بایگانی مطالب : جامعه
زخم انفجار بر تن کارگران بلوچ
لباسهای شسته و آویخته در توالی بندهایی طولانی نشان از فرارسیدن زمان استراحت دارد. استراحتی که کارگران بلوچ شاغل در اسکله شهید رجایی میگویند که کمتر نصیبشان میشود حتی همین حالا که انفجار در بندر جان برخی را گرفت، برخی را مصدوم کرد و گروهی را مفقود. کار با حقوق کم و بدون بیمه در بندر ادامه دارد. کارگران ساکن در اقامتگاههای کارگری میانگین سن بین ۲۰ تا ۳۰ سال دارند و عموماً از مناطق محروم بلوچستان ایران آمدهاند. «لقمهای نان» تنها دلیلی است که برای ادامه کار و تحمل شرایط موجود انگیزهشان شده است. لقمه نانی که در شهر و دیار و آبادی خودشان یافت نخواهد شد. حالا جامعه محلی اطراف بندر شهیدرجایی میگویند نداشتن اوراق شناسایی و قرارداد کار، گروهی از این افراد را در هیچ سیاههای از این کشور ثبت نکرده است و همین میشود که کسی دنبال آنان نیست.
مدعیان بلاتکلیف آرامگاه «رازی»
از قرن چهارم هجری تا همین چند سال پیش مزار رازی یک راز تاریخی بود. در کتابها گمانههایی درباره آن مطرح میشد، اما همه تنها حدسهایی بود که استناد چندانی به تاریخ نداشت. مطالعات پژوهشگران اما در اواخر دهه نود گمانه جدیتری را مطرح کرد مبنیبر اینکه با توجه به قرارگیری بیمارستان قدیم ری در محدوده روستای فیروزآباد و ثبت اسنادی درباره طبابت رازی در این بیمارستان و موارد دیگر، احتمال فراوانی وجود دارد که او را در نزدیکی امامزاده این روستا که گورستان قدیمی این منطقه بوده، به خاک سپرده باشند. همان روزها سخن از ساخت یک بنای آرامگاهی در فیروزآباد و تأسیس بنیادی بهنام رازی مطرح شد. قرار بود برای طراحی این بنا فراخوانی ملی داده شود و بودجه خاصی برای آن در نظر گرفته شود. حالا چندسالی از آن وعدهها و حرفها گذشته. زمین سه هکتاری که قرار بود محل ساخت یادمان باشد، مدعیانی پیدا کرده و شورای روستا را مجبور به محصور کردن محدوده زمین کرده است. دولت سیزدهم دستور مسکوت ماندن طرح ساخت آن را داد و تا به امروز هم این طرح مسکوت مانده است. محلیها روی این طرح حساب باز کردهاند و برخی مسئولان محلی نیز پیگیر این طرح هستند، اما سالهاست که طرح همچنان معطل مانده است.
زنگ هشدار زلزله رُشتخوار برای مسکن روستایی
در روزهایی که همه حواس رسانهها و افکار عمومی به وضعیت شهر بندرعباس بعد از زلزله معطوف شده بود، در گوشه شمالشرقی ایران زلزله نسبتاً شدیدی اهالی خراسانرضوی را غافلگیر کرد. حوالی ساعت ۵ صبح روز پنجشنبه، ۱۱ اردیبهشتماه، بود که مراکز لرزهنگاری لرزش زمین بهشدت ۵ ریشتر در خراسانرضوی را ثبت کردند.
رقص ملودیها در آغوش دریا
صدای نیانبان از ساحل بندرعباس بلند میشود و ریتم یزله در کوچههای بوشهر جان میگیرد. در جزیره قشم، آواهای آیین زار، حکایت مراودات تاریخی این سرزمین را بازگو میکنند. اینجا در ساحل خلیجفارس، جایی که موجها با آفتاب داغ همصدا میشود، موسیقی جریان دارد که روایتگر زندگیست؛ حکایتهایی از سفرهای ملوانان، آوازهایی برای شفا و آرامش و ردپایی از فرهنگهای دوردست که به دل این خاک راه یافتهاند. این موسیقی فقط نغمه نیست؛ حافظهٔ یک سرزمین است. گذشته را به آینده پیوند میزند و در دل هر ضربآهنگش، ردپای هویت و استقامت مردمانی دیده میشود که حتی در طوفانِ زمان، صدایشان خاموش نشده است. سید فواد توحیدی، پژوهشگر و نوازنده موسیقی نواحی در گفتوگو با «پیام ما» از چگونگی شکلگیری این نغمهها گفته است؛ اینکه چطور اقلیم و فرهنگ بر شکلگیری موسیقی نواحی جنوب ایران تاثیر گذاشته. به اعتقاد او، در روزگار تسلط موسیقی پاپ و نفوذ فضای مجازی باید مراقب بود که این گنجینه بومی در خطر فراموشی قرار نگیرد.
سفرههای رنگارنگ اهالی جنوب
شیرینی خرما، تندی فلفل و بوی ماهی، روح فرهنگ غذایی جنوب ایران را شکل میدهند. اینجا قهوه را با آیینی خاص دم میکنند و خرما همدم همیشگی سفرهها است. خلیجفارس با هوای شرجی و هرم گرمایش چنان تأثیری در سبک غذایی مردم این منطقه داشته که هر لقمه، قصهای از نخلستان و دریا را روایت میکند. به بهانه روز ملی خلیجفارس و برای کشف رازهای فرهنگ غذایی این منطقه، با سهراب دریابندری، مترجم، مستندساز و دستیار نجف دریابندری و فهیمه راستکار در کتاب مستطاب آشپزی گفتوگو کردهایم. او در این گفتوگو از تجربه سفر به سفرههای مردم جنوب ایران گفته است.
بارِ داغ و نان
صف کامیونها در گرمای تند بندر طولانی است. ماشینهای سنگین، باری ندارند؛ خالیِ خالی. از روز انفجار بزرگ، رانندهها شب و روز در اسکله سوخته منتظرند، بلکه باری بخورد و کیلومترها راه را با دست خالی به خانه برنگردند. آتش فروکش کرده است و آنها با غمی سنگین، در گرمای جانفرسا انتظار میکشند تا کار آواربرداری در اسکله شهیدرجایی به پایان برسد و دوباره به جاده بزنند.
هیروشیمای فرهنـگی
| پیام ما | افسانهای که حالا تبدیل به یک کابوس شده، راهی که این افسانه تا کابوس شدن طی کرده، از میان داستانها گذشته تا امروز که دیگر نمیتوان با رؤیا و افسانه همنشینش کرد، حالا دیگر غارت است و تاراج، تخریب هویت یک سرزمین است؛ آنچه در سکوتی سنگین و تلخ در جریان است. سکوتی منفعلانه و انفعالی آگاهانه از سوی آنان که قرار بود حافظان این میراث باشند، اما امروز نقش دیگری پذیرفتهاند. روزی نیست که خبر دستگیری حفار غیرمجاز از گوشهای از کشور در میان خبرها نباشد، آمارها میگوید سالانه ۵۰۰ نفر به جرم حفاری غیرقانونی بازداشت میشوند. گستره تخریبها اما چیز دیگری میگوید؛ تاراج بهمراتب وسیعتر از آن است که آمارها نقل میکنند. با این وضعیت چه باید کرد؟ بخشی از تشکلهای فعال در حوزه تاریخ و باستانشناسی، در نشستی هماندیشانه که قرار است مستمر و ادامهدار باشد، تلاش کردند بخشی از زوایای این معضل ریشهدار را واکاوی کنند؛ تا شاید راهی برای نجات از این زخم عمیق که پیکر میراث فرهنگی ایران را تهدید میکند، پیدا کنند. البته «حامد وحدتینسب»، رئیس انجمن علمی باستانشناسی ایران، معتقد است نخستین گام برای حل این معضل مسدود کردن صفحات مجازی کسانی است که اقدام به تبلیغ گنجیابی میکنند. اما همین کار هم تابهحال از سوی مقامات مربوطه صورت نگرفته است.
آتشی که خاموش نمیشود
| پیام ما | با گذشت چند روز از وقوع حادثه در بندر شهیدرجایی، موج واکنشها همچنان ادامه دارد. حادثه بزرگی که روز شنبه، ششم اردیبهشتماه، رخ داد، تاکنون ۷۰ کشته و چندین نفر مفقود برجای گذاشته است. دیروز مدیرکل دفتر مدیریت بحران و پدافند غیرعامل وزارت نیرو اعلام کرد در جریان این حادثه تأسیسات آبشیرینکن صد هزار مترمکعبی و نیروگاه بندرعباس آسیب جدی دیدهاند.
چشم به راه مفقودان
|پیامما| بالا رفتن تصاعدی آمار جانباختگان و صدمهدیدگان فاجعه انفجار بندر شهید رجایی هرمزگان تنها طی ۴۸ ساعت، ظن تعداد بالای مفقودان حادثه را تقویت میکرد. بااینحال، این عدد در میان آمار رسمی منتشرشده از سوی مراجع مستقر و مسئول اطلاعرسانی جایی نداشت. ازدحام شهروندان در جلوی بیمارستانهایی که مصدومان به آن منتقل شدند نیز تأیید دیگری بر چشمانتظاری و بیخبری بود. حالا با گذشت پنج روز، درحالیکه هنوز آواربرداری از منطقه انفجار تمام نشده است، همچنان عدد دقیقی از مفقودان وجود ندارد. پزشکی قانونی و دادگستری هرمزگان میگویند بستگان هر شخصی که ظن مفقودی او وجود دارد، به پزشکی قانونی شهر یا استان خود یا استان هرمزگان مراجعه کند. احتمالاً تا پایان آواربرداری، اجساد دیگری هم پیدا میشود.
وقتی دیوارها نرمتر میشوند
کار همواره در حال دگرگونی بوده و همراستا با تغییرات فناوری، ساختارهای اجتماعی و نیازهای روز، شکل تازهای به خود گرفته است. در ابتدا، انسانها برای تأمین نیازهای اولیه و بقا تلاش میکردند. با آغاز دوران کشاورزی، زندگی در سکونتگاههای دائمی شکل گرفت و تقسیم وظایف میان افراد، زمینه را برای شکلگیری تمدنهای آینده فراهم کرد. در قرون وسطی، ساختارهای فئودالی جایگزین نظمهای پیشین شدند و بعدها، انقلاب صنعتی مسیر تازهای را برای مفهوم کار رقم زد و بسیاری از فعالیتها را از خانه به کارخانهها منتقل کرد.
