در حاشیه توسعه پایدار و آموزشوپرورش
13 آذر 1403، 12:45
وقتی فرزندانم در دوره ابتدایی درس میخواندند، متوجه شدم از هر بهانه ای استفاده میکنند که به مدرسه نروند. معلم کلاس اول دخترم، ۲۲ سال سابقه تدریس آنهم فقط در کلاس اول داشت و از نظر مدیران منطقه از بهترین معلمهای این پایه بود. دخترم هفتهای یک یا دو روز اول صبح دلدرد داشت. وقتی به مدرسه تلفن میکردم و خیالش راحت میشد، دلدرد و سردرد و همهچیز را فراموش میکرد. فرزند بزرگترم هم اینقدر این تئاتر تکراری را اجرا کرد که سهمیه یک روز غیبت را به هر دو دادم و مدرسه هم با غر و غر پذیرفت. ۲۵ سال پیش هنوز مدارس تیزهوشان، غیرانتفاعی و فرهیختگان استعدادهای درخشان و غیرانتفاعیهای رنگارنگ خیلی رایج نبود. عمدتاً مدرسهها دولتی بودند و ترجیح خانوادهها نزدیکی مدرسه به خانه بود. از همان موقع جای خالی «بازی» و رها بودن از دستور و امر و نهی را فهمیدم. تازه عصرها تشنه بازی به کوچه میرفتند و چنان سرور و شادی از سر و رویشان میریخت که دلم راضی نمیشد بهزور به خانه بیاورمشان. مشکل عمده در مدرسه این بود که زمانی را برای خودشان نداشتند؛ مثلاً حتی در ساعت مطالعه، کاردستی، بازیهای جمعی و زنگ ورزش هم از امر و نهی در امان نبودند. آن روزها اگر مجبور نبودم سر کار بروم، به آموزش بچهها در خانه فکر میکردم. فعالانه در انجمن اولیا و مربیان حضور داشتم و نظرات خود را درباره تئاتر و موسیقی و گروه سرود و قصهخوانی میگفتم و آنقدر با مقاومت مجموعه مواجه شدم که مثل بقیه فقط به وجود صابون در سرویسهای بهداشتی، آبخوری تمیز و تعمیرات میز و نیمکت و رنگ و آسفالت حیاط مشغول شدم. دیدم به قول «رومن رولان»، وقتی از صبح تا شب مجبوریم به نیازهای ابتدایی دنیایی فکر کنیم، پرداختن به «هنر» و فضایل دیگر نوعی اشرافیگری است. مدرسه محل انباشتن «داده» و اطلاعات است و نه آموختن، تعقل و خلاقیت. تقریباً ناامید از سیستم بیمار آموزش بدون پرورش، تلاش کردم وقت بیشتری با بچهها بگذرانم. کلاسهای ورزشی، کتابخانه، کانون پرورش فکری کودکان و مرکز فرهنگی محله تا حدی کمککننده بودند. چند تن از مادران که نظرات نزدیک بههم داشتیم، برنامه ثابت کلاس اسکیت و شنا را برای خودمان و دخترها فیکس کردیم. آن زمان توسعه پایدار و نگاه به آینده هنوز حرفهای نو در سمینارها و نشستهای علمی بود. باتوجهبه شغل خودم در حوزه پژوهش و تحقیق، همیشه به «پرورش» فکر میکردم و همیشه حلقه مفقوده بین آموزش و رشد و شکوفایی را «هنر» و «گفتوگو» میدیدم. در سفرهای کاری به برخی کشورهای توسعهیافته، از دیدن دانشآموزان در فضای سبز پارکها و مکانهای عمومی، غبطه میخوردم که از سنین چهارسالگی و مهد کودک حرف زدن در جمع، مشارکت در کارها، فعالیتهای ورزشی و هنرهای جمعی را تمرین میکردند. اینها در رشد شخصیت و یادگیری مهارتهای زندگی اجتماعی ضروری است. خوشبختانه در خانواده ما، بهدلیل روستایی بودن و سفرهای فامیلی برای بچهها امکان حضور در طبیعت (باغ و دشت) مهیا بود. شاید بیشترین خاطرات خوش دخترها از کودکی مربوط به آببازی در سرچشمهها، ساختن سایهبان در باغ و آتش روشن کردن و یا ساختن خانه اسکیمویی از برف در حیاط خانه مادربزرگ بود. بعدها که به دبیرستان رفتند، خشونتی بهنام رقابت بسیار شدید را شاهد بودم؛ برخی دوستانشان به مدارس خاصی رفتند که روح و روانشان درگیر تست زدن و نمرات کنکورهای یک هفته در میان بودند. برخی دانشآموزان تاب و توان از دست میدادند و افسردگی در نوجوانی را تجربه میکردند. در برخی کشورها مانند ژاپن، سوئد و فنلاند دوران کودکستان، آموزش مهارتهای ساده مانند خواندن شعر، کار با ابزارهای ساده، کار جمعی، مهارت احترام گذاشتن، هدف داشتن و دوست پیدا کردن، جرئتورزی، نقاشی کردن و… را بهصورت عملی و در قالب بازیهای آموزشی یاد میدهند. توسعه پایدار نیازمند نیروی کار متفکر، خلاق و بااخلاق است. محتوای درسها میتواند به ساختن هویت و آموزههای صلحطلبی و تفکر نقادانه کمک کند. اغلب مدیران مدارس و معلمها حوصله ندارند یک کلمه خارج از دادههای مثلاً علمی کتابهای درسی حرفی بشنوند. البته مدیران و معلمهای خوشذوق و خوشفکر هم در سیستم آموزشی رسمی کم نیستند. در دو دهه گذشته چند نمونه مدارس خاص هم راهاندازی شد که متأسفانه مدرسه طبیعت تعطیل شد. دوست آلمانی نازنینی دارم که در اسپانیا هنر اسلامی خوانده و درباره سیستم آموزشی آلمان بارها با هم صحبت کردیم. البته فرزند او کوچکتر از فرزندان من بود و میگفت در مدرسه از دوره ابتدایی بچهها باید سلیقه خود را در یک ساز امتحان کنند. همچنین، همه باید در یک رشته ورزشی گروهی و انفرادی فعالیت کنند و زبان دوم مورد علاقهشان را پیگیر شوند. در دوره راهنمایی همین علایق بهصورت جدیتر پیگیری میشود.
کودک دبستانی بهزعم آنان با مهارتهای ۶۰گانه زندگی بهصورت غیرمستقیم و در بازیها و نمایشهای کودکانه آشنا میشود. مهارت راستگو بودن یکی از آنها بود. بیشتر دیپلمههای مدارس ما، دور از ورزش، مطالعه آزاد، گروههای اجتماعی، هنر و… از دبیرستان خارج میشوند. معیار مدارس موفق هم قبولی کنکور و «رتبه» است. در کل سیستم، «پرورش» مغفول مانده و ذهن فرزندان ما انباشته از دادههای بدون «ایده» است. توسعه پایدار نیازمند طرحوارهها و ایدهپردازیهای هدفمند است و نوجوان و جوان ما در مدارس و دانشگاه دچار «درماندگی آموختهشده» هستند و بنابر نظر دکتر حسن عشایری چهار عنصر «فقر»، «ترس»، «جهل» و «بیعدالتی» موانع اصلی پرورش انسانهای «توسعهفهم» است.
برچسب ها:
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
احیای فرحزاد با رفع آلودگی
محیط زیست تهران خواستار رفع منشأ آلودگی فاضلاب شد
صدور اخطاریه برای واحد آلاینده
تشدید نظارتهای زیستمحیطی بر صنایع چهارمحال و بختیاری
مرگ ۴ فوک در سواحل مازندران
افزایش تلفات فوکهای خزری در سواحل مازندران
لایروبی بند خاکی روستای شهدای گزین در هفتکل برای مهار سیلاب
صدور اخطاریه زیستمحیطی برای بیمارستانهای بهبهان بهدلیل نقص در تصفیهخانهها
انسداد ۳۱۲ حلقه چاه غیرمجاز در خراسانشمالی برای صیانت از منابع آبی
تخریب کوخههای شکار غیرقانونی پرندگان شکاری در دشتستان
تشکیل پرونده قضایی برای سه مورد تخلیه غیرمجاز فاضلاب در عسلویه
کشف لاشه دو کل و شناسایی متخلفان
عملیات تعقیب شکارچیان در دنا
پایش شبانهروزی زیستگاههای هرمزگان برای مقابله با زندهگیری پرندگان شکاری
وب گردی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان بیشتر
بیشترین نظر کاربران
درخشش سینمای ایران در ونیز؛ لاله مرزبان بهترین بازیگر زن بخش افقها شد
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




فایزه سورانه
سلام
بسیار جامع و کامل اوضاع را تشریح کردید، اما معلمان جدید که در رشته های مرتبط درس خوانده اند تمام سعی خود را می کنند با تمام کمبودها، زمینه خلاقیت، پژوهشگری، تفکر انتقادی، سواد مالی و.... را در کودکان این مرز بوم رشد دهند و کاستی های کتاب و اصول کهنه را در هم شکنند.