تجربه درنای سیبری و هشدار برای یوز
بود و نبود ما واقعاً فرقی داشت؟
15 شهریور 1404، 17:58
سالها است مدیران سازمان محیطزیست در سطوح مختلف تکرار میکنند: «اگر تلاشهای این سالها نبود، همین جمعیت اندک یوز آسیایی هم امروز وجود نداشت». این جمله شاید دلگرمکننده باشد؛ اما اگر واقعبین باشیم، پرسش دقیقتری جلو میآید: آیا چنین گزارهای واقعاً قابلدفاع است؟
در علم حفاظت یک اصل روشن داریم: وقتی جمعیت یک گونه از «حداقل جمعیت بقا» پایینتر میآید، شیب کاهش دیگر تند و سقوطی نیست. حتی ممکن است برای مدتی، در آمارها تثبیت ظاهری یا افزایشهای کوچک ببینیم، اما اینها معمولاً «نوسانهای مقطعی»اند، نه روند نجات. جمعیتهای کوچک، گرفتار «اثر آللی» میشوند: جفتیابی دشوار میشود، تنوع ژنتیکی میریزد، بیماری و تصادف و شکار تصادفی اثر بسیار بزرگتری میگذارند. از بیرون شاید یکیدو توله بیشتر دلخوشمان کند و سال بعد دوباره کمتر شود؛ اما خط اصلی، آرام و پیوسته رو به پایین میرود.
ما در ایران این را یکبار با درنای سیبری زندگی کردیم. از همان نخستین ثبتها در فریدونکنار، جمعیت زیر آستانه بقا بود؛ سالی بیستواندی، سالی تا سی فرد، و امیدهایی گذرا که زود خاموش میشد. پروژهها کم نبود: حفاظت زمستانگذرانی، همکاریهای بینالمللی، برنامههای تکثیر در اسارت، جلسههای متعدد و بودجههایی که رفت و آمد. اما هیچکدام نتوانست آن «شیب اصلی» را برگرداند. درنا آرامآرام محو شد. شاید این تلاشها مرگ را کمی عقب انداخته باشند؛ امّا در سرنوشت نهایی تغییری ندادند. اگر بنا نبود به معکوس شدنِ پایدارِ روند برسیم، شاید بهتر بود از ابتدا همان بودجهها هم با قاطعیتِ بیشتری اصلاً جای دیگری برای حفظ گونههای دیگری که به این آستانه نرسیده بودند، خرج میشد.
اخبار کاهش و افزایشهای غیرپایدار، معیار موفقیت در حفاظت نیست. گزاره «اگر ما نبودیم، همین چند تا هم نبود» هم معیار نیست. تنها معیار معتبر این است که آیا اقدامهای ما «شیب جمعیت» را بهصورت پایدار معکوس میکند یا نه. اگر نه، آنچه میکنیم اسمش بیشتر «مدیریت انقراض» است تا حفاظت. در چنین وضعی، سالها میتوان ادعا کرد «اثر داشتیم»، بی آنکه تفاوت معناداری در مسیرِ نهایی رقم خورده باشد.
یوز تخصص من نیست؛ درنای سیبری بود و از درنا آموختم که حفاظت واقعی «لنگلنگان» پیش نمیرود. گونهای که زیر آستانه بقاست با وصلهپینه پراکنده نجات پیدا نمیکند. باید تکلیفمان را روشن کنیم و قاطعانه تصمیم بگیریم که یا از پس نجات گونهای تا این حد آسیبپذیر برنمیآییم یا بالعکس با قاطعیت تمام همه کارهای لازم را با سنجههای شفاف و قابل راستیآزمایی انجام دهیم. حفاظت قطرهچکانی برای گونهای با وضعیت یوز، بالقوه میتواند هدر دادن همان قطرههایی باشد که میتواند برای نجات بیمار دیگری استفاده شود.
دلخوش به بالا و پایین شدن ضربان یک بیمار وصل به دستگاه نشویم. دلخوش به اینکه «هنوز زنده است»، وقتی روند هنوز رو به مرگ است، نشویم. اگر میشود درمان کرد، درمان کنیم؛ اگر نمیخواهیم یا نمیتوانیم، آن انرژی، سرمایه و منابع انسانی را صرف بیماران دیگری بکنیم که هنوز به آن وخامت اوضاع نرسیدهاند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
نگاهی به نمایش «پسران فریدون» که دستمایه روایتی مخدوش از شاهنامه شد
پسران فریدون در متن و صحنه
آیین قالیشویان از یک دستبافته به حامل حافظه جمعی تبدیل شده است
قالی مقدس
تالاب بزنگان؛ وقتی قانون در کنار طبیعت ایستاد
آب، مسئله ملی نیست، مسئلهای منطقهای است
ویژگیهای شهر سازگار با آب
مدیریت موفق آب در شهرها در گرو چیست؟
کودک، بیرون از قواعد بازی
دستگیری متخلف زندهگیری پرندگان شکاری در شهرستان پارسیان
دستگیری متخلفان شکار و زندهگیری پرندگان در منطقه حفاظتشده هلن
مرگ ۴ فوک در سواحل مازندران
افزایش تلفات فوکهای خزری در سواحل مازندران
وب گردی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید