بایگانی مطالب برچسب: طالبان
رد مرز در پاکدشت، دلتنگی در پروان
تا «پروان» سه روز و سه شب راه است. راه دور کوچههای تنگ دروازهغار تا دامنههای هندوکش، «ظریفه» را به پسرش میرساند. او را رد مرز کردهاند و مادر طاقت نمیآورد پسر ۱۶سالهاش در ولایت پروان تنها بماند. دست شوهر و سه فرزندش را گرفته و خود را به راه دشوار سپرده. آنها بعد از تقلای بسیار پولشان را از صاحبخانه پس گرفتهاند، اندک وسایل خانه را به باربری سپردهاند و در اتوبوسی نشستهاند که به مشهد میرود. و از آنجا تا مرز دوغارون، و بعد هرات و قندهار، و بعد کابل و چاریکار. آنجا دختران را به مکتب راه نمیدهند، طالبان اینترنت را قطع کرده، بیکاری و گرانی است. ولی باید رفت.
راه رهایی از طالبانیسم و غربپرستی
|پیام ما| در نشست تخصصی «مهاجرین و نظام سلطه»، «بیژن عبدالکریمی»، فیلسوف ایرانی مهاجران را قربانی دستگاه روایتسازی نظام سلطه جهان دانست و با نقد غربپرستی در ایران گفت جامعه افغانستان تنها با یافتن «راه سومی» بیرون از دوگانه طالبانیسم یا غربپرستی کاذب میتواند آیندهای مستقل بسازد. همچنین، «سیدعسکر موسوی» انسانشناس افغانستانی هشدار داد نگاه امنیتی کوتاهمدت به مهاجران، بحران را عمیقتر میکند و خواستار رویکردی تاریخی و فرصتمحور برای تقویت پیوندهای فرهنگی و اقتصادی دو کشور شد.
زنان هنوز زیر آوارند
تکلیف طالبان با زنان روشن است: حتی اگر مرده باشی، حتی اگر خروارها خاک و گِل روی سرت ریخته باشد، حتی اگر باران ببارد و معلوم نباشد جنازهات هم چه سرنوشتی پیدا میکند، کسی تو را، احتمال زندهماندنت و جنازهات را در نظر نمیگیرد، چون امدادگر زنی نیست تا تو را بیرون بیاورد. مجروح و زخمخورده باشی هم کسی به دادت نمیرسد؛ چون طبیب و پرستار زن در کار نیست و قانون و شرع در افغانستان برای همه این موارد تکالیف روشنی دارد. در ولایات زلزلهزده «ننگرهار» و «کنر» نبود امدادگر یا نیروی پزشکی زن باعث شده است تعداد زیادی زن (که آمار دقیقشان معلوم نیست)، همچنان زیر آوار نزدیک به صد درصدی روستاها باقی بمانند. اگر پدر، پسر یا برادری از خانواده زنده مانده باشد، برای بیرون کشیدنشان تلاش میکند و اگر نه، سرنوشتشان معلوم نیست. روایت پزشکان و فعالان اجتماعی افغانستان در گفتوگو با «پیامما» با گذشت شش روز از زلزله مهیب شرق این کشور میگوید که نهفقط زنان بلکه کودکان و مردان نیز در کمبود آب، غذا، دارو، ادوات بهداشتی و حتی چادری برای اسکان، روزهای بغرنجی را میگذرانند. سازمانهای بینالمللی در مورد احتمال شیوع بیماری و سوءتغدیه در این مناطق هشدار میدهند، طالبان اما تصاویر و خبرهای امدادرسانی مطلوب خود را منتشر میکند.
ترس از طالبان، خلبان را سوزاند
روی برگه خروج نوشتند متولد ۱۷ مرداد سال ۱۳۵۴ است. همان روزی که کنسولگری ایران در مزارشریف فتح شد. طالبان حاضران در کنسولگری را کنار دیوار قرار دادند و هرکدام را ۵۰ بار گلولهباران کردند. اگر تاریخ تولدش واقعی باشد، او ۲۳ سال قبل از آن روز شوم، در یک ظهر تفتیده نیمه تابستان، متولد شده بود. ۱۷ مرداد امسال که میآمد، ۵۰ساله میشد. او ۵۰سالگی را ندید. دو هفته وقت داشت تا خودش را از خراسانرضوی به مرز برساند و از آنجا راهی افغانستان شود، افغانستانی که طالبان بیشتر از سه سال است در آن به قدرت رسیده است. او در سومین روز از این مهلت دوهفتهای خودش را در خانهاش در مشهد آتش زد. ۲۸ اردیبهشت، خبر جان باختن او به رسانهها رسید و بعدتر هویتش آشکار شد. برخی میگویند ترس از طالبان فکر مرگ را در او پررنگ کرده است. ترس به جان بسیاری دیگر از مهاجران افغانستانی هم افتاده است. «مسئله دیگر از حق تحصیل و آزادی گذشته، مسئله مرگ و زندگی است.» از او در فضای مجازی یک برگه خروج مانده است و یک عکس، برگهای با تاریخ تولدی که شاید واقعی نباشد، با نام پدر و اسم و فامیل خودش؛ «محمدامیر توسلی».
ورود طالبان به قلب میراث جهانی اصفهان
چه کسی دروازههای نقشجهان را به روی خودروهای دیپلماتها گشود؟
«طالبان» تمکین نمیکند
در پی سیلاب رودخانه هیرمند و سرریز سدهای «کجکی» و «ارغنداب» وزیر نیرو از برنامهریزی برای سفر کمیساران آب ایران به افغانستان بهمنظور سنجش میزان آب رودخانه خبر میدهد. «عباس علیآبادی» به پیامما میگوید بیش از پنج بار با طالبان برای برگزاری جلسه کمیساران مکاتبه کرده است. جلسهای که بنا بر معاهده اینبار باید به میزبانی ایران برگزار میشد، اما طرف افغانستانی میگوید مجوز سفر به ایران را ندارد. بنابراین، وزیر نیرو میگوید بهدلیل اهمیت برگزاری این نشست برای کشور، ایران داوطلب سفر به افغانستان شده است. اجتناب طالبان از سفر به ایران درحالیاست که از زمان زمامداری طالبان طی سه سال گذشته نهفقط حقابه ایران تأمین نشده است بلکه سازههای آبی افغانستان تمام سیلابهای این رودخانه فرامرزی را مهار و منحرف و از خاک ایران دور کرده است.
کمیساران غایب آب
سد کجکی در افغانستان در پی سیلابی شدن رودخانه هیرمند در بالادست سرریز کرد. خبری که براساس تصویر ماهوارهای نیز قابلتأیید است. براساس تصاویر ماهوارهای «سد کجکی»، ۳۰ فرودین ۱۴۰۴ در بیشترین میزان ذخیره آب در بالاترین حد ممکن و کاملاً پر است. طبق معاهده هیرمند میان ایران و افغانستان معیار اندازهگیری آب از سوی کمیساران آب ایران برای تأمین و رهاسازی حقابه از سوی افغانستان، ایستگاه «دهراوود» در بالادست سد کجکی است. با وجود ذخیره قابلتوجه هیچ واکنشی از سوی ایران برای بازدید و اندازهگیری آب انجام نشده است. آنهم در شرایطی که خلاف آنچه در معاهده قید شده است، طرف افغانستانی مکلف به نصف دستگاه اندازهگیری در این ایستگاه بوده است.
بزنگاهِ مذاکره
درحالیکه نهفقط بند کمالخان بلکه کانال لشگری میتواند بخش قابلتوجهی از آب سیلابهای هیرمند را نیز منحرف کند، سیلاب هیرمند چنان بزرگ و عظیم بود که سازههای آبی افغانستان توان کنترل آن را نداشتند و روز گذشته بخشی از آب طغیان هیرمند با عبور از بند کمالخان و نهر لشگری بهسمت ایران جریان پیدا کرد و وارد کشور شد. همچنین، این اتفاق برای رودخانه «فراه» نیز رخ داد و طغیان و سیلاب حاصل از آن، آب را به هامون سابوری وارد کرد؛ آبی که هنوز از میزان و حجم آن اطلاعاتی در دسترس نیست. طالبان طی سه سال زمامداریاش در افغانستان، از سال ۱۴۰۰، هر بار موضوع تغییراقلیم و خشکسالی را به عنوان دلیل عدم تأمین حقابه قانونی و تاریخی ایران به میان کشیده، اما هر بار طغیانهای رودخانههای فرامرزی با ایران خط بطلانی بر این دروغ میکشند. بهنظر میرسد حالا که شواهد و تصاویر ماهوارهای نیز مؤید پرآب بودن رودخانههای فرامرزی ایران و افغانستان ،بهویژه هیرمند، است فصل فشار بر همسایه و مذاکره پیگیرانه فرارسیده است. آنچه نیاز آبی ایران و البته حق قانونی او و شرق کشور است، نه سیلاب بلکه عمل به معاهده کهن و وعدههای تازه، اما بیسرانجام کشور همسایه و تأمین پایدار آب است.
