بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ

در آرزوی وطنی آزاد

رمان «دروازه خورشید» روایتی شورانگیز از حافظه جمعی فلسطینیان است؛ داستانی که «الیاس خوری» برپایه روایت‌های شفاهی پناهندگان در اردوگاه‌های لبنان ساخته. او با کنار هم نشاندن صداهای گوناگون، از آوارگی ۱۹۴۸ تا امید به بازگشت، تصویری زنده از تبعید، مقاومت و هویت می‌آفریند. این کتاب فقط یک رمان نیست؛ سندی انسانی است از رنج و رؤیای مردمی که خانه‌شان ویران شد، اما روایت‌هایشان زنده ماند.

تکرار فاجعه

|پیام ما| «خرسان۳»، سدی است با تبعاتی بی‌شمار بر محیط‌‌زیست، جامعه محلی و میراث‌فرهنگی! اما آنچه درباره این سد تاکنون مغفول مانده، همین سه گزینه است. در گفتمان مسئولان اغلب بر ضرورت تأمین آب به سایر مناطق تأکید می‌شود. نگاهی به پژوهش‌ها،‌ مقالات و پایان‌نامه‌های نوشته‌شده با کلیدواژه «سد خرسان۳» هم نشان می‌دهد کل مسئله در حد یک بحث فنی زمین‌شناسی،‌ ژئومکانیک و... تقلیل یافته است. کارشناسان هشدار می‌دهند با این دست‌فرمان، آینده «دنا» همچون امروز «دریاچه ارومیه» خواهد بود.

قاب‌های خاطره

نشست تخصصی نمایشگاه «سیمای تهران» در «موزه عکسخانه شهر» با محوریت بررسی نقش عکس در حافظه و تجربه شهری برگزار شد. در این برنامه درباره «عکس به‌مثابه متن»، «شکل‌های حضور و غیاب منظر شهر تهران در عکس» و «مکان‌های حافظه و بحران خاطره» سخنرانی و اهمیت عکس در ثبت خاطره و حافظه‌ شهری بررسی شد.

سد خرسان ۳ تهدیدی برای میراث فرهنگی و طبیعی

سدسازی روی استخوان‌های تاریخ

|پیام ما| رویکرد نامتوازن در توسعه علاوه‌بر اینکه پیامدهای اجتماعی و محیط‌زیستی فراوانی دارد، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به آثار تاریخی وارد می‌کند. همان اتفاقی که در جریان ساخت سد خرسان۳ در حال وقوع است. به‌گفته «نوروز رجبی»، باستان‌شناس، ۲۶ محوطه تاریخی و یکی از بزرگ‌ترین گورستان‌های شناخته‌شده عیلامی با اجرای این پروژه نابود خواهند شد. وزارت میراث‌فرهنگی تا امروز در مقابل این پروژه منفعل بوده و به‌جای انجام وظایف و تکالیف قانونی بیشتر نقش نظاره‌گر تخریب میراث‌فرهنگی داشته است. با اینکه کارشناسان معتقدند مطالعات نجات‌بخشی همچنان باید در محوطه‌های باستانی این محدوده ادامه داشته باشد، وزارت نیرو که مکلف به تأمین مالی پروژه‌های مطالعاتی است، از تأمین هزینه‌ها با ترفندهای مختلف سر باز می‌زند و با اتلاف وقت، همچون پروژه‌های مشابه، قصد دارد مخالفان و منتقدان را در برابر کار انجام‌شده قرار ­دهد.

«ریسباف»؛ موزه‌ای میان رویا و اجرا

اصفهان، شهری که به‌عنوان نگین هنر و معماری ایران شناخته می‌شود، این روزها میزبان یکی از چالش‌برانگیزترین پروژه‌های میراث‌فرهنگی کشور است؛ پروژه‌ای که می‌تواند چشم‌انداز گردشگری، اقتصاد فرهنگی و هویت تاریخی استان را متحول کند، اما هم‌‌زمان محل ابهام، نقد و حاشیه‌های متعدد بوده است. کارخانه قدیمی «ریسباف»، با سابقه‌ای نزدیک به یک قرن در صنعت نساجی، قرار است به بزرگ‌ترین موزه منطقه‌ای ایران تبدیل شود؛ طرحی ملی که با وعده مشارکت وزارت میراث‌فرهنگی، شهرداری و استانداری اصفهان تعریف شده است.

رویش کتاب از کاغذ باطله

«متأسفم! این چند عنوان کتاب را نداریم و در هیچ‌کدام از کتابخانه‌های عمومی هم پیدایش نمی‌کنید.» این جمله‌ای است که «سمیه قربانی»، کتابدار کتابخانه شهیدبهشتی شهرستان ملایر، از به‌زبان‌آوردنش در برابر مراجعان کتابخانه شرم دارد. کمبود بودجه، بوروکراسی‌های اداری و ضوابط قدیمی حاکم بر نهاد کتابخانه‌های عمومی در انتخاب و تهیه کتاب همگی باعث شده است کتابخانه‌های عمومی در تأمین خواسته و نیاز مخاطب ناموفق باشند. از طرفی، تغییر سلیقه مردم، سرعت زیاد زندگی مدرن، دسترسی به اینترنت و فضای مجازی در کاهش مراجعه به کتابخانه‌های عمومی بی‌تأثیر نیست و چنین دلایلی باعث می‌شود کتابخانه‌های عمومی در خوشبینانه‌ترین حالت به قرائت‌خانه‌های کنکور و امتحان‌نهایی تبدیل شوند. درحالی‌که یکی از مهم‌ترین کارکردهای کتابخانه‌ عمومی ایجاد یک پایگاه اجتماعی برای همه مردم است.

بازگشت لودرها به سرزمین «عیلامی‌»ها

|پیام ما| «جوبجی» از جمله محوطه‌های باستانی مهم ایران است که بیش از آنکه باستان‌شناسان در آن تردد داشته باشند، ماشین‌آلات راهسازی و کامیون‌ها در آن رفت‌و‌آمد داشته‌اند و بیش از آنکه فرصت مطالعه برای کارشناسان در مورد آثار ارزشمند موجود در آن وجود داشته باشد، ماشین‌آلات سنگین در آن جولان می‌دهند. اواخر دهه ۹۰ وقتی اعتراض به تعرضات معدن‌کاران به حریم جوبجی، به درگیری و پر کردن ترانشه‌های باستان‌شناسی توسط ماشین‌آلات راهسازی منتهی شد، با ورود دادستانی به موضوع پروژه متوقف شد. اما دوباره همان افراد پروژه تخریب و تعرض به این محوطه را کلید زده‌‌اند تا کار نیمه‌کاره را تمام کنند.

تخریب دوباره محوطه باستانی «جوبجی»

میراث تاجر مروارید رها در باد

«عبدالمحسن نور» معروف به بشاری از تجار بزرگ مروارید بود که ۱۲۴ سال پیش تصمیم گرفت مسجدی در روستای «ماشه» در جزیره کیش بسازد، فضایی ساده برای عبادت و نیایش در کنار سواحل خلیج‌فارس که پس از چندین‌بار مرمت، هربار به حال خود رها شده است.