بایگانی مطالب برچسب: کشاورزی

رمزگشایی از گودال مرموز

در نوار غربی ساحل دریاچه ارومیه بخشی از این دریاچه که البته این روزها در مساحت خشک آن قرار دارد، به یکباره سروکله گودالی پر از آب پیدا شد. گودالی که یک‌بار دیگر ارومیه را سر زبان‌ها انداخت؛ اما این‌بار با رمز و راز. مسئولان دولتی مانند مدیرکل حفاظت محیط‌زیست آذربایجان‌غربی و مدیرعامل شرکت آب‌منطقه‌ای این استان می‌گویند منشأ پیدایش این گودال در دست بررسی است، اما «علی‌بیت‌الهی»، زمین‌شناس و عضو هیئت‌علمی مرکز تحقیقات راه‌وشهرسازی ایران، گزارشی اولیه از این پدیده تدوین کرده است که در آن می‌گوید «نقطه مذکور (گودال) احتمالاً در زمان قبل از کاهش آب دریاچه زیر آب بوده و در محل و محدوده تقریبی گودال محدوده آبی وسیع‌تر در میان نهشته‌های نمکی اطراف قابل‌مشاهده است. می‌توان استدلال کرد که محل تشکیل گودال کنونی، محل وجود گودال بزرگتری پیش از این بوده و این پدیده تازه‌ای در نیست.» این گزارش در مورد منشأ آب این گودال نیز می‌گوید: «مسیر کانال آب از دریاچه سد حسنلو(شورگل) تا شمال روستای «شیرین‌بلاغ» ادامه یافته است و اراضی بین نوار ساحل و مسیر کانال را پوشش می‌دهد. این مسیر در شمال روستای شیرین‌بلاغ تمام می‌شود و آب کانال در مسیری رو به‌سوی ساحل (به‌سمت شرق) جریان پیدا می‌کند.» جریانی که به‌نظر می‌رسد وجود بخشی از آب ظاهرشده در گودال را توجیه می‌کند. همچنین، احتمالاً با توجه به مسیر کانال و سمت‌وسوی زهکش آب‌های زراعی، ارتباط آب گودال با آب زراعی قابل استنباط است.

زندگی در یک قدمی قحطی

«بچه‌هام بعد از خوردن اینها، استفراغ می‌کنند. بوی خیلی بدی می‌ده.» این را «ایمان رجب»، مادر شش فرزند می‌گوید که داخل چادری پر از مگس در شهر غزه نشسته و مشت‌مشت آرد الک می‌کند. این نصفه کیسه آرد را از داخل یک سطل زباله پیدا کرده است. کیسه پر از حشره است و آلودگی در آن موج می‌زند. اما همین هم امید ایمان برای سیرکردن فرزندان و زنده نگه‌داشتن آنهاست. او بار دیگر آرد را الک می‌کند تا نان درست کند.

دست‌های بی‌ادعا زندگی‌بخش تالاب‌های خشک

«مؤسسه مطالعه و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران» پنجشنبه گذشته همایشی با عنوان «نقش جوامع محلی در مدیریت منابع آب» برگزار کرد. همایشی که به‌گفته مجریان آن، در جست‌وجوی دانش جایی بیرون از دانشگاه است؛ دانشی اصیل، در میان جامعه محلی، آن‌هم آنجا که به ثمر نشسته‌ است. تلاش‌های «سیروس زارع» و «علی‌نصیری»، دو روستانشین از جنوب استان فارس، یکی از احیای تالاب خشک‌شده «کمجان» و دیگری در استفاده و مدیریت منابع آب به‌نفع «بیابان‌زدایی» و حفاظت از گونه‌های حیات‌وحش در منطقه‌ای که می‌رفت تا بیابان شود (پاقلات) به‌عنوان دو الگوی موفق و درس‌آموخته در این همایش روایت شد. روایتی از سختی‌ها و صبوری‌ها که با همراهی جامعه‌محلی و تکیه بر توان و دانش بومی منطقه، با پایانی خوش همراه شد. کمجان امروز یک تالاب احیا شده است و «پاقلات و ارتفاعاتش» روستایی که بیابان را به منطقه‌ای مطلوب برای بنات و نبات تبدیل کرده است.

«رفع تداخل» یا سلب مالکیت

|پیام‌ما| شش دهه از تصویب قانون ملی جنگل‌ها می‌گذرد. چه در دوران پیش از انقلاب و چه پس از آن، موضوع رفع تداخلات اراضی جامعه محلی با آنچه به‌نام منابع ملی می‌شناسیم، همواره یکی از موضوعات مهم دولت بوده است. تداخلی که معمولاً به‌دلیل محدودیت‌ها هم به ضرر جامعه محلی تمام شده است و هم به ضرر منابع ملی. این میان، سوداگری گروهی اندک در قالب طرح‌هایی که به‌عنوان زمین‌خواری مطرح می‌شود نیز مطرح است. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی کارشناسی اعلام کرده است که پس از انقلاب اسلامی تصویب «قانون افزایش بهره‌وری بخش کشاورزی و منابع طبیعی» و ایجاد کمیسیون‌‎های مربوط به آن در استان‌ها، به‌عنوان اقدامی مؤثر در این زمینه بود. قانونی خوب که شیوه اجرای آن، کارایی لازم را از آن گرفته بود. به‌نظر می‌رسد این مطالعه کمیسیون‌های مربوطه فقط رفع تداخلات را می‌بینند نه مدیریت آن را؛ همین نبود مدیریت، زندگی جامعه محلی را خدشه‌دار کرده است. همچنین، این گزارش هشدار می‌دهد کمیسیون‌ها نباید به‌بهانه رفع تداخل در حدود مالکیت تداخل کنند.

رسیدن به آینده سبز با مد پایدار

آوارگی در وطن

دهمین نسخه «گزارش جهانی از آوارگان داخلی» یا GRID، بار دیگر آمار بی‌سابقه‌ای اعلام کرده است؛ تا پایان سال ۲۰۲۴، ۸۳ میلیون و ۴۰۰هزار نفر در کشور خود آواره شده‌اند.شمار آوارگان داخلی ۲۰۲۵ که تعداد بی‌خانمان‌شده‌های داخل کشورها را تا پایان سال ۲۰۲۴ محاسبه کرده، بیش از دو برابر آمار اولین گزارش این سازمان است که یک دهه پیش منتشر شد.

بودن یا نبودن سطل‌های زباله؟

سه سال از آن بهاری که اهالی سراوان مقابل ماشین‌های حمل زباله برای چند هفته ایستادند تا زباله‌ به جنگل نرسد، می‌گذرد. سه سال بعد از آن برخوردهای سخت با مردمی که دهه‌ها از بو و کوه چند‌صدمتری زباله خسته بودند، «فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، در هفته گذشته به گیلان سفر کرد و گفت «موضوع زباله در گیلان قابل‌حل است؛ چون زباله در شمال کشور هنوز به مرحله بحران نرسیده است.» از نظر سخنگو، کوه‌های زباله در جنگل و ساحل، نبود سایت‌های استاندارد، مشکل گسترده کارخانه کود آلی و زباله‌سوزها، بی‌توجهی به تفکیک از مبدأ و زباله‌های سرگردان در روستاها و اعتراضات و بستن راه بر ماشین‌های حمل زباله هنوز به مرحله بحرانی نرسیده! این صحبت‌ها در حالی از سوی نماینده دولت مطرح شده است که از اسفند گذشته صدای دهیاران روستاهای گیلان بلند بود. آنها سردرگم میان عملکرد استانداری برای مدیریت پسماند قرار گرفته‌ بودند؛ زمانی به‌اجبار سطل‌های زباله از روستاها جمع شد و به آنها گفتند خودشان باید زباله‌های روستاهایشان را مدیریت کنند و حالا به آنها گفته شده به‌اجبار باید سطل زباله بگذارند. آنها می‌پرسند چه چیزی در این چند سال تغییر کرده؟ آیا محل دپوی جدیدی برای زباله‌ها تعیین شده؟ آیا فکری به حال ساماندهی سراوان و دیگر محل‌های دپو کرده‌اید و آیا قرار است حالا برخلاف سال‌های قبل زباله‌های روستایی را جمع کنید؟ دهیاران بسیاری از روستاها بدون پاسخ از سوی استانداری، سرگردان در این شرایط هستند و بسیاری از آنها می‌گویند بازگشت سطل‌های زباله یعنی برگشت به عقب.

برنج؛ ترجیح واردات به تولید

|پیام‌ما| «کدام محصول را می‌توانیم یک سال در انبار خانه خود نگه داریم و بعد بفروشیم؟ چه بکاریم که حداقل هزینه‌های کار حتی بعد از یک سال به ما برگردد؟ ناچاریم برنج بکاریم. می‌گویند آب نداریم برنج نکارید. مگر آب برای بقیه محصولات هست؟! لااقل برنج خراب نمی‌شود، ما هم باید درآمد داشته باشیم، چطور وزارت جهادکشاورزی متوجه این موضوع نیست؟» این صحبت‌های یک شالیکار در استان اصفهان است؛ یکی از استان‌هایی ممنوعه برای کشت برنج. شبیه همین حرف‌ها را شالیکاری دیگر در خوزستان می‌گوید. جمله‌هایی که آغاز دردسر برای شالیکاران در شمال کشور به‌ویژه گیلان است. جای دیگری که نباید، برنج می‌کارند و شالی شمالی‌ها روی دستشان می‌ماند. اما فقط شالیزارهای استان‌های ممنوعه نیستند که مشکلات متعددی برای استان‌های مجاز به کشت برنج ایجاد می‌کنند، بلکه واردات بی‌رویه این محصول هم هست. وارداتی که با ارز ترجیحی انجام می‌شود و دو سال پیاپی برنج گیلانی‌ها را روی دستشان گذاشته است. آن‌هم برای تأمین چه میزان برنج؟ برای تأمین محصولی که روزانه ۸ تن آن هدر می‌رود.