بایگانی مطالب : محیط زیست
زنان حفاظتگر در رزمی بیپایان با نابرابریها
«سازمان حفاظت محیطزیست یکی از مردسالارترین نهادهای کشور است». این را «صفورا زواران حسینی» میگوید از همان نوجوانی یعنی در اواخر دهه ۷۰ درگیر مسئله محیطزیست بوده و بیش از ۲۰ سال است که در این حوزه فعالیت میکند. او در این سالها هم در مناطق تحت مدیریت سازمان محیطزیست کار کرده است و هم در مدارس و روستاهای حاشیه زیستگاه یوز! در این سه دهه ناچار بود هم درگیر رنگ لباس و اندازه مانتو باشد و هم اینکه چه ساعتی در مهمانسرا با همکاران مرد خود جلسه بگذارد، مبادا دیروقت باشد و بگویند «چرا تا ساعت ۱۱ شب با هم جلسه دارید؟» موضوع دیگری هم از نظر زواران محدودیتهایی را برای زنان ایجاد میکرد؛ قشر اجتماعی و اقتصادی! «درحالیکه ما در انجمنمان بیشتر وابسته به حملونقل عمومی بودیم، گروههای دیگر با خودروهای شخصی شاسیبلند راحتتر تردد میکردند. این تفاوتها بهشدت بر تجربه حضور ما در فیلد تأثیرگذار بود و باعث میشد دسترسی به موقعیتهای میدانی برای ما دشوارتر و دورتر باشد. نمیدانم چقدر بتوان این موضوع را بهصورت دقیق بیان کرد، اما قطعاً قشر اجتماعی و اقتصادی فرد و دسترسی به امکانات، نقش مهمی در تاریخ حضور زنان در فعالیتهای میدانی دارد.» زواران در سالهای اخیر از مناطق تحت مدیریت سازمان محیطزیست فاصله گرفته و درگیر آموزش در محیط شهری است. این روزها ذهنش به این مسئله مشغول شده است، «چرا تنها یک طبقه اقتصادی از آموزشهای مرتبط با طبیعت در شهرها بهرهمند میشوند؟»
تاوان زمین تشنه
|پیام ما| با فرونشستن زمینِ زیر پای میلیونها نفر در کشور، موجی از هشدارها از درون و بیرون کشور بهپا خواسته است. در هفتههای اخیر، سه رسانه معتبر ایتالیایی به بررسی ابعاد بحران فرونشست در تهران و البته سراسر ایران پرداختند؛ پدیدهای نگرانکننده که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت؛ نه در خیابانهای فرورفته تهران، نه در نگاه رسانههای جهانی. بحران تا حدی گسترش یافته است که بهگفته یکی از کارشناسان ایرانی مرکز علوم زمین پوتسدام، «دیگر قابلحل نیست»، مگر با تغییر الگوی توسعه و طراحی مدلی ۵۰ساله در راستای پایداری. در ادامه به محتوای سه گزارش مورد بحث در «Renewable Matter» مجلهای تخصصی در حوزه اقتصاد چرخشی و نوآوریهای پایدار، «لیبرو تکنولوژیا» مجله آنلاین فناوری و همینطور روزنامه آنلاین «ایل پست» میپردازیم که فرونشست زمین در ایران را فراتر از فاجعهای محیطزیستی، نشانهای از بحرانی عمیقتر میدانند که باید فوراً برای مقابله با آن وارد عمل شد.
«هُماگ» تنها میسوزد
«در این ۵۰ سال آنقدر حواسمان در حفاظت به گونههای بزرگجثه بود که هم سایر گونهها فراموش شدند و هم زیستگاههایشان؛ نمونهاش هماگ!» این را «باربد صفایی مهرو»، دانشآموخته زیستگاهها و تنوعزیستی، میگوید. پنجشنبه اول خرداد آتش به جان منطقه حفاظتشده «هماگ» افتاد، از آن روز تاکنون کمتر کسی اخبار و تصاویر آن را در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشته یا خبرهای آن را دنبال کرده است. چند نفر در جمع محیطزیستیها میدانند «هماگ» کجاست؟ و چه گونههایی دارد؟ درحالیکه بهگفته این خزندهشناس «بیراه نیست اگر بگویم هماگ از نظر ارزش حفاظتی حتی برتر از مناطقی مانند پارکهای ملی ارسباران و گلستان است».
تهران با نخل دبی نمیشود
دور میدان دودزده ولیعصر، دوازده نخل ایستادهاند. با وجود دیوارنگاره بزرگ یکسوی میدان و پیامهای تند سیاسیاش، نگاه کمتر کسی به این نخلهای تزئینی است. بهجز اینجا، نخلهای دیگری در میدان هفتتیر کاشته شده است و البته نخلهایی در میدان امامحسین و باز هم نخلهای دیگری در میدانها و بلوارهای دیگر. تهران که به چنارهای سربهفلککشیدهاش معروف بود، با ازبینرفتن شمار زیادی از درختانش، امروز از نام «چنارستان» دورِ دور است. درعوض، شهرداری تهران تصمیم دارد نقاط خالی فضای سبز را در گوشهگوشه شهر با نخلهای تزئینی پر کند. نخل درخت زیبایی است، اما فقط زیبایی یا سبز بودن کافی نیست. کارشناسان فضای سبز میگویند این گونه نوسانات دمایی تهران را تاب نمیآورد و از طرف دیگر، مشکل را در تغییر سیمای شهر و هویت بصری تهران میبینند. بااینحال، بهنظر میرسد این مخالفخوانیها پیش مدیریت شهری خریدار ندارد.
اقتصاد سیاسی علیه زندگی
اگر همه کشورها به این نتیجه برسند که باید مصرف سوختهای فسیلی را کاهش دهند، تبعات آن بر زندگی کارگرانی که در بخش سوختهای فسیلی فعالیت میکنند، چیست؟ آیا باید روی سازگاری با تغییراقلیم متمرکز شویم یا «کاهش انتشار»،؟ چرا سرمایهداری مانعی بر سر مقابله با گرمایش جهانی است؟ چه راهحلهایی را روی میز داریم؟ پرداختن به این پرسشها و موارد دیگر موضوع نشستی درباره تغییراقلیم با محوریت کتاب «بحران آبوهوایی و پیمان نوین سبز جهانی» نوشته «نوام چامسکی» و «رابرت پالین» بود. در این نشست که توسط انجمن علمی دانشجویی شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، «بهزاد ملکپور اصل» و «مهسا غفورینام» مترجمان این اثر و «محمدرضا جعفری» پژوهشگر تغییراقلیم سخنرانی کردند.
آیینی برای قرنها پیوند انسان و زمین
بالای تپههای جنگل پوتوماجو، آتش در خیمههای بومیان همچون قلبی میتپد و هرم هوای داغ آمازون را با شعلههای گرم خود در هم میآمیزد. صدای زنگولههای آویزان از درختان، همراه با عطر گیاهان شفابخش، نوای رازآلود طبیعت را در گوش جنگل زمزمه میکند. اینجا، در قلب آمازون، مراسمی مقدس در جریان است؛ آیینی که برای قرنها پیوندی ناگسستنی میان انسان و زمین برقرار کرده است.
نفتیها آمدند، پرندگان مردند
«ما پیگیری کردیم، اما نتیجه شد منع تعقیب»! این گفته «موسی مدهجی»، رئیس اداره احیای تالابهای ادارهکل حفاظت محیطزیست خوزستان، درباره شکایتشان از پیمانکاران نفتی برای مرگ پرندهها در هورالعظیم است. او تأکید دارد محیطزیست نظارت خودش را درست انجام داده، تعهد محضری هم از پیمانکاران نفتی گرفته تا ایمنسازی کابلهای برق برای جلوگیری از صدمه دیدن پرندگان انجام شود، اما آنها خلف وعده کردند و در دادگاه هم پیروز شدند. «محمد صارمپور»، رئیس محیطزیست شرکت مهندسی توسعه نفت، این گفتهها را قبول ندارد،. بهگفته او، ایمنسازی انجام شده است و آنها به تعهداتشان عمل کردهاند. «ایمان ابراهیمی»، حفاظتگر پرندگان، دلیل کارساز نبودن تعهدنامهها را به کلیبودن آنها مرتبط میداند. «متأسفانه محیطزیست در آن زمان در زمینه ابعاد گسترده فاجعه تلفات پرندگان در اثر گذر خطوط انتقال و توزیع برق از میان زیستگاه پرندگان اطلاعات کافی نداشت و این تعهدنامهها بهشکل کلی در زمینه ایمنسازی گرفته شدند.»
مرگ تصویرگر زندگی
در دل جنگلهای آمازون، جایی که نور از لابهلای شاخوبرگها عبور میکند، در میان دود و آتش چاههای نفتِ شعلهور در کویت، در معادن طلای فروپاشیده برزیل و در چهره فرسوده مهاجران بینام، لنز دوربین مردی آرام، روایتگر جهانی پرهیاهو بود. «سباستیائو سالگادو»، عکاسی بود که اقتصاد را رها کرد و دوربین را در دست گرفت تا درد طبیعت و انسانها را با عکسهای سیاهوسفیدش تصویر کند. او بارها مرز بین هنر و حقیقت را جابهجا کرد. حالا سالگادو رفته، سرطان خون جانش را در ۸۱سالگی گرفته است، اما رد قدمهایش در جهانی که سفر کرد تا ابد ماندگار میماند.
رمزگشایی از گودال مرموز
در نوار غربی ساحل دریاچه ارومیه بخشی از این دریاچه که البته این روزها در مساحت خشک آن قرار دارد، به یکباره سروکله گودالی پر از آب پیدا شد. گودالی که یکبار دیگر ارومیه را سر زبانها انداخت؛ اما اینبار با رمز و راز. مسئولان دولتی مانند مدیرکل حفاظت محیطزیست آذربایجانغربی و مدیرعامل شرکت آبمنطقهای این استان میگویند منشأ پیدایش این گودال در دست بررسی است، اما «علیبیتالهی»، زمینشناس و عضو هیئتعلمی مرکز تحقیقات راهوشهرسازی ایران، گزارشی اولیه از این پدیده تدوین کرده است که در آن میگوید «نقطه مذکور (گودال) احتمالاً در زمان قبل از کاهش آب دریاچه زیر آب بوده و در محل و محدوده تقریبی گودال محدوده آبی وسیعتر در میان نهشتههای نمکی اطراف قابلمشاهده است. میتوان استدلال کرد که محل تشکیل گودال کنونی، محل وجود گودال بزرگتری پیش از این بوده و این پدیده تازهای در نیست.» این گزارش در مورد منشأ آب این گودال نیز میگوید: «مسیر کانال آب از دریاچه سد حسنلو(شورگل) تا شمال روستای «شیرینبلاغ» ادامه یافته است و اراضی بین نوار ساحل و مسیر کانال را پوشش میدهد. این مسیر در شمال روستای شیرینبلاغ تمام میشود و آب کانال در مسیری رو بهسوی ساحل (بهسمت شرق) جریان پیدا میکند.» جریانی که بهنظر میرسد وجود بخشی از آب ظاهرشده در گودال را توجیه میکند. همچنین، احتمالاً با توجه به مسیر کانال و سمتوسوی زهکش آبهای زراعی، ارتباط آب گودال با آب زراعی قابل استنباط است.
دستهای بیادعا زندگیبخش تالابهای خشک
«مؤسسه مطالعه و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران» پنجشنبه گذشته همایشی با عنوان «نقش جوامع محلی در مدیریت منابع آب» برگزار کرد. همایشی که بهگفته مجریان آن، در جستوجوی دانش جایی بیرون از دانشگاه است؛ دانشی اصیل، در میان جامعه محلی، آنهم آنجا که به ثمر نشسته است. تلاشهای «سیروس زارع» و «علینصیری»، دو روستانشین از جنوب استان فارس، یکی از احیای تالاب خشکشده «کمجان» و دیگری در استفاده و مدیریت منابع آب بهنفع «بیابانزدایی» و حفاظت از گونههای حیاتوحش در منطقهای که میرفت تا بیابان شود (پاقلات) بهعنوان دو الگوی موفق و درسآموخته در این همایش روایت شد. روایتی از سختیها و صبوریها که با همراهی جامعهمحلی و تکیه بر توان و دانش بومی منطقه، با پایانی خوش همراه شد. کمجان امروز یک تالاب احیا شده است و «پاقلات و ارتفاعاتش» روستایی که بیابان را به منطقهای مطلوب برای بنات و نبات تبدیل کرده است.
