بایگانی مطالب برچسب: پارکهای ملی
وطنپرست بود؛ در عمیقترین مفهومش
طبیعت بهعنوان میراث ملی؛ درس «اسکندر فیروز»
محیطزیست گیر افتاده میان امنیت و معیشت
|پیام ما| تعیینتکلیف خرسهای سیاه، ترکیب کمیتهیوز، تفرج در پارک ملی گلستان، صدور پروانه شکار برای قرقداران، رویه انتخاب مناطق چهارگانه، دخالت امنیتیها و حراستیها در ریزترین تصمیمات مرتبط با مدیریت حیاتوحش، دغدغههای حفاظت در زمانه جنگ موضوعاتی بودند که با «حمید ظهرابی»، معاون محیطزیست طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست، مطرح کردیم. ظهرابی در پاسخ از تغییر در رویه در انتخاب مناطق، تأثیر خشکسالی بر مسئله پروانهها، تشکیل کمیتههایی برای گونههای مختلف حیاتوحش، آغاز آزمایشهای ژنتیک برای خرسهای سیاه در اسارت، لزوم تغییر الگوی معیشت در فریدونکنار و پیگیری سامانه پدافند زیستی برای آسیب کمتر به مناطق چهارگانه گفت.
حفاظت مشارکتی بهجای دیوار بلند «دژ حفاظتی»
پارک، گلستان شد
همصدایی مردم و محیطبانان «گلستان» جهانی شد
حفاظت مشارکتی، فرایندی سخت و چندبُعدی است. بااینحال، یک تیم در پارک ملی گلستان توانست آن را محقق و نام ایران را برای نخستینبار در فهرست «پنج روایت برتر اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN)» ثبت کند. گلستان که عنوان اولین پارک ملی ایران را در کارنامه دارد، حالا اولین منطقه تحتحفاظت کشور است که توانسته داستان موفقیت خود را در سطح جهانی مطرح کند و الگویی الهامبخش برای حفاظتگران جهان باشد. این، حاصل حدود شش سال تلاش شبانهروزی و همکاری مدیران محیطزیست، محیطبانان، همیاران، کارشناسان، خیرین، دانشگاهیان، مستندسازان، اهالی رسانه و مهمتر از همه، مردم محلی حاشیه پارک است.
بازگشت یوز
«بهاندازه یکدهم توران هم دیده نشدهایم. از سال ۸۸ نه نیروی محیطبانی زیاد شده و نه تجهیزات. پارک ملی توران برای هر پاسگاه محیطبانی یک خودرو دارد، اما ما حتی یک خودروی عملیاتی نداریم! از ابتداییترین ابزار حفاظتی محرومایم. آب داریم، ولی آبرسانی با تراکتور با ظرفیت فقط سه تا چهار هزار لیتر انجام میشود، درحالیکه استانهای خراسانجنوبی و سمنان کامیونهای مخصوص آبرسانی ۱۲ هزار لیتری دارند.» اینها گفتههای «احمد صفرزاده»، رئیس اداره حفاظت محیطزیست شهرستان جاجرم، است. پناهگاهی که با پنج سال کوشش مداوم او، محیطبانان، مردم محلی و همراهی ادارهکل حفاظت محیطزیست خراسانشمالی احیا شده و شاهد حضور دوباره یوزپلنگ آسیایی بوده است. در روز ملی یوز درحالیکه همه نگاهها بهسمت توران چه بهلحاظ زیستگاه، سایت فراجمعیت و جاده عباسآباد است، سراغ میاندشت رفتیم.
سکوت جنگل را ندزدید
یوز همچنان قربانی جاده و بیآبی
در ایران هیچ گونهای بهاندازه «یوزپلنگ» توجه مردم و رسانهها را به خود جلب نکرده است. از ابتدای دهه هشتاد، پروژه بینالمللی برای حفاظت از این گونه تعریف شد و دفتری در سازمان حفاظت محیطزیست به آن اختصاص دادند. پس از اجرای سه فاز تعلیق پروژه، حالا پس از شش سال دوباره شاهد شروع پروژه اینبار با عنوان «ملی» هستیم. پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و زیستبومهای مرتبط، برجستهترین برنامه و تلاش کشور برای حفظ آخرین جمعیت یوزپلنگ بوده است. این پروژه در روند اجرای خود بیشترین حجم مشارکت متخصصین خارجی و داخلی، بالاترین سطح حمایت اجتماعی و دریافت بیشترین سرمایهگذاریهای مالی و انسانی را در امر حفاظت از یک گونه در ایران بههمراه داشت. چرا برخلاف انتظارها، دارا بودن این حجم از حمایت نهتنها به احیای جمعیت یوز در ایران منجر نشد، بلکه شاخصهای جمعیتی نشان از روند کاهشی جمعیت یوز دارند؟ در گفتوگو با «باقر نظامی»، مدیر ملی پروژه یوزپلنگ آسیایی و زیستبومهای مرتبط، دراینباره از او پرسیدیم. این گفتوگو البته به آسیبشناسی فازهای پروژه محدود نشد و در آن مواردی مانند اولویتهای پروژه، همکاران آن و آخرین وضعیت جاده یوز را هم جویا شدهایم.
دوستی خالهخرسه در سبلان
چه اتفاقی میافتد که خرسی، با توان بالقوه حمله به انسان، در میان جمعیتی پرتعداد و در فاصلهای چندمتری در ارتفاعات سبلان آرامآرام پرسه میزند و بهدنبال لقمهای غذا میگردد؟ خرسها معمولاً در طول روز فعالاند، اما در مناطق پرجمعیت انسانی اغلب به فعالیت شبانه روی میآورند تا از مواجهه مستقیم اجتناب کنند. بااینحال، ویدئویی که اخیراً از حضور خرس سبلان در میان کوهنوردان منتشر شده، این پرسش را مطرح میکند که چرا این حیوان در روشنایی روز اینچنین به دور انسانها میچرخد و به دریافت غذا از آنها نیاز پیدا کرده است؟
شلیک در پارک ملی گلستان
«محمود شهمرادی فرمانده پاسگاه محیطبانی سولگرد، در پارک ملی گلستان به شهادت رسید.» خبر تلخ است، تلختر میشود وقتی میدانیم سه ماه قبل محیطبان «یاسر مصدق» در همین پارک ملی به شهادت رسیده است. هر دو محیطبان سالها در این پارک ملی خدمت کرده و زیر و بم آن را میشناختند. دراینباره که چطور درگیری شروع شد؟ چه کسی اول شلیک کرد؟ شکارچیان چند نفر بودند و محیطبانان چند نفر؟ چطور خبردار شدند؟ بر سر پیکر همکار شهیدشان در منطقه سولگرد چه گفتند؟ و... میشود طوری نوشت که با خواندنش اشک مخاطب برای مظلومیت محیطزیست و محیطبانان درآید. اما بیایید از زاویه دیگری به این مسئله نگاه کنیم؛ اینکه چرا پس از فاجعه دوم، بحثهای جدی درباره اثربخشی حفاظت مشارکتی ایجاد شد؟ کارشناسانی که سالها در پارک ملی گلستان فعالیت کردهاند، در گروههای تلگرامی و … چه میگویند؟ وقتی سازمان حفاظت محیطزیست از حفاظت مشارکتی حرف میزند، منظورش چیست؟ آیا تعریفی از این شیوه دارد؟
کار زنان در حوزه گوشتخواران هنوز تعجبآور است
موشکها که به تهران رسیدند و آوار را بر سر ساکنان بخشهایی از تهران ریختند، اولویت رسانهها را تغییر دادند. در شرایط جنگی پرداختن به مقوله زنان حفاظتگر و چالشهایی که در کارشان با آن مواجهاند، نه دیده میشد و نه حتی مسئله حفاظتگران بود. گرچه در زمانه آتشبس هستیم اما دوباره چهارشنبهها، سراغ زنان حفاظتگر میرویم تا یادمان نرود این جامعه گرههای زیادی دارد که باید گشوده شود. در این گفتوگو با «آذین سعیدینسب» از حفاظتگران نسل جدید که در زمینه گوشتخواران فعالیت میکند، صحبت کردیم. او در این گفتوگو چالشهایی را که زنان در این عرصه به صرف جنسیتشان با آن مواجهاند، برشمرد و مهاجرت را بخشی از مراحل زندگی نسل جدید دانست؛ مدرسه، دانشگاه، کار و مهاجرت. «دلم میخواهد بدانم زندگی و کار در جایی که به صرف جنسیت تو را از ابتدا کنار نمیگذارند، چه حسی دارد. »
