بایگانی مطالب: منابع طبیعی
«هُماگ» تنها میسوزد
«در این ۵۰ سال آنقدر حواسمان در حفاظت به گونههای بزرگجثه بود که هم سایر گونهها فراموش شدند و هم زیستگاههایشان؛ نمونهاش هماگ!» این را «باربد صفایی مهرو»، دانشآموخته زیستگاهها و تنوعزیستی، میگوید. پنجشنبه اول خرداد آتش به جان منطقه حفاظتشده «هماگ» افتاد، از آن روز تاکنون کمتر کسی اخبار و تصاویر آن را در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشته یا خبرهای آن را دنبال کرده است. چند نفر در جمع محیطزیستیها میدانند «هماگ» کجاست؟ و چه گونههایی دارد؟ درحالیکه بهگفته این خزندهشناس «بیراه نیست اگر بگویم هماگ از نظر ارزش حفاظتی حتی برتر از مناطقی مانند پارکهای ملی ارسباران و گلستان است».
پیشرانهای اقتصادی، توسعه پایدار و منابعطبیعی ایران
تغییر ریل مدیریت ذخیرهگاههای زیستکره
«ذخیرهگاههای زیستکره در کشور ما همچنان با همان شیوهای مدیریت میشوند که سایر مناطق حفاظتشده اداره میشوند.» این گفته «حمید ظهرابی»، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست، در کارگاه «معیشتهای جایگزین پایدار در ذخیرهگاههای زیستکره ایران» است. او علاوهبر شرح وضعیت فعلی، راهحلی را هم مطرح کرد: «پیشنهادم این است که ابتدا یک آییننامه مشخص، مثلاً در سطح مصوبه دولت، برای مدیریت ذخیرهگاهها تهیه شود و یک کمیته ملی ساماندهی این مدیریت را بهعهده بگیرد. پسازآن نیز میتوان بهسمت تدوین قوانین و مقررات اختصاصی در قالب یک لایحه برای تصویب در مجلس پیش رفت.»
زندگی در «اقتصاد بقا»
هر از چندگاهی در کشور ما حوادثی رخ میدهد که در عمق خود بحرانها و ضعفهای ساختاری ریشهداری را آشکار میسازند. پرسش کلیدی همواره این است که آیا از این بحرانها درس آموخته و عبرتگیری لازم صورت میگیرد؟ حادثه تلخ و تکاندهنده خفه شدن متوالی هفت نفر در یک چاه در شهر کونانی از توابع شهرستان کوهدشت، یکی از این وقایع بود که شوکی بزرگ به جامعه وارد کرد و سؤالات جدیای را در سطوح مختلف مطرح ساخت. جدا از ابعاد انسانی و داغی که بر دل خانوادههای داغدار نشست، این فاجعه پرسشی محوری را پیش میکشد: چرا زندگی در چنین مناطقی، و تلاش روزمره برای معاش یا حتی اقدام فداکارانه و تحسین برانگیز این افراد برای نجات جان همسایه، باید به قربانی کردن جان خود و چنین فرجام تراژیکی منجر شود؟ چرا در این جوامع، زندگی روزمره با چنین سطح بالایی از ریسک همراه است؟
رسیدن به آینده سبز با مد پایدار
فرصت کوتاه برای نجات پایتخت از فرونشست
«فرونشست» در تهران شبیه هیولایی در حال پوستاندازی است که چهره عوض میکند. اینبار رئیس بخش خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی میگوید هندسه جدیدی از فرونشست زمین در منطقه ۱۸ تهران به وسعت ۵۵ هکتار در تصاویر ماهوارهای دیده شده است که خطر ریزش و تخریب مستحدثات و ساختمانها را افزایش میدهد. شکلی از فرونشست موسوم به «هالهای» که تا دو سال گذشته در تهران دیده نشده بود. بهنظر میرسد اصلیترین دلیل این رخداد که میتواند پیامدهای جدی بههمراه داشته باشد، برداشت بیشازحد آب از چاههای موجود و یا حفر چاههای جدید است. متهم توسعه چاهها در شهر تهران همیشه دو بخش بوده است: یکی تأمین آب شرب و دیگری فضای سبز تهران. محدودیتهای اجتماعی قابلملاحظهای در بخش شرب وجود دارد، اما صرفهجویی در بخش آبیاری فضای سبز به فراموشی سپرده شده است. شهرداری تهران طی سه سال سه تفاهمنامه با وزارت نیرو امضا کرد، اما مفاد هیچیک بهتمامی اجرا نشده است. رئیس بخش خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی میگوید هنوز برای مقابله با فرونشست دیر نیست و میتوان یک بازه زمانی ۵ تا ۱۰ ساله اقدامهای مؤثری برای مقابله با آن انجام داد.
مدیریت نابلد و دلسوزی بینتیجه
نگاهی به همایش زاگرس و حاشیههای آن
لشکرکشی گونههای مهاجم
گونههای مهاجم چه آسیبهایی برای مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیطزیست دارند؟ پروژه بینالمللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی چه نقاط ضعف و قوتی داشته؟ نگاه حراستی و امنیتی به محیطزیست چه تبعاتی بر این حوزه دارد؟ وقتی از مشارکت مردم حرف میزنیم آیا حاضریم تصمیمگیری را هم به آنها بسپاریم؟ اینها و موضوعات دیگر، همگی موضوع سخنرانیهای سومین همایش «پارکهای ملی و مناطق حفاظتشده» بود که توسط ادارهکل حفاظت محیطزیست استان فارس و دانشگاه شیراز و با همکاری دانشگاه کشاورزی و منابعطبیعی گرگان، دانشگاه تهران، دانشگاه حکیم سبزواری، دانشگاه تربیت مدرس و سازمان حفاظت محیطزیست در دانشگاه شیراز برگزار شد.
پادکست ۲۷ اردیبهشت
فیشهایی که دل جنگلبانان را سوزاند
فیشهای نجومی مدیران سازمان منابعطبیعی در حالی خبرساز و پرسشبرانگیز شده است که برخی نیروهای محلی همکار این سازمان در زاگرس، بعد از پنجماه دستمزد دریافت میکنند؛ آنهم با اما و اگر. «از برج سه تا برج هشت، ۲۴ساعته باید در اختیار میبودیم تا هر وقت آتشسوزی شود، برای رفع حریق عازم شویم. گفتند ماهی هشت میلیون تومان میدهند. تا آخر سال خبری نشد، اول امسال ۳۹ میلیون تومان برایم واریز کردند و گفتند ۹ میلیون تومان بابت بیمه و... کم کردهاند.» اینها گفته یکی از محلیهای ساکن زاگرس است. نمیخواهد نامش را در گزارش بیاوریم، مبادا دوباره او را به کار نگیرند. روی این ۴۸ میلیون تومان حساب کرده بود، نگفت خانم میدانید آن روز دلار چقدر بود و وقت واریز چقدر؟ «به من گفتند بیمه بینام میشوم، اما بعد پول بیمه تأمین اجتماعی را از من کسر کردند.» این روزها فیش حقوقی مدیران سازمان منابعطبیعی دستبهدست میچرخد، عدهای میگویند در سازمان همیشه این مسئله بوده و به این رئیس و رئیس قبلی محدود نمیشود، آنچه باید به آن پرداخت، شایستهسالاری، تبعیض در امکانات و پرداختها و بیتوجهی به نیروهای میدانی است. نمونهاش این مرد زاگرسنشین که بابت همین ۳۹ میلیون تومان که برای پنج ماه برایش واریز کردهاند، باید تنش بلرزد که مبادا اسمش بیاید و وقت حریق از او نخواهند همکاری کند.
