بایگانی مطالب برچسب: اصفهان
حریم مسجد جهانی عتیق از پاتوق معتادان تا حصر توسعه
نابسامانیها در حریم مسجد عتیق اصفهان که بسیاری آن را «موزه معماری ایران» مینامند، آنقدر ریشه دوانده که اثراتش را میتوان در تخریب تدریجی و عامدانه خانههای ابواسحاقیه، عبور مترو و گودبرداری در گذر کمرزرین و رسیدن رطوبت فاضلاب به دیوارهای این اثر جهانی دنبال کرد. با وجود تمام هشدارهایی که درباره وضعیت این بنا داده میشود، سودای توسعه غیراصولی همچنان به سر مدیران شهری اصفهان است. در هفته پیشرو قرار است جلسه شورای فنی میراث فرهنگی به میزبانی اصفهان برگزار شود. جلسهای که موضوع حریم مسجد جامع و همچنین پرونده ثبت خانههای تاریخی محله ابواسحاقیه از مهمترین موضوعات آن خواهد بود. اما به نظر میرسد به سامان رسیدن وضعیت این محدوده مستلزم تغییر رویه و نگاه در میان مدیران شهری و متولیان میراث فرهنگی است.
افزایش 70 مگاواتی تولید برق در نیروگاه سردار شهید حاج احمد کاظمی فولاد مبارکه
پس از وارد مدار شدن 120 مگاوات انرژی نیروگاه خورشیدی آفتاب شرق فولاد مبارکه در هفته گذشته، در گامی دیگر و با اضافه شدن سیستم «مدیا» به توربینهای گازی کلاس F نیروگاه شهید کاظمی این شرکت، 70 مگاوات به ظرفیت این نیروگاه اضافه شد؛ این در حالی است این میزان افزایش راندمان تولید، معادل یک نیروگاه کوچکمقیاس است
تبعیض در توزیع خاموشی
در خانهای در زابل، «آناهیتا»ی سهساله در وان پلاستیکی نشسته تا سرمای آب، جبران کولر خاموش باشد. چند کوچه آنطرفتر، مادری با بیماری ریوی در گرمای خفه بدون برق، برای نفس کشیدن تقلا میکند. اینها فقط روایتهایی از سیستاناند؛ جایی که قطعی برق دیگر فقط خاموشی نیست، تهدیدی برای جان است. درحالیکه برخی شهرها مثل تهران از خاموشی مصون ماندهاند و یا سهم بسیار کمی از خاموشیها دارند و در اصفهان قطعیها منظم و پیشبینیپذیر است، در شهرهایی مثل زابل، فریدونکنار و مشهد، بیبرنامگی، نوسان شدید و قطع همزمان آب و برق زندگی را مختل کرده. نابرابری در توزیع خاموشی، به گلایه و اضطراب دامن زده و شکاف مناطق گرم و محروم با پایتخت را عمیقتر کرده است.
چمدان پر از آه، کوچه پر از خاک
تمام روسری و مانتوی مشکیاش آغشته به خاک شده است. مسنتر از آن است که بتواند میان زبالهها و نخالههای بهجایمانده از انفجار موشکی چیزی را جابهجا کند. کارگرانی که برای جمعآوری نخالهها مأمور شدهاند، اما در ردیفی زیر سایه تل آواری آنسوی خیابان ایستادهاند و پیرزن را نگاه میکنند. به این دستهای چروک و چشمهای با نگاه مصمم نمیشود هیچچیزی گفت. آمده است تا از میان آنچه دشمن برایش باقی گذاشته، خردههایی از زندگیاش را پیدا کند و با خودش ببرد کمپ اسکان موقت؛ مانند چند نفر دیگر از همسایگانش که همین کار را میکنند. اینجا منطقه ۷ تهران است و آدمهایش زندگیای زیر طبقه متوسط دارند. ساختن آنچه فقط در یک چشمبرهمزدن نابود شد، برای این آدمها سالها طول کشیده بود. همین است که آمدهاند که هرچه مانده است را بردارند؛ اگر چیزی مانده باشد.
خانه، پناهگاه اصفهانیها
«از خانه بیرون نمیروم؛ نه که دلم نخواهد، قبل از این سروصداها بیشتر وقتها بیرون از خانه بودم. بهندرت دوستانم را میبینم. هوا تاریکنشده در خانهام.» اینها صحبتهای «شروین» 13ساله ساکن اصفهان است. او تنها ساکن این شهر نیست که خانهنشین شده، بسیاری از نوجوانان اصفهانی این روزها را بیشتر در خانهاند، همچنان که بزرگسالان پس از انجام کارشان بهسرعت به خانه برمیگردند. «مرجان» یکی دیگر از اهالی این شهر است که از شبهای تاریک و ترسناک شهر میگوید و بلافاصله اضافه میکند «میدانم تهران اوضاع شما بدتر است.»
حرفهایی که ستونهای چهلستون لرزاند
هفته میراثفرهنگی در اصفهان امسال نه با تجلیل از حافظان گذشته، که با یک جنجال بر سر سرنوشت میراث، به پایان رسید. در مراسمی که بهمناسبت هفته میراثفرهنگی در باغموزه چهلستون برگزار شد، امامجمعه اصفهان سخنانی بر زبان آورد که نهتنها موجی از واکنشهای کارشناسان، متخصصان مرمت، باستانشناسان و کنشگران حوزه میراث را بهدنبال داشت، بلکه فضای مجازی را نیز تحتتأثیر قرار داد. «آیتالله سیدیوسف طباطبایینژاد» در این مراسم گفت: «هزار خانه تاریخی نمیخواهیم، ۱۰ یا ۲۰ تا را نگه دارید. اگر پنجرهای خراب شد، آن را دور بیندازید و یک پنجره نو بسازید.» او همچنین درباره ستونهای چوبی چهلستون گفت که بهتر است آنها را روغن بمالند یا رنگ کنند. این سخنان که بدون پشتوانه تخصصی و خارج از ادبیات فنی مرمت آثار تاریخی بیان شد، واکنشهای گستردهای از سوی متخصصان داشت. بسیاری از کاربران فضای مجازی این اظهارات را «فرمان تخریب میراث» تعبیر کردند و از نقش غیرکارشناسی در سیاستگذاری میراثفرهنگی ابراز نگرانی کردند. در این گزارش، چند تن از کارشناسان حوزه مرمت، معماری، احیای خانههای تاریخی و جامعهشناسی شهری در گفتوگو با «پیام ما» پاسخی علمی، مستدل و کارشناسی به این سخنان دادهاند.
کنشگران میراثی چرا پای این مجلس ماندند؟
سنگقبرها هم میمیرند!
در سرزمینی که سنگها به زبان میآیند، سکوتِ گورستانها گاه رساتر از تمام فریادهای تاریخ است. سنگ مزارها، این طومارهای فراموششده، نهفقط نشانهای از مرگ، بلکه سندی از زیستناند؛ تکههایی از حافظه یک ملت که بر جان صخرهها حک شدهاند. اما چه تلخ که امروز این حافظه به فراموشی سپردهشده، زیر خروارها غفلت، خاکستر بیتوجهی و آوار توسعهگرایی بیریشه مدفون میشود. در حاشیه شهرها، زیر آسفالت خیابانهایی که هر روز از کنارشان عبور میکنیم، نهتنها استخوانها، که ردپای تاریخ، زبان، هنر و خردهفرهنگهایی آرام گرفتهاند که هیچگاه بهدرستی خوانده نشدند. قاچاق بیوقفه سنگ مزارها، حذف بیسروصدای نمادهای هنری و جایگزینی خطوط هویتی با نشانههای بیمعنا، همه و همه نشانههای یک فاجعهاند؛ فاجعهای که در آن، سندها میمیرند و حافظه تاریخی ایران، بیآنکه کسی خبر شود، دفن میشود. در این میان، روایت عکاس و مستندنگاری چون «مهدی تمیزی» گویی تلنگری است بر این غفلت بزرگ؛ او که سالهاست میان سنگهای فراموششده قدم میزند، واژهها را از دل سنگها بیرون میکشد، جنایت خاموش تاریخ را ثبت میکند و از مرثیهای سخن میگوید که با چشم، نه، با دل باید خواند. سخنان او در نشست «مزار بهمثابه سند» به مناسبت هفته اسناد ملی و میراث مکتوب، روایتی است از اسناد بیصدا، گنجینههایی در معرض فراموشی و تاریخی که اگر نجنبیم، بیبرگ و بینام خواهد ماند. در ادامه، متن کامل سخنان او را بخوانید؛ روایتی بیپرده از واقعیتهایی که شاید فردا دیگر برای شنیدنشان خیلی دیر باشد.
