بایگانی مطالب : جامعه
کارگران بیشناسنامه، خاکسترهای بیدیه
آخرین بررسی و گفتوگو با فعالان اجتماعی بندرعباس نشان میدهد «کارگران بلوچ بیشناسنامه کشتهشده در انفجار ظهر ۶ اردیبهشت در بندر شهیدرجایی» حداقل ۱۵ نفر بودند که در هیچ فهرستی اعلام نشدند. بهنظر میرسد اکنون میتوانیم بهرغم ادعای برخی مسئولان که بعد از انفجار، این ماجرا را انکار میکردند، بنویسیم احتمالاً ۵۸ بهعلاوه ۱۵ نفر کشته شدند، اما ۱۵ نفرشان بهدلیل نداشتن مدرک شناسایی حضورشان رد و مرگشان انکار شده است. حالا فعالان اجتماعی و خیریههایی در بندرعباس که به خانوادههای این مفقودان خدمات ارائه میدهند، میگوید هیچ دیه و خدماتی به آنان تعلق نگرفته است و زنان و فرزندانشان به حال خود رها شدهاند. خانوادههای این گروه از جانباختگان میترسند درصورت پیگیری افغانستانی تلقی و از کشور اخراج شوند؛ چون هیچ سندی برای اثبات ایرانیبودنشان ندارند.
حمل آثار تاریخی در ایران با پتو و جعبه
هرساله در سراسر دنیا صدها اثر هنری و تاریخی از موزههای مشهور به نمایشگاههای موقت فرستاده میشوند که امنیت این شاهکارهای هنری در حملونقل آنها بسیار حائز اهمیت است. بهطور معمول، برای انتقال آثار تاریخی و موزهای، بهویژه آثار حساس، ارزشمند و خاص که دارای اهمیت ملی، هنری، مذهبی، تاریخی یا مادی هستند، روشهایی کاملاً تخصصی، دقیق و چندلایه استفاده میشود. هدف اصلی این روشها حفظ اثر در برابر تهدیدهای محیطی و انسانی است.
برزخ اندیشمندان در ورشو
خانه اندیشمندان علومانسانی دیروز، هفدهم خردادماه، سه ساعت پرتنش را سپری کرد. هرچند که سابقه شروع این تنشها به دو سال پیش برمیگردد که معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری و مدیرکل مطالعات فرهنگی و اجتماعی بههمراه تعداد زیادی از عوامل اجرایی شهرداری تهران به این مرکز فرهنگی آمده بودند تا ملک را تخلیه کنند و وقتی مدیران این مجموعه پاسخ دقیقی به سؤالات خود دریافت نکردند، ناچار شدند شب را در این ساختمان به صبح برساندند تا مبادا ساختمان پلمب شود. اما اینبار مدیران شهرداری از مرجع قضائی درخواست کردند با حضور عوامل انتظامی، نسبت به اجرایِ حکم و تخلیه ساختمان اقدام کنند. حضوری که چندساعتی پشت درهای بسته طول کشید و نتیجه این بود که حکم اجرا میشود اما خانه اندیشمندان میتواند با شرط استفاده عمومی از فضا به فعالیت خود ادامه دهد؛ «استفاده عمومی» که تعریف آن هنوز مشخص نیست.
آمار نگرانکننده روند صعودی قتل در ایران
کارزار، دعای دستهجمعی و استوریهای پیدرپی شهروندان برای یافتن دختر گمشده کارساز نشد. ۱۰ روز تمام چشمها پی الهه حسیننژاد گشت و درنهایت پنجشنبه، ۱۵ خرداد، جسم بیجان او پیدا شد. ماجرا بهگفته قاتل که مشخص شده راننده اتومبیلی است که او را برای رساندن به خانهاش سوار کرده بود، زمانی مرگبار میشود که قاتل گوشی تلفن همراه گرانقیمت مسافر را میبیند. الهه حسیننژاد مقاومت میکند و درنهایت سرنوشت او مشابه امیرمحمد خالقی میشود؛ دانشجویی که زمستان پارسال بهدلیل مقاومت برای دزدیدهنشدن لپتاپش مقابل خوابگاه دانشجویی، جان خود را از دست داد. هرچند که برخی ناامنی شهر برای زنان را ریشه قتل الهه میدانند، برخی دیگر معتقدند عوامل اقتصادی در تعدد جرایم بیتأثیر نیست. افزایش روایتهای دزدی، این پرسش را در ذهن ایجاد میکند که آیا جرایمی مانند سرقت، خشونت و قتل در سالهای اخیر افزایش پیدا کرده است؟ متأسفانه آمار میزان جرایم در سال ۱۴۰۳ در دسترس نیست، اما بررسیها از میزان جرایم حوزههای انتظامی کشور در سال ۱۴۰۲ نشان میدهد اغلب جرایم، مانند قتل، نزاع دستهجمعی و شرارتها نسبت به سال ۱۴۰۱ بیشتر شده است.
دیوار جدید ضد ایرانی در مرزهای آمریکا
با تصویب فرمان جدید ممنوعیت ورود ایرانیها به آمریکا، بار دیگر سرنوشت عده کثیری از ایرانیان به تصمیمات دولت این کشور گره خورده است.
شهر ناامن جوانی الهه را بلعید
|پیام ما| «الهه حسیننژاد»، تنها چند قدم با خانهاش فاصله داشت؛ اما آنچه برایش رخ داد، مسیری برگشتناپذیر بود. رانندهای که قرار بود او را به مقصد برساند، با دیدن گوشی موبایلش تصمیم به سرقتی گرفت که منجر به قتل این دختر بیستوچهارساله شد. حادثهای که بار دیگر پرسشهایی جدی درباره امنیت زنان در فضاهای شهری مطرح کرد؛ اینکه آیا مسئولیت تأمین امنیت بر دوش شهروندان است یا ساختارهای شهری و نهادهای رسمی؟ «نفیسه آزاد»، جامعهشناس، در گفتوگویی با «پیام ما» این حادثه را بازتاب بحرانهای زیرساختی، جنسیتی و اقتصادی میداند که در آن فقر، نابرابری و ضعف در مدیریت شهری، جان زنان را بیشتر در معرض خطر قرار میدهد.
یگان حفاظت پیگیر اشیای مفقودشده موزه آبادان است
مدیرکل میراثفرهنگی خوزستان اعلام کرد:
غفلتی که چشم اصفهان را کور کرد
ماجرا از حفاری اداره برق در گذر تاریخی چهارباغ پایین اصفهان آغاز شد؛ جایی که پیمانکار بدون استعلام از ادارهکل میراثفرهنگی، اقدام به کندن زمین کرد و طبق گزارشهای منتشرشده، احتمال کشف اسکلتهای انسانی در محدودهای که روزگاری گورستان تاریخی «آببخشان» نام داشت، مطرح و سپس تأیید شد. این اتفاق بار دیگر پرسشی مهم را پیش روی متولیان میراثفرهنگی کشور گذاشت: چرا در کشوری با پیشینه چندهزارساله هنوز نقشه دقیقی از لایههای مدفون شهرهای تاریخی وجود ندارد؟ این پرسش نهفقط مسئلهای محلی بلکه بحرانی ملی است که با هر کلنگ عمرانی، احتمال تخریب تاریخ را در دل خود دارد. «سید روحالله سیدالعسگری»، معاون میراثفرهنگی استان اصفهان، در گفتوگو با رسانهها تأکید کرده است «هیچگونه استعلامی از میراثفرهنگی انجام نشده بود و عملیات بهمحض اطلاع، متوقف شد». اما پرسش اینجاست: حتی اگر استعلام هم انجام شود، بر چه اساسی میتوان لایههای پنهان در دل زمین را شناسایی کرد، وقتی هیچ نقشهای وجود ندارد؟
تخریب بهجای کاوش مقصر کیست؟
|پیام ما| با انتشار تصاویر و اخبار مربوط به تخریب در محوطه باستانی کنارصندل در جیرفت در رسانههای محلی و روزنامه «پیام ما»، بحثها بر سر این موضوع بالا گرفته است. دهیار روستا با دفاع از عملکرد خود و ارائه توضیحاتی، اقدام خود را قانونی و با تکیه بر مستندات طرح هادی میداند، اما پایگاه ملی جیرفت از تخلف آشکار دهیار روستا میگوید. امروز حدود یک هفته بعد از شروع پروژه ساخت سالن چندمنظوره ورزشی در کنارصندل، معاون میراثفرهنگی کشور از تلاش برای برخورد قضائی با متخلفان خبر داده است. در این میان، آنچه مغفول مانده است، مسئله مهم تعیین حریم دو اثر ملی در کنار صندل است؛ موضوعی که سالهاست به تعویق افتاده و در یک سال اخیر که پایگاه جیرفت پرونده تعیین حریم را به وزارتخانه ارسال کرده هم هنوز خبری از به نتیجه رسیدن آن نیست.
تهران بیدفاع، تهران بیحریم
|پیام ما| تهران حریم مشخصی ندارد. مرزهای شهری پایتخت سالهاست بهطور غیررسمی فراموش شده و ساختوسازهای غیررسمی، اسکانهای تصرفی، توسعههای بیضابطه و فقدان نظارت یکپارچه، سیمای کلانشهر را آشفتهتر از همیشه کرده است. حریم تهران که نقش حیاتی در حفظ محیطزیست و کنترل گسترش بیرویه شهر دارد، بهدلیل ابهام در مرزهای مدیریتی با شهرستانهای اطراف، در معرض ساختوسازهای غیرمجاز و زمینخواری گسترده قرار گرفته است. در هفتههای اخیر، موضوع حریم تهران به یکی از چالشهای مدیریت شهری تبدیل شده است. حریم تهران با وسعتی بالغبر پنج هزار و ۹۱۷ کیلومترمربع، حدود ۹ برابر محدوده شهری پایتخت را در بر میگیرد و نقش حیاتی در حفاظت از منابعطبیعی، کنترل توسعه شهری و جلوگیری از ساختوسازهای غیرمجاز ایفا میکند. اما اکنون با لغو بخشنامه مدیریت یکپارچه حریم توسط وزارت کشور، نگرانیها درباره توسعه بیضابطه و ساختوسازهای غیرمجاز بار دیگر افزایش یافته است. با توجه به وضعیت فعلی، کارشناسان هشدار میدهند اگر مدیریت حریم به شهرداری بازنگردد، تهران به شهری بیحریم تبدیل خواهد شد که توسعه بیضابطه و ساختوسازهای غیرمجاز در آن افزایش مییابد. این موضوع تعادل محیطزیستی و اجتماعی را تهدید میکند و آینده توسعه پایدار پایتخت را نیز در معرض خطر قرار میدهد
