بایگانی مطالب برچسب: جنگلهای هیرکانی
کمین شکارچی غیرمجاز حوالی تنگه بیستم
خودش را مخبر جا زده بود، تماس گرفت و گفت شکارچی در حوالی تنگه بیستم است. هدایتالله دیدهبان نمیدانست دروغ میگوید. با همکارانش هماهنگ کرد و بهسمت تنگه راه افتاد. مخبر قلابی و دو نفر دیگر آنجا کمین کرده بودند. ماشین دیدهبان که رسید، شروع به شلیک کردند، نگذاشتند حتی پیاده شود. تیر به شیشه رسید و راحت از آن رد شد، از بدن دیدهبان اما بیرون نیامد، همانجا ماند و جان عزیزش را گرفت. جامعه محیطزیست که هنوز در سوگ یاسر مصدق بود، بار دیگر رخت عزا پوشید. از دست رفتن دیدهبانی که منطقه حفاظتشده «خائیز» را بهنام او میشناختند، موجی از واکنش را بههمراه داشت، اساتید دانشگاه، فعالان محیطزیست و مدیران سازمان حفاظت محیطزیست مطالب زیادی دراینباره نوشتند. «حمید ظهرابی»، معاون محیطزیست طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست، یکی از آنها بود. «باید راهی پیدا کنیم تا مردم حیاتوحش را مال خودشان بدانند، باید منافع حفاظت با منافع مردم محلی همسو شود، اما چرا نمیشود؛ بیشک اولینش این است که بهقدر کافی در این راه نکوشیدهایم، از حرف و نقل این و آن ترسیدهایم. عافیتطلبی کردهایم، بهانهای هم نداریم، هرچه بگوییم عذر بدتر از گناه است.» «محمود قاسمپوری»، استاد دانشگاه تربیتمدرس، نیز در کنار متخلفان و شکارچیان غیرمجاز از کسانی نام برد که در راه حفاظت در مواردی سنگاندازی میکنند. «در دهه ۹۰ یک پروژه مطالعاتی ارزشمند با هدف کاهش درگیری بین شکارچی و محیطبان توسط همکاران ما در حال انجام بود. نتیجه؟ بهدلیل ورود یک دستگاه امنیتی و ضعف حراست وقت سازمان حفاظت محیطزیست ناتمام ماند!» در این پرونده نوشتههای سه نفر درباره سه کارشناس محیطزیست را منتشر میکنیم؛ «هوشنگ ضیایی» پیشکسوت محیطزیست، «بهمن ایزدی» کنشگر باسابقه محیطزیست و «بهزاد رئیسیان» دبیر کمیته آموزش انجمن جهانی ارزیابی. آنها هم مشابه حمید ظهرابی و محمود قاسمپوری از زوایای دیگری تلاش کردهاند به این موضوع بپردازند، از رویه استخدامی محیطبانان گرفته تا ضرورت کارگروهی برای باز شدن گره تعارض محیطزیست و جامعه محلی.
نبض گردشگری پایدار در روستاها میزند
گردشگری مبتنیبر جامعه بهعنوان یک رویکرد نوین در توسعه پایدار گردشگری، فرصتهای بینظیری برای توانمندسازی جوامع محلی و مشارکت آنان در بهرهبرداری از منابعطبیعی، فرهنگی و اجتماعی بهوجود میآورد. در این مدل، جامعه محلی نهتنها بهرهبردار، بلکه بازیگر اصلی توسعه گردشگری است.
ساحل خزر آبستن تالابهای جدید است
حفاظت مشارکتی، قربانی نگاه امنیتی
«بسیاری از همکاران حفاظتگر ما در این سالها مهاجرت کردند یا تغییر شغل دادند، که این مسئله میتواند به از دست رفتن سرمایههای انسانی در ایران منجر شود و بهتبع آن حفاظت و وضعیت طبیعت ایران از این شرایط متأثر خواهد شد.» این گفته «المیرا شعربافی» است که سابقه ۱۷ساله در کار حفاظت دارد. او «تداوم جو امنیتی بر فعالیت حفاظتگران، فقدان امنیت شغلی و مالی، نداشتن جایگاه تصمیمگیری برای فعالین محیطزیست و بیتوجهی نسبت به فعالیتهای تشکلها و سازمانهای مردمنهاد از سوی سازمان محیطزیست، نبود یک برنامه مدیریتی حفاظتی مشخص و هدفمند» را عاملی میداند که باعث شده است بسیاری از افرادی که از گذشته در این حوزه فعال بودند، از ادامه فعالیت در ایران ناامید شوند. به این گزارهها اگر چالش زن بودن که محدودیتهای بیشتری را ایجاب میکند، بیفزاییم، شرایط میدان حفاظت مشخصتر میشود. «دوستان بسیاری دارم که برای انجام پایاننامه مجبور بودند پدر یا برادر خود را همراه بیاورند و یا حتی مجوز ورود به منطقه و اقامت در پاسگاه محیطبانی به آنها داده نشد.»
آفرودسواری، قاتل خاموش طبیعت
آفرود یکی از لاکچریترین تفریحاتی است که طرفداران بسیاری را به خود جذب کرده و روزبهروز بر محبوبیت آن اضافه میشود. رانندگی آفرود در دل طبیعت بدون رعایت اصول، اکوسیستمهای ارزشمند طبیعی را تخریب کرده و حیاتوحش را به خطر میاندازد.
مهاجرت،ایستگاه آخر
«نیایش مظفری» از جمله حفاظتگران نسل جدید ایران که کار میدانی خود را با شمارش پرندگان شکاری مهاجر آغاز کرده است، میگوید: «مهاجرت آخرین مسیریست که دلم میخواهد بروم. تصور جمع کردن چمدانی که در آن نتوانم خانوادهام، جنگلهای هیرکانی، خلیجفارس، دریای کاسپین و کودکانی را که هنوز مدرسهای برایشان ساخته نشده، جا دهم، برایم بسیار سخت است.» او که ۲۲ سال دارد، آکادمی حیاتوحش «چمروش» را برای آموزش محیطزیست به کودکان راهاندازی کرده است، تأکید میکند: «اگر روزی احساس کنم که در این خاک بستری برای فعالیتهای حفاظتیام وجود ندارد، میروم». مخاطب این گفته مسئولان سازمان حفاظت محیطزیست و سایر نهادها هستند؛ کسانی که میتوانند نسل جدید را در ایران نگه دارند یا باعث شوند چمدانشان را ببندند و جایی را برای زندگی انتخاب کنند که امکان فعالیت داشته باشند. در این گفتوگو با نیایش مظفری که در شیراز به دنیا آمده و در ساری بزرگ شده، علاوهبر اهمیت شمارش پرندگان شکاری مهاجر و نقش آنها در اکوسیستم به موانع پیش پای زنان حفاظتگر محیطزیست و همچنین اهمیت آموزش به کودکان و نوجوانان پرداختهایم که در ادامه میخوانید:
بازگشت زندگی به النگدره
یک سال پس از ممنوعیت حضور خودرو در جنگل النگدره، طبیعت جان دوباره گرفت
طبیعت در گذر ۱۴۰۳
آزادی کارشناسان محیطزیست، تغییر مدیران در سازمان محیطزیست و منابعطبیعی، کسب جایزههای جهانی «مارخو» و «استو» و «قهرمان جهانی تالاب» به کارشناسان و انجمنهای ایران، ممنوعیت شش کارشناس برای ورود به مناطق، ثبت هفتمین سمندر بهنام ایران، درگذشت استیون کلمنت اندرسون و الن ووسالو، برگزاری انواع و اقسام شبهای بخارا با موضوع محیطزیست، جادهکشی در جنگلهای شمال، کور شدن گره آلودگی هوا در ایران، نابسامانی مدیریت پسماند در شهرهای شمالی، تخریب زاگرس و... گوشهای از اتفاقات سال ۱۴۰۳ در حوزه محیطزیست و منابعطبیعی هستند. در «پیام ما» کوشیدیم در حد توان و بضاعت مهمترین اتفاقات روز را پوشش دهیم و درعینحال، نگاهی هم به سایر موضوعات بیندازیم، از انعکاس دیدگاههای نسل جدید کارشناسان حیاتوحش گرفته تا چالشهای پیش روی زنان حفاظتگر، یا انتشار خلاصهای از مقالات کارشناسان ایرانی که در مجلات معتبر جهانی منتشر شدهاند و.... واقف هستیم که برخی از موضوعات و وقایع این سال از قلم افتادهاند که هرکدام قابلیت تبدیل شدن به یک سوژه گزارش یا مصاحبه را داشتند. آنچه میتوانست منتشر شود و نشده را به حساب توان محدود ما در مقابل حجم بالای اتفاقات در این حوزه بگذارید. امیدواریم سال آتی همچنان فرصت نوشتن درباره محیطزیست ایران را داشته باشیم و بتوانیم سنگی را از پیش پای حفاظت برداریم.
