بایگانی مطالب : جامعه
پارادوکسِ خلاقیت و میراثفرهنگی
بازخوانی طنزآمیزِ شاهنامه
خشم بهجای نقد در ماجرای شاهنامه!
طنزفروشی یا فردوسیستیزی؟
|پیام ما| انتشار ویدئویی از اجرای «زینب موسوی» و شوخی او با شاهنامه، واکنشهای گسترده و متنوعی را در فضای عمومی و رسانهای برانگیخت. منتقدان این اجرا، با تأکید بر جایگاه شاهنامه و فردوسی بهعنوان نمادهای هویت فرهنگی و ملی، محتوای طنز را توهینآمیز و فاقد درک تاریخی دانستند و آن را مصداق عبور از مرزهای اخلاقی و فرهنگی ارزیابی کردند. در مقابل، گروهی دیگر این حساسیتها را نوعی برخورد سلبی با آزادی بیان تلقی کردند و معتقدند طنز، اگر هم تند و نامتعارف باشد، باید بتواند بدون ترس، به نقد یا شوخی با مفاهیم مختلف بپردازد و اعلام جرم دادستانی تهران علیه این کمدین جلوی آزادی بیان را میگیرد. این دوگانه تفسیری، بار دیگر مرز مبهم میان حرمتگذاری به میراث فرهنگی و حق بیان آزاد در جامعه ایران را به چالش کشیده است.
کوچ پاییزه، دام تشنه
با رسیدن آخرین ماه تابستان، کوچ پاییزه عشایر آغاز شده و حالا ایلبهایل و طایفهبهطایفه براساس زمانبندی اعلامی از سوی دولت روانه قشلاق خواهند شد. با اینهمه تابستان خشک ۱۴۰۴ مشکل بزرگی پیش روی عشایر گذاشته است: کمبود علوفه. اهالی ایل میگویند دولت باید در تخصیص علوفه یارانهای حمایت بیشتری داشته باشد، وگرنه عشایر ناگزیر از فروش دامهای خود هستند. مسئلهای که درصورت فراگیری، تولید و توزیع گوشت قرمز در کشور را با مشکل روبهرو میکند. مسئولان امور عشایری در استانها کمبود علوفه و آب برای احشام ایلات را تأیید میکنند، اما دولت هنوز برنامهای برای تأمین این اقلام اعلام نکرده است.
تجلیل از مفاخر میراثفرهنگی با حضور اهالی سینما و سیاست
اشکفت سلمان زیر تیغ شهرداری
محوطههای باستانی و آثار تاریخی شهرستان ایذه در خوزستان در وضعیت نگرانکنندهای قرار دارند. فعالان میراثفرهنگی و مردم فرهنگدوست ایذه از سال ۲۰۰۷ چشم به راه تهیه و ارائه پرونده ثبت جهانی این شهر هستند، اما تعرض و تخریب عرصه محوطه ۳۲۰۰ساله اشکفت سلمان توسط شهرداری ایذه، یادآور بیپناهی میراثفرهنگی در برابر بیلهای مکانیکی و لودرهای تخریبگر است. با این روند تخریب گسترده و تعرضهای مکرر شهرداری به تپهها، محوطهها و بناهای تاریخی ایذه، تحقق ثبت جهانی آن بیشازپیش دور از دسترس بهنظر میرسد.
۳۴ خانواده، ۴ سال آوارگی
اهالی روستای «خِرِشت پایین» در رودبار بعد از گذشت چهار سال هنوز صدای رانش کوه را به یاد دارند. هنوز در گوشهایشان غرش سنگهایی که بهدلیل برداشت بیرویه معدن شن و ماسه راهی پایین دست شده، تلخترین صدایی است که شنیدهاند و آن روز خردادماه سال ۱۴۰۰ را که باعث شد ۳۴ خانوار مجبور به ترک خانههایشان شوند، فراموش نکردهاند. هرچند فعالیت معدن بعد از این رانش متوقف شد، اما از یک سال قبل تلاشهایی برای راهاندازی دوباره به راه افتاده، آنهم در شرایطی که نه خسارتی به ۳۴ خانواده آواره پرداخت شده و نه زمینی که قرار بود بنیاد مسکن روبهروی روستای خالیشده برای ساختوساز مجدد اختصاص دهد، به آنها داده شده است. آنها هنوز بعد از چهار سال با همان خشم و استیصال روزهای نخست به معدن و کوه مینگرند، به روستای آبا و اجدادیشان که حالا خالی از سکنه شده است.
آلودگی پنهان کلینیکهای کوچک
مراکز درمانی پایتخت در پنج ماه گذشته ۴۰ اخطار محیطزیستی درباره نحوه مدیریت پسماندهای پزشکی دریافت کردهاند. این خبر را «زهره عبادتی»، رئیس اداره حفاظت محیطزیست شهر تهران، به «پیام ما» اعلام کرد. این درحالیاست که بهگفته او و «خادم ثامنی»، مدیرکل مرکز پسماند سازمان حفاظت محیطزیست کشور، بیشترین نگرانیها در رابطه با پسماندهای باقیمانده از مراکز درمانی کوچک است. «محسن فرهادی»، مدیرکل سلامت محیط و کار وزارت بهداشت، نیز در گفتوگو با «پیام ما» با اشاره به تعداد بالای مراکز درمانی کوچک، امکان بروز خطا در مدیریت پسماند این مراکز را تأیید کرد.
جبران خسارت یا کسری بودجه دولت؟
«مسئولیت اجتماعی شرکتهای تحت مدیریت دولت» تصویب شد، اما چشم امید بسیاری را ناامید کرد. این آییننامه بهمنظور ساماندهی و هدایت منابع مالی شرکتهای دولتی در راستای مسئولیت اجتماعی تدوین شده است؛ اما هدایت به کدام سو؟ درحالیکه مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکتی برپایه جبران خسارات وارده به محیط فعالیت شرکتها ایجاد شده است، آنچه در مصوبه هیئت دولت جالب توجه است، تأکید بر مدرسهسازی است؛ مهمترین دغدغه اجتماعی ریاستجمهوری که از وظایف ذاتی دولت است و شرکتها وظیفهای در قبال آن ندارند.
استراتژی بقا در دنیای اقتصاد
