوان به‌وضوح نشان داد که روش‌های سنتی و دفن‌محور در اقلیم متراکم و حساس گیلان محکوم به شکست است.

در چنین شرایطی، نخستین مطالبه افکار عمومی باید انتشار اسناد رسمی و شفاف‌سازی درباره ماهیت مجوزهای صادرشده باشد. صدور مجوز محیط‌زیستی برای یک محدوده، لزوماً به معنای تصویب نهایی پروژه دفن زباله یا صدور مجوز آغاز عملیات اجرایی نیست؛ با این حال، مشخص نبودن نوع پسماند، ظرفیت روزانه سایت‌ها، نتایج مطالعات آب‌شناختی و زمین‌شناختی و ارزیابی پیامدهای تجمعی پروژه، زمینه‌ساز گسترش بی‌اعتمادی عمومی خواهد بود. ضروری است دستگاه‌های مسئول، مختصات دقیق اراضی، گزارش ارزیابی اثرات محیط‌زیستی و مستندات کارشناسی مربوط به انتخاب این مناطق را در دسترس مردم و متخصصان مستقل قرار دهند.

از سوی دیگر، مشارکت واقعی شوراهای شهر، تشکل‌های محیط‌زیستی، کشاورزان و ساکنان مناطق در معرض خطر باید پیش از هرگونه تصمیم اجرایی تضمین شود. راهکار پایدار برای بحران سراوان، کاهش تولید پسماند، تفکیک از مبدأ، توسعه زیرساخت‌های بازیافت و پردازش اصولی مواد آلی و دفن بهداشتی حداقل پسماند باقی‌مانده است. انتقال زباله به شهرستانی دیگر، بدون اثبات ایمنی محیط‌زیستی و بررسی هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی، نمی‌تواند معادل حل بحران تلقی شود. اکنون انتظار می‌رود مسئولان استانی به‌جای اظهارات متناقض، با ارائه مستندات روشن، تکلیف این پرونده را مشخص کنند تا سلامت مردم و امنیت منابع آب و خاک قربانی تصمیم‌های شتاب‌زده نشود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *