بایگانی مطالب : جامعه
آیندهای که به تصمیمهای امروز گره خورده است
هشدار پیش از فاجعه
مسجدجامع عتیق اصفهان، کهنترین سند زنده معماری اسلامی در ایران و یکی از شاخصترین آثار ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو، این روزها با بحرانی چندوجهی روبهروست؛ بحرانی که دیگر صرفاً در حد «نمزدگی موضعی» یا «نشتی محدود تأسیسات» باقی نمانده و بهگفته کارشناسان، به مرحله هشدار جدی رسیده است. شکستگیهای مکرر لولههای آب و فاضلاب در حریم و جوار مسجد، افزایش محسوس رطوبت در بدنه و پی بنا و همزمانی این رخدادها با عبور خط ۲ متروی اصفهان از نزدیکی این مجموعه تاریخی، مجموعهای از نگرانیهای فنی، حقوقی و مدیریتی را ایجاد کرده که نمیتوان آن را با توضیحات مقطعی یا اقدامات کوتاهمدت فروکاست.
فلج شدهایم
بیش از ۲۳ روز از قطعی سراسری اینترنت میگذرد. البته بهتازگی بعضی از سایتهای پژوهشی و ابزارهای هوش مصنوعی تا حدی آزاد شدهاند، اما این دسترسی همچنان با قطعی و وصلی همراه است و همه ابزارهای پژوهشی مورد نیاز دانشجویان را در بر نمیگیرد. در این مدت بسیاری از دانشجویان تحصیلات تکمیلی با مشکلاتی روبهرو شدهاند که هیچوقت تصورش را هم نمیکردند؛ مشکلی بزرگ اما بهسادگی دانلود یک مقاله خارجی یا ترجمه جملهای که بهدرستی معنای دقیق آن را درک نکردهاند. این وضعیت نهتنها فعالیتهای علمی دانشجویان را مختل کرده، بلکه موجب دلسردی آنها از کار دانشگاهی میشود. در این گزارش از سختی کار دانشجویان در این اوضاع و احوال پرسیدهایم.
روزگار آشفته فرهنگ و هنر
صفهای طولانی جشنواره فجر در خاطرتان هست؛ آن هیجان دیدن فیلمها و خرید بلیت و نقدهای مفصلی که دربارهشان نوشته و گفته میشد؟ چه کسی است که آن روزها را از یاد ببرد و حتی مقایسهای تصادفی از روزگار اکنون هنر با آن سالها در ذهنش نگذرد. شرایط اجتماعی و سیاسی ایران باعث شد جشنوارهها یکییکی از سوی هنرمندان تحریم شوند و آنچه باقی ماند فیلمهای کمرمق بود و نشستهای خبری کمرمقتر و سینماهای خلوت. پس از سال ۱۴۰۱ هنرمندان زیادی ممنوعالکار شدند و ممنوعالکار باقی ماندند. حوادث امسال در همزمانی با جشنواره تئاتر و فیلم فجر به این منجر شد که بسیاری از شرکت و حضور در این جشنوارهها کنارهگیری کنند تا شاهد همراهی کمرنگ دوباره هنرمندان با جشنواره فجر باشیم. اما این موضوع تنها بخش تاریک این روزهای فرهنگ و هنر نیست و نهادهای صنفی این حوزه از بازداشت و دستگیری بسیاری از هنرمندان موسیقی و سینما خبر دادهاند؛ هرچند که آمارها هنوز شفاف و دقیق نیست.
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
رقص عزا
رقص صیادان انزلی در کومههای روی آب، دستان درهم تنیده عزاداران ساکن جنوب زاگرس در مراسم چمری و حرکت توام با شعر هوسه در رقص یزله موارد مشابهی از رقص غم در جایجای ایران است. رقص، تلفیق هنرمندانه حس و حرکت است و بهگواه برخی از منابع تاریخی میتوان آن را تغییریافته سوگ سیاوش دانست؛ کنشی بدنمند که جسم در خدمت روح قرار میگیرد تا هدف یا خواستهای را بیان کند. در رقص غم نیز شاهد تمنای غمبار بدن در فراق عزیزی هستیم. گویی دست، آسمان را برای جستن و در آغوش کشیدن عزیزی میجوید. پا در جستوجوی فرزندی به اینسو و آنسو میرود تا شاید بتوانند ردی از او بیابد. این کنش بدنی همراه با غلیان احساسات، این روزها ماهیتی اعتراضی از سوگواری یافته است. در گفتوگویی که «پیام ما» با پژوهشگران رقص و فرهنگ عامه دارد، به ابعاد مختلف و بازتعریف نویی از رقص غم میپردازیم.
نـــــــامها
|پیام ما| پس از اعلام آمار رسمی کشتهشدگان حوادث اخیر از سوی دولت و با توجه به تفاوت آن با آمارهای دیگری که از سوی منابع خارجی در روزهای گذشته منتشر شده، دولت اعلام کرد اسامی تمامی کشتهشدگان و مشخصات این حوادث را منتشر میکند. این درحالیاست که بسیاری از گزارشهای مردمی حاکی از سردرگمی درباره آمار کشتهشدگان در روزهای ملتهب ایران است و میپرسند چه کسانی از هموطنان ما کشته شدند؟
لزوم هوشیاری بینالمللی در مواجهه با میراث ایران
|پیام ما| گروهی از متخصصان موزه در (IMPD) و فعالان میراثفرهنگی در روزهای اخیر نامهای هشدارآمیز منتشر کرده و از موزهها، خانههای حراج، دلالان و مجموعهداران خصوصی در سراسر جهان خواستهاند در قبال هر شیء با منشأ فارسی/ایرانی یا با پیشینه محتمل ایرانی، دقت و بررسی حرفهای مضاعف را به کار گیرند. این نامه در ظاهر یک هشدار حرفهای خطاب به موزهها و بازارهای جهانی هنر است؛ اما در روزهایی که این نامه منتشر میشود، میتوان گفت مخاطب اصلی آن ایران است. در شرایطی که بیثباتی سیاسی و فشارهای ساختاری، خطر قاچاق و خروج غیرقانونی اشیای تاریخی را بهطور معناداری افزایش میدهد، این هشدار تنها یک توصیه نیست، بلکه بازتاب نگرانی عمیقتری است. این نگرانی که میراثفرهنگی در دورههای بحران بیش از هر زمان دیگری در معرض غارت، انتقالهای شتابزده و مشروعسازی در بازارهای رسمی جهانی قرار میگیرد.
حقوق کودکان بازداشتی چه میشود؟
از کودکان و نوجوانان دستگیر و بازداشتشده در حوادث اخیر چه میدانیم؟ هنوز آمار دقیقی از افراد زیر ۱۸ سال بازداشتی از سوی هیچ نهادی منتشر نشده، کمااینکه درباره بزرگسالان هم هنوز آمار و عدد مشخصی اعلام نکردهاند. فقط روز سهشنبه (۷ بهمن) مدیرکل مراقبت در برابر آسیبهای اجتماعی آموزشوپرورش اعلام کرده بود «بسیاری از نوجوانان دستگیرشده در حوادث اخیر بازماندگان از تحصیل بودند» و روز چهارشنبه (۸ بهمن) دبیر مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک درباره رسیدگی به پرونده افراد زیر ۱۸ سال که در این حوادث بازداشت شدهاند، گفت: «عدد و آمار مشخصی ندارم که نشان دهد فردی زیر ۱۸ سال بازداشت شده باشد.» او همچنین در بخش دیگری از صحبتهای خود در گفتوگو با «ایلنا» عنوان کرده: «اجازه نمیدهیم برای افراد زیر ۱۸ سال در محاکم و دادگاهها از عنوان مجرمانه استفاده شود» و «اگر جایی در معارض با قانون شناخته شوند، به مراکز اصلاح و تربیت منتقل میشوند». اما نکته مهم و متفاوت میان دو گروه کودکان و بزرگسالان این است که بارها فعالان حقوق کودک درباره تبعات دستگیری کودکان هشدار دادهاند و گفتهاند باید با آنان با مدارا برخورد شود؛ چراکه روان آنها پس از دستگیری و بازداشت بهسختی قابلبازیابی است. در گفتوگو با «منصور مقاره عابد»، فعال حقوق کودک و وکیل دادگستری، صحبتهای دبیر مرجع ملی حقوق کودک را بررسی کردهایم.
«قلات» زیر آوار توسعه بیضابطه
|پیام ما| گردشگری روستایی در سخنان مسئولان بهعنوان موتور توسعه پایدار و راه نجات اقتصاد روستاها معرفی میشود؛ مدلی که قرار است هم اشتغال ایجاد کند و هم از میراث و طبیعت محافظت کند. با همین رویکرد تلاشهایی برای ثبت روستاها در فهرست دهکدههای جهانی در سالهای اخیر شکل گرفته که البته اقدام مهمی است، اما واقعیت جاری در روستاهای شاخص ایران گاهی با این اظهارات و سیاستها در تناقض است. یکی از بارزترین این تناقضات را میتوان در روستای قلات در شیراز مشاهده کرد. روستایی که بافت تاریخی ارزشمند آن به ثبت ملی رسیده، اما ساختوسازهای غیرقانونی و تخریب محیط طبیعی آن و بدتر از تمام اینها، سکوت نهادهای متولی نهتنها منجر به آسیب جدی به چشمانداز و طبیعت روستا شده که هویت تاریخی و معماری آن را هم بهشکل جدی تهدید میکند.
