بایگانی مطالب برچسب: فرهنگ

جوشش شهر در رگ‌ ادبیات داستانی

چگونه واژه‌ها از طریق بدن و حافظه، زیسته می‌شود؟

فروغ و تیرگی زن

تداوم یک نظام نمادین از اسطوره تا سیاست امروز

زنان کویر، طلایه‌داران امید

به‌بهانه دو دستاورد بین‌المللی کرمانی‌ها

در میانه میدان، مراقبتی فمینیستی

مروری بر کتاب «شعاع؛ میدان تحریر، برداشت دوم»

معشوق جاودان افشار

ایران، معشوق جاودانش بود. کیلومترها از خاک ایران را زیر پا گذاشت تا آن را هرچه بهتر بشناسد و بشناساند. سفر کرد، نوشت، جست‌وجو کرد؛ به امید اینکه توشه‌ای برای آیندگان باقی بماند و آنچه از خود به‌جای گذاشت میراثی ماندگار بود که در کتاب‌هایی که نوشت و تلاش‌هایی که کرد مشهود است. عصرگاه شانزدهم مهرماه، سالروز صدسالگی‌ «ایرج افشار»، پژوهشگر فرهنگ و تاریخ و پدر کتاب‌شناسی ایران، در کانون زبان پارسی پاس داشته شد تا به این پرسش پاسخ داده شود «ایران را چرا باید دوست داشت؟». پرسشی که «محمدعلی فروغی»، سیاستمدار تجددخواه ایران، نزدیک به صدسال پیش مطرح کرده بود و شاید اگر افشار در این نشست حضور داشت، پاسخ این پرسش را در جانِ فرهنگ و تاریخ این سرزمین می‌جست و به ما یادآوری می‌کرد که عشق به ایران، پیوندی ناگسستنی با گذشته، حال و آینده‌اش دارد.

آخرین سفر تمبر

در سال ۱۸۴۰ نخستین تمبر جهان «پنی‌بلک»، در انگلستان چاپ شد. نزدیک به سه دهه بعد، ناصرالدین‌شاه در سفر به اروپا با تمبر آشنا شد؛ رهاورد این سفر انتشار نخستین تمبر ایرانی به‌نام «تمبر باقری» در سال ۱۸۶۸ بود. حالا ۱۵۷ سال از آن روز می‌گذرد و تمبر، این سند کوچک ارتباطات، در ایران حال خوشی ندارد؛ کشوری که زمانی از نخستین اعضای اتحادیه جهانی پست بود، تمبر را به حافظه تاریخی سپرده و در مراسلات پستی به برچسب بی‌هویت سفیدی تبدیل شده‌است. طبق قوانین اتحادیه جهانی پست (UPU)، هر کشور موظف است سالانه مجموعه‌ای از تمبرهای چاپ‌شده خود را برای بایگانی و تبادل فرهنگی میان ۱۹۲ کشور عضو این اتحادیه ارسال کند. به‌این‌ترتیب، تمبرهای ایران در کشورهایی نظیر اسرائیل و آمریکا که روابط دیپلماتیک رسمی با ایران ندارند نیز دیده می‌شود. این مهم گواه اهمیت و نقش بی‌بدیلی است که تمبر در دیپلماسی فرهنگی ایفا می‌کند. به‌ مناسبت تأسیس اتحادیه پست هرساله ۹ اکتبر (مصادف با ۱۷ مهرماه) را روز جهانی پست و تمبر می‌دانند. در این گزارش دلایل مهجوریت تدریجی این رهاورد فرنگی ناصرالدین‌شاه را مرور می‌کنیم.

زلزله پنهان طبقه متوسط فقیر

نمی‌دانم تابه‌حال در میدان انقلاب دیده‌اید کسی با کت‌وشلوار مرتب و عینک فریم‌نازک، بساط دست‌فروشی کتاب یا ساز پهن کرده باشد و هم‌زمان تحلیل رمزارزها را چک کند؟ یا در کافه‌ای در مرکز شهر به فردی برخورده‌اید که ساعت‌ها درباره هنر مدرن حرف می‌زند، اما شب به آپارتمانی کوچک در حاشیه شهر بازمی‌گردد؟ این تصویرهای پراکنده، نشانه ظهور لایه‌ای اجتماعی‌اند که نه کاملاً «فقیر» به‌معنای سنتی آن است و نه «طبقه متوسط» به سبک کلاسیک؛ بلکه گروهی برزخی و سیال را شکل داده‌اند که جامعه‌شناسان از آن با عنوان «طبقه متوسط فقیر» یا شما بخوانیدش «طبقه متوسط تهی‌شده» یاد می‌کنند. این طبقه در دهه‌های اخیر به بازیگر خاموش اما مؤثر تحولات اجتماعی ایران بدل شده است؛ نیرویی که همچون زلزله‌ای زیرپوستی، فشارهای پنهان را در دل جامعه انباشته می‌کند و گاه در بزنگاه‌های تاریخی، خیابان‌ها را به لحظه اسپینوزایی (خیزش نهایی) درمی‌آورد.

موسیقی نواحی، صدای اقلیم

«ما راویان قصه‌های رفته از یادیم…» این را «فؤاد توحیدی»، موسیقیدان پژوهشگر موسیقی نواحی ایران، می‌گوید. او نزدیک به سه دهه روی موسیقی نواحی استان کرمان پژوهش و آلبوم‌هایی چون «صدا، صدای کویر» که ساز آواهای نواحی کرمان را دربرمی‌گیرد، منتشر کرده است. از دیگر کارهای او می‌توان به کتاب «دوره عالی دف‌نوازی» و «نگاهی به موسیقی نواحی کرمان» که شامل ویژگی‌های موسیقی محلی کرمان، سازها، آداب و رسوم و معرفی انواع موسیقی نواحی مختلف این استان است و مجموعه «کویرانه» که دربردارنده ۲۰ آلبوم جداگانه موسیقایی است، نام برد. این نوازنده و پژوهشگر موسیقی در گفت‌وگو با «پیام ما» از چالش‌های پیش رو می‌گوید.