«گچساران» و ثروتی که هر شب میسوزد
۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۳:۰۵
گچساران شهری است که از دل زمین زاده شده؛ اما روحش از مردمش جان میگیرد. شهری که نفت در رگهای خاکش جریان دارد و مهربانی در رفتار مردمانش. اینجا زمین و انسان، سالهاست سرنوشتی مشترک دارند؛ زمینی که ثروت میبخشد و مردمی که با صبوری، بار توسعه را بر دوش میکشند. توسعهای که گاه شتابزده پیش میرود و نشانههایش نه فقط در کارخانهها که در آسمان شب شهر هم دیده میشود؛ آسمانی که سالهاست با نور نارنجی فلرها خو گرفته است.
فلرها، این شعلههای همیشهروشن، شاید در نگاه اول تنها نماد فعالیت صنعتی باشند؛ اما در واقع، یکی از پرمعناترین نشانههای نسبت ما با زمین و منابع آناند. فلرسوزی یعنی سوزاندن گازهایی که میتوانستند بازیافت شوند، ارزش اقتصادی بیافرینند و اشتغال پایدار ایجاد کنند؛ اما بهجای آن، به دود، گرما و آلودگی بدل میشوند. در گچساران، فلرها فقط مشعلهای صنعتی نیستند؛ بخشی از چشمانداز زندگی مردماند، حضوری دائمی که شب را به روزی کمفروغ و هوا را به حامل آلایندهها تبدیل کرده است.
از منظر محیطزیست، فلرسوزی یکی از منابع اصلی آلودگی هوا در مناطق نفتخیز است. انتشار گازهای گلخانهای، ذرات معلق، اکسیدهای نیتروژن و ترکیبات آلی فرار، پیامدی مستقیم از این شعلههای خاموشنشدنی است. علم محیطزیست هشدار میدهد که این ترکیبات میتوانند خطر بیماریهای تنفسی، قلبی و حتی برخی سرطانها را افزایش دهند. در گچساران، این هشدار علمی با تجربه زیسته مردم همپوشانی دارد؛ مردمی که از سرفههای مزمن، بوی تند هوا و شبهایی که پنجرهها کمتر باز میشوند، سخن میگویند.
اما اثر فلرها تنها در هوا متوقف نمیشود. در منطقهای که زمینشناسی آن بر سازندهای تبخیری و نسبتاً نفوذپذیر استوار است، هر آلایندگی دیریازود راه خود را به خاک و آب باز میکند. دودهها و ذرات ناشی از فلرسوزی بر سطح زمین مینشینند، وارد خاک میشوند و در نهایت میتوانند به سفرههای آب زیرزمینی راه یابند. سازند گچساران، با لایههای گچ و نمک، بیش از آنکه سد آلودگی باشد، آن را در خود ثبت میکند؛ گویی زمین، حافظهای بلندمدت برای تصمیمهای کوتاهمدت ماست.
از منظر اقتصادی نیز فلرسوزی پارادوکسی آشکار است. گازهایی که میسوزند، سرمایهای هستند که میتوانند خوراک صنایع پاییندستی، منبع درآمد پایدار و فرصتی برای اشتغال جوانان منطقه باشند. سوزاندن این منابع، نهتنها اتلاف ثروت ملی است، بلکه نوعی بیعدالتی منطقهای نیز محسوب میشود؛ جایی که مردم هزینههای زیستمحیطی توسعه را میپردازند، اما سهم اندکی از منافع آن میبرند. گچساران میتواند نمونهای از توسعه هوشمند باشد؛ اما فلرهای روشن، یادآور توسعهای هستند که هنوز با بهرهوری و عدالت فاصله دارد.
بعد اجتماعی این مسئله شاید از همه عمیقتر باشد. مردمان گچساران، خونگرم، مهماننواز و صبورند. سالهاست با صنعت نفت زندگی کردهاند و وجود آن را انکار نمیکنند. آنان توسعه را نفی نمیکنند؛ بلکه خواهان توسعهایاند که احترام متقابل داشته باشد: احترام به سلامت انسان، به محیطزیست و به آینده فرزندانشان. فلرها، در نگاه بسیاری از مردم، نماد همین فاصلهاند؛ فاصله میان آنچه میشود و آنچه انجام میشود.
در علم توسعه پایدار، کاهش فلرسوزی یکی از نخستین و بدیهیترین گامهاست. فناوریهای جمعآوری گازهای همراه، بازیافت و تبدیل آنها به انرژی یا خوراک صنعتی، سالهاست در جهان آزموده شدهاند. کاهش فلرینگ نهتنها آلودگی هوا را کم میکند، بلکه ارزش اقتصادی خلق میکند و اعتماد اجتماعی را افزایش میدهد. پایش شفاف، گزارشدهی عمومی و مشارکتدادن جامعه محلی در تصمیمگیریها، میتواند شعلههای بیاعتمادی را هم خاموش کند.
این نوشته مرثیهای برای صنعت نفت یا پتروشیمی نیست. گچساران میتواند هم صنعتی باشد و هم سالم؛ بهشرط آنکه آتش توسعه، بهجای سوزاندن منابع و سلامت، چراغ راه آینده شود. اگر فلرها قرار است روشن بمانند، بهتر است نشانه ناتوانی نباشند؛ بلکه یادآور مسئولیتی باشند که بر دوش صنعت، مدیریت و همه ماست.
گچساران شهری است با مردمی سزاوار آسمانی تاریک و پرستاره، نه همیشه روشن از شعلههای اضافی. آینده این شهر، جایی میان علم، بهرهوری، عدالت محیطزیستی و احترام به مردم شکل میگیرد؛ همان جا که فلرها کمتر میسوزند و زندگی، آرامتر جریان مییابد.
برچسب ها:
آلودگی، آلودگی هوا، اقتصاد، اکوسیستم، انرژی، انرژیهای تجدیدپذیر، تغییر اقلیم، توسعه پایدار، فلر سوزی، فلرها، مدیریت بحران، وزارت نیرو
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
گامی نوین برای نجات یوزپلنگ و خرس سیاه ایران
نقشه ژنتیکی حیاتوحش ایران
ثبت تصویر کمیاب گربه پالاس در ارتفاعات منطقه نوا مازندران +ویدیو
سازمان حفاظت محیط زیست:
نام تالاب کمجان تغییر نکرده است
بررسی یک ماه واکنش کاربران به تعهدات ارزی، فرار سرمایه و پروندههای قضایی
«تراستیها» چگونه خبرساز شدند؟
فعالیتهای معدنی غیرمجاز، طبیعت و معیشت جامعه محلی را با چالش مواجه کرده است
برداشت غیرمجاز «سیلیس» در «الوند»
بررسی کتاب «امپراتوری کودکی؛ جلوههایی از زندگی و اندیشههای عبدالحسین وهابزاده» در سلسلهنشستهای عصر سهشنبههای مجله «بخارا»
آموزش را از من بگیر، بازی را نه!
۱۰۰ روز از ناپدید شدن یک لنج صیادی ایرانی در اقیانوس هند گذشته و خانوادههای ملوانان چشمانتظار عزیزانشان هستند
معمای «شاهین ۲» و بالگردهای آمریکایی
آنجا که تاریخ بوی میخک میدهد
از بحران «ناریه» و بیکاری تا ضرورت حمایتهای بیشعار
جامعهای که شنیده نشود، همراه نمیشود
وب گردی
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید