نقدی بر اینستـــاگرام
10 شهریور 1405، 22:00
شاید برای شبکه فاضلاب هر شهری سخت و توهینآمیز باشد که بخواهیم آن را با شبکه اجتماعی اینستاگرام قیاس کنیم؛ زیرا کار اولی، با تاریخی چند هزار ساله و پرفرازونشیب، خروج کثافت و پسماندهها از محیط انسانی و کار دومی، با قدمتی ۱۵ساله، ورود انواع بیماریهای روانی و رفتاری به اجتماعات بشری است. اولی ساختاری ساده و بدون کوچکترین ابهامی دارد، درحالیکه دومی پیچیده، پرزرقوبرق و مبهم است.
شبکه اجتماعی اینستاگرام یکی از پرطرفدارترین شبکههای فضای مجازی، با حدود دو میلیارد کاربر، برای اشتراک عکس و فیلم است. شایان ذکر است که شمار انبوه کاربران، طرفداران و استفادهکنندگان از هر شیء و مفهومی، دلیلی بر حقانیت و بیخطر بودن آن نیست. بهعنوان مثال، حدود دو میلیارد نفر در جهان سیگاری هستند، ولی کسی نیست که از آثار مخرب آن بر بشر بیاطلاع باشد. بنابراین، نمیتوانیم دچار مغالطه توسل به اکثریت یا مقبولیت عام شویم و بگوییم چون دو میلیارد نفر از این شبکه اجتماعی استفاده میکنند، پس بینقص و کمخطر است. کمونیسم هم زمانی میلیاردها طرفدار داشت؛ آیا این بهمعنای درست بودن این «ایسم» است؟ مدرن بودن و تازگی این فناوری هم نمیتواند دلیلی برای رفع اتهام از آن باشد؛ چون مدرنیته در کنار بهبود برخی زوایای زندگی، مسائل و گرفتاریهای بیشماری نیز به همراه داشته است. پس بهراحتی میتوان سراغ این طاعون جذاب عصر جدید در کشورمان رفت.
باید بررسی کنیم که هدیه و خروجی این فضای ایجادشده برای منِ ایرانی چیست؟ در یک کلام: «جنون خودنمایی». آنچه نگارنده از این پلتفرم استنباط کرده، جز این نیست. در این بستر به هر کاری دست میزنیم تا بدون جلب توجه و تأیید نمانیم. در اینستاگرام و فضاهای مشابه با دنیایی سطحی و غیرواقعی مواجه میشویم، بهزودی به آن اعتیاد پیدا میکنیم و در پایان، با سرخوردگی تمام از آن خارج میشویم. این بازی توهمزا هر روز تکرار و بازتکرار میشود. جملات افراد، فارغ از تجربه و تحصیلات آنان و مرتبط یا نامرتبط بودن گفتههایشان، اغلب ملاک تصمیمگیری ما میشوند. این پلتفرم و موارد مشابه آنچنان ما را مسحور و به خود وابسته میکنند و چنان انرژی انسان را میگیرند که توان هرگونه کار سازنده، مفید و پرچالش را سلب میکنند و انسانی توخالی، ناراضی و خشمگین بر جا میگذارند. اینستاگرام همانند قمارخانهای جذاب و پررنگولعاب است که هر لحظه از روز، بدون نیاز به کمترین تفکری، ما را بهسوی دنیای دروغین خود جلب میکند و پس از تخریب روح و روان ما و به خطر انداختن بنیان خانواده، درهای خروج را نشانمان میدهد. در این فضای غیرواقعی، افراد بهیکباره با پیدا کردن دنبالکننده، به مرجع و معیار تبدیل میشوند و ما را تحتتأثیر قرار میدهند. بنابراین، برخی از معایب بیشمار این بستر خوشظاهر را میتوان اتلاف زمان، کاهش تمرکز، افت بهرهوری و اعتیاد شدید به آن برشمرد. اختلال خواب و کاهش ارتباطات عمیق حضوری را نیز بعداً به آن اضافه کنید. قطعاً طرفداران دوآتشه این شبکه، در حمایت از آن، از ایجاد اشتغال و رونق کسبوکار در این شبکه میگویند. بنده نیز در پاسخ میگویم: به چه قیمتی؟ تجارت مواد مخدر و سکس هم میتواند بسیار اشتغالزا باشد! صنایع آلاینده و مخرب محیط زیست هم میتوانند عده زیادی را از بیکاری نجات دهند، ولی به چه بهایی؟ متأسفانه حاکمیت با فیلترینگ این شبکهها بیشترین کمک را به طبع کنجکاو و عصیانگر ما ایرانیان کرده و در نتیجه، باعث گرایش و استفاده بیشتر از آنها شده است. در این زمینه، مانند بسیاری از موارد دیگر، نمیتوان روی دولت حساب کرد؛ چون اغلب بهجای یافتن راهحل، دنبال حذف، انکار و پاک کردن صورت مسئله است. باید از صاحبنظران حوزه ارتباطات و علوم اجتماعی یاری جست تا به داد جامعه برسند. باید مضرات شبکههای اجتماعی از سنین پایین آموزش داده شود. باید فعالیتهای فیزیکی و ارتباطات واقعی اجتماعی ترویج شود. باید شهروندان کشور را از این خورنده روح و روان و زمان و این مخل و ویرانگر نظام خانواده آگاه ساخت. باید بار دیگر به کتاب و ارزشهای مطالعه بازگردیم. ارزش مطالعه یک صفحه کتاب، دهها برابر مهملات و خزعبلات اغلب سرگرمکننده فضای مجازی پوچ و بیانتهاست.
دنیای پرخطر مجازی با هوش مصنوعی غیرواقعیتر و ترسناکتر شده است و در این شرایط نباید جامعه، بهویژه کودکان، را تنها گذاشت. انگار همه عوامل دستبهدست هم دادهاند تا از ما انسانی تهی از واقعیت و ارزش و دائمالقیاس بسازند که از هیچچیز راضی نیست و نخواهد شد. پیام دیگر این شبکهها، ترویج و تبلیغ مصرفگرایی است؛ یعنی من زمانی دارای هویت، شخصیت و اعتبار هستم که بتوانم بیشتر بخرم، بپوشم، بخورم و مصرف کنم؛ در غیر این صورت، به خیال خود، دچار طرد اجتماعی میشوم. حاصل این بازی بدخیم و بیپایان، در نهایت، ایجاد شبهانسانهایی عروسکنما، سرگشته و مضطرب است. با جدیتر شدن معایب این بسترهای ارتباطی، بسیاری از کشورهای توسعهیافته، همچون استرالیا و بریتانیا، احساس خطر کرده و برای استفاده نوجوانان از فضای مجازی محدودیتهایی اعمال کردهاند؛ محدودیتی آگاهانه و از روی تدبیر، نه از روی ترس، با دلایل سیاسی و بدون نظرخواهی از مردم.
ما نیز تا دیر نشده است، باید بهدنبال راهحل باشیم. باید اعتمادسازی کنیم و همچون مواجهه با دیگر معضلات، از مردم و صاحبنظران کمک بخواهیم. باید آزمونوخطاهای سایر کشورها را بررسی کنیم، متناسب با شرایط موجود راهکار پیشنهاد دهیم، نتایج را رصد و اطلاعرسانی کنیم.
برچسب ها:
آسیبهای اجتماعی، اعتیاد دیجیتال، اینستاگرام، خانواده، خودنمایی، سلامت روان، شبکه اجتماعی، فضای مجازی، مصرفگرایی، هوش مصنوعی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
جاذبههای ساسانی بیشاپور در انتظار دیدهشدن
پس از لکههای نفتی، چه بر سر قشم آمد؟
نان را از سفره روستاییان دریغ نکنید
حضور بیش از ۵۰ شرکت دانشبنیان در نمایشگاه بینالمللی دام و طیور تهران
انهدام کانال تلگرامی و شبکه توزیع موادمخدر
کشف ۵.۶ کیلوگرم شیشه در تهران
ضرورت ایجاد نظام حمایتی یکپارچه و تصمیمگیری مبتنی بر داده برای صیانت از حقوق کودکان
دادستانی هویزه شایعه اجرای حکم شلاق برای کارکنان پتروپارس را تکذیب کرد
روایت زندگی و آخرین گشت «عمو حیدر»؛ محیطبان باسابقه لرستان
آن سوی آخرین گشت
کنشگری و مطالبهگری آنلاین؛ از صدای شهروند تا اصلاح تجربه سفر هوایی
قدرت صدای جمعی
چرا محیطزیست به یکی از متغیرهای تعیینکننده اقتصاد جهان تبدیل شده است؟
هزینههای پنهان بحرانهای محیطزیستی
وب گردی
- هتل سنتی چیست؟ تنوع خدمات و تفاوت آن با هتل عادی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید