بایگانی مطالب :
راه پرغبار بازگشت
ازدحام جمعیت در اردوگاههای مرزی، بهویژه زیر آفتاب داغ «میلک»، «نیمروز»، «زاهدان» و «دوغارون» شرایط نامساعدی را برای اتباع افغانستانی بهوجود آورده است؛ اتباعی که با اتوبوسهایی که دستور توقف در مسیر ندارند، از سراسر ایران به نقاط مرزی منتقل میشوند. در اردوگاهها نه غذا توزیع میشود و نه آب. تصاویر منتشرشده از این کمپها بسیار تکاندهنده است. گسیل جمعیت غیر قابل پیشبینی اتباع به مناطق مرزی در شرق کشور، خیران بهویژه در سیستانوبلوچستان را بر آن داشت تا از رخداد فجایع انسانی یا آنچه کرامت هر آدمی را زیر سؤال میبرد، جلوگیری کنند. براساس آمار فعالان حاضر در منطقه، تقریباً روزانه ۷ تا ۱۰ هزار تبعه افغانستانی به این اردوگاهها وارد میشوند. سرویس بهداشتی به تعداد بسیار کمی موجود است و اجابت مزاج بهدشواری انجام میشود. با وجود گرمای شرق و جنوبشرقی کشور هیچ امکانی برای استحمام وجود ندارد و فعالان میگویند بوی زهم، نامطبوع و کثیفی بیشازحد سولهها و اتاقها، عملاً آنها را بیاستفاده کرده و حتی در گرمای ۴۰ درجه، مردم را به محیط باز کشانده است. فعالان جهادی حاضر در اردوگاه الغدیر میگویند دولت تقریباً به اوضاع سامان داده است، اما در میلک، زهک، نیمروز و سایر نقاط مرزی شرایط همچنان آشفته است. گزارشهای مردمی نیز میگوید بسیاری از اتباع بهدلیل گردوغبار زیاد مسیر، با بیماریهای چشمی و تنفسی به اردوگاهها وارد میشوند.
رد مرز بیش از ۷۱۷ هزار افغان
|پیام ما| رد مرز اتباع افغانستانی غیرمجاز با شتاب بیسابقهای در جریان است. آمار رسمی وزارت کشور نشان میدهد از ابتدای امسال ۷۱۷ هزار و ۶۵۸ نفر از اتباع از طریق سه گذرگاه مرزی به کشور افغانستان بازگردانده شدهاند و این روند همچنان ادامه دارد. درحالیکه چهار دهه از حضور مهاجران افغان در ایران میگذرد، اکنون قرار است تا پایان سال جاری جمعیت ردمرزشده به حدود سه میلیون نفر برسد، اما این اعداد تنها بخشی از ماجرای اخراج اتباع افغان است. روند بازگرداندن افغانهای غیرمجاز از کشور، اگرچه با اهداف امنیتی انجام میشود، ابعاد گسترده انسانی، اجتماعی و حقوق بشری آن را نمیتوان نادیده گرفت. این موضوع در رسانههای بینالمللی هم بازتاب گستردهای داشته داشته است؛ درحالیکه طالبان وعده عفو عمومی دادهاند، گزارشهای میدانی از سختیهای زندگی مهاجران بازگشتی حکایت دارد.
خاطرههای شکسته در آیینه آینده
زخمی آتشبس
دستگیری و اخراج مهاجرین و محرومشدن آنها از خدمات رفاهی، آموزشی و سلامت ادامه داشت که جنگ ۱۲روزه علیه ایران آغاز شد. جنگی که توقف آن به سرعتگرفتن و گستردهشدن روند اخراج و تجربه تبعیض و اتهام برای افغانستانیهای ساکن منجر شده است. «پیام ما» در این گزارش با زنان جوان افغانستانیای صحبت کرده است که لزوماً در خطر مستقیم اخراجشدن نیستند. آنها از ماندن و تلاش برای زندگی میگویند، از ناامن شدن شهر برای آنها، از آزار در فضای مجازی و رنج چندباره تجربه جنگی که مادرانشان پیشتر در سرزمین دیگری آن را به چشم دیده بودند. نامهای کوچک در این گزارش به خواست افرادی که با آنها مصاحبه شده است، تغییر پیدا کردند و روایتها بازنویسی شدند. از «مرضیه حیدری» که در جمعآوری این روایتها نقش اصلی داشت، تشکر میکنیم.
نامشان «غیرمجاز» است
|پیام ما| جنگ و دستگیری چند تبعه افغانستانی، اخراج اتباع غیرمجاز را کلید زد. حتی آنانی که از دل آتش جنگ و کابوس طالبان گریخته و به ایران پناه آورده بودند، حالا درگیر موجی شدند که زندگیشان را دوباره به لرزه انداخت. از آغاز این روند، ویدئویی در فضای مجازی دستبهدست شد؛ مردی با صدایی لرزان و چشمانی اشکآلود میگفت: «من پاسپورت داشتم… پاسپورت من را پاره کردند.» این جمله، تلخی روزهای تلخ پناهجویانی را نشان میدهد که در جستوجوی امنیت، حالا در محاصره اضطراب و ناامنی قرار گرفتهاند و نظرات متفاوتی درباره اخراجشان وجود دارد.
اخراج؛ هرچه کاشتید رها کنید و بروید
دستور اخراج افغانهای غیرمجاز ششم تیرماه صادر شد. درست پنج روز پس از آتشبس. هول جنگ هنوز بر سر همه ما افتاده بود که هراسی دیگرگونه به دل اتباع ساکن سرزمینمان افتاد حتی مجوزدارها. صداهایی خاموش که کمتر کسی آنها را میشود. از جمله این گروهها، کشاورزان افغانستانی بودند که سالیان دراز است در زمینهای گسترده ایران مشغول به کارند. این گزارش روایتی است از این کشاورزان که ناگهان به آنها اعلام کردند؛ باید محصولاتشان را بگذارند و بروند... در زمانهای تلخ که حتی استارتاپهای تازه پاگرفته کشاورزی بیهیچ تقصیری باید سقفشان فرو بریزد چرا که اسرائیل میخواست روزشمار معکوس «نابودی اسرائیل» را بزند.
وقتش نرسیده قلبمان برای همخانههایمان بلرزد؟
خانههایمان در جنگ لرزید
روایتسازی و انسانزدایی
درباره موج افغانستانیستیزی
بازار کار دچار شوک بزرگی نخواهد شد
هنوز آتشبس میان ایران و اسرائیل قطعی نشده بود و گمانهزنی سیاستمداران غرب و شرق درباره آن به یقین نرسیده بود که بسیاری از کسبوکارها به فکر تعدیل نیرو افتادند؛ تعدیلی که برای برخی از کارمندان و کارگران از جنگ هم ترسناکتر بود. اما ریشه این تعدیل نیروها چیست؟ آیا صاحبان کسبوکار و سرمایهگذاران به این نتیجه رسیدهاند که روزهای بدتری در راه است و دیگر نمیتوانند به کارمندان و کارگرانشان حقوق دهند؟ آیا جنگ ۱۲روزه شرایط را دشوارتر از پیش کرده است؟ «محمد وصال»، اقتصاددان و مدرس دانشگاه شریف معتقد است مسئله تعدیل نیرو بیشتر انعکاسی از شرایط پیش از جنگ است و انعکاسی از نااطمینانیهای قبل است. او میگوید: اخراج و کنار گذاشتن نیرو برای کسبوکارها زمانی توجیه دارد که کسبوکار در افق میانمدت و بلندمدت نخواهد کسبوکار فعلی را حفظ کند؛ زیرا اگر اکنون بخواهد افرادی را از کسبوکار بیرون کند و یک یا دو ماه دیگر دوباره بخواهد آنها را استخدام کند، هزینه استخدام و اخراج بهقدری زیاد است که اصلاً توجیه ندارد. برداشت بنده آن است که برای روشن شدن مسائل چند هفته یا حتی چند ماه زمان لازم داریم. در بخشی از این گفتوگو او درباره اینکه سیاستگذار باید در شرایط فعلی دست به چه اقدامی بزند، توضیح داد.
بیرسانه، بیدفاع؛ ایران در جنگ روایت تنهاست
