بایگانی مطالب برچسب: گردشگری

پرونده پرحاشیه بازنگری حریم باغ فین کاشان

ماجرای حریم باغ تاریخی فین کاشان، یکی از شناخته‌شده‌ترین باغ‌های ایرانی در فهرست میراث جهانی یونسکو، بار دیگر به صدر خبرها بازگشته است. پس از افشای نامه‌ای از سوی شهرداری کاشان خطاب به وزیر میراث‌فرهنگی با درخواست بازنگری در حریم این باغ تاریخی، فعالان میراث‌فرهنگی نسبت به خطر کوچک‌شدن حریم ملی هشدار داده‌اند. در مقابل، مقام مسئول وزارت میراث‌فرهنگی صراحتاً هرگونه تغییر را رد کرده و تأکید دارد هیچ اصلاحی در محدوده قانونی این باغ انجام نشده است. این وضعیت، تصویری پیچیده از یکی از حساس‌ترین پرونده‌های میراثی کشور را پیش چشم کارشناسان قرار داده است؛ پرونده‌ای که در قلب آن، مفهومی بنیادین از حفاظت و توسعه شهری نهفته است و سؤالی که باز هم مطرح می‌شود: آیا می‌توان حریم آثار تاریخی را برای اجرای پروژه‌های شهری تغییر داد؟

یک‌دهه حصر «کوروش»

در همچنان بر همان پاشنه‌ای که بود، می‌چرخد. بیش از ۹ سال گذشته و هنوز هم ۷ آبان که می‌رسد، حصر «کوروش» آغاز می‌شود؛ درست در روزی که مشهور است «این پادشاه ایرانی به بابل اندر آمد و مردم زیر پای او شاخه‌های سبز ریختند.» امسال هم شنیده‌ها حاکی از آن است که تمام راه‌های ورودی به پاسارگاد بسته شده‌اند. بومگردی‌ها اجازه فعالیت و پذیرش مسافر ندارند. درهای مجموعه پاسارگاد که موسوم به مقبره کوروش است، از چند هفته پیش بسته‌ شده‌اند. کارگاه‌های مرمت مجموعه تعطیل‌ شده‌اند. کارمندان، پژوهشگران و مرمتگران پایگاه جهانی پاسارگاد به خانه‌هایشان رفته‌اند و ترجیح می‌دهند به تلفن‌هایشان پاسخ ندهند. افرادی که پیش‌ازاین در بزرگداشت‌های کوروش شرکت کرده‌اند، با دردسرهای بسیاری مواجه شده‌اند. پاسارگاد در روز کوروش سوت‌وکور است، گویی که گرد مرگ و نیستی بر آن پاشیده‌اند. خبری از شادی و حضور گسترده مردم نیست.

کوروش؛ حاکمی که عدالت و صلح را معنا کرد

|پیام ما| «منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان. سپاهیان گسترده‌ام با آرامش درون بابل گام برمی‌داشتند. نگذاشتم کسی در همه [سومر و] اکد هراس‌آفرین باشد.» تقویم بابلی می‌گوید روزی مصادف هفتم آبان‌ماه، کوروش فاتحانه وارد بابل شد و روز فتحش را این‌طور توصیف کرد و به دستورش بر استوانه‌ای گلی ثبت کردند تا بماند برای تاریخ. فاتحی که حتی به‌زعم دشمنانش نیز حاکمی عادل و صلح‌طلب بود. منابع یونانی که از شاهان هخامنشی چندان به نیکی یاد نکرده‌اند، کوروش را با جملاتی همراه با تحسین معرفی کرده‌اند. شاهی که در سرزمین پارس تا یک قرن پیش کمتر شناخته شده بود و امروز نظرات متناقضی درباره او مطرح می‌شود که دو سر یک طیف گسترده است، در سویی او را ستایشگرانه یاد می‌کنند و در سوی دیگر طیف، وجودش در تاریخ ایران را به‌کلی انکار می‌کنند. این مطلب تلاش می‌کند، نگاهی تحلیلی داشته باشد به روندی که در شناخت کوروش در تاریخ معاصر ایران طی و در نشست «کوروش بزرگ، در پرتو پژوهش‌های نوین» که با تلاش پژوهشکده مردم‌شناسی پژوهشگاه میراث‌فرهنگی برگزار شده بود، مطرح شد.

یادی دوباره از فداکاران جنگل

|پیام ما| نام اعضای خانواده بهزادی؛ یعنی «ناصر»، «رضا» و «حامد» که در آتش‌سوزی تنگه «هایقر» جان سپردند و «حمید مرادی»، «چیاکو یوسفی» و «خبات امینی» جان‌باختگان آتش‌سوزی کوه آبیدر، و همین‌طور «اسماعیل کریمی» جنگلبان سوخته در شعله‌های آتش کامیاران، «محمدجواد مختاری» فعال محیط‌زیستی که برای مهار آتش منطقه «فهیلان» جانش را فدا کرد و «مصطفی عبداللهی» که در اطفای حریق بام خرم‌آباد به کمک نیروهای منابع‌طبیعی شتافت و جان سپرد، یک بار دیگر به میان آمده است. آنها که ۹ نفر از نیروهای حفاظتی و اعضای تشکل‌های مردم‌نهاد استان‌های کردستان، فارس و لرستان هستند، از سوی سازمان منابع‌طبیعی و آبخیزداری «فداکار خدمت» شناخته شدند.

ترافیک رودبار با بوی زیتون

ناقوس هم‌زیستی در «جلفای نو»

در پیچ‌وخم کوچه‌های سنگ‌فرش‌شده «جلفای نو»، ناقوس «کلیسای وانک» آرام به صدا درمی‌آید. بوی چوب قدیمی و بخور در هوای خنک پاییزی می‌پیچد و صدای کودکی که در حیاط کلیسا بازی می‌کند، سکوت محله را می‌شکند. اصفهان در این هفته، به یاد می‌آورد که بخشی از هویتش از کوچه‌هایی آغاز شده که نه‌فقط خانه، که تاریخ‌اند. هفته فرهنگی ارامنه، فرصتی است برای بازخوانی گذشته‌ای که در دل همین محله شکل گرفته؛ گذشته‌ای که هنوز در صدای ناقوس‌ها، در تذهیب دیوارها، در چاپخانه‌های خاموش و در دل مردمی زنده تنفس می‌کند.

با این دست‌فرمان خوانسار خشک می‌شود

این روزها بازار روایت نابودی محیط‌زیست و مصادیق تخریب از گوشه‌وکنار سرزمین مادری داغ است؛ خشکی تالاب‌ها، رودخانه‌ها، مراتع، سدها و کاهش ارتفاع و پهنای عرصه‌های جنگلی، جولان ریزگرد، فرونشست و ترک‌ها و فروچاله‌های وحشت‌آور. این داغ و روایت سرخ کی تمام می‌شود؟ حد و مرز آبادانی و تخریب کجاست؟ علت ترویج این دامنه از تخریب چیست و توسط چه نهادهایی جریان دارد؟ راه‌حل‌ها چگونه و چه زمانی به کار گرفته خواهد شد؟ همه شده‌اند منتقد و چشمشان خیره در دستان منجیانی که خود مسبب‌ این چالش‌ها هستند. بیان حقیقی و نقادانه اشکالات و برجسته کردن نقاط ضعف و قوت نهادی و فرایندهای مختلف اجتماعی، اقتصادی، محیط‌زیستی تنها نیمی از مسیر حل مسئله است و نیم دیگر بیان راه‌حل‌هایی که عزمی ملموس برای کاربست میدانی آنها دیده نمی‌شود.

وحشت تاریخ «دیلمان» از بازگشت کارخانه سیمان

|پیام ما| در کوه‌های «نیاوُل» و «سیدسرا»، جایی که غارهای هفت‌هزارساله و گورستان‌های عصر آهن قرار دارد، کارخانه «سیمان گیلان سبز» با مجوزهایی مبهم و نظارتی نیم‌بند، به تخریب طبیعت، کوه‌ها و محوطه‌های باستانی مشغول است. گزارش‌های رسمی میراث‌فرهنگی می‌گویند بیش از ۵۵ درصد از محوطه‌های باستانی روستای نیاوُل در اثر فعالیت‌های این کارخانه و معدن آن از بین رفته است. حالا مدتی است که نشانه‌گذاری‌های جدید روی زمین‌های اطراف روستا، اهالی را نگران کرده. نشانه‌گذاری‌هایی که خبر از اجرای فاز دوم فعالیت‌های کارخانه و تخریب گسترده‌تر میراث‌فرهنگی و طبیعی دیلمان می‌دهد. به‌رغم اینکه ادعا می‌شد فعالیت این کارخانه متوقف شده، این نشانه‌ها نه‌تنها از تداوم فعالیت این کارخانه که خبر از برنامه‌ریزی برای توسعه فعالیت‌ها و گسترش تخریب‌ها دارد. درصورت اجرایی شدن این برنامه به‌یقین آثار تاریخی و فرهنگی بیشتری در این منطقه تخریب خواهد شد. منطقه‌ای که در مطالعات اولیه باستان‌شناسان بالغ‌بر ۱۴۰ اثر تاریخی از دوره‌های مختلف از نوسنگی تا قاجار در آن شناسایی شد و در شعاع ۱۵ تا ۲۰ کیلومتری محلی که معدن این کارخانه فعالیت دارد، گورستان‌های هزاره اول و قلعه‌های تاریخی وجود دارد.