بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ
قصهگویی تا روشنایی
راه نجات گذران شبهای تیره و تار، آنجا که امیدی نیست، چه میتواند باشد؟ نیاکانمان گویی رهایی را در قصهگویی یافته بودند؛ در داستانهای رستم و سهراب، شیرین و فرهاد، لیلی و مجنون. قدیمیهای دوران پیشادیجیتال و هوش مصنوعی یادشان میآید اوج این قصهگویی برای طولانیترین شب سال بود؛ یلدا. شب چلهای سحر نمیشد مگر اینکه داستانی در دورهمی گفته شود. تاریخ ما پر از فرازونشیب است. آنچه ما را از تالارهای سرد و تاریک زمان عبور داده و تمدنمان را ساخته، هیچ نبود جز قصهگویی تا طلوع خورشید و روشنایی.
«حلوا کنجدی» جاجرم؛ از آیین شب چله تا میراث ناملموس
واریاسیونهای شیشهگران از بامداد خسته
انتشار صد پرتره از «احمد شاملو»
«عمه رزا» و رؤیاهایی که هرگز ساکت نشدند
نگاهی به کتابی از «سوگی سویسال»
موزه یا قتلگاه سازهای «صبا»؟
در خانه پلاک ۹۴ خیابان ظهیرالاسلام همیشه بسته است. خانهای که برای «ابوالحسن صبا»، هنرمند برجسته تاریخ موسیقی ایران، بود و همسرش آن را در دهه ۵۰ تبدیل به موزه کرد و جزو اولین خانههای تهران شد که کارکرد موزه به خود میگیرد. اما در بر همین پاشنه نچرخید و این موزه با فرازونشیبهای زیادی همراه شد. اوایل دهه ۸۰ زمانی که «علی مرادخانی» عهدهدار مدیریت مرکز موسیقی وزارت فرهنگ بود، مرمت و بازسازی خانه صبا با مسئولیت «رضا موسوی» انجام شد، اما بعد از رفتن مرادخانی از وزارت ارشاد، این خانه شد روحی سرگردان میان ساختمانهای دیگر؛ با دری بسته که کسی نمیداند داخلش چه میگذرد و چه بر سر وسایل آمده و نیامده؛ هرچند که مدیر روابطعمومی دفتر امور موسیقی وزارت فرهنگ به «پیام ما» میگوید بهدنبال تخصیص اعتبار برای بازسازی و بازگشایی موزه هستند. به مناسبت ۲۹ آذرماه و سالروز درگذشت ابوالحسن صبا مروری داشتیم بر سرنوشت این موزه و چرایی تعطیلی آن.
ابتذال شر و زوال میراث
میراث فرهنگی و طبیعی ایران بازتابی گرانمایه و ماندگار از خلاقیت و همزیستی مسالمتآمیز انسان ایرانی با جهان پیرامون خویش است که در طول اعصار مختلف جلوههای تحسینبرانگیز آن در هنر، معماری و صنعت و بسیاری از آیینها و مناسک بومی تجسم پیدا کرده. در سالهای اخیر این عرصه راهبردی و بسیار ارزشمند با چالشها و تخریبهای مختلفی مواجه شده و در سطوح مختلف خرد و کلان آسیبهای بعضاً غیر قابل بازگشتی متحمل شده است. از تخریب بافتهای تاریخی گرفته تا پاکتراشی تپهها و محوطههای تاریخی، آتشسوزی و جنگلخواری، مرمت غیراصولی شاهکارهای معماری و تعرض به عرصه و حرایم آثار ملی و جهانی فرهنگی و طبیعی از جمله مصداقهای این وضعیت خطرناک و مهلک به شمار میروند. اما پرسشی که در این میان پیش میآید، این است که چرا چنین وضعیتی بهشکل فراگیر پدید آمده و اینگونه افسارگسیخته سرمایههای تاریخی، طبیعی و فرهنگی ایران را در معرض نیستی قرار داده است؟
مهاجرت و زبان چندپاره
شکاف زبانی چگونه به روایتهای تازه ادبی میانجامد
حفاظت یا حذف یکپارچگی؟
در سالهای اخیر بارها با این استدلال مواجه شدهایم که اگر در بخشی از یک محوطه یا شهر تاریخی، آثار معماری شاخص بهوضوح دیده نمیشود، میتوان آن بخش را از شمول عرصه خارج کرد و به فعالیتهای توسعهای سپرد. تازهترین نمونه این رویکرد، پیشنهاد آزادسازی حدود ۵۹ هکتار از عرصه مصوب شهر تاریخی ارگان است؛ آنهم با این وعده که پس از برداشت شن و ماسه، این پهنه به «سایتموزه» تبدیل شود. پرسش ساده اما بنیادین این است: وقتی بستر تاریخی یک شهر باستانی از میان میرود، قرار است چه موزهای شکل بگیرد؟
تاریخ و طبیعت جاجرم مقصدی برای گردشگران
احیای پرخطر در قلب میراث جهانی
تأیید نهایی طرح احیای بخشی از طبقه دوم میدان نقشجهان اصفهان، اگرچه از سوی متولیان رسمی میراثفرهنگی و صندوق توسعه صنایعدستی، فرش دستباف و احیا و بهرهبرداری از اماکن تاریخی و فرهنگی بهعنوان گامی در مسیر صیانت و بهرهبرداری فرهنگی معرفی میشود، اما همزمان موجی از نگرانی، هشدار و پرسشهای بیپاسخ را در میان کنشگران و کارشناسان میراثفرهنگی برانگیخته است؛ نگرانیهایی که ریشه در تجربههای پیشین، حساسیت بیبدیل این میدان ثبت جهانی و پیامدهای بلندمدت هرگونه مداخله در ساختار کالبدی و معنایی آن دارد.
