بایگانی مطالب : جامعه

بانک ملی لار ثبتی نیست پس می‌توان نوسازی کرد

مسئولان میراث‌فرهنگی استان فارس و شهرستان لار، یک‌به‌یک، تعرض به بنای بانک ملی شعبه لار نو و تخریب آن را منکر شده‌اند و می‌گویند آنچه در حال وقوع است، «نوسازی» است؛ از جمله «عبدالرضا نصیری‌اصل» که سابق بر این معاون میراث‌فرهنگی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان فارس بود و اکنون کارشناس مسئول ثبت طرح‌های مرمتی این اداره است. او در گفت‌وگو با «پیام ما» ثبت ملی بودن بانک ملی لار را منکر می‌شود، حال‌آنکه علی‌اصغر مونسان، وزیر وقت میراث‌فرهنگی در خرداد ۱۴۰۰، مراتب ثبت این بنا را به استاندار فارس ابلاغ کرد: «بانک ملی لارنو (میراث معماری معاصر) واقع در شهرستان لارستان، بخش مرکزی، شهر جدید لار، بلوار فرهنگ، نبش میدان طاووس به شماره ۳۳۰۶۹ مورخ ۹۹/۳/۱۹». درست در همین زمان، نصیری‌اصل معاون میراث‌فرهنگی استان فارس بود. او در حالی از عادی بودن تخریب و نوسازی بناهای ثبتی معاصر می‌گوید که طبق قانون حفظ آثار ملی که در سال ۱۳۰۹ تصویب شده و تخریب و نوسازی بناهای ثبت‌شده در فهرست آثار ملی، توسط دولت و مالکان خصوصی، جرم است.
بانک ملی لار ثبتی نیست پس می‌توان نوسازی کرد

حرف‌هایی که ستون‌های چهلستون لرزاند

هفته میراث‌فرهنگی در اصفهان امسال نه با تجلیل از حافظان گذشته، که با یک جنجال بر سر سرنوشت میراث، به پایان رسید. در مراسمی که به‌مناسبت هفته میراث‌فرهنگی در باغ‌موزه چهلستون برگزار شد، امام‌جمعه اصفهان سخنانی بر زبان آورد که نه‌تنها موجی از واکنش‌های کارشناسان، متخصصان مرمت، باستان‌شناسان و کنشگران حوزه میراث را به‌دنبال داشت، بلکه فضای مجازی را نیز تحت‌تأثیر قرار داد. «آیت‌الله سیدیوسف طباطبایی‌نژاد» در این مراسم گفت: «هزار خانه تاریخی نمی‌خواهیم، ۱۰ یا ۲۰ تا را نگه دارید. اگر پنجره‌ای خراب شد، آن را دور بیندازید و یک پنجره نو بسازید.» او همچنین درباره ستون‌های چوبی چهلستون گفت که بهتر است آنها را روغن بمالند یا رنگ کنند. این سخنان که بدون پشتوانه تخصصی و خارج از ادبیات فنی مرمت آثار تاریخی بیان شد، واکنش‌های گسترده‌ای از سوی متخصصان داشت. بسیاری از کاربران فضای مجازی این اظهارات را «فرمان تخریب میراث» تعبیر کردند و از نقش غیرکارشناسی در سیاستگذاری میراث‌فرهنگی ابراز نگرانی کردند. در این گزارش، چند تن از کارشناسان حوزه مرمت، معماری، احیای خانه‌های تاریخی و جامعه‌شناسی شهری در گفت‌وگو با «پیام ما» پاسخی علمی، مستدل و کارشناسی به این سخنان داده‌اند.
حرف‌هایی که ستون‌های چهلستون لرزاند

فرمان تخریب یا اظهارنظر؟

حدود ۴۰ سال بعد از اولین نقدها به حفاظت از بناهای تاریخی و جلوگیری از تخریب آنها و بعد از سال‌ها تلاش برای آموزش و فرهنگسازی بین مردم برای حفاظت و مرمت از بناهای تاریخی، حالا اظهارات یکی از مسئولان مذهبی شهر اصفهان که بناهای جهانی آن آوازه‌ای بلند بین کشورها دارد، نگرانی‎‌های زیادی را مطرح کرده و به واکنش‌های زیادی بین فعالان میراثی و فعالان فضای مجازی منجر شده است.
فرمان تخریب یا اظهارنظر؟

«تخریب» نمای بانک ملی لار نو به جای «مرمت»

«تخریب» نمای بانک ملی لار نو به جای «مرمت»

ورزشگاه روی تمدن ۴ هزارساله

دو دهه پیش، وقتی خواب کنارصندل آشفته شد و بخشی از حافظه تاریخی‌اش به یغما رفت، بودند کسانی که به دادش برسند و صدایش را به گوش دنیا برسانند. «حمیده چوبک» و «یوسف مجیدزاده» و بسیاری از کسانی که ایران و تمدن کهن آن برایشان ارزشمند بود، تمام تلاششان را برای شناسایی این محوطه باستانی به‌کار گرفتند. جیرفت و کنارصندل شهرت جهانی پیدا کرد. آنها نمی‌دانستند کنارصندل قرار است دو دهه به حال خود رها شود و بعد هم دهیار روستا لودرها را راهی تپه باستانی کند. او با صراحت تمام می‌گوید: «برای من مردم مهم هستند، نه ثبت جهانی و محوطه باستانی.» او درباره کدام مردم حرف می‌زند؟ لودرها کارشان را شبانه پیش برده‌اند، یک‌هفته‌ای می‌شود که مشغول کارند و مخالفت‌های پایگاه میراث ملی جیرفت راه به جایی نبرده و مثل همیشه از مسئولان بالادستی وزارتخانه هم خبری نیست. حالا تپه کنارصندل پر از تکه‌های سفال شده و تخریبی سازمان‌یافته در قلب نشانه‌های تمدن «ارته» رخ داده است؛ بدون اینکه کسی کاری کند. جیرفت قرار بود جهانی شود، قرار بود تاریخ بین‌النهرین را تغییر دهد، قرار بود از تمدنی ارزشمند بگوید؛ حالا اما لودرها کنارصندل را شخم زده‌اند، همان‌طورکه دو دهه پیش حفاران غیرمجاز سوراخ‌سوراخش کردند و همان‌طورکه ۲۰ سال به حال خود رها شد و همان‌طورکه امروز کسی دم نمی‌زند و به تخریب نشانه‌های یک تمدن بزرگ واکنشی نشان نمی‌دهد.
ورزشگاه روی تمدن ۴ هزارساله

سووشون؛ توقیف یا تبلیغات؟

سریال «سووشون» که قرار بود روایتگر رنج و مقاومت در روزگار آشوب باشد، خود گرفتار آشوب و حاشیه تمام‌نشدنی شده است. توقیف و هم‌زمان از دسترس‌ خارج‌ شدن نماوا، پلتفرم میزبان این سریال، آخرین ماجرایی بود که سووشون با آن درگیر شد. اتفاقی که چندی پیش سریالی دیگر در یک پلتفرم شبکه نمایش خانگی هم با آن مواجه شد و حالا این پرسش پیش می‌آید آیا چنین روندی در پخش و توقف، گامی حساب‌شده در مسیر یک کمپین تبلیغاتی پرسروصدا برای سریالی است که حاشیه‌هایش از خود روایت جذاب‌تر شده‌اند؟
سووشون؛ توقیف یا تبلیغات؟

شورای امنیت در تهران

وقتی آدم بزرگ‌ها بازی می‌کنند؛
شورای امنیت در تهران

بستن شریان‌های تنفسی تهران یا مدرسه‌سازی در پارک‌ها؟

بعد از حصارکشی در بوستان‌های بزرگ تهران و پیشنهاد ساخت مسجد و مخزن آب و… حالا پیشنهاد ساخت مدرسه در بوستان‌های کم‌وسعت‌تر مطرح شده است. اسفند پارسال بود که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، از شهرداری‌ها خواست به حل مشکل کمبود مدرسه کمک کنند. امسال در دیدار رئیس‌جمهوری با شهرداران کلانشهرها این حرف‌ها تکرار شد و از نهضت مدرسه‌سازی صحبت به میان آمد. چند روز بعد از این دیدار «علیرضا زاکانی»، شهردار تهران، خبر همکاری دولت و شهرداری تهران برای ساخت مدرسه را تأیید کرد. به‌گفته او، لایحه احداث ۸۰ مجتمع آموزشی به شورای شهر تهران ارائه می‌شود. چند هفته‌ گذشته جلسه‌ای درباره تبادل‌نظر برای ساخت مجتمع‌های آموزشی برگزار شد و در آن، حدود ۸۷ پلاک برای ساخت ۵۶ مدرسه در چند منطقه تهران پیشنهاد شد؛ پلاک‌هایی که با همگی آنها در جلسه استانداری موافقت شده است. یافته‌های «پیام‌ ما» نشان می‌دهد حدود ۶۶ درصد از این پلاک‌ها براساس پهنه‌بندی طرح تفصیلی در پارک‌های عمومی و پارک‌های ویژه قرار دارند. هرچند که «ناصر امانی»، عضو شورای شهر تهران، هفته گذشته به شهرداری تهران برای احداث این مدارس در پارک‌ها تذکر داد، اما «مجید پارسا»، مدیرکل آموزش پرورش شهر تهران، ۶ خرداد تأکید کرد عملیات اجرایی ساخت این مدارس دو تا سه هفته دیگر آغاز می‌شود. در همین حال، یک پژوهشگر توسعه و محیط‌زیست در گفت‌وگو با «پیام ما» مدرسه‌سازی در پارک‌ها را کاستن از فضای عمومی معنی می‌کند؛ آن‌هم در شهری که سرانه فضای سبز کم و جزیره‌های گرمایی دارد.
بستن شریان‌های تنفسی تهران یا مدرسه‌سازی در پارک‌ها؟

میراث قجری پشت دیوار سیمانی پس از هشت ماه پنهان‌کاری

|پیام ما| درِ ورودی بوستان بسته است. نگهبان می‌گوید چند ماه است که اجازه ورود به کسی داده نمی‌شود. وقتی درباره کشف آثار تاریخی در بوستان می‌پرسم، می‌گوید: «شما کی هستی؟ از کجا می‌دانی؟» بالاخره در را باز می‌کند و می‌گوید: «هر چی هست پشت این دیوارهای سیمانی پیدا شده.» حدود دو متر دیوار سیمانی را اسفندماه گذشته دور گودالی عمیق که آثار در آن پیدا شده، کشیده‌اند. تابستان سال گذشته بود که آثار تاریخی در بوستان مادر و کودک (یاس) کشف شد و تا هفته گذشته که رئیس کمیته گردشگری شورای شهر تهران و شهردار منطقه۳ آن را رسانه‌ای کردند، نه مسئولان میراث‌فرهنگی استان تهران و نه مدیران شهرداری درباره آن صحبت نکرده بودند. «محسن سعادتی»، معاون میراث‌فرهنگی استان تهران، به «پیام ما» می‌گوید: «پژوهشگاه میراث‌فرهنگی به موضوع ورود کرده و در حال بررسی است. ما منتظر نتایج پژوهشگاه بودیم تا اظهارنظر کنیم.» حفاری پروژه متوقف شده، اما هنوز اطلاعاتی درباره انجام مطالعات و جزئیات بررسی‌ها در دست نیست. تنها اظهارات کلی «احمد علوی»، رئیس کمیته گردشگری شورای شهر تهران، درباره قدمت آثار کشف‌شده در دست است که گفته: قدمت آثار مربوط به دوران قاجار و پهلوی اول است. از طرفی نشانه‌ای از انجام مطالعات باستان‌شناسی در محوطه محصورشده دیده نمی‌شود و نگهبان هم می‌گوید: «تا جایی که من دیدم، همان روزهای اول چند نفر از میراث و شهرداری آمدند، دیدند و بعد رفتند و خبری نشد.» چندی پیش هم که در بهشت زهرای تهران آثاری به‌دست آمد، مسئولان در مورد حفاری‌های بهشت زهرا سکوت کرده بودند، تا روزی که یکی از فعالان شبکه‌های اجتماعی موضوع کشف آثار باستانی در این محدوده را منتشر و مسئولان را مجبور به واکنش کرد؛ هر چند در قبال این موضوع هم مسئولان میراث‌فرهنگی ابراز بی‌اطلاعی و دوباره سکوت پیشه کردند و مسئله را به گذر زمان سپردند و امید به هیاهوی اخبار روز بستند.
میراث قجری پشت دیوار سیمانی پس از هشت ماه پنهان‌کاری

«بی‌وطنی» یا «وطن‌فروشی»؟

|پیام ما| چهارمین فیلمواره «چشم هفتم در میراث»، در حالی در موزه سینما برگزار شد که مستندسازان نسبت به توجه و حمایت متولیان میراث‌فرهنگی به این حوزه ابراز ناامیدی کردند. رئیس ایکوم ایران در این مراسم گفت: سینما یک رسانه جامع و کامل است که می‌تواند مفهومی را منتقل کند که گاه با زبان و گاه با قلم امکان بیان آن وجود ندارد، اما افراد زیادی را داریم که در سینمای مستند این حوزه، فعالیت می‌کنند و حتی سال‌ها بعد می‌توان به آن‌ها استناد کرد. «سیداحمد محیط طباطبایی»، با اشاره به جشنواره فیلم‌های مستند «یادگار» که تا سال ۸۴ با همکاری سازمان وقت میراث‌فرهنگی، سازمان صداوسیما و انجمن مستندسازان برگزار می‌شد، ابراز امیدواری کرد شاید «فیلمواره چشم هفتم میراث» بخش کوچکی از آن جشنواره را جبران کند. او وجود امضای مؤلف پای کار مستند را مهمترین نکته مستندسازان سال‌های گذشته دانست و ادامه داد: دهه ۴۰ را می‌توان دهه طلایی سینمای مستند ایران دانست، زمانی که فیلمسازان ما همه مؤلف بودند و کارشان روایتگری صرف نبود.
«بی‌وطنی» یا «وطن‌فروشی»؟