بایگانی مطالب برچسب: فضای مجازی

دختران دریا

|پیام ما| «نئارخوس»، دریانورد و فرمانده ناوگان دریایی اسکندر مقدونی، در قرن چهارم پیش ازمیلاد در سفر دریایی‌اش به خلیج‌فارس، از جزیره هنگام یاد کرده است. در قرن‌های شانزدهم و هفدهم نیز نیروهای نظامی پرتغال این جزیره را اشغال کردند. در سال ۱۹۱۳ بریتانیا پایگاه دریایی‌ای در آن ایجاد کرد. از اواخر دهه ۱۹۴۰ کشتی‌های نفتکش در مسیر خود به تنگه هرمز، که حدود ۶۰ کیلومتر از هنگام فاصله دارد و یکی از نقاط کلیدی تجارت جهانی نفت است، از نزدیکی این جزیره عبور می‌کنند. اینها همه نشان از موقعیت استراتژیک این جزیره گرمسیری کوچک در انتهای خلیج‌فارس دارد که همیشه مورد توجه بوده است. اما امروزه جزیره هنگام شهرت دیگری هم دارد؛ «دختران دریا» و تنها زنان ایرانی‌ای که به حرفه ماهیگیری مشغول‌اند.

آمار نگران‌کننده روند صعودی قتل در ایران

کارزار، دعای دسته‌جمعی و استوری‌های پی‌در‌پی شهروندان برای یافتن دختر گمشده کارساز نشد. ۱۰ روز تمام چشم‌ها پی الهه حسین‌نژاد گشت و درنهایت پنجشنبه، ۱۵ خرداد، جسم بی‌جان او پیدا شد. ماجرا به‌گفته قاتل که مشخص شده راننده اتومبیلی است که او را برای رساندن به خانه‌اش سوار کرده بود، زمانی مرگبار می‌شود که قاتل گوشی تلفن همراه گران‌قیمت مسافر را می‌بیند. الهه حسین‌نژاد مقاومت می‌کند و درنهایت سرنوشت او مشابه امیرمحمد خالقی می‌شود؛ دانشجویی که زمستان پارسال به‌دلیل مقاومت برای دزدیده‌نشدن لپ‌تاپش مقابل خوابگاه دانشجویی، جان خود را از دست داد. هرچند که برخی ناامنی شهر برای زنان را ریشه قتل الهه می‌دانند، برخی دیگر معتقدند عوامل اقتصادی در تعدد جرایم بی‌تأثیر نیست. افزایش روایت‌های دزدی، این پرسش را در ذهن ایجاد می‌کند که آیا جرایمی مانند سرقت، خشونت و قتل در سال‌های اخیر افزایش پیدا کرده است؟ متأسفانه آمار میزان جرایم در سال ۱۴۰۳ در دسترس نیست، اما بررسی‌ها از میزان جرایم حوزه‌های انتظامی کشور در سال ۱۴۰۲ نشان می‌دهد اغلب جرایم، مانند قتل، نزاع دسته‌جمعی و شرارت‌ها نسبت به سال ۱۴۰۱ بیشتر شده است.

شهر ناامن جوانی الهه را بلعید

|پیام ما| «الهه حسین‌نژاد»، تنها چند قدم با خانه‌اش فاصله داشت؛ اما آنچه برایش رخ داد، مسیری برگشت‌ناپذیر بود. راننده‌ای که قرار بود او را به مقصد برساند، با دیدن گوشی موبایلش تصمیم به سرقتی گرفت که منجر به قتل این دختر بیست‌وچهارساله شد. حادثه‌ای که بار دیگر پرسش‌هایی جدی درباره امنیت زنان در فضاهای شهری مطرح کرد؛ اینکه آیا مسئولیت تأمین امنیت بر دوش شهروندان است یا ساختارهای شهری و نهادهای رسمی؟ «نفیسه آزاد»، جامعه‌شناس، در گفت‌وگویی با «پیام ما» این حادثه را بازتاب بحران‌های زیرساختی، جنسیتی و اقتصادی می‌داند که در آن فقر، نابرابری و ضعف در مدیریت شهری، جان زنان را بیشتر در معرض خطر قرار می‌دهد.

ویزافروشی در دفاتر مسافرتی

دفاتر خدمات مسافرتی ایران سال‌هاست در رکود گردشگری و فقدان برنامه و نظارت کافی بر عملکرد دفاتر تازه‌تأسیس براساس مجوزهای بی‌رویه، وضعیت رو به احتضاری پیدا کرده‌اند. تعداد زیادی از دفاتر خدمات مسافرتی باسابقه در حالی به‌دلیل هزینه‌های بیمه و نیروهای انسانی، مالیات‌های سنگین و ازدست‌رفتن نیروی انسانی متخصص در بحران کرونا از ریل صنعت گردشگری ایران خارج‌ شده‌اند که طی این سال‌ها صدور هزاران مجوز تأسیس دفاتر گردشگری آن‌هم بدون نظارت، فضا را برای افراد سودجو و فاقد تخصص باز کرده است. تا جایی که حالا براساس تأیید رئیس انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی ایران، دفاتر تازه‌تأسیس در گردشگری کشور به‌دلیل نبود گردشگر و رکود بازار، به مشاغل سیاه و کاذب روی آورده‌اند و در حال استخراج رمزارز هستند.

«بی‌وطنی» یا «وطن‌فروشی»؟

|پیام ما| چهارمین فیلمواره «چشم هفتم در میراث»، در حالی در موزه سینما برگزار شد که مستندسازان نسبت به توجه و حمایت متولیان میراث‌فرهنگی به این حوزه ابراز ناامیدی کردند. رئیس ایکوم ایران در این مراسم گفت: سینما یک رسانه جامع و کامل است که می‌تواند مفهومی را منتقل کند که گاه با زبان و گاه با قلم امکان بیان آن وجود ندارد، اما افراد زیادی را داریم که در سینمای مستند این حوزه، فعالیت می‌کنند و حتی سال‌ها بعد می‌توان به آن‌ها استناد کرد. «سیداحمد محیط طباطبایی»، با اشاره به جشنواره فیلم‌های مستند «یادگار» که تا سال ۸۴ با همکاری سازمان وقت میراث‌فرهنگی، سازمان صداوسیما و انجمن مستندسازان برگزار می‌شد، ابراز امیدواری کرد شاید «فیلمواره چشم هفتم میراث» بخش کوچکی از آن جشنواره را جبران کند. او وجود امضای مؤلف پای کار مستند را مهمترین نکته مستندسازان سال‌های گذشته دانست و ادامه داد: دهه ۴۰ را می‌توان دهه طلایی سینمای مستند ایران دانست، زمانی که فیلمسازان ما همه مؤلف بودند و کارشان روایتگری صرف نبود.

تتلوهای دیگری در راه‌اند؟

ترس از طالبان، خلبان را سوزاند

روی برگه خروج نوشتند متولد ۱۷ مرداد سال ۱۳۵۴ است. همان روزی که کنسولگری ایران در مزارشریف فتح شد. طالبان حاضران در کنسولگری را کنار دیوار قرار دادند و هرکدام را ۵۰ بار گلوله‌باران کردند. اگر تاریخ تولدش واقعی باشد، او ۲۳ سال قبل از آن روز شوم، در یک ظهر تفتیده نیمه تابستان، متولد شده بود. ۱۷ مرداد امسال که می‌آمد، ۵۰ساله می‌شد. او ۵۰سالگی را ندید. دو هفته وقت داشت تا خودش را از خراسان‌رضوی به مرز برساند و از آنجا راهی افغانستان شود، افغانستانی که طالبان بیشتر از سه سال است در آن به قدرت رسیده است. او در سومین روز از این مهلت دوهفته‌ای خودش را در خانه‌اش در مشهد آتش زد. ۲۸ اردیبهشت، خبر جان باختن او به رسانه‌ها رسید و بعدتر هویتش آشکار شد. برخی می‌گویند ترس از طالبان فکر مرگ را در او پررنگ کرده است. ترس به جان بسیاری دیگر از مهاجران افغانستانی هم افتاده است. «مسئله دیگر از حق تحصیل و آزادی گذشته، مسئله مرگ و زندگی است.» از او در فضای مجازی یک برگه خروج مانده است و یک عکس، برگه‌ای با تاریخ تولدی که شاید واقعی نباشد، با نام پدر و اسم و فامیل خودش؛ «محمدامیر توسلی».

هیاهویی برای هیچ

نگاهی انتقادی به دستاوردسازی معاونت انسانی سازمان حفاظت محیط‌زیست در حوزه ارزیابی