بایگانی مطالب : محیط زیست
تغییراقلیم و زیستپذیری شهری
حشرات در خط مقدم بحران اقلیم
ملخهایی که به جان مزارع کشاورزان میافتند یا مراتع دامداران را شخم میزنند، ورود پشه آئدس به جنوب ایران و احتمال شیوع انواع و اقسام بیماریها، حضور انواع و انواع حشرهها در مناطقی که قبلاً دیده نشده بود و...، تنها پیامدهای تغییراقلیم نیستند. تغییراقلیم یعنی حشرهای که هنوز کشف نکردهایم، منقرض شود و نفهمیم حتی جزئی از سرمایههای طبیعی ما بوده! تغییراقلیم یعنی خالی شدن اکوسیستم از گونهها و سکوت شبانه در منطقهای که پیشتر صدای حشرات، نشان زندگی در آن بود. «علیرضا نادری»، پژوهشگر تنوعزیستی و پروانهشناس، از معدود کسانی است که در ایران روی این مقوله کار و پژوهش میکند. او در این گفتوگو تبعات تغییراقلیم بر زندگی حشرات و اکوسیستم را شرح داد. این حشرهشناس تأکید کرد نباید همهچیز را گردن تغییراقلیم انداخت و نقش عامل انسانی در این تحولات را نادیده گرفت.
ما بخشی از طبیعتایم، نه فاتح آن
وقتی نام جین گودال به میان میآید، چیزی فراتر از یک دانشمند یا پژوهشگر در ذهن نقش میبندد. او نهفقط زیستشناسی برجسته و رفتارشناسی بینظیر، بلکه صدای زمین بود؛ صدای آرام اما استواری که در تمام عمرش از انسان خواست جهان را با چشمانی مهربانتر و مسئولانهتر بنگرد. زنی که با یک دفترچه، یک دوربین ساده و قلبی پر از شگفتی، به دل جنگلهای تانزانیا رفت تا ناشناختههای بشر را لمس کند؛ روح حیوانات. او با مشاهده دقیق و سالها همزیستی با شامپانزهها نشان داد فاصله میان انسان و طبیعت آنقدرها که گمان میکردیم، عمیق نیست. در روزگاری که علم رفتارشناسی حیوانات در قید تعاریف خشک و عددهای بیاحساس گرفتار بود، گودال جرئت کرد به آنها نام بدهد، احساسشان را درک کند و حتی تاریخچهای انسانی برایشان قائل شود؛ کاری که در آن زمان نوعی شورش علمی محسوب میشد. اما همان نگاه متفاوت، دروازه درک تازهای از طبیعت را گشود؛ نگاهی که در آن علم و عشق به یک زبان سخن میگفتند. او در طول بیش از شش دهه فعالیتش نهتنها شناخت ما از حیوانات را تغییر داد، بلکه مفهوم انسان بودن را نیز بازتعریف کرد. جین گودال به ما آموخت که احترام به حیات، از مرز گونهها فراتر میرود. او در تمام سخنرانیها و سفرهایش، از زمین چون خانهای مشترک یاد میکرد؛ خانهای که اگر به صدای درختان، پرندگان و حتی خاک گوش ندهیم، دیر یا زود سکوش ما را در خود خواهد بلعید. این گفتوگویی است با زنی که عمرش را وقف روشن کردن گوشههای تاریک جهان کرد. در صدای او، میشد هم خستگی سالها سفر را شنید و هم شوق کودکی را که هنوز از دیدن یک برگ تازه شگفتزده میشود. گودال، تا واپسین روزهای زندگیاش، امید را از یاد نبرد. او باور داشت حتی در تیرهترین زمانهها، جرقهای از مهربانی در وجود انسان زنده است؛ کافی است آن را بیدار کنیم. قرار بود این مصاحبه با توجه به شرایط کاری گودال و برنامه فشردهاش در دو مرحله انجام شود و درنهایت با یک فیلم کوتاه از او خاتمه یابد؛ اما او دو هفته پیش، چشمهایش را برای همیشه بر جهان بست. جالب آنکه گودال در طی مصاحبه پیگیر «عبدالحسین وهابزاده» و پروژه «مدرسه طبیعت» بود. اکنون که او در میان ما نیست، صدایش از میان برگهای جنگل و چشمان شامپانزههایی که روزی با آنها زندگی کرد، شنیده میشود. این مقدمه، ادای دینی است به انسانی که بیش از هر کس دیگر به ما یاد داد چگونه انسان باشیم.
همدستی برای ساختوساز در حریم منابع آبی
| پیام ما | وزیر میراثفرهنگی که اظهارات اخیرش درباره ساخت تأسیسات گردشگری در ساحل رودخانهها، سدها و منابع آبی دیگر ابهاماتی درباره تجاوز به حریم رودخانهها و منابع آبی بهوجود آورده و گفته است: «صدور هرگونه مجوز برای ایجاد تأسیسات سبک در ساحل رودخانهها، منوط به مجوز سازمان محیطزیست است.» «رضا صالحی امیری» چندی پیش گفته بود: «تا ۷۰ سال گذشته چنین مجوزی نداشتیم و الان شخص آقای پزشکیان این مصوبه را ابلاغ کرده است. این مصوبه راهگشایی برای جذب سرمایهگذار برای ایجاد تأسیسات است. یعنی کار سرمایهگذار را راحت میکند و شما هیچ محدودیت قانونی ندارید.» این گفتهها درحالیاست که اظهارات تازه وزیر و همچنین معاون سازمان محیطزیست نشان میدهد این مصوبه طبق تفاهمنامهای میان این دو نهاد شکل گرفته و حتی سازمان حفاظت محیطزیست در جایگاه نهاد ناظر محیطزیست کشور مخالفتی با آن ندارد.
بستر «رودخانه حفاظتشده چالوس» را اجاره دادند!
مناقشههای پیدرپی در سیاهترین روزهای منابع آبی و رودخانههای خشک و سدهای خالی ایران؛ بعد از سدسازیها، حالا اجاره بستر رودخانهها به بخش خصوصی و با هدف گردشگری، نیمجان مانده رودخانههای ایران را هدف قرار داده. بهنظر میرسد وزارت نیرو از آنهمه سدسازی غیراصولی و بیضابطه که منجر به نابودی تالابها و رودها و بروز ریزگرد حتی در شمال کشور شده، درس نگرفته و اندک تغییری در رویکرد توسعه از جنس ناپایدار خود نداده است. حالا بدون رعایت اصول قانونی و با وجود اعلام مخالفت صریح از سوی منابعطبیعی مازندران-نوشهر و بدون استعلام از محیطزیست مازندران، دست به اقدام دیگری زده است که میتواند اندک نای رودخانه نیمهجان چالوس را بگیرد و آن را برای همیشه از نقشه ایران پاک کند؛ مانند بلایی که این وزارتخانه همراه با وزارت جهادکشاورزی و راهوشهرسازی وقت، بر سر دریاچه ارومیه آورد. شگفتآورتر اینکه این رودخانه حفاظتشده و در محدوده مناطق چهارگانه حفاظتی سازمان حفاظت محیطزیست قرار دارد.
دولت در آتش پروژههای پرچالش مجلس
|پیامما| رئیسجمهوری در سفر هفته گذشته به اصفهان، در جمع نمایندگان اصناف کشاورزی این استان اعلام کرد با وجود بحرانهای آب و انرژی در کشور همچنان نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای اجرای طرحهای توسعهای در حوزههای انتخابیه دولت را تحت فشار میگذارند. این سخنان در شرایطی از سوی رئيس دولت چهاردهم گفته شد که چهار وزیر دولت، هماکنون زیر تیغ استیضاح نمایندگان مجلس قرار دارند و دو نفر از آنان مستقیماً متولی آب و برق کشور هستند: یکی وزیر نیرو و دیگری وزیر جهادکشاورزی. بااینحال «فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، در پاسخ به «پیام ما» از چگونگی مدیریت فشار مجلس بر دولت میگوید: «مصالح ملی بر طرحهای محلی و منطقهای در حوزههای انتخابیه ارجحیت دارد و دولت بحرانهای بزرگ کشور را قربانی فشارهای سیاسی نخواهد کرد.»
روند بیسابقه خشکیدن قارهها
|پیام ما| قارهها با سرعت بیسابقهای در حال خشکیدناند؛ بررسی دادههای حاصل از دو دهه مأموریت ماهوارههای ناسا، GRACE و GRACE-FO، نشان میدهد همزمان با این روند، میلیونها نفر در سراسر جهان با کاهش دسترسی به آب شیرین و خشکسالیهای مرگبار مواجهاند. پژوهشی تازه که تغییرات ذخیره آب زمینی از ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۴ را بررسی کرده، مناطقی «ابرخشک» در نیمکره شمالی، از جمله خاورمیانه، شناسایی کرده است؛ خوشههایی از نقاط بحرانی خشکسالی که بههم پیوسته و در مقیاس قارهای گسترش یافتهاند. این پژوهش با این یافتهها درباره کمآبی و تخلیه منابع زیرزمینی در این روند خشکی و افزایش بیشتر سطح آب دریاها هشدار میدهد.
دیپلماسی حفاظت، راهی برای حل چالش صید پرندگان شکاری
دههشصتیها تابوی زن حفاظتگر را شکستند
«در هیچیک از دورههای کاریام فعالیت در حوزه حفاظت از حیاتوحش برای زنان آسان نبوده؛ چه برسد به دوران ما که پیش از آن هیچ زن حفاظتگری بهصورت میدانی فعالیت نداشت. این موضوع برای ما دختران تازگی داشت و گاهی اضطرابآور بود. نوع نگاه و رفتار استادانی مانند مهندس ضیایی به ما کمک کرد. او برای شکستن ذهنیتهای سنتی و ایجاد باور در ما، فرصت تجربههای واقعی را برایمان فراهم کرد.» اینها گفتههای «نوشین ساطعی» است که در دهه ۸۰ پا به عرصه حفاظت گذاشت. او متولد سال ۶۳ در اصفهان است، در مقطع تحصیلی کارشناسی در رشته محیطزیست تحصیل کرد و فوقلیسانسش را در رشته تنوعزیستی دریافت کرد. ساطعی جزو نسلی از حفاظتگران است که در دوران اوج انجمنها فعالیت میکردند؛ جوانانی که به امید فردای بهتر برای یوز روز و شب در بیابانها در حال کار بودند. بااینحال، او هم پس از دورهای از حوزه کار میدانی کناره گرفت و این روزها بیشتر درگیر ارتباط هنر و حفاظت است. او در این گفتوگو تجربه آن سالها، فعالیتهای امروزش و شروطی را که درصورت تحقق آنها به این حوزه برمیگردد، شرح داده است.
گرگان دروازه سبز ایران
در میان شهرهای شمال ایران، گرگان مرکز استان گلستان و مهد جنگلهای کهن هیرکانی، ویژگیای دارد که آن را از سایر شهرهای کشور متمایز میکند؛ کریدور سبز چنارهای شصتسالهای که چون دو نوار سبز زنده، ورودیهای شرقی و غربی شهر را در آغوش گرفته و تصویری بدیع از همزیستی انسان و طبیعت ساختهاند. این دو کریدور سبز که هر یک بیش از ۱۵ کیلومتر امتداد دارند، در مجموع نزدیک به ۳۰ کیلومتر از حاشیه ورودیهای اصلی شهر را زیر سایه درختان تنومند و کهنسال چنار پوشاندهاند. چنین پیوستگی و گسترهای از درختان شهری در هیچیک از شهرهای ایران مشاهده نمیشود و این ویژگی، گرگان را شایسته عنوان «شهر کریدور سبز ایران» ساخته است. ردیفی از درختان چنار شاداب كه همچون سربازانی بیرون از شهر صف كشیدهاند تا به مسافران خوشآمد گویند.
