بایگانی مطالب برچسب: سازمان حفاظت محیط‌زیست

مرگ در گرگ و میش

نخستین عکس صفحه اینستاگرام «کاظم مصدق»، محیطبانی که غروب ششم اردیبهشت با گلوله مستقیم شکارچیان در منطقه کویلر پارک‌ ملی گلستان جانش را از دست داد، عکسی است از محیطبان «تاج‌محمد باشقره». باشقره در تیرماه سال ۱۳۹۷ با گلوله شکارچیان در پارک ملی گلستان کشته شد و کاظم زیر عکسی که از او منتشر کرده بود، نوشت «شهادتت مبارک داداش». حالا محیطبانان دیگر عکس‌ها و فیلم‌های به‌جامانده از کاظم را دست‌به‌دست می‌کنند و از شهادتش می‌گویند. او با ۴۵ سال سن، دو فرزند داشت و از سال ۱۳۹۰ محیطبان بود. چند سالی به گرگان رفت و دوباره به پارک ملی برگشت تا در گرگ و میش عصر شنبه، ششم اردیبهشت، جانش با گلوله از دست رود. روز گذشته فرمانده انتظامی گلستان خبر از دستگیری دو مظنون در ارتباط با این حادثه داد، اما آنچه برای جامعه محیطبانی و فعالان این عرصه قابل‌پذیرش نیست، تکرار حوادثی از این دست است؛ مرگ‌هایی دنباله‌دار.

صدای قلع و قمع درختان در پارک ملی گلستان

۵۹ سال پس از مرگ «قربان‌محمد سعیدی» وارثان او مبلغی را به بنیاد مستضعفان پرداخت کردند و در حال قطع درختانی هستند که جزئی از جنگل و پارک ملی گلستان شده‌اند. حدود هفت‌دهه پیش، در سال ۱۳۳۶، بخش عمده‌ای از اراضی اشخاص در استان مازندران خریداری و به «منطقه حفاظت‌شده آلمه وایشکی» ملحق شد. از ۲۰ پلاک فرعی ۱۹ پلاک خریداری شدند. با‌این‌حال یک پلاک باقی ماند، همان زمین هفت‌ هزار متری که «قربان‌محمد سعیدی» به‌شکل اقساطی در اختیار گرفت. آن زمان بنیاد پهلوی تعهداتی را برای خریدار ایجاد کرد که درصورت عدم اجرای آنها زمین را به تملک خود درآورد. با فوت آقای سعیدی تعهدات فراموش شدند و قرارداد فسخ‌شده به‌نظر می‌رسید. در طول این دهه‌ها درختان و گیاهان در این محدوده روییدند‌، قد کشیدند و جزئی از پارک ملی گلستان شدند. این روزها تنها صدایی که از این زمین به گوش می‌رسد، صدای قطع درختان است.

توافق سه‌جانبه برای حمایت از گونه‌های جانوری در خطر انقراض

رئیس سازمان محیط‌زیست با اشاره به اینکه اطلاع‌رسانی درباره خدمات بیمه خسارت حیات‌وحش امری ضروری است، گفت: با امضای توافق‌نامه سه‌جانبه، حمایت از گونه‌های جانوری در خطر انقراض استمرار می‌یابد

برکناری در سایه آلودگی

کمتر از یک ماه از معرفی پالایشگاه بیدبلند بهبهان به‌عنوان صنعت آلاینده و تشکیل پرونده قضائی برای آن، سرپرست اداره حفاظت محیط‌زیست بهبهان از کار برکنار شد. «عالیه چنگیزی» خردادماه امسال به‌عنوان دومین مدیر زن در مجموعه اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست خوزستان منصوب شده بود و از ابتدای کارش پیگیر آلودگی شدید و تخلفات پالایشگاه بیدبلند بود که به‌دلایل نامعلومی چندسال عنوان «صنعت سبز» را یدک می‌کشید. این پالایشگاه در شهرستان بهبهان در شرق خوزستان، از سال ۱۳۹۹ متعهد بود گازهای همراه ۵۲ مشعل در شرق کارون را جمع‌آوری کند که معادل ۶۵۰ میلیون فوت‌مکعب گاز است، اما این تعهد تاکنون عملی نشده است. علاوه‌براین، حوضچه تبخیر و سوزاندن هزاران تن گازهای اسیدی، اعتراض اهالی و کنشگران محیط‌زیست بهبهان و شورای شهر بهبهان را نیز به‌دنبال داشته است. مسئله صنایع آلاینده بهبهان اما به پالایشگاه بیدبلند ختم نمی‌شود. چنگیزی در ۹ماه حضورش، ۲۵ واحد صنعتی در شهرستان بهبهان را برای نخستین‌بار به‌عنوان صنعت آلاینده معرفی کرد و ۱۲ صنعت آلاینده از جمله یک شرکت نفت و گاز و یک کارخانه سیمان را نیز در شرف ثبت در فهرست صنایع آلاینده داشت که چند روز قبل از نهایی کردن این فهرست برکنار شد تا همه نگاه‌ها متوجه فشارهای صنایع آلاینده بر مدیران محیط‌زیست به‌ویژه در شهرستان‌ها شود.

چگونه سالی؟

خروج هر زن از حفاظت، یک قدم به سمت نابودی حیات‌وحش

«خروج هر زن از حفاظت ضرر بیشتری به جامعه زنان حفاظتگر خواهد زد». این گفته «عطیه تک‌تهرانی»، کارشناس حیات‌وحش، را گرچه درباره جامعه محدود مردان حفاظتگر هم می‌توان به کار برد، اما اگر پیکره نحیف زنان حفاظتگر را در نظر بگیریم، آنگاه می‌بینیم نگهداشتن هر کدام از این زنان برای حفاظت از تنوع زیستی ایران چقدر ضروری است. زنانی که با انواع و اقسام محدودیت‌ها در کارشان مواجهند و باز به‌گفته این کارشناس حیات‌وحش شرایطشان با وضعیت ایده‌آل فاصله دارد. عطیه تک‌تهرانی نامش با یوزپلنگ آسیایی گره خورده است. او از سال ۱۳۹۰ تا امروز که ۱۳ سال از آن تاریخ می‌گذرد، برای حفظ این گونه تلاش کرده؛ آن‌هم در شرایطی که تعداد کارشناسان زن در حوزه گوشتخواران بسیار محدود است و در زمینه یوزپلنگ هم حساسیت‌های فراوانی وجود دارد. در ماه‌های اخیر البته تک‌تهرانی به‌همراه پنج کارشناس دیگر حوزه حیات‌وحش با مشکل جدیدی هم مواجه شده؛‌ در نامه‌ای نام این حفاظتگر آمده و ورودش را به مناطق تحت‌مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست ممنوع کرده‌اند. در گفت‌وگو با این کارشناس حیات‌وحش از او پرسیدم چه زمانی وارد عرصه حفاظت شد، با چه مصائبی به‌عنوان یک زن در عرصه کار میدانی مواجه بود و این نامه چه شرایطی را برایش رقم زده است.

سرب و جیوه در خون کودکان ایرانی

«محمد»، کودک ۱۲ساله، هر روز به‌جای مدرسه، در حاشیه جنوب تهران روی تپه‌ای از زباله‌های الکترونیکی می‌نشیند. با دست‌های برهنه، سیم‌های یک لپ‌تاپ فرسوده را جدا می‌کند تا ذرات مس و طلای آن را استخراج کند. او نمی‌داند که هر بار این کار را انجام می‌دهد، سرب و جیوه موجود در آن قطعات، آرام‌آرام به خونش نفوذ می‌کند و نه‌تنها هوشش را کاهش می‌دهد، بلکه جسم معصوم و بی‌گناهش را نیز به هزار درد بی‌درمان مبتلا می‌کند.

بازار تاریک حیات‌وحش

چهار ماه از کشف و ضبط سه توله‌شیر سفید در ایست و بازرسی نایین می‌گذرد، در چندروز گذشته نیز این توله‌شیرها به باغ‌وحش دزفول واگذار شدند، اما همچنان هیچ پاسخ شفافی درباره مبدأ بارگیری و مقصد حمل این حیوانات ارائه نشده است. توله‌‌شیرهای سفیدی که از یک خودروی عبوری به‌سمت تهران کشف شدند، اکنون نمادی از ضعف نظارت و بی‌توجهی به حلقه‌های اصلی قاچاق حیات‌وحش شده‌اند. اما چرا هیچ‌کس به‌دنبال خریدار و فروشنده این حیوانات نیست؟