بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ

میراث‌ تاریخی در بحران فرو می‌ریزد

|پیام ما| «اشراری که در مسیر تخریب میراث‌فرهنگی حرکت می‌کنند، همیشه آماده‌به‌رکاب‌اند؛ چه در دوران بحران و چه در دوران ثبات. تفاوت اینجاست که در دوران بحران، شمشیرشان تیزتر و رکابشان محکم‌تر می‌شود؛ چون توجه و حواس مدیران شهری و کشوری به آنچه پیشینه و فرهنگ ما را تعریف می‌کند، کمتر می‌شود و همین غفلت، میدان را برای تخریب بازتر می‌کند.» این جمله «مهدی تمیزی» شاید چکیده دیدگاه‌ ده کنشگر میراث‌فرهنگی در شهرها و استان‌های مختلف ایران باشد که در گفت‌وگو با «پیام ما» از وضعیت امروز میراث‌فرهنگی گفتند. کسانی که بیش از یک دهه است که در این حوزه فعالیت دارند و به‌خوبی با چالش‌ها و مشکلات آن آشنا هستند.

آینده‌ای که به تصمیم‌های امروز گره خورده است

هشدار پیش از فاجعه

مسجدجامع عتیق اصفهان، کهن‌ترین سند زنده معماری اسلامی در ایران و یکی از شاخص‌ترین آثار ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی یونسکو، این روزها با بحرانی چندوجهی روبه‌روست؛ بحرانی که دیگر صرفاً در حد «نم‌زدگی موضعی» یا «نشتی محدود تأسیسات» باقی نمانده و به‌گفته کارشناسان، به مرحله هشدار جدی رسیده است. شکستگی‌های مکرر لوله‌های آب و فاضلاب در حریم و جوار مسجد، افزایش محسوس رطوبت در بدنه و پی بنا و هم‌زمانی این رخدادها با عبور خط ۲ متروی اصفهان از نزدیکی این مجموعه تاریخی، مجموعه‌ای از نگرانی‌های فنی، حقوقی و مدیریتی را ایجاد کرده که نمی‌توان آن را با توضیحات مقطعی یا اقدامات کوتاه‌مدت فروکاست.

روزگار آشفته فرهنگ و هنر

صف‌های طولانی جشنواره فجر در خاطرتان هست؛ آن هیجان دیدن فیلم‌ها و خرید بلیت و نقدهای مفصلی که درباره‌شان نوشته و گفته می‌شد؟ چه کسی است که آن روزها را از یاد ببرد و حتی مقایسه‌ای تصادفی از روزگار اکنون هنر با آن سال‌ها در ذهنش نگذرد. شرایط اجتماعی و سیاسی ایران باعث شد جشنواره‌ها یکی‌یکی از سوی هنرمندان تحریم شوند و آنچه باقی ماند فیلم‌های کم‌رمق بود و نشست‌های خبری کم‌رمق‌تر و سینماهای خلوت. پس از سال ۱۴۰۱ هنرمندان زیادی ممنوع‌الکار شدند و ممنوع‌الکار باقی ماندند. حوادث امسال در هم‌زمانی با جشنواره تئاتر و فیلم فجر به این منجر شد که بسیاری از شرکت و حضور در این جشنواره‌ها کناره‌گیری کنند تا شاهد همراهی کمرنگ دوباره هنرمندان با جشنواره فجر باشیم. اما این موضوع تنها بخش تاریک این روزهای فرهنگ و هنر نیست و نهادهای صنفی این حوزه از بازداشت و دستگیری بسیاری از هنرمندان موسیقی و سینما خبر داده‌اند؛ هرچند که آمارها هنوز شفاف و دقیق نیست.

رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی

رقص عزا

رقص صیادان انزلی در کومه‌های روی آب، دستان درهم تنیده عزاداران ساکن جنوب زاگرس در مراسم چمری و حرکت توام با شعر هوسه در رقص یزله موارد مشابهی از رقص غم در جای‌جای ایران است. رقص، تلفیق هنرمندانه حس و حرکت است و به‌گواه برخی از منابع تاریخی می‌توان آن را تغییریافته سوگ سیاوش دانست؛ کنشی بدنمند که جسم در خدمت روح قرار می‌گیرد تا هدف یا خواسته‌ای را بیان کند. در رقص غم نیز شاهد تمنای غمبار بدن در فراق عزیزی هستیم. گویی دست‌، آسمان را برای جستن و در آغوش کشیدن عزیزی می‌جوید. پا در جست‌وجوی فرزندی به این‌سو و آن‌سو می‌رود تا شاید بتوانند ردی از او بیابد. این کنش بدنی همراه با غلیان احساسات، این روزها ماهیتی اعتراضی از سوگواری یافته است. در گفت‌وگویی که «پیام ما» با پژوهشگران رقص و فرهنگ عامه دارد، به ابعاد مختلف و بازتعریف نویی از رقص غم می‌پردازیم.

لزوم هوشیاری بین‌المللی در مواجهه با میراث ایران

|پیام ما| گروهی از متخصصان موزه در (IMPD) و فعالان میراث‌فرهنگی در روزهای اخیر نامه‌ای هشدارآمیز منتشر کرده و از موزه‌ها، خانه‌های حراج، دلالان و مجموعه‌داران خصوصی در سراسر جهان خواسته‌اند در قبال هر شیء با منشأ فارسی/ایرانی یا با پیشینه محتمل ایرانی، دقت و بررسی حرفه‌ای مضاعف را به کار گیرند. این نامه در ظاهر یک هشدار حرفه‌ای خطاب به موزه‌ها و بازارهای جهانی هنر است؛ اما در روزهایی که این نامه منتشر می‌شود، می‌توان گفت مخاطب اصلی آن ایران است. در شرایطی که بی‌ثباتی سیاسی و فشارهای ساختاری، خطر قاچاق و خروج غیرقانونی اشیای تاریخی را به‌طور معناداری افزایش می‌دهد، این هشدار تنها یک توصیه نیست، بلکه بازتاب نگرانی عمیق‌تری است. این نگرانی که میراث‌فرهنگی در دوره‌های بحران بیش از هر زمان دیگری در معرض غارت، انتقال‌های شتاب‌زده و مشروع‌سازی در بازارهای رسمی جهانی قرار می‌گیرد.

«قلات» زیر آوار توسعه بی‌ضابطه

|پیام ما| گردشگری روستایی در سخنان مسئولان به‌عنوان موتور توسعه پایدار و راه نجات اقتصاد روستاها معرفی می‌شود؛ مدلی که قرار است هم اشتغال ایجاد کند و هم از میراث و طبیعت محافظت کند. با همین رویکرد تلاش‌هایی برای ثبت روستاها در فهرست دهکده‌های جهانی در سال‌های اخیر شکل گرفته که البته اقدام مهمی است، اما واقعیت جاری در روستاهای شاخص ایران گاهی با این اظهارات و سیاست‌ها در تناقض است. یکی از بارزترین این تناقضات را می‌توان در روستای قلات در شیراز مشاهده کرد. روستایی که بافت تاریخی ارزشمند آن به ثبت ملی رسیده، اما ساخت‌وسازهای غیرقانونی و تخریب محیط طبیعی آن و بدتر از تمام اینها، سکوت نهادهای متولی نه‌تنها منجر به آسیب جدی به چشم‌انداز و طبیعت روستا شده که هویت تاریخی و معماری آن را هم به‌شکل جدی تهدید می‌کند.

گردشگری ایران در محاصره انکار و بحران

|پیام ما| برای درک اینکه گردشگری صنعتی آسیب‌پذیر در تمام دنیاست، نیازی به داشتن تخصص این حوزه نیست. آنها که کمترین آگاهی را در مورد گردشگری دارند، می‌دانند کمترین میزان تهدید امنیت در مقصد، گردشگران را از سفر به آن منصرف می‌کند. کمترین نشانه از بحران اقتصادی در یک کشور بر میزان سفرهای داخلی آن کشور اثر مستقیم دارد. با علم به این قواعد جهانی می‌شود خوش‌بینی را کنار گذاشت و از پشت عینک واقع‌بینی به شرایط کشوری که تقریباً تمام بازارهای هدف آن نامش را در لیست قرمز سفر شهروندانشان قرار داده‌اند و جنگ بیش از همیشه به مرزهایش نزدیک شده و مردمش هم شرایط معیشتی خوبی ندارند، نگاه کرد. آیا می‌توان نشانی از رونق و امیدواری در گردشگری این کشور دید؟

جشنواره‌‎ای برای مردم یا دورهمی مسئولان؟

|پیام ما| در روزهایی که کشور زیر فشار هم‌زمان بحران‌های اقتصادی، نارضایتی‌های اجتماعی و اعتراضات گسترده و سایه جنگ قرار دارد، برگزارکنندگان جشنواره چندرسانه‌ای میراث‌فرهنگی -که حتی در شرایط مطلوب و آرام منتقدان بسیار داشت- نه‌تنها راضی به لغو این برنامه نشده‌اند که اصرار به برگزاری جشنواره‌ای دارند که تنها نام میراث‌فرهنگی را یدک می‌کشد. جشنواره‌ای که قرار است در چنین شرایط ملتهبی برگزار شود، چه پیامی برای جامعه و چه تأثیری بر حوزه میراث‌فرهنگی کشور که این روزها در معرض بحران قرار دارد، خواهد داشت؟