بایگانی مطالب برچسب: جامعه
مدرسه در وضعیت غیرعادی
در روزهایی که خیابان، مدرسه، خانه و محل کار همگی تحتتأثیر بحرانهای پیدرپیاند، تعطیلی مدارس هم یکی دیگر از نشانههای بیثباتی در جامعه شده است. «ما نمیتوانیم برنامهریزی داشته باشیم.» این جملهای است که هم معلمها تکرارش میکنند و هم خانوادههایی که هر روز صبح منتظرند ببینند مدرسه تعطیل است یا نه. گفتوگو با چند معلم و مادر شاغل نشان میدهد اثر این تعطیلیها فقط به آموزش محدود نمیشود؛ بلکه پای تجربهای از زندگی در نگرانی، خستگی و نارضایتی دائمی در میان است.
راهآهن زاهدان به چابهار؛ یک پروژه از پیش شکستخورده
اعتبار سوخته دانشگاهها
در زمان خاموشی اینترنت تنها دانشجویان نیستند که آسیب میبینند. استادان دانشگاه نیز با دانشجویان در یک قایق نشستهاند. استادانی که هم نگران عقب افتادن کار دانشجویان و روی زمین ماندن پروژههایشان هستند و هم اعتباری را که خود سالها در کارهای بینالمللی جمع کردهاند، در معرض خطر میبینند. همه کارهای پژوهشی و همکاریهای بینالمللی در این مدت، درست مانند اینترنت خاموش شدهاند. شاید با برگشت اینترنت بتوان بخشی از کارهای عقبافتاده را جبران کرد، اما بنا به گفته استادان دانشگاه شاید هیچوقت نتوان اعتماد ازدسترفته به توان پژوهشی ایران را به حالت قبل بازگرداند.
وقتی صدای قانون خاموش میشود
جای خالی راویان «هممهین»
بازاری که اخطارها، از سوزاندن نجاتش نداد
خبر را که خواندم، بلافاصله شمارهاش را در لیست مخاطبینم جستوجو کردم. در دل خداخدا میکردم جواب دهد. با صدایی گرفته و پربغض گفت: «سمیهجون دیدی چی شد؟! تمام مغازهها سوختند.» اولین پرسشم نه درباره مغازهها، بلکه درباره «ایلیا» و «کیان» است؛ پسران ۲۵ و ۲۰ سالهاش. میگوید: «خدا رحممان کرده است، بچهها زندهاند. آسیبی ندیدهاند. حادثه تلفات جانی نداشت. ولی سمیهجون چهارپنج میلیاردمون رفت… .» بغضش ترکید و همان صدای گرفته زیر و بیرمق، کامل قطع شد. اتفاقات اخیر، پرپر شدن هزاران تن از جوانان و هموطنان آزادهام، سوگواری مادران جانسوخته، قلبهایمان را شرحهشرحه کرده، گویی در مواجهه با هر خبر تلخ میتوانیم دریادریا اشک بریزیم. بغضم شکسته شد. چند ثانیهای فقط سکوت بود.
چرا با مردم مذاکره نمیکنید؟
اختلال در حق ارتباط
در روزهایی که قطع اینترنت جهانی ایران، انسداد پیامکها و اختلال در تماسهای تلفنی به چالشی بزرگ برای شهروندان تبدیل شده بود، برخی از روزنامهنگاران و فعالان فضای مجازی با نوع دیگری از قطع ارتباط مواجه بودند؛ مسدودشدن سیمکارتها. اقدامی که پیشتر هم سابقه داشت و سال گذشته خبرساز شده بود. حالا آنچه روایتهای مسدودسازی سیمکارتها را در ماه اخیر به هم پیوند میدهد، قطع ارتباط بدون اطلاع قبلی، نبود توضیح شفاف درباره دلایل، و اختلالی است که نهتنها ارتباطات شخصی بلکه فعالیتهای شغلی و حتی امور ابتدایی زندگی را تحتتأثیر قرار میدهد؛ وضعیتی که از نگاه یک وکیل دادگستری میتواند با اصول قانونی مرتبط با حقوق اساسی شهروندان در تعارض باشد و تکرار این اقدام، پرسشهایی جدی درباره مبنای قانونی چنین تصمیمهایی و اثر آن بر حق دسترسی به ارتباطات ایجاد کرده است.
