بایگانی مطالب : گزارش روز

حق‌طلبی با یادمان صلح

میراث مربوط به جنگ و تجاوز دول متخاصم و آسیب‌ها و صدمات ایجادشده در مناطق تحت ستم، مكان-رخدادهای مهم از تاریخ و سرنوشت بشری است. ثبت و مستندسازی این رخدادها به‌ویژه از زمان جنگ‌های جهانی به این‌سو توسط مجامع بین‌المللی نظیر یونسكو مورد توجه جدی بوده‌ است، هرچند متجاوزان عموماً به دیدگاه مجامع جهانی توجه چندانی ندارند؛ بااین‌حال، یكی از مهمترین ظرفیت‌هایی است كه می‌توان از طریق آنها برای جلب افكار عمومی و بیان حق‌طلبی بهره برد.
حق‌طلبی با یادمان صلح

خانه،‌ پناهگاه اصفهانی‌‌ها

«از خانه بیرون نمی‌روم؛ نه که دلم نخواهد، قبل از این سروصداها بیشتر وقت‌ها بیرون از خانه بودم.‌ به‌ندرت دوستانم را می‌بینم. هوا تاریک‌نشده در خانه‌ام.» اینها صحبت‌های «شروین» 13ساله ساکن اصفهان است. او تنها ساکن این شهر نیست که خانه‌نشین شده، بسیاری از نوجوانان اصفهانی این روزها را بیشتر در خانه‌اند، همچنان که بزرگسالان پس از انجام کارشان به‌سرعت به خانه برمی‌گردند. «مرجان» یکی دیگر از اهالی این شهر است که از شب‌های تاریک و ترسناک شهر می‌گوید و بلافاصله اضافه می‌کند «می‌دانم تهران اوضاع شما بدتر است.»
خانه،‌ پناهگاه اصفهانی‌‌ها

حمله آمریکا به دیپلماسی

|پیام ما| ساعت ۳:۳۰ بامداد یکشنبه، دونالد ترامپ با پیامی کوتاه جهان را شوکه کرد: «بمب‌افکن‌های B-2 آمریکا تأسیسات هسته‌ای فردو، نطنز و اصفهان را هدف قرار دادند.» این حمله در شرایطی صورت گرفت که دیپلمات‌های ایرانی و اروپایی تنها دو روز قبل در ژنو برای کاهش تنش‌ها گفت‌وگو می‌کردند.
حمله آمریکا به دیپلماسی

اتحاد جهانی علیه سیاست‌های جنگ‌طلبانه

|پیام ما| در پی حمله متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هسته‌ای ایران، واکنش‌های بین‌المللی گسترده‌ای از سوی کشورها، سازمان‌ها و شخصیت‌های جهانی صورت گرفته است. این حملات که نقض آشکار منشور سازمان ملل و قوانین بین‌المللی محسوب می‌شود، با محکومیت شدید همراه بوده و خواستار توقف فوری درگیری‌ها و بازگشت به مسیر دیپلماسی شده‌اند.
اتحاد جهانی علیه سیاست‌های جنگ‌طلبانه

نگاه کودکان از قاب پنجره به جنگ

در شب‌هایی که آسمان ایران با صدای انفجار و پدافند لرزید، خانه‌ها تنها پناهگاه بزرگترها نبودند بلکه قلب‌های کوچک کودکان نیز در میان ترس‌های پنهان و این شب‌های پرتنش در این خانه‌ها به لرزه افتاده بود. کودک سه‌ساله‌ای پشت پای مادرش پناه می‌جست و کودک نه‌ساله‌ای که با دیدن دود و انفجار می‌گفت: «کاش برج میلاد رو نزنن… من می‌خوام از نزدیک ببینمش.» برای بسیاری از کودکان، جنگ تا پیش‌ازاین مفهومی انتزاعی بود، اما حالا با چشم و گوششان آن را لمس می‌کنند. در این روزهای سخت، شنیدن صدای کودکان و فهمیدن ترس‌ها و سؤالاتشان، مهمترین گام در ساختن دنیایی امن‌تر است؛ حتی اگر پاسخ‌های دقیقی نداشته باشیم. این گزارش تلاشی‌ست برای درک و ثبت واکنش‌های کودکان در برابر صداهای انفجار، مفهوم جنگ، احساس امنیت و اضطراب‌های ناشی از جنگ.
نگاه کودکان از قاب پنجره به جنگ

سقوط آزاد اقتصاد صهیون

رژیم صهیونیستی از کجا پول می‌آورد؟ اگر جنگ ادامه پیدا کند، اقتصاد اسرائیل چه وضعیتی پیدا می‌کند؟ برخلاف ایران که بخش مهمی از درآمدهایش از محل صادرات نفت و سایر کالاها به دست می‌آید، اسرائیلی‌ها روی یک اقتصاد شکننده ایستاده‌اند.
سقوط آزاد اقتصاد صهیون

خبرنگاران خارجی به ایران وارد شدند

خبرنگاران خارجی به ایران وارد شدند

زخم مکرر خوزستان

پیکر هفت‌ساله را خاک هم گردن نمی‌گیرد. خاک خوزستان شرم می‌کند از اینکه کودکان هنوز نابالغ و ناشکفته را به خوابی ابدی همراهی کند. مگر چند سال از تحمیل جنگی خانمان‌سوز گذشته است که حالا یک‌بار دیگر نوبت مرگ جانسوز کودکان فرارسیده باشد؟ کاش مادرش نداند. کاش پدرش نبیند. نه می‌دانند و نه می‌بینند. آرمین به‌همراه پدر و مادر، زیر آفتاب داغ اندیشمک، روی زمینی تفیده به قصد کشت و زراعت از خانه خارج شدند و هرگز برنگشتند. چه شدند؟ شهید. مگر جنگ تمام نشده؟ یک‌بار دیگر به آب و خاک ایران تحمیل شده است.
زخم مکرر خوزستان

قلب‌هایی که برای ایران می‌تپد

۱۰ روز می‌شود که ایران زیر آتش رژیم صهیونیستی بوده و تهران بی‌وقفه صدای انفجار تجربه کرده است. 10 روز پس از آن صبح ۲۳ خرداد، حالا اغلب شهرهای کشور در تلاطمند. از ظهر چهارشنبه، ۲۸ خرداد اینترنت‌ها قطع شدند و تا شب پنجشنبه این قطعی ادامه داشت. آنها که در تهران مانده‌اند، از لحظه‌های سکوت و زمانی که جنگنده‌های اسرائیل بر فراز آسمان نیست، فیلم برمی‌دارند تا خاطره شهری که دوستش دارند در یادشان امن بماند. قطعی اینترنت اما کار را هم برای آنها که خارج از کشورند و هم آنها که در شهرهایی دور از تهران‌اند، سخت کرده؛ بی‌خبری رنج بزرگ دیگری است. عده‌ای در این شرایط اعلام کرده‌اند به آنها که در تهران مانده‌اند سر می‌زنند؛ اگر کسی می‌خواهد از پدر و مادر پیرش خبری بگیرد، آنها حاضرند و اگر کسی نیاز به کمکی دارد، پیشقدم‌اند؛ مانند سحر، محسن، شاهد، علیرضا، مریم و بسیاری دیگر.
قلب‌هایی که برای ایران می‌تپد

یک چمدان اضطراب و نگرانی

ورودی شهر رشت و در نزدیکی ترمینال مسافربری «گیل»، پر از آدم‌هایی است که زندگی‌شان را در یک چمدان جا کرده‌اند و آمده‌اند. چند کیلومتر آن‌‌طرف‌تر، ماشین‌ها از شدت ترافیک به‌ندرت تکان می‌خورند. چشم که بچرخانی، از هر ۱۰ پلاک ماشین، حداقل سه پلاک برای تهران یا شهرهای دیگر است. برخی جایی برای ماندن دارند؛ قرار است در ویلا و خانه خودشان، یا در خانه دوست و آشنا یا اقوامشان بمانند. برخی دیگر اما بلاتکلیف‌ترند. پناهگاهشان یک چادر مسافرتی یا همان ماشین‌ کوچکشان است. بااین‌حال، هر دو گروه در یک موضوع مشترکند؛ ماندنشان در گیلان نامعلوم است و نمی‌دانند قرار است چه بلایی بر سر خانه و زندگی‌ و آینده‌شان بیاید.
یک چمدان اضطراب و نگرانی