بایگانی مطالب: محیط زیست

پادکست ۱۷ خرداد

پادکست ۱۳ خرداد

کمین شکارچی غیرمجاز حوالی تنگه بیستم

خودش را مخبر جا زده بود، تماس گرفت و گفت شکارچی در حوالی تنگه بیستم است. هدایت‌الله دیده‌بان نمی‌دانست دروغ می‌گوید. با همکارانش هماهنگ کرد و به‌سمت تنگه راه افتاد. مخبر قلابی و دو نفر دیگر آنجا کمین کرده بودند. ماشین دیده‌بان که رسید، شروع به شلیک کردند،‌ نگذاشتند حتی پیاده شود. تیر به شیشه رسید و راحت از آن رد شد، از بدن دیده‌بان اما بیرون نیامد،‌ همانجا ماند و جان عزیزش را گرفت. جامعه محیط‌‌زیست که هنوز در سوگ یاسر مصدق بود، بار دیگر رخت عزا پوشید. از دست رفتن دیده‌بانی که منطقه حفاظت‌شده «خائیز» را به‌نام او می‌شناختند، موجی از واکنش را به‌همراه داشت،‌ اساتید دانشگاه، فعالان محیط‌زیست و مدیران سازمان حفاظت محیط‌زیست مطالب زیادی دراین‌باره نوشتند. «حمید ظهرابی»، معاون محیط‌زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست، یکی از آنها بود. «باید راهی پیدا کنیم تا مردم حیات‌وحش را مال خودشان بدانند،‌ باید منافع حفاظت با منافع مردم محلی همسو شود،‌ اما چرا نمی‌شود؛ بی‌شک اولینش این است که به‌قدر کافی در این راه نکوشیده‌ایم،‌ از حرف و نقل این و آن ترسیده‌ایم. عافیت‌طلبی کرده‌ایم، بهانه‌ای هم نداریم،‌ هرچه بگوییم عذر بدتر از گناه است.» «محمود قاسم‌پوری»، استاد دانشگاه تربیت‌مدرس، نیز در کنار متخلفان و شکارچیان غیرمجاز از کسانی نام برد که در راه حفاظت در مواردی سنگ‌اندازی می‌کنند. «در دهه ۹۰ یک پروژه مطالعاتی ارزشمند با هدف کاهش درگیری بین شکارچی و محیطبان توسط همکاران ما در حال انجام بود. نتیجه؟ به‌دلیل ورود یک دستگاه امنیتی و ضعف حراست وقت سازمان حفاظت محیط‌زیست ناتمام ماند!» در این پرونده نوشته‌های سه نفر درباره سه کارشناس محیط‌زیست را منتشر می‌کنیم؛ «هوشنگ ضیایی» پیشکسوت محیط‌زیست‌، «بهمن ایزدی» کنشگر باسابقه محیط‌زیست و «بهزاد رئیسیان» دبیر کمیته‌ آموزش انجمن جهانی ارزیابی. آنها هم مشابه حمید ظهرابی و محمود قاسم‌پوری از زوایای دیگری تلاش کرده‌اند به این موضوع بپردازند،‌ از رویه استخدامی محیطبانان گرفته تا ضرورت کارگروهی برای باز شدن گره تعارض محیط‌‌زیست و جامعه محلی.

سیستم معیوب جذب محیطبان و گلایه دیده‌بان

پلاستیک در خونِ طبیعت

|پیام ما| فیلم‌ها احتمالاً یکی از مؤثرترین راه‌ها برای افزایش آگاهی در سطح جهانی هستند. مستند «یک اقیانوس پلاستیکی» (۲۰۱۶) ساخته‌ نتفلیکس، یکی از تکان‌دهنده‌ترین آثار درباره آلودگی پلاستیکی به‌شمار می‌رود. این مستند از بیش از ۲۰ نقطه‌ مختلف در جهان عبور می‌کند و در کنار به تصویر کشیدن وضعیت تلخ آب‌ها، با زبانی ساده و دقیق به پیامدهای گوناگون این بحران می‌پردازد.  

پلاستیک زبان هنر می‌شود

پلاستیک قرار بود زندگی‌مان را آسان‌تر کند، اما امروز به یکی از مخرب‌ترین تهدیدهای محیط‌زیستی تبدیل شده است. بطری‌های رهاشده، کیسه‌های سرگردان، درپوش‌هایی که زیر آفتاب هم از بین نمی‌روند؛ حالا به زخم‌هایی خاموش بر تن طبیعت بدل شده‌اند. اما در دل این بحران، گروهی از هنرمندان راه دیگری برای آگاهی‌بخشی درباره این آلودگی محیط‌زیستی برگزیده‌اند. شعار روز جهانی محیط‌زیست در سال ۲۰۲۵، «پایان دادن به آلودگی پلاستیکی» است. هنرمندانی که سراغ خلق اثر با استفاده از پلاستیک رفته‌اند، از زشتی زیبایی می‌سازند و از ویرانی هشدار. آثار آنان طیف گسترده‌ای از آثار هنری را در بر می‌گیرد؛ از مجسمه‌هایی عظیم‌ پلاستیکی گرفته تا عکاسی و مستندسازی از آلودگی پلاستیکی در اقیانوس‌ها.

فاجعه نفتی «مارون» پاکسازی ناتمام، خسارت نامعلوم

بیش از یک هفته از شکسته شدن یکی از لوله‌های نفت و آلودگی رودخانه مارون در شرق خوزستان می‌گذرد، اما نه پاکسازی این رودخانه از لکه‌های نفتی تمام شده و نه مشخص است چه میزان خسارت پس از ورود این حجم آلاینده به مارون وارد شده. حالا ۲۹ انجمن محیط‌زیستی خوزستان با صدور بیانیه‌ای به خسارت‌های مرتبط با این آلودگی نفتی اشاره کرده و آورده‌اند: ««این آلودگی، رودخانه ‌و بیشه‌زار ارزشمندی را که با گونه‌های متنوع گیاهی و جانوری شریان حیاتی طبیعت و زندگی مردم است، دستخوش آسیب جدی کرده و تهدید جدی برای کشاورزی و سلامت عمومی است.»

نویسندگان کارزار زیر تیغ شکایت

|پیام ما| درحالی‌که پنج نفر از مدیران اداره‌کل منابع‌طبیعی و آبخیزداری مازندران-ساری با عنوان «جعل امضا» از نویسندگان کارزار «رسیدگی به فیش‌های نجومی مدیران سازمان منابع‌طبیعی» شکایت کرده‌اند، سرپرست روابط‌عمومی سازمان منابع‌طبیعی و آبخیزداری می‌گوید این شکایت به آنها ارتباطی ندارد.

پادکست ۱۲ خرداد

تیر بر جان حافظان جنگل، تبر بر جان درختان

صدای تیر، تپه‌ها و کوه‌های اطراف روستای کوپیچ سفلی را در هم پیچید تا به گوش «شهرام سلامی» برسد. شهرام، صدای تیر را که شنید، قلبش به تپش افتاد. یک ساعت قبل برادرش، «آراس»، زنگ زده بود، صدایش پشت تلفن می‌لرزید. گفته بود قاچاقچیان چوب را دیده که در روشنایی روز درختان بلوط را می‌برند. به آنها گفته بود نکنید، درختان زندگی ما هستند. اما آنها به روی آراس و پسرعمویش، «محمد»، آتش گشودند. جنگل‌های کوپیچ سفلی از دو روز قبل هنوز صدای تیر را در خود نگه داشته‌اند. آراس حالا در بیمارستان صلا‌ح‌الدین بانه بستری است، درحالی‌که تیر از کنار شاهرگش گذشته و محمد که تیر به قفسه سینه‌اش خورده و صدا و نفسش را تنگ کرده، به‌دلیل شدت جراحات به سقز منتقل شده است.