همراهی مردم، بزرگترین سرمایه میاندشت است
۹ شهریور ۱۴۰۵، ۰:۱۸
در میاندشت، آب فقط یک منبع حیاتی نیست؛ مرز میان ماندن و رفتن حیاتوحش است. در پهنهای خشک و گسترده که یوزپلنگ آسیایی هنوز در آن تردد میکند و نشانههایی از زادآوریاش به ثبت رسیده است، هر آبشخور میتواند بخشی از زنجیره بقای این گونه در معرض انقراض باشد.
اینجا حفاظت از یوزپلنگ فقط حفاظت از یک جانور نیست؛ حفاظت از زیستگاهی است که مجموعهای از گونههای ارزشمند در آن زندگی میکنند و حیاتشان به مدیریت دقیق آب، پوشش گیاهی، طعمه و فعالیتهای انسانی وابسته است.
منطقه حفاظتشده میاندشت در شهرستان جاجرم، در کنار پارک ملی توران و منطقه یوزکنام پل ابریشم، یکی از مهمترین زیستگاههای باقیمانده یوزپلنگ آسیایی در کشور محسوب میشود. این زیستگاه بهدلیل ثبت مشاهدات متعدد یوزپلنگ، وجود طعمه مناسب و برخورداری از منابع آبی طبیعی و مصنوعی، جایگاهی ملی و راهبردی در حفاظت از این گونه دارد.
احمد صفرزاده، رئیس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان جاجرم، در گفتوگو با خبرنگار روزنامه «پیام ما»، با اشاره به اهمیت پناهگاه حیاتوحش میاندشت میگوید: «مستندات متعددی از حضور، تردد و زادآوری یوزپلنگ در سالهای اخیر در این منطقه ثبت شده است و همین موضوع، میاندشت را همچنان به یکی از کانونهای امید برای بقای جمعیت یوزپلنگ آسیایی تبدیل کرده است.»
بااینحال، امید در میاندشت با یک واقعیت تلخ همراه است: جمعیت یوزپلنگ آسیایی در کشور بسیار محدود است و همین موضوع، هر تهدید کوچکی را به مسئلهای جدی برای آینده این گونه تبدیل میکند.
وقتی آب تعیینکننده سرنوشت حیاتوحش میشود
یکی از مهمترین اقدامات سالهای اخیر در میاندشت، تأمین و مدیریت منابع آبی بوده است. در اقلیم خشک این منطقه، آب نقشی فراتر از یک نیاز طبیعی دارد و یکی از پایههای اصلی پایداری حیاتوحش محسوب میشود.
صفرزاده خاطرنشان میکند: «طی چند سال اخیر، حدود ۲۰ بند خاکی کوچک برای مهار روانآبهای سطحی احداث شده است. این بندها توانستهاند بخشی از روانآبها را مهار کنند و در تأمین آب حیاتوحش مؤثر باشند.»
ساخت استخرها و آبشخورهای استاندارد، حفر چاه، تعمیر و تجهیز تلمبههای بادی و دیگر اقدامات آبرسانی نیز در سالهای اخیر دنبال شده است.
او میافزاید: «تلاش شده است آبشخورهای منطقه همواره آب داشته باشند؛ اقدامی که در چنین زیستگاهی میتواند نقشی مستقیم در حفظ جمعیت حیاتوحش ایفا کند.»
اما این تلاشها بهمعنای پایان مسئله آب نیست. میاندشت همچنان به تجهیزات و زیرساختهای آبرسانی بیشتری نیاز دارد و تأمین کامیون آبرسان و دیگر تجهیزات مرتبط، از مطالبات اصلی برای تقویت حفاظت از منطقه است.
آسیبهای دام به زیستگاه؛ چالشی قدیمی اما جدی
در کنار مسئله آب، فعالیتهای انسانی نیز یکی از چالشهای مهم میاندشت است. ورود و چرای شتر در مناطق حفاظتشده میتواند فشار قابلتوجهی بر پوشش گیاهی وارد کند؛ فشاری که در یک زیستبوم شکننده ممکن است آثار بلندمدتی بر جای بگذارد.
تخریب و کوبیدگی خاک، کاهش پوشش گیاهی و اختلال در روند طبیعی زیستبوم، ازجمله پیامدهای حضور و چرای نامناسب دام در عرصههای حساس است.
در میاندشت، مسئله فقط به پوشش گیاهی محدود نمیشود. به گفته صفرزاده، یکی از مهمترین آسیبهای ناشی از حضور شترها، تخریب آبشخورها و هدررفت منابع آبی بوده است؛ مسئلهای که عملیات آبرسانی به حیاتوحش را دشوارتر میکند.
از این منظر، مدیریت دام در میاندشت صرفاً موضوعی اداری نیست؛ بلکه بخشی از زنجیره حفاظت از زیستگاه است و به همکاری جدی دستگاههای متولی، دامداران و اداره حفاظت محیط زیست نیاز دارد.
سگهای گله؛ تهدیدی پنهان برای حیاتوحش
یکی دیگر از چالشهای زیستگاه، حضور کنترلنشده سگهای گله است. این سگها میتوانند با تعقیب گونههای وحشی، ایجاد استرس و در برخی موارد حمله به حیوانات و زخمیکردن آنها، فشار مضاعفی بر حیاتوحش وارد کنند. احتمال انتقال بیماری نیز از دیگر نگرانیهاست.
این تهدید فقط متوجه یوزپلنگ نیست و سایر گونههای ارزشمند میاندشت نیز ممکن است از حضور کنترلنشده سگها آسیب ببینند. به همین دلیل، کنترل سگهای گله در دستور کار محیطبانان قرار گرفته است و با صدور اخطاریه و ابلاغ آن به دامداران، الزامات مربوط به نگهداری و کنترل سگهای گله به آنان یادآوری شده است.
زیستگاهی ملی با امکاناتی که هنوز کافی نیست
میاندشت منطقهای وسیع و دشوار برای حفاظت است. پهنه گسترده منطقه، شرایط بیابانی و فاصله نقاط مختلف از یکدیگر، نیاز به نیروی انسانی و تجهیزات تخصصی را افزایش میدهد.
صفرزاده میگوید امکانات و نیروی موجود پاسخگوی نیاز واقعی حفاظت از چنین منطقهای نیست. خودروهای مناسب مناطق بیابانی، موتورسیکلتهای پرقدرت، تجهیزات ارتباطی، دوربینهای پایش، پهپاد و سایر ابزارهای حفاظتی، بخشی از نیازهای اساسی منطقه هستند.
البته در سالهای اخیر اقداماتی نیز برای تقویت توان حفاظتی انجام شده است. خرید پهپاد، دوربینهای عکاسی و تلهای و نصب دوربینهای پایش، ازجمله اقداماتی بودهاند که به افزایش ظرفیت نظارت و پایش منطقه کمک کردهاند. اما هنوز کمبود خودرو، موتورسیکلت و کامیون آبرسان، از مهمترین خلأهای تجهیزاتی میاندشت محسوب میشود.
در منطقهای با این وسعت، کمبود تجهیزات فقط بهمعنای دشوارترشدن کار محیطبان نیست؛ بلکه میتواند سرعت واکنش به تخلفات و امکان پوشش نقاط حساس را نیز کاهش دهد.
محیطبانان؛ حافظان خط مقدم محیط زیست
حفاظت از میاندشت در نهایت بر دوش محیطبانانی است که باید در پهنهای وسیع و در شرایط سخت جغرافیایی، از گونههایی حفاظت کنند که بخشی از میراث طبیعی کشور به شمار میروند.
وقتی نیروی انسانی و تجهیزات محدود باشد، امکان حضور همزمان در تمام نقاط حساس وجود ندارد و زمان رسیدن نیروها به محل وقوع تخلف افزایش مییابد.
به همین دلیل، تقویت نیروی انسانی و تجهیزات حفاظتی فقط یک مطالبه سازمانی نیست؛ بلکه اقدامی مستقیم برای کاهش فشار بر محیطبانان و افزایش توان پیشگیری از تخلفات است.
مردم؛ مهمتر از هر دوربین و پهپاد
با همه اینها، شاید مهمترین سرمایه میاندشت چیزی باشد که در هیچ انبار تجهیزات حفاظتی پیدا نمیشود؛ اعتماد و همراهی مردم.
جوامع محلی، دامداران و ساکنان روستاهای اطراف سالهاست با این سرزمین زندگی کردهاند و شناخت آنان از منطقه میتواند به یکی از مهمترین ابزارهای حفاظت تبدیل شود.
گزارش تخلفات، اطلاعرسانی درباره مشاهده گونهها، کمک به شناسایی تهدیدها و مشارکت در برنامههای حفاظتی، تنها بخشی از ظرفیت جوامع محلی است.
صفرزاده نیز بر همین مسئله تأکید دارد و معتقد است بدون آموزش، اعتمادسازی و مشارکت واقعی مردم، حفاظت پایدار امکانپذیر نیست.
در سالهای اخیر، اقداماتی مانند بذرکاری و نهالکاری در ۱۲ هکتار از مراتع فقیر میاندشت، همکاری در ساخت منابع آبی و برگزاری چهار همایش مردمی، بخشی از تلاشها برای افزایش مشارکت جامعه محلی بودهاند.
خرید حقوق عرفی دامداران
یکی از اقدامات مهم در مسیر کاهش تعارض میان دامداری و حفاظت از زیستگاه، خرید بخشی از پروانههای حقوق عرفی دامداران بوده است.
به گفته صفرزاده، طی دو دهه اخیر حدود یکسوم پروانههای حقوق عرفی دامداران میاندشت خریداری شدهاند؛ اقدامی که در عمل باعث کاهش فشار دام بر زیستگاه و امنترشدن قلمرو یوزپلنگها شده است.
این تجربه نشان میدهد حفاظت پایدار الزاماً بهمعنای حذف جوامع محلی از عرصه نیست؛ بلکه میتوان با برنامهریزی و ایجاد تعادل میان معیشت و حفاظت، زمینه همراهی بیشتر مردم را فراهم کرد.
ساماندهی چرای دام، آموزش دامداران، مدیریت سگهای گله، جلوگیری از ورود غیرمجاز دام و ایجاد فرصتهای اقتصادی سازگار با محیط زیست، ازجمله اقداماتی هستند که میتوانند این مسیر را تقویت کنند.
مطالبه حمایت ملی برای یک مسئولیت ملی
مشکل کمبود اعتبارات و تجهیزات فقط مختص میاندشت نیست. محدودیت منابع در حوزه حفاظت از مناطق طبیعی، یکی از چالشهای عمومی کشور است و در بسیاری از مناطق، وسعت عرصههای تحت مدیریت از ظرفیت نیروی انسانی و امکانات موجود بیشتر است.
اما میاندشت یک تفاوت مهم دارد؛ این منطقه یکی از مهمترین پناهگاههای باقیمانده یوزپلنگ آسیایی است. به همین دلیل، انتظار میرود حمایتهای ملی متناسب با جایگاه واقعی منطقه افزایش یابد.
صفرزاده تأکید میکند: «نمیتوان از یک منطقه انتظار حفاظت در سطح ملی داشت، اما امکانات آن را در سطح محدود نگه داشت.»
اگر قرار است میاندشت یکی از زیستگاههای مهم یوزپلنگ آسیایی باقی بماند، تقویت پاسگاهها، افزایش نیروی انسانی، تأمین خودرو و موتورسیکلت، تجهیزات آبرسانی و توسعه امکانات پایش باید در اولویت قرار گیرد.
او همچنین بر ضرورت همکاری جدی دستگاههای اجرایی، بهویژه دستگاههای متولی منابع طبیعی و مدیریت دام، با اداره حفاظت محیط زیست برای کاهش تهدیدهای زیستگاه تأکید دارد.
آینده یوزپلنگ فقط در دست محیطبان نیست
سرنوشت یوزپلنگ آسیایی در میاندشت به عوامل متعددی گره خورده است؛ از آب و طعمه گرفته تا مدیریت دام، کنترل سگهای گله، توان محیطبانان و همراهی مردم. در نهایت، هیچ تجهیزاتی بهتنهایی نمیتواند حفاظت را تضمین کند.
صفرزاده معتقد است حتی اگر تمام امکانات و اعتبارات لازم فراهم شود، مهمترین عامل در حفاظت پایدار، ایجاد فضای همدلی، آگاهیبخشی و مشارکت همه مردم است.
اگر مردم اهمیت حفاظت از طبیعت را درک نکنند و در این فرایند مشارکت نداشته باشند، حتی برخورداری از تجهیزات مدرن نیز نمیتواند حفاظت اثربخش و پایدار را تضمین کند.
میاندشت امروز فقط یک محدوده جغرافیایی در شهرستان جاجرم نیست؛ بخشی از سرمایه طبیعی ایران و یکی از امیدهای باقیمانده برای بقای یوزپلنگ آسیایی است.
حفاظت از این زیستگاه، مسئولیت یک اداره، یک شهرستان یا حتی یک استان نیست. وقتی صحبت از یکی از آخرین پناهگاههای یوزپلنگ آسیایی در ایران است، پای یک مسئولیت ملی در میان است؛ مسئولیتی که باید از محیطبان و دامدار محلی تا دستگاههای اجرایی و سیاستگذاران ملی، همگی در آن سهم داشته باشند.
برچسب ها:
پارک ملی توران، حفاظتگر، حیاتوحش، روز ملی یوزپلنگ ایرانی، یوز
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ضرورت تأمین حقابه زیستمحیطی برای مهار گرد و غبار تهران
احیای تالاب بندعلیخان بر مدار علم
رویکرد جدید محیطزیست البرز در صدور مجوزها
توازن میان توسعه صنعتی و سلامت عمومی
ایجاد تعادل میان توسعه صنعتی و حفظ محیطزیست
گامی علمی برای حفظ اکوسیستمهای آبی دماوند
پایش تخصصی دریاچههای تار و هویر
ثبت حضور گله قوچ و میش وحشی در منطقه حفاظتشده جاجرود
بازگشایی انهار سنتی با دستور قوه قضاییه
گام عملی برای احیای تالاب بندعلیخان
هشدار محیطزیست درباره ایمنسازی خطوط قطار
تلف شدن ۸ رأس گراز در حادثه ریلی فیروزکوه
وزش باد شدید و رگبار پراکنده در راه است
کاهش ۵ درجهای دمای هوای تهران
از حفاظت مشارکتی تا عزم ملی برای بقا
نقشه راه نجات یوزپلنگ آسیایی
حفاظت از یوزپلنگ آسیایی
راهکار کلیدی برای احیای اکوسیستم فلات مرکزی ایران
وب گردی
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران بیشتر
بیشترین نظر کاربران
نجات خرس قهوهای گرفتار در تله در شهرستان ساری/ رهاسازی موفق در زیستگاه طبیعی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید