بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ
باستانشناسی، دانش ریشهها و افق آینده
باستانشناسی ایران نیازمند تعامل بینالمللی است
|پیام ما| امروز روز جهانی باستانشناسی است؛ دانشی که ما را به ریشههایمان وصل میکند. دانشی که پاسخ بسیاری از سؤالات بشر را داده و هنوز هم بهدنبال پاسخ سؤالات بسیار دیگری است. دانشی که شاید در سالهای اخیر بیش از همیشه مورد بیمهری قرار گرفته است؛ هم از سوی مسئولان و هم از سوی آنها که «حفاران غیرمجاز» میخوانیمشان. آنها که لایههای فرهنگی را که محل مطالعه و کاوش باستانشاسان است، در تمامی محوطههای باستانی ایران تاراج کردهاند. افرادی که با تخریب لایههای فرهنگی و تاریخی محوطههای باستانی ایران، میراث ارزشمند کشور را تاراج میکنند. این غارتگران که گاه خود را باستانشناس معرفی میکنند، تلاش میکنند چهرهای مشروع از خود بسازند و اعتبار بزرگانی را که جان و جوانیشان را برای شناخت حلقههای گمشده تمدن ایران صرف کردهاند، خدشهدار کنند. امروز شاید فرصتی باشد برای گفتن از اهمیت و ارزش این دانش ارجمند که نقش پررنگی در هویتبخشی به جوامع بشری دارد. با «جلیل گلشن»، باستانشناس پیشکسوت و رئیس پیشین پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، درباره این روز و کاوشهای انجامشده در ایران گفتوگوی کوتاهی داشتیم. او معتقد است باستانشناسی امروز ایران نیاز به تعامل بینالمللی دارد؛ چراکه این دانش مرز نمیشناسد و این تعامل میتواند منجر به رشد دانش باستانشناسی و توسعه همکاریهای بینالمللی در ایران شود.
شعر؛ شهر بیدفاع
آنچه سلبریتیها بر سر ادبیات میآورند
زنان «گوجینو» زندگی را به کویر برگرداندند
زنانی که هنر گذشته مادرانشان را احیا کردند تا بخشی از مبلغ آن را به حفظ و احیای قناتهای روستاهایشان اختصاص دهند و چهار سال برای ثابت کردن نیتشان به مردان روستا تلاش کردهاند، حالا یکی از دلایل جهانی شدن نام روستای شفیعآباد شدهاند و فقط یک چیز میخواهند: «حفظ و احیای قناتها برای ادامه زندگی و زایش امید».
نامزدهای پانزدهمین دوره جوایز ایسفا اعلام شد
به گزارش روابط عمومی جوایز ایسفا، نامزدهای پانزدهمین دورهی جوایز آکادمی فیلم کوتاه ایران (جوایز ایسفا) در ۹ رشته به شرح زیر است:
سینمای بیخط جامعه بیصدا
مرگ در حضور دیگران
یک ماه پیش که وزیر فرهنگ و ارشاد از هنرمندان خارج از کشور دعوت کرد تا به ایران بازگردند، بیش از بیست سال از ساخت آخرین فیلم «ناصر تقوایی» که حتی از ایران هم نرفته بود، میگذشت. او که در ایران مانده بود و «هنرمند خارجنشین» نام نمیگرفت، بعد از «کاغذ بیخط» نتوانست فیلم بسازد و تا پایان عمرش هم دلیل توقف «چای تلخ» و «زنگی و رومی» که آخرین فیلمهایش بودند را نفهمید و میگفت «من مطمئنم کمکاری نکردم». ترجیح داد در سکوت و انزوا بماند و فیلمسازی را که شیفتهاش بود، به خاطراتش بسپارد. با رقمخوردن مرگش در روز بیستودوم مهرماه در یکی از بیمارستانهای تهران، بعد از مرگ «داریوش مهرجویی»، «ابراهیم گلستان»، «فرخ غفاری» و…، یکی دیگر از آخرین بازماندگان نسل سینمای موج نو ایران هم از دست رفت. اگرچه که او همان بیست سال پیش و پس از سالها دور ماندن از سینما از دست رفته بود.
وفای «مرضیه وفامهر»
ساخت غسالخانه روی محوطه ۷هزارساله
گورها یک به یک پیش آمدند؛ از محوطه اطراف امامزاده رسیدند به حریم درجه یک تپه باستانی. متعرضان به حریم میراث ثبتملیشده اما به همین مقدار بسنده نکردند. شهرداری از سویی و اوقاف از سوی دیگر، علاوهبر پیشروی گورستان در حریم محوطه باستانی، اسکلتی فلزی، درست در عرصه آن برپا کردند و ساختمانی ساختند؛ میگویند غسالخانهای است روی عرصه تپه باستانی. جایی که در دهه ۴۰ باستانشناسان را شگفتزده کرده بود. در هشت سال کاوش هیئت کانادایی در این محوطه، آثار ارزشمند دوره ماد یکبهیک سر از خاک بیرون میآوردند و هر کدام روایتی داشتند از داستان استقرار در این سرزمین. حالا همان محوطه در حال تبدیل شدن به گورستانی است که میتوانست در هر نقطه دیگری از شهر قرار گیرد؛ اما لجوجانه این نقطه را انتخاب کردهاند: «گودینتپه». بیمهریها به گودینتپه سابقه چند دههای دارد، اما تجاوز آشکار به عرصه و حریم آن چند سالی است که با اعتراض مردم و کارشناسان از سویی و سکوت و انفعال مسئولان میراثفرهنگی از سوی دیگر روبهرو است. شهرداری و اوقاف بیتوجه به اعتراضات و تذکرها کار را پیش میبرند، کارشناسان میراثفرهنگی نگراناند غسالخانه به بهرهبرداری برسد و دیگر نتوان کاری از پیش برد. مدیرکل و معاون میراثفرهنگی کرمانشاه هم پاسخشان به تمام این اتفاقات سکوت است.
وقتی هنرمند در هم میشکند
«ناصر تقوایی» سالهای زیادی بیکاری کشید و طبعا نسبت به همنسلانش کمتر فیلم ساخت اما خودش میگفت من فیلم کم ساختم اما فیلم بد نساختم و درست هم میگفت.
