بایگانی مطالب برچسب: میراث معنوی
میراث را به یونجه فروختند
اینجا «ربط» است، یکی از مهمترین محوطههای باستانی آذربایجانغربی؛ جایی که گمان میرود حلقه اتصال تمدن آشور، اورارتو با مانناییان باشد. باوجوداین، مشاهدات میدانی «پیام ما» تکاندهنده است. کشاورزان روی شیب این تپه باستانی سخت مشغول به کشتوکارند. اینجا دیگر نه بحث حریم مطرح است و نه حتی عرصه، روی محوطهای که کشفیات آن جامعه باستانشناسی را به سرنخهای دنیای کهن متصل میکند، کشاورزی در حال انجام است. پیگیریهای «پیام ما» اما به نتایج عجیبتری هم میرسد؛ مدیران میراثفرهنگی شهرستانها، خودشان اجازه کشاورزی را دادهاند! بررسیهای بعدی گویای آن است که اجاره دادن زمینهای عرصه و حریم محوطههای باستانی که به تملک وزارت میراثفرهنگی درآمدهاند، در استان آذربایجانغربی به رسمی عادی بدل شده است و حتی کارمندان میراثفرهنگی این استان، به آن وجهه حفاظتی و قانونی میدهند و سعی در توسعه آن دارند. هرچند مدیرکل دفتر ثبت آثار وزارت میراثفرهنگی این اتفاق را تخلفی آشکار میداند و مدیرکل میراثفرهنگی استان آن را تکذیب میکند، این رویه اما روی عرصه تپههای باستانی «ربط»، «قلایچی» و «موتآباد» دیده میشود. جالب اینجاست که مدیران اداره میراثفرهنگی شهرستانها از کشاورزان اجارهبها میگیرند؛ اما آنقدر اندک که گاهی به یک یا دو میلیون هم نمیرسد. سؤال اینجاست که چطور تا امروز این مسئله از سوی مدیران ارشد وزارتخانه میراثفرهنگی نظارت نشده و هیچ مسئولی عملکرد مدیران این استان را زیر سؤال نبرده و مانع نابودی محوطههای باستانی نشده است؟
جشن جهانی «سده» بدون کرمان
|پیام ما| روزها، ماهها و فصلها برای ایرانیان باستان ختم به نظام معیشتیتان یعنی کشاورزی میشد. آنها سال را به دو فصل تقسیم میکردند، تابستان بزرگ از ابتدای فروردین تا پایان مهر و زمستان بزرگ که از ابتدای آبان شروع میشد و به پایان اسفند میرسید. آنها اما از همان ابتدای شروع زمستان بزرگ در رؤیا و جستوجوی بهاری سبز بودند و همین خواست موجب میشد همهٔ آیینها حتی در زمستان هم رنگی از بهار و سبزی بگیرند، بهطوریکه آنها از نخستین روزی که تاریکی و طولانی بودن شب کاسته میشد و به روشنایی افزوده میشد، به پیشواز بهار میرفتند و از همین رو «یلدا» را میتوان اولین آیینی دانست که در استقبال از بهار و سبزی برگزار میشد. «سده» هم با ۴۰ روز اختلاف در همین مجموعه قرار میگیرد و بعد از آنکه ۱۰ روز از زمستان بزرگ سپری میشد، ایرانیان جشن «سده» را برپا میکردند؛ چون بر این باور بودند که اوج و شدت سرما سپری شده است و توان و نیروی این پدیدهٔ نابهسامانی و سکون که از کردار اهریمن محسوب میشود، رو به زوال و کاستی است. این جشن را آبانروز از بهمنماه برگزار میکردند، به شبهنگام و درست زمانی که صد روز از زمستان بزرگ میگذشت.
گلافی؛ غرق دریای فراموشی
هنر در خطهٔ جنوب منحصربهفرد است. از «جهلهسازی» تا «خوسبافی»، هریک با توجه به تناسب اقلیم و سرزمین بین مردم راه باز کردند و سالهای سال هنرهای یکتای جنوب کشور بودند. در میان این هنرهای کهن که حالا رمقی برایشان نمانده و چند موسپیدکرده به آن مشغولند، به سراغ لنجسازی رفتهایم که بین اهالی جنوب به هنر «گلافی» معروف است.
