بایگانی مطالب : جامعه

دست‌های زخمی، نقش‌های ناتمام

«پشت انگشت‌ها و بند انگشت‌ها را نخ‌های عمودی ساییده بودند. پوست اول کنده شده بود و پوست نو، سفید و کبره‌بسته بود. کارگاه نیم‌تاریک بود و سه پله بزرگ از کف حیاط پایین‌تر بود... بچه‌ها مثل مارمولک به قالی نیمه‌بافته چسبیده بودند. روی رنگ‌ها کله می‌کشیدند. چشم‌ها در تاریک‌روشن قالیباف‌خانه برق می‌زد. چشم‌ها درشت و سیاه بودند و از ته گودی صورت‌های زرد، نخ را می‌پاییدند. نگاه‌ها و پنجه‌ها خسته و دقیق درگیر ساخت و پرداخت گل‌های ریز و درشت سرخ و زرد و شاخ و برگ‌های سبز قالی بودند.» در طول گفت‌وگو با «علیرضا چوبینه» وقتی او از لزوم توجه به ارگونومی در کارگاه‌های صنایع‌دستی و قالیبافی می‌گفت و از ضرورت توجه به سلامت هنرمندان، این تصاویر را که «هوشنگ مرادی کرمانی» در کتاب «بچه‌های قالیباف‌خانه» ترسیم کرده بود، مرور می‌کردم و قصه «اسدو» و «نمکو» در ذهنم جولان می‌داد. در روزگار آنها که این حرف‌ها جایی نداشت و این واژه‌ها حتی وارد دایره لغات علوم روز دنیا هم نشده بود. امروز اما بعضی قسمت‌های قصه عوض شده، علم می‌تواند به کمک هنرمندان بیاید؛ می‌تواند بخشی از آن آسیب‌هایی را که سال‌ها به جان بچه‌های قالیباف‌خانه نشست و تا آخر عمر هم رهایشان نکرد و باعث شد مثل اسدو؛ از قالی و قالیبافی و قالیباف‌خانه و «از آنها که با کفش روی قالی راه می‌روند» بدشان بیاید؛ از هنرمندان امروز دور کند. می‌تواند پلی باشد بین هنرهای اصیل ایرانی و سلامتی هنرمندان، تا همان اندازه که مخاطب از دیدن آثار هنری و صنایع‌دستی لذت می‌برد، هنرمند هم از فرایند تولید بدون فشار مضاعف و آسیب جسمی لذت ببرد. «علیرضا چوبینه» در حال حاضر استاد تمام گروه ارگونومی دانشگاه علوم‌پزشکی شیراز است. او در پژوهش‌هایی که تا به حال انجام داده، بارها به سراغ صنایع‌دستی رفته؛ تز دکترای خود را با موضوع «طراحی ارگونومیک ایستگاه کار قالیبافی» ارائه کرده و چندین جلد کتاب و صدها مقاله در این زمینه تألیف و منتشر کرده است. علاوه‌بر جوایز متعدد داخلی، در سال ۲۰۲۲ موفق به دریافت جایزه «Lifetime Achievement Award for Academic Research» از انگلستان شده و در سال ۲۰۲۴ نیز جایزه «گسترش ارگونومی در کشورهای در حال توسعه» را از انجمن بین‌المللی ارگونومی دریافت کرده است. با چوبینه درباره چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی که در مسیر تحول صنایع‌دستی ایران با استفاده از اصول ارگونومیک وجود دارد، گفت‌وگو کردیم. او از تجربیاتش برای وارد کردن این تخصص به حوزه صنایع‌دستی گفت و از اهمیت این علم برای ارتقای سلامت صنعتگران و کیفیت محصولات صنایع‌دستی. از این گفت که هرگز لذت دیدن نتایج تلاش‌ها و پژوهش‌هایش را در سطح گسترده و در بازار صنایع‌دستی ایران تجربه نکرده است. او معتقد است یک حلقه گمشده در این حوزه وجود دارد، حلقه‌ای که باید حوزه تخصص ارگونومی را به حوزه تخصصی صنایع‌دستی وصل کند.
دست‌های زخمی، نقش‌های ناتمام

صنایع‌دستی ایران در آستانه انقراض

هزاره سوم با تمام دستاوردهای نوین و تحولات چشمگیرش در عرصه فناوری و علم، همچنان با دلهره و چالش‌های زیادی برای انسان همراه است. تغییراقلیم، تبعیض اجتماعی و نابرابری اقتصادی، فقر، ناامنی، جنگ و نیز بحران‌های جمعیت و محیط‌زیست از جمله این موارد به‌شمار می‌روند. پدیده‌هایی که هر کدام در بطن خود بحران‌های متعددی را در مسیر زیست انسان بر سیاره زیبای زمین قرار می‌دهد. در مواجهه با این شرایط پیچیده، از ابتدای قرن ۲۱ توجه ویژه‌ای نسبت به مفهوم خلاقیت در کسب‌وکارها و اقتصاد ناشی از آن شکل گرفت و از رهگذر بازخوردهای مثبت و پایدار این حوزه‌ها و تاب‌آوری چشمگیرشان در برابر نوسانات اقتصادی و اجتماعی، به‌گونه‌ای محسوس تمرکز دولت‌ها و سازمان‌ها به‌سمت توسعه صنایع خلاق و اقتصاد ناشی از آن سوق پیدا کرد. عرصه‌ای متنوع و غنی که از جمله مصداق‌های برجسته آن در ایران، صنایع‌دستی و گستره وسیع هنرهای سنتی ایرانی است.
صنایع‌دستی ایران در آستانه انقراض

«سیه‌مار» هنوز جان می‌گیرد

زهرش را دوباره به دل مردم ریخته… زهر سیه‌مار در همین خرداد «اسامه بلوچی»،‌ «سدیس بلوچی» و «میرخاتون بلوچی» را کشت. مردم بجوکان در بخش لاشار نیک‌شهر این شب‌ها خواب ندارند. ترس در دل همه‌شان خزیده. یکی از اهالی روستای بجوکان می‌گوید: «خدا شاهد است از وقتی این اتفاق افتاده شب‌ها نمی‌توانم بخوابم. ساعت ۵ صبح خوابم برد. همه‌اش نور گوشی‌ام روشن است. خانه ما امنیت ندارد،‌ نه ماشین هست‌، نه آنتن موبایل. تا «چانف» ۱۵ کیلومتر جاده خاکی است و میلیونی از ما پول می‌گیرند تا به درمانگاه برسیم.» مردم روستا شب‌ها تا صبح بیدارند، نقل ترس از خوابیدنشان را نمی‌توانند به خبرنگاران مرکزنشین بگویند، آنها نمی‌توانند فارسی صحبت کنند و خبرنگاران هم بلوچی نمی‌دانند! اینها گفته‌های «زابد آهورانی» بهورز روستاست که صدای اهالی شده. در روستا وضع همه شبیه زابد است. بیدار ماندن، نور انداختن به اطراف و هر گوشه را گشتن!
«سیه‌مار» هنوز جان می‌گیرد

مجرم اصلی ساختار ناکارآمد است

قتل الهه‌ حسین‌نژاد، جامعه را در شوک فرو برده است. از یک طرف مسئله ناامنی و تردد زنان در سطح شهر مطرح شده است و از طرف دیگر مسئله سرقت‌های مرگبار. قتل الهه و اعتراف متهم مبنی‌بر سرقت گوشی تلفن همراه او، آن‌‌هم درست چهار ماه بعد از سرقت مرگبار از امیرمحمد خالقی، یک‌بار دیگر اذهان عمومی را درگیر این پرسش کرده که آیا در سال‌های اخیر جرایم خشن‌تر شده است؟ راه برون‌رفت از این وضعیت چیست؟ «سعید‌معیدفر»، جامعه‌شناس و مدرس بازنشسته دانشگاه، در گفت‌وگو با «پیام ما» از این می‌گوید که مجرم اصلی نظام ساختاری ناکارآمد و به‌عبارتی بحران ارزش‌ها و هنجارها و بحران اقتصادی است؛ «این‌هاست که از هر کسی قربانی می‌سازد.»
مجرم اصلی ساختار ناکارآمد است

نجات‌یافتگان داعش در چنگ قاچاقچیان

بازداشت‌شده‌ها به ستون‌های باستانی بسته شده‌اند. تروریست‌ها قرار است آنها را اعدام کنند. نمایشی دردناک در آمفی‌تئاتر باستانی «پالمیرا» برپاست. داعش در پالمیرا جولان می‌دهد. ستون‌ها را منفجر می‌کند. آدم‌ها را اعدام می‌کند و باستان‌شناس شریف پالمیرا را بعد از بازجویی گردن می‌زند و پیکرش را بر یکی از ستون‌های پالمیرا می‌آویزد. حالا ۱۰ سال از آن‌همه تلخی که کام بسیاری از علاقه‌مندان به میراث بشری را تلخ کرد، گذشته است. پالمیرا زخم‌های زیادی به تن داشت که داعشی‌ها تصرفش کردند، دینامیت به ستون‌هایش بستند، تندیس‌هایش را «بت کافر» خواندند و با پتک خرد کردند و تمام توانشان را به‌کار بستند تا هر چه از تمدنی که از قرن سوم پیش‌ازمیلاد باقی مانده بود، نابود کنند. آنها مهمترین ویرانه باستانی جهان را ویرانه‌تر کردند و رفتند. حالا ۱۰ سال گذشته، سوریه کمی آرام شده است، فقر اما هنوز بر شهرها سیطره دارد. مردم هنوز تاوان جنگ را پس می‌دهند. پالمیرا هم از این حجم فقر و استیصال در امان نیست. قاچاقچیان شبانه به سراغش می‌روند و هر چه را که به‌دست می‌آورند، در فیسبوک به دلالان آثار تاریخی در سراسر جهان می‌فروشند. جنگ در خاورمیانه تنها آرامش و امنیت و سلامت را نشانه نرفته، گویی نااهلان -از تروریست‌ها گرفته تا قاچاقچیان- قصد دارند تمام نشانه‌های تمدن‌های غنی در این منطقه را با هر بهانه و بر هر بستر و فضایی محو و نابود کنند.
نجات‌یافتگان داعش در چنگ قاچاقچیان

کشتی مدلین؛ در راه مأموریت غیرممکن برای غزه

کشتی حامل ۱۲ فعال فلسطینی از جمله «گرتا تونبرگ»، فعال ۲۲ساله، و «ریما حسن»، نماینده فرانسوی پارلمان اروپا، قرار است به‌زودی به غزه برسد. ارتش اسرائیل اعلام کرده که اجازه نمی‌دهد این کشتی در غزه پهلو بگیرد و آن را به‌سمت بندر اشدود در اسرائیل هدایت خواهد کرد. این دومین تلاش کنشگران برای رساندن کمک‌های بشردوستانه به نوار غزه است، اما خدمه این گروه این‌بار آماده مواجهه با خطرات پیش‌ رو است. تونبرگ به ساندی‌تایمز می‌گوید: «خطر واقعی ساکت ماندن است.» ارتش اسرائیل می‌گوید تمام سرنشینان این کشتی دستگیر خواهند شد و به‌محض آماده‌شدن کشتی فوراً اخراج می‌شوند. طبق آخرین خبرها، کشتی «مدلین» به سواحل مصر نزدیک شده است و فاصله کمی با غزه دارد. سؤال اینجاست که چرا فعالان محیط‌زیست حالا روی مسئله غزه متمرکز شده‌اند و مقابله با تغییراقلیم را در گرو پایداری صلح در جهان می‌بینند.
کشتی مدلین؛ در راه مأموریت غیرممکن برای غزه

خاستگاه بشری گرفتار ناکارآمدی

کابوس ویرانی با وجود پیگیری‌های کارشناسان و رسانه‌ها همچنان بالای سر محوطه کنارصندل مانده است. «محمدرضا میری»، باستان‌شناس پیشکسوت که حدود ۲۰ سال پیش همراه «یوسف مجیدزاده»، سرپرست کاوش‌، به جیرفت رفت و پیام خاستگاه بشری بودن ایران را -که نشانه‌هایش در منطقه کنارصندل یافت شده بود- به جهان مخابره کرد، به ما از روزهای کشف و ارتباط همراهانه با مردم می‌گوید و متعجب است که چرا جمهوری اسلامی از این ثروت به‌شکل شایسته نگهداری نمی‌کند، آن را به‌اندازه کافی گسترش نمی‌دهد و به مردم جهان معرفی نمی‌کند.
خاستگاه بشری گرفتار ناکارآمدی

کارگران بی‌شناسنامه، خاکسترهای بی‌دیه

آخرین بررسی‌ و گفت‌وگو با فعالان اجتماعی بندرعباس نشان می‌دهد «کارگران بلوچ بی‌شناسنامه کشته‌شده در انفجار ظهر ۶ اردیبهشت در بندر شهیدرجایی» حداقل ۱۵ نفر بودند که در هیچ فهرستی اعلام نشدند. به‌نظر می‌رسد اکنون می‌توانیم به‌رغم ادعای برخی مسئولان که بعد از انفجار، این ماجرا را انکار می‌کردند، بنویسیم احتمالاً ۵۸ به‌علاوه ۱۵ نفر کشته شدند، اما ۱۵ نفرشان به‌دلیل نداشتن مدرک شناسایی حضورشان رد و مرگشان انکار شده است. حالا فعالان اجتماعی و خیریه‌هایی در بندرعباس که به خانواده‌های این مفقودان خدمات ارائه می‌دهند، می‌گوید هیچ دیه و خدماتی به آنان تعلق نگرفته است و زنان و فرزندانشان به حال خود رها شده‌اند. خانواده‌های این گروه از جان‌باختگان می‌ترسند درصورت پیگیری افغانستانی تلقی و از کشور اخراج شوند؛ چون هیچ سندی برای اثبات ایرانی‌بودنشان ندارند.
کارگران بی‌شناسنامه، خاکسترهای بی‌دیه

حمل آثار تاریخی در ایران با پتو و جعبه

هرساله در سراسر دنیا صدها اثر هنری و تاریخی از موزه‌های مشهور به نمایشگاه‌های موقت فرستاده می‌شوند که امنیت این شاهکارهای هنری در حمل‌ونقل آنها بسیار حائز اهمیت است. به‌طور معمول، برای انتقال آثار تاریخی و موزه‌ای، به‌ویژه آثار حساس، ارزشمند و خاص که دارای اهمیت ملی، هنری، مذهبی، تاریخی یا مادی هستند، روش‌هایی کاملاً تخصصی، دقیق و چندلایه استفاده می‌شود. هدف اصلی این روش‌ها حفظ اثر در برابر تهدیدهای محیطی و انسانی است.
حمل آثار تاریخی در ایران با پتو و جعبه

برزخ اندیشمندان در ورشو

خانه اندیشمندان علوم‌انسانی دیروز، هفدهم خردادماه، سه ساعت پرتنش را سپری کرد. هرچند که سابقه شروع این تنش‌ها به دو سال پیش برمی‌گردد که معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری و مدیرکل مطالعات فرهنگی و اجتماعی به‌همراه تعداد زیادی از عوامل اجرایی شهرداری تهران به این مرکز فرهنگی آمده بودند تا ملک را تخلیه کنند و وقتی مدیران این مجموعه پاسخ دقیقی به سؤالات خود دریافت نکردند، ناچار شدند شب را در این ساختمان به صبح برساندند تا مبادا ساختمان پلمب شود. اما این‌بار مدیران شهرداری از مرجع قضائی درخواست کردند با حضور عوامل انتظامی، نسبت به اجرایِ حکم و تخلیه­ ساختمان اقدام کنند. حضوری که چندساعتی پشت درهای بسته طول کشید و نتیجه این بود که حکم اجرا می‌شود اما خانه اندیشمندان می‌تواند با شرط استفاده عمومی از فضا به فعالیت خود ادامه دهد؛ «استفاده عمومی»‌ که تعریف آن هنوز مشخص نیست.
برزخ اندیشمندان در ورشو