بایگانی مطالب برچسب: تغییراقلیم
ما را خاموش نکنید
تحمل آفتاب داغ اهواز، آبادان، خرمشهر و بسیاری شهرهای دیگر، بهخودیخود دشوار است، اما مصیبت وقتی آغاز میشود که در این شرایط، برق و در پی آن، آب قطع شود. تحمل این وضع در هوایی که آلوده به گردوغباری سنگین است، بسیار دشوارتر است. طاقت مردم طاق شده است و ساکنان شهرهای گرم فریاد اعتراضشان را در سایتهای جمعآوری امضا و شبکههای اجتماعی بلند کردهاند. تنها در یکی از موارد، ۲۱ هزار امضا زیر کارزار «درخواست لغو خاموشی برق در خوزستان و خرمشهر» ثبت شده است. کاربران در شبکههای اجتماعی این سؤال را پرسیدهاند که چرا خوزستانی که ۴۰ درصد از برق کشور را تأمین میکند، باید روزانه سه ساعت قطعی برق را از سر بگذارند؟ این مطالبه در شهرهای گرمسیری دیگر هم درحال تکرار است. این روزها در اینستاگرام، استوری درخواست پایاندادن به قطعی برق در جنوب، در حال بازنشر است و باوجود فیلتر بودن این پلتفرم در ایران، حدود ۹۵ هزار کاربر آن را منتشر کردهاند. در این شرایط نایبرئیس کمیسیون انرژی مجلس خاموشیها را انکار میکند و در گفتوگو با «پیام ما» از اعلام رضایت کمیسیون انرژی از عملکرد وزیر نیرو خبر میدهد.
برنجکاری در بیآبی
تابستان آغاز نشده است، اما شدت تنش آبی در استان خراسانشمالی بهحدی است که ۹۳ روستا در این استان در حال حاضر با تانکر و به روش سیار آبرسانی میشوند. اهالی میگویند میانگین بالای سن در روستاها حتی تحویل آب و جابهجایی آن دچار مشکل هستند و عملاً دریافت آب خود مشکلی در کنار بیآبی شده است. آب شرب در شرایطی از دسترسی بیش از ۹۳ روستا خارج شده است و ۲۸۰ روستا هم با تنش شدید آبی در خطر محدودیتهای آب شرب و بهداشت قرار دارند که در این استان هنوز برنج بهعنوان یکی از آببرترین محصولات کشاورزی ایران کشت میشود. در این استان ۸۲ هزار بهرهبردار بخش کشاورزی در این استان مشغول به فعالیت هستند. بخش قابلتوجهی از آب مورد نیاز روستاها در این منطقه از آبهای زیرزمینی تأمین میشده اما بنابه اعلام آبمنطقهای این استان مخازن آب زیرزمینی خراسانشمالی سالانه بین ۶۵ تا ۹۵ میلیون مترمکعب کسری دارد و این میزان بیش از مقدار تغذیه آبخوانها است. مشکلی که چاهها و قناتهای فرسوده را خشکتر و کمآبتر کرده است.
ذهن بیمار، طبیعت بیجان
پس از جنگ جهانی دوم و مطرح شدن بحثهای کلان درباره توسعه پایدار، در چند دهه اخیر، از مقولههای اصلی که از سوی پژوهشگران و کارشناسان بهداشت روان مطرح شده است، تأثیر مخرب تغییراقلیم بر روان انسانهاست. کاهش تابآوری اجتماعی، مهاجرتهای اجباری، افزایش اضطرابهای جمعی و سوگ دوگانه (هم برای زمین و هم بر اثر زمین) از جمله اثرات تغییراقلیم است. در این میان حتی پایِ اسطوره و کهنالگوها نیز به میانه این میدان باز شده، اما آنچه همواره پنهان مانده تأثیر اختلالات روانی انسان بر تخریب طبیعت است. جهان اسطورهها همیشه پیش از ما به رابطه عمیق انسان و طبیعت پی برده بود. کهنالگوی (آرکیتایپ) «طبیعتِ خشمگین» در اساطیر ملل مختلف تکرار میشود؛ از خدایان باران در اساطیر مایا که قحطی میآفرینند تا طوفان نوح که جهان را از گناه پاک میکند. این تصاویر کهن، امروز در قالب «تغییراقلیم» بازتولید شدهاند. تفاوت در اینجاست که اینبار نه خدایان، که خودِ بشر نقش دیوِ ویرانگر را بازی میکند. روانشناسی یونگ به ما میگوید این کهنالگوهای مشترک، نشاندهنده ترسِ ناخودآگاه جمعی ما از انتقام طبیعت است. گویی اسطورههای باستانی، پیشآگهیِ بحران امروز بودند. در این مقال، «پیام ما» نقش افرادی که اختلال روانی وسواس دارند را در هدررفت آب را بررسی میکند؛ نتایج تکاندهنده است.
حکمرانی آب در مرز بحران
تحلیلی بر تنشهای آبی اخیر
زندان سوختهای فسیلی
ساحل خزر آبستن تالابهای جدید است
خزر و ماهیهایش عقبنشینی کردند
تابستان ۱۳۷۰، طاهره با یک چمدان از خانهاش در کلاچای بیرون آمد. خزر پیش آمده بود و آب دریاچه خانهها را در خود محو میکرد. برای او و بسیاری دیگر خانه لب ساحل آرزویی شد گمشده در دل آب. همان زمان «جهانبخش»، معاون عمرانی استاندار گیلان، گفته بود بر اثر بالا آمدن آب دریای خزر حدود ۳۰ واحد تجاری و ۳۵۰ واحد مسکونی در سطح شهرها، غیرقابلسکونت شدهاند و «جزایری»، مدیرکل برنامهریزی و امور شهری ضمن بازدید از خط ساحلی دریا در منطقه نوشهر و کورکورسر گفته بود پیشروی آب ۵۰۰ خانه مسکونی در تنکابن را تخریب کرده است. خانهها در آب تمام شدند و زندگی بسیاری از مردم حاشیه خزر هم معلق روی آب ماند. حالا سه دهه بعد از آن پیشروی، خزر در سالهای اخیر شروع به پسروی کرده. خانهها، حیاطها، مغازهها و زندگیهایی که سالهای قبل به زیر آب رفته بودند، شاید چون مردگان متحرک سر از آب بیرون بیاورند و این داستان خزر است؛ داستان پسرویها و پیشرویهای دائم.
کمیساران غایب آب
سد کجکی در افغانستان در پی سیلابی شدن رودخانه هیرمند در بالادست سرریز کرد. خبری که براساس تصویر ماهوارهای نیز قابلتأیید است. براساس تصاویر ماهوارهای «سد کجکی»، ۳۰ فرودین ۱۴۰۴ در بیشترین میزان ذخیره آب در بالاترین حد ممکن و کاملاً پر است. طبق معاهده هیرمند میان ایران و افغانستان معیار اندازهگیری آب از سوی کمیساران آب ایران برای تأمین و رهاسازی حقابه از سوی افغانستان، ایستگاه «دهراوود» در بالادست سد کجکی است. با وجود ذخیره قابلتوجه هیچ واکنشی از سوی ایران برای بازدید و اندازهگیری آب انجام نشده است. آنهم در شرایطی که خلاف آنچه در معاهده قید شده است، طرف افغانستانی مکلف به نصف دستگاه اندازهگیری در این ایستگاه بوده است.
