بایگانی مطالب برچسب: آب زیرزمینی
احیای ناتمام
دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه داخلی ایران و یکی از مهمترین اکوسیستمهای محیطزیستی کشور، در سه دهه اخیر با خطر کاهش تراز آب و خشک شدن مواجه است. با وجود مطالبه عمومی و هشدار فعالان محیطزیست از اوایل تا اواخر دهه ۸۰ شمسی، متأسفانه دولت وقت با انگارهسازی وارونه، به این بحران محیطزیستی مهم، رویکردی امنیتی داشته و اهمیتی برای خشکشدن دریاچه ارومیه قائل نشده است. در سال ۱۳۹۲، وقتی حسن روحانی در زمان تبلیغات انتخابات ریاستجمهوری وعده صریح احیای دریاچه ارومیه را داد، متأسفانه نفسهای این پهنه آبی به شمارش افتاده و حدود ۸۰ درصد مساحت آبی خودش را از دست داده بود. باوجوداین، این وعده روحانی، بارقههای امید را در دل فعالان و دوستداران محیطزیست و مردم منطقه روشن کرد. ستاد احیای دریاچه ارومیه در سال ۱۳۹۲ توسط هیئت وزیران در دولت یازدهم تشکیل شد. در ادامه، از سال ۱۳۹۳ این ستاد با هدف نجات این اکوسیستم ارزشمند، برنامهای ۱۰ساله با ۲۶ راهکار عملی برای حفاظت و احیای دریاچه تدوین کرد. اما با گذشت بیش از یکدهه فعالیت ستاد، دریاچه ارومیه احیا نشده و حتی به شرایط بدتر از آغاز فعالیت این ستاد رسیده است. حال با سپری شدن بیش از سه دهه از آغاز اولین نشانههای شروع بحران و بیش از یک دهه از فعالیت ستاد احیای دریاچه ارومیه، باید بتوان به این سؤال مهم پاسخ داد که چرا پس از یک دهه فعالیت هنوز به نقطه اول یا حتی بدتر از آن رسیدهایم؟
جنگ، جهنم پرندگان است
پیشنهاد میکنم موتور جستجوگر گوگل خود را باز کنید و در مورد تعداد درگیریهای مسلحانه و مدرن از سال 2020 تا 2024 در دنیا بخوانید. اگر بخواهم بهصورت خلاصه نتیجه این جستوجو را به شما بگویم، بیش از 10 هزار حمله مخرب در دنیا اتفاق افتاده است. کشورهایی مانند افغانستان، اتیوپی، میانمار، یمن، سودان، اوکراین، غزه و بسیاری مناطق دیگر درگیر این جنگها بودهاند. اما در این مطلب میخواهم نگاهی عمیقتر به مسائل داشته باشیم، مانند اثرات مخرب جنگها و حتی تمرینات نظامی افراطی بر روی طبیعت و خصوصاً پرندهها. پرندهها در طول جنگ چه میکنند؟ کجا میروند؟ چه آسیبهایی میبینند؟
پساب آلوده در سفرههای زیرزمینی
هر بار که برق میرود، داستانی نگرانکننده در شهرکهای صنعتی رقم میخورد؛ پمپهای تصفیهخانه از کار میافتند و پساب صنعتی بیآنکه فرصت تصفیه داشته باشد، راه خود را به زمینهای کشاورزی و آبهای سطحی باز میکند. ایستگاه پمپاژ تنها دو ساعت ظرفیت نگهداری پساب دارد و وقتی برق قطع میشود، پس از چند ساعت مخازن لبریز و فاضلاب تصفیهنشده سرریز میشود. این روند، سه سال است که ادامه دارد و آلودگی رودخانهها، مسیلها و زمینهای کشاورزی را افزایش داده است. حالا این آلودگی به منابع زیرزمینی نیز رسیده و مدیرکل محیطزیست استان تهران نسبت به این بحران هشدار داده است. کارشناسان و اساتید محیطزیست در گفتوگو با «پیام ما» میگویند وضعیت فعلی آلودگی، به مرز بحران نزدیک شده و نیازمند توجه فوری است.
زمان طلایی نجات کانونهای بحرانی از دست میرود
|پیامما| جمعی از فعالان آب و محیطزیست سیستانوبلوچستان به «شینا انصاری»، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست کشور، نامهای سرگشاده نوشته و در آن نسبت به وضعیت شکننده و بحرانهای محیطزیستی سیستانوبلوچستان بهویژه منطقه سیستان هشدار دادهاند و درخواست اقدامی عملی کردند. نامهای که در آن از وضعیت محیطزیست این استان بهویژه تالاب هامون و پیامدهای تصمیمهای دولت برای آن، ابزار نگرانی میکنند. این نامه هشدار میدهد: «تالاب بینالمللی هامون منشأ غالب کانونهای گردوغبار منطقه سیستان، ولایتهای جنوب غربی افغانستان و ایالت بلوچستان پاکستان محسوب میشود. تودههای گردوغبار با توجه به باد غالب منطقه، از جنوب ولایت فراه و ولایت نیمروز برخاسته و پس از ترکیبشدن با قریب به ۱۵۰ هزار هکتار خاستگاههای داخلی گردوغبار، شرایط آخرالزمانی را به سیستان تحمیل میکند.»
تاوان زمین تشنه
|پیام ما| با فرونشستن زمینِ زیر پای میلیونها نفر در کشور، موجی از هشدارها از درون و بیرون کشور بهپا خواسته است. در هفتههای اخیر، سه رسانه معتبر ایتالیایی به بررسی ابعاد بحران فرونشست در تهران و البته سراسر ایران پرداختند؛ پدیدهای نگرانکننده که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت؛ نه در خیابانهای فرورفته تهران، نه در نگاه رسانههای جهانی. بحران تا حدی گسترش یافته است که بهگفته یکی از کارشناسان ایرانی مرکز علوم زمین پوتسدام، «دیگر قابلحل نیست»، مگر با تغییر الگوی توسعه و طراحی مدلی ۵۰ساله در راستای پایداری. در ادامه به محتوای سه گزارش مورد بحث در «Renewable Matter» مجلهای تخصصی در حوزه اقتصاد چرخشی و نوآوریهای پایدار، «لیبرو تکنولوژیا» مجله آنلاین فناوری و همینطور روزنامه آنلاین «ایل پست» میپردازیم که فرونشست زمین در ایران را فراتر از فاجعهای محیطزیستی، نشانهای از بحرانی عمیقتر میدانند که باید فوراً برای مقابله با آن وارد عمل شد.
برنج؛ ترجیح واردات به تولید
|پیامما| «کدام محصول را میتوانیم یک سال در انبار خانه خود نگه داریم و بعد بفروشیم؟ چه بکاریم که حداقل هزینههای کار حتی بعد از یک سال به ما برگردد؟ ناچاریم برنج بکاریم. میگویند آب نداریم برنج نکارید. مگر آب برای بقیه محصولات هست؟! لااقل برنج خراب نمیشود، ما هم باید درآمد داشته باشیم، چطور وزارت جهادکشاورزی متوجه این موضوع نیست؟» این صحبتهای یک شالیکار در استان اصفهان است؛ یکی از استانهایی ممنوعه برای کشت برنج. شبیه همین حرفها را شالیکاری دیگر در خوزستان میگوید. جملههایی که آغاز دردسر برای شالیکاران در شمال کشور بهویژه گیلان است. جای دیگری که نباید، برنج میکارند و شالی شمالیها روی دستشان میماند. اما فقط شالیزارهای استانهای ممنوعه نیستند که مشکلات متعددی برای استانهای مجاز به کشت برنج ایجاد میکنند، بلکه واردات بیرویه این محصول هم هست. وارداتی که با ارز ترجیحی انجام میشود و دو سال پیاپی برنج گیلانیها را روی دستشان گذاشته است. آنهم برای تأمین چه میزان برنج؟ برای تأمین محصولی که روزانه ۸ تن آن هدر میرود.
تیغ دولبه «بازچرخانی» آب
موضوع بازچرخانی آب طی چند سال اخیر به یکی از مهمترین عناوین سیاستگذاری در مدیریت منابع آب کشور تبدیل شده است. موضوعی که دولت برای گسترش آن حتی مجلس را نیز همراه کرد و این مبحث را به برنامه هفتم توسعه کشور نیز وارد کرد؛ بهویژه بخش صنعت و پسازآن، کشاورزی در اولویت برنامههای وزارت نیرو برای استحصال آب از این منبع نامتعارف قرار گرفته است. مرکز پژوهشهای مجلس نیز بهتازگی در گزارشی کارشناسی اجرای بیچونوچرای آن را زیر سؤال برده و مزایای بازچرخانی را مشروط به ملاحظات بیشماری اعلام کرده است. کارشناسان و صنایع اما با دولت تفاهم بیشتری دارند. بهعقیده این گروه در مورد تأمین آب مورد نیاز صنایع، بازچرخانی نه یک پیشنهاد بلکه یک ضرورت است.
ایران در بحران آب؛ سرانه آب تجدیدپذیر به نصف کاهش یافته است
ایران به دلیل تغییرات اقلیمی و مدیریت ناکارآمد، اکنون در فاز بحران آب قرار دارد؛ به گونهای که سرانه آب تجدیدپذیر از ۱۹ هزار مترمکعب در ۵۰ سال پیش به ۱۳۰۰ مترمکعب کاهش یافته است.
