اطلاعات رسیده به «پیام ما» نشان از افزایش تلاش‌ها برای بهره‌برداری از دو پهنه بزرگ معدنی در یکی از پناهگاه‌های حیات‌وحش استان یزد دارد

فشار معدنی بر زیستگاه دره انجیر





فشار معدنی بر زیستگاه دره انجیر

21 مهر 1405، 22:07

معدن‌کاوی در زیستگاه یوزپلنگ آسیایی دره انجیر، از مطالعات معدنی دهه ۵۰ تا استخراج سنگ‌آهن D19 در سال ۱۴۰۳، مسیری چنددهه‌ای را طی کرده است. این مناقشه در سال ۱۳۹۴، با اختلاف میان بخش معدن و محیط‌زیست بر سر مجوزها و پیامدهای فعالیت معدنی برای حیات‌وحش جدی شد. شرکت‌های معدنی حالا می‌خواهند پهنه‌های دیگری از دره انجیر را حفاری کنند. یکی از این پهنه‌ها B19 است که در مصوبه‌ای محرمانه، دولت خواستار موافقت با بهره‌برداری از آن شده است. علاوه بر این، یکی از سازمان‌های دولتی هم در تلاش است از پهنه دیگری در همان محدوده آهن برداشت کند. «حسن اکبری»، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست یزد، به «پیام ما» می‌گوید که شکایت‌های قضایی متعددی انجام گرفته و مخالفت با این برداشت‌ها بالاست، اما از سوی دیگر، تلاش همه‌جانبه‌ای در جریان است تا بهره‌برداری انجام گیرد.

سابقه تلاش برای معدن‌کاوی در محدوده «دره انجیر» ــ زیستگاه یوزپلنگ آسیایی در استان یزد ــ به دهه ۵۰ برمی‌گردد. هرچند این تاریخ لزوماً به معنای آغاز حفاری یا استخراج نبود، این ماجرا طی دهه‌های بعد به یکی از مهم‌ترین مناقشه‌های محیط‌زیست با معادن بدل شد و معدن سنگ‌آهن آنومالی D19 مشکلات زیادی ایجاد کرد.

«محمدجواد عسکری»، مدیرعامل وقت صندوق بازنشستگی فولاد و سرپرست شرکت سنگ‌آهن مرکزی بافق، در گفت‌وگویی که شهریور ۱۳۹۷ منتشر شد، گفت اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست یزد در نامه‌ای به تاریخ ۷ مهر ۱۳۹۴ با درخواست مجوز اکتشاف مخالفت کرده بود. به گفته او، اختلاف میان وزارت صنعت، معدن و تجارت و سازمان حفاظت محیط‌زیست در اسفند همان سال به هیئت دولت رسید و پیگیری‌ها برای پیشبرد طرح ادامه یافت.

در آذر ۱۳۹۶، خبرگزاری «تسنیم» از صدور مجوز اکتشاف در D19 خبر داد. در مقابل، کارشناسان حیات‌وحش درباره پیامدهای معدن‌کاوی و ایجاد جاده‌های دسترسی برای زیستگاه یوزپلنگ آسیایی هشدار دادند. در سال ۱۳۹۷ نیز عملیات اکتشافی این محدوده در چارچوب توافق‌های میان دستگاه‌های معدنی و محیط‌زیستی پیگیری شد. بااین‌حال، سازمان حفاظت محیط‌زیست در جوابیه‌ای در ۲۲ تیر ۱۳۹۸ اعلام کرد که مجوز استخراج هنوز صادر نشده و بهره‌برداری به انجام و تصویب مطالعات ارزیابی اثرات محیط‌زیستی نیاز دارد.

«محمدرضا کاظم‌پور»، مدیرعامل شرکت معدنی و اکتشافی دشت یوز دره انجیر، در گزارشی که در سال ۱۴۰۳ منتشر شد، گفت عملیات اکتشاف و باطله‌برداری معدن از مهر ۱۴۰۰ آغاز شده است. به گفته او، پس از حدود دو سال و نیم باطله‌برداری، نخستین لایه‌های سنگ‌آهن نمایان شد. خبرگزاری «ایرنا» نیز در گزارشی در ۱۶ بهمن ۱۴۰۳، به نقل از کاظم‌پور اعلام کرد استخراج معدن از خرداد ۱۴۰۳ آغاز شده و تا زمان انتشار گزارش، سه میلیون تن سنگ‌آهن از آن استخراج شده بود.

برداشت از D19 همچنان در جریان است، اما اضافه‌شدن پهنه‌های جدید، مشکل فعلی و عمده سازمان حفاظت محیط‌زیست است؛ مشکلی که این سازمان تاکنون نتوانسته برای آن چاره‌ای پیدا کند.

این در حالی است که پژوهش‌های علمی منتشرشده درباره معدن‌کاوی و زیستگاه‌های حیات‌وحش در ایران، ابعاد مختلف پیامدهای توسعه معدنی را بررسی کرده‌اند. یکی از آن‌ها مقاله «حفاظت از سم‌داران در برابر توسعه انسانی: تأثیر معدن‌کاوی و جاده‌ها بر زیستگاه و پیوستگی زیستگاهی در فلات مرکزی ایران» است که در سال ۲۰۲۴ در مجله علمی Ecological Informatics منتشر شد. این پژوهش تأثیر فعالیت‌های معدنی و جاده‌سازی بر زیستگاه سه گونه سم‌دار را بررسی می‌کند و اهمیت توجه به تخریب و گسست زیستگاه‌ها در روند توسعه معدنی را نشان می‌دهد.

همچنین مقاله «جابه‌جایی‌های استثنائاً طولانی یوزپلنگ آسیایی در میان چندین منطقه حفاظت‌شده خشک در مرکز ایران» که در سال ۲۰۱۳ در مجله علمی Oryx به چاپ رسید، جابه‌جایی یوزپلنگ آسیایی میان مناطق حفاظت‌شده در فلات مرکزی ایران را بررسی می‌کرد و اهمیت ارتباط میان زیستگاه‌ها و امکان رفت‌وآمد این گونه را نشان می‌داد؛ موضوعی که در ارزیابی پیامدهای جاده‌سازی و فعالیت‌های معدنی در زیستگاه یوز اهمیت دارد و در معدن‌کاری‌های جدید نادیده گرفته می‌شود.

در مطالعه دیگری درباره مدل‌سازی مطلوبیت زیستگاه قوچ‌ومیش در پناهگاه حیات‌وحش دره انجیر که مشخصات آن در پایگاه «مگیران» ثبت شده است، عوامل محیطی مؤثر بر زیستگاه این گونه، از جمله فاصله از معدن و جاده، بررسی شده‌اند. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که ارزیابی اثرات معدن‌کاوی بر یوزپلنگ باید وضعیت زیستگاه و طعمه‌های آن را نیز در نظر بگیرد؛ اتفاقی که در معدن فعال موجود نادیده گرفته شده است.

 

پهنه‌های جدید در تلاش برای برداشت

 

پهنه جدید در نزدیکی معدن D19 قرار دارد و آن‌طور که «حسن اکبری»، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان یزد، به «پیام ما» می‌گوید، در دولت قبل مجوز برداشت از آن صادر شده است. او می‌گوید: «می‌گویند چون در این ناحیه برداشت انجام گرفته و در نزدیکی ریل راه‌آهن است، مجوز بگیرد، اما این منطقه پناهگاه حیات‌وحش است و با وجود آنکه مدت‌هاست ما در این ناحیه نه خانواده یوز دیده‌ایم و نه یوز ماده و حتی نر، بااین‌حال این منطقه از اهمیت مهمی برخوردار است و اکوسیستم ارزشمندی است.»

او به یکی دیگر از سازمان‌های دولتی اشاره می‌کند؛ سازمانی که در سال‌های اخیر تلاش برای برداشت آهن را در این محدوده آغاز کرده و هرچند هنوز به برداشت نرسیده، نگرانی‌ها را افزایش داده است. اکبری می‌گوید: «نقطه‌ای که آهن از آن برداشت می‌شود فقط همین معدن D19 است، اما فشارهای زیادی برای سایر پهنه‌ها در جریان است. ما چندین بار شکایت قضایی ثبت کرده‌ایم و مخالفتمان را اعلام کرده‌ایم. از سوی دیگر، با آن سازمان هم نامه‌نگاری داشته‌ایم، اما تاکنون نتیجه‌ای نداشته است.»

 

هیچ‌کس پاسخ‌گو نیست

 

از نظر «عباس هاشمی»، دبیر شبکه تشکل‌های محیط‌زیستی و منابع طبیعی، برداشت از معادن یزد بدون لحاظ هیچ‌یک از اصول محیط‌زیستی در جریان است. این اتفاق تبعات گسترده‌ای برای اقلیم استان به وجود آورده و دره انجیر تنها یکی از این نمونه‌هاست. او می‌گوید: «منطقه بکر و ارزشمند دره انجیر بافق، منطقه‌ای با ویژگی‌های طبیعی و محیط‌زیستی خاص است که فعالیت‌های معدنی امنیت زیستگاه‌های آن را به خطر انداخته و به از دست رفتن گونه‌های جانوری منجر شده است. این مناطق علاوه بر ارزش اکولوژیک، از چشم‌اندازهای طبیعی کم‌نظیر و نبود آلودگی بصری برخوردارند و برای رصد و مطالعات محیطی و نجومی نیز اهمیت دارند. بااین‌حال، این سرمایه‌های طبیعی را به‌تدریج از دست می‌دهیم.»

به گفته او، پیامدهای معدن‌کاری تنها به تخریب طبیعت محدود نمی‌شود. این فعالیت‌ها می‌توانند سلامت و آرامش مردم را تهدید کنند و شرایط زندگی کشاورزان و دامداران را چنان دشوار سازند که ادامه فعالیت اقتصادی و سکونت در روستاها امکان‌پذیر نباشد. نتیجه چنین روندی، نابودی معیشت، مهاجرت اجباری و خالی‌شدن روستاها خواهد بود. هاشمی می‌گوید: «این مسئله در مناطق کویری اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا حفظ سکونت پایدار مردم، علاوه بر ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی، از منظر ملاحظات سرزمینی و امنیتی نیز حائز اهمیت است. چگونه می‌توان از حفظ جمعیت روستایی سخن گفت، اما هم‌زمان با گسترش معدن‌کاری، شرایط زندگی را برای ساکنان دشوارتر کرد؟»

او به نمونه دیگری در این استان اشاره می‌کند؛ نمونه‌ای که به گفته او، تلخ‌ترین وجه معدن‌کاوی در منطقه است: «اطراف روستای کردآباد تفت، حدود ۱۸ معدن وجود دارد و این نمونه یکی از تلخ‌ترین نمونه‌های موجود است که این پرسش جدی را مطرح می‌کند که با چنین گستره‌ای از فعالیت‌های معدنی، چه فضایی برای مراتع، دامداری، کشاورزی و زندگی مردم باقی می‌ماند؟ سرنوشت خانواده‌هایی که نسل‌به‌نسل در این منطقه زندگی کرده‌اند، چه خواهد شد؟»

او تأکید می‌کند که معادن و منابع طبیعی، سرمایه‌هایی متعلق به نسل‌های گذشته، حال و آینده‌اند؛ نه امتیازی برای بهره‌برداری نامحدود توسط افراد و گروه‌هایی محدود. مدافعان این فعالیت‌ها باید به‌صورت شفاف و مستند نشان دهند که حتی یک معدن در کردآباد چه منفعت ملموس و پایداری برای مردم روستا داشته است یا معدن‌کاوی در دره انجیر چه بلایی بر سر آینده منطقه خواهد آورد. آیا نتیجه این فعالیت‌ها بهبود معیشت مردم بوده یا تخریب محیط‌زیست، دشوارترشدن زندگی روستاییان و افزایش مهاجرت؟ هاشمی می‌گوید: «این نگرانی‌ها بارها مطرح شده‌اند، اما صدای مردم همچنان آن‌گونه که باید شنیده نمی‌شود. همچنین گزارش‌هایی از درگیری و برخورد فیزیکی با مردم در جریان اعتراض به فعالیت‌های معدنی وجود داشته و پرسش این است که چرا باید چنین برخوردهایی در جریان باشد؟»

هاشمی می‌گوید مطالبه مردم روشن است و آن‌ها می‌خواهند نظارت مؤثر بر معادن، بازنگری در مجوزها، ارزیابی پیامدهای محیط‌زیستی و اجتماعی، حفاظت از زیستگاه‌ها و مراتع و صیانت از حقوق کشاورزان و دامداران انجام شود. همه باید بر این باور باشند که توسعه‌ای که به قیمت نابودی طبیعت، از دست رفتن معیشت مردم و تخلیه روستاها تمام شود، توسعه پایدار نیست. منابع طبیعی متعلق به همه نسل‌هاست و هیچ منفعت اقتصادی محدودی نباید توجیهی برای نادیده‌گرفتن حقوق مردم و تخریب جبران‌ناپذیر سرمایه‌های ملی باشد.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *