بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ
صدای بندرعباس به ارگ آزادی میرسد؟
|پیام ما| در گوشهای از ساحل خلیجفارس، آخرین نشانههای تاریخ صفویان در بندرعباس زیر غبار بیتوجهی مانده است. عمارت کلاهفرنگی از عصر صفوی تا امروز پابرجا مانده است؛ امروز اما زخمی، خاموش و در انتظار مرمت است. خردادماه امسال «پیام ما» گزارش مفصلی درباره اهمیت این بنا و ضرورت نجات آن منتشر کرد. آن روزها فعالان میراثفرهنگی هرمزگان امید داشتند این بنا با پیگیری مسئولان استان از وضعیت بغرنجی که گرفتار آن است، نجات پیدا کند؛ اما نکرد. اخیراً مشاور وزیر میراثفرهنگی در سفر به هرمزگان وضعیت این بنا را از نزدیک مشاهده کرده و قول پیگیری از وزارتخانه را داده است. اما تا زمان تنظیم این گزارش هنوز پیگیریها نتیجهبخش نبوده. در روزهای اخیر جمعی از کنشگران فرهنگی با راهاندازی کارزاری خطاب به وزیر میراثفرهنگی در تلاشاند این بنای تاریخی را از تخریب نجات دهند.
معشوق جاودان افشار
ایران، معشوق جاودانش بود. کیلومترها از خاک ایران را زیر پا گذاشت تا آن را هرچه بهتر بشناسد و بشناساند. سفر کرد، نوشت، جستوجو کرد؛ به امید اینکه توشهای برای آیندگان باقی بماند و آنچه از خود بهجای گذاشت میراثی ماندگار بود که در کتابهایی که نوشت و تلاشهایی که کرد مشهود است. عصرگاه شانزدهم مهرماه، سالروز صدسالگی «ایرج افشار»، پژوهشگر فرهنگ و تاریخ و پدر کتابشناسی ایران، در کانون زبان پارسی پاس داشته شد تا به این پرسش پاسخ داده شود «ایران را چرا باید دوست داشت؟». پرسشی که «محمدعلی فروغی»، سیاستمدار تجددخواه ایران، نزدیک به صدسال پیش مطرح کرده بود و شاید اگر افشار در این نشست حضور داشت، پاسخ این پرسش را در جانِ فرهنگ و تاریخ این سرزمین میجست و به ما یادآوری میکرد که عشق به ایران، پیوندی ناگسستنی با گذشته، حال و آیندهاش دارد.
اصفهان بدون زایندهرود؛ شهری بدون زندگی
اصفهان، که قرنها به «نصف جهان» شهرت یافته، هویت خود را بیش از هر چیز مدیون زایندهرود و سازههای شگفتانگیزی است که روی آن بنا شدهاند. بزرگترین رودخانه فلات مرکزی ایران، نهتنها منبع حیات طبیعی و اقتصادی منطقه، بلکه زمینهساز پیدایش و شکوفایی معماری صفوی بود؛ معماریای که امروز بخش مهمی از میراثفرهنگی جهانی محسوب میشود. پلهایی مانند سیوسهپل، خواجو، جویی و مارنان، که به دستور شاهان صفوی ساخته شدند، تنها مسیرهای ارتباطی نبودند؛ این پلها کارکردهایی اجتماعی، آیینی و هنری داشتند و در حافظه تاریخی مردم اصفهان بهعنوان صحنههایی زنده از زندگی جمعی ثبت شدهاند. اما اکنون خشکی ممتد زایندهرود این شریان حیاتی را از نفس انداخته و پلهای تاریخی را در معرض تهدیدی جدی قرار داده است. به باور بسیاری از کارشناسان میراثفرهنگی، خشکی مداوم رودخانه میتواند نهتنها ساختار فیزیکی این پلها، بلکه کارکرد اجتماعی و ارزش فرهنگی آنها را به نابودی بکشاند. بهبهانه روز ملی زایندهرود ضمن مرور تاریخچه پلهای تاریخی روی این رودخانه، به بررسی بحران کنونی و دیدگاه متخصصان میپردازیم.
این فیلم بخشی از تراژدی تاریخ معاصر ایران است
نمایش و نقد و بررسی فیلم «کودکی ناتمام» با حضور ناصر صفاریان (کارگردان و تهیهکننده)، حسین شیخالاسلامی (نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی)، علیاکبر زینالعابدین (پژوهشگر) و سید احمد محیططباطبایی (رئیس ایکوم و پژوهشگر میراث فرهنگی)، روز گذشته، چهارشنبه ۱۶ مهرماه، در سالن فردوس موزه سینما برگزار شد.
زخم ۱۵ سال قبل میراثیها دوباره باز میشود
کارگاه پژوهشکده هنرهای سنتی در ساختمان ارگ آزادی با تصمیم مدیران بالادستی وزارتخانه میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی به سعدآباد منتقل میشود.
آخرین سفر تمبر
در سال ۱۸۴۰ نخستین تمبر جهان «پنیبلک»، در انگلستان چاپ شد. نزدیک به سه دهه بعد، ناصرالدینشاه در سفر به اروپا با تمبر آشنا شد؛ رهاورد این سفر انتشار نخستین تمبر ایرانی بهنام «تمبر باقری» در سال ۱۸۶۸ بود. حالا ۱۵۷ سال از آن روز میگذرد و تمبر، این سند کوچک ارتباطات، در ایران حال خوشی ندارد؛ کشوری که زمانی از نخستین اعضای اتحادیه جهانی پست بود، تمبر را به حافظه تاریخی سپرده و در مراسلات پستی به برچسب بیهویت سفیدی تبدیل شدهاست. طبق قوانین اتحادیه جهانی پست (UPU)، هر کشور موظف است سالانه مجموعهای از تمبرهای چاپشده خود را برای بایگانی و تبادل فرهنگی میان ۱۹۲ کشور عضو این اتحادیه ارسال کند. بهاینترتیب، تمبرهای ایران در کشورهایی نظیر اسرائیل و آمریکا که روابط دیپلماتیک رسمی با ایران ندارند نیز دیده میشود. این مهم گواه اهمیت و نقش بیبدیلی است که تمبر در دیپلماسی فرهنگی ایفا میکند. به مناسبت تأسیس اتحادیه پست هرساله ۹ اکتبر (مصادف با ۱۷ مهرماه) را روز جهانی پست و تمبر میدانند. در این گزارش دلایل مهجوریت تدریجی این رهاورد فرنگی ناصرالدینشاه را مرور میکنیم.
بازگشت جام هخامنشی
بازگشت اشیا و آثار نمایشگاه «شکوه ایران باستان» از چین، تا همین چند وقت پیش مورد بحث و چالشهای بیشمار قرار گرفته و این سؤال برای بسیاری از دوستداران میراثفرهنگی ایجاد شده بود که «چرا این آثار به ایران برنمیگردند؟» برگزاری این نمایشگاه در چین به سال ۱۴۰۲ برمیگردد؛ وقتی که با مصوبه هیئت وزیران دولت سیزدهم بیش از ۲۰۰ شیء تاریخی از کشور خارج و به چین فرستاده شد. آثار منتخب این نمایشگاه شامل ۲۱۱ قلم شیء زرین و سفالین و همچنین پنج نمونه بازآفرینیشده (مولاژ) میشد که روایتگر تنوع و خلاقیت هنر ایرانی طی بیش از سه هزار سال بودند. این آثار شامل آجرهای قلایچی بوکان، جام زرین مارلیک، تکوک زرین هخامنشی همدان، بشقابهای سیمین ساسانی و چینیهای آبی و سفید میشدند. مسئله اما اینجا بود که همزمان با این رویداد، نمایشگاه دیگری با نام «سرزمین مهر» شامل اشیای چندین موزه در تهران هم راهی چین شده بود و درواقع، این نمایشگاه است که هنوز به کشور بازنگشته. همه این رویدادها دست به دست هم داد تا با توجه به شرایط کلی ایران، مردم و بسیاری از دوستداران میراثفرهنگی نگران اشیایی شوند که هویت ملی این سرزمین را رقم میزد. اکنون آثار نمایشگاه «شکوه ایران باستان» به ایران بازگشته و در موزه ملی ایران به نمایش درآمده است. گفتوگو با «جبرئیل نوکنده»، رئیس موزه ملی ایران، پیش از برگزاری این نمایشگاه انجام شده بود، اما بهعنوان یک روزنامهنگار وظیفه داشتم پس از بازشدن پلمب جعبهها و به نمایش درآمدن این آثار در موزه ملی ایران، به شرح و بسط چگونگی فرستادن آثار برای برگزاری یک نمایشگاه در خارج از کشور بپردازم.
صدای روزنامه از پادکست میآید
سال ۹۶ در مخزن روزنامه کتابخانه ملی «الهه خسروی»، روزنامهنگار، با مجموعهای از روزنامههای تاریخی چون وقایع اتفاقیه، حبلالمتین، اختر و قانون مواجه شد. قدمت این مجموعه در کنار نگهداری نامناسب روزنامهها، این آرشیو را تحتتأثیر قرار داده و حتی در مواردی در تماس با دست پودر میشوند. نبود اسکنر ویژه برای عکسبرداری از نشریات، مطبوعات تاریخی ایران را محکوم به فراموشی و زوال کرده بود. ایده حفظ و انتشار این آرشیو، نخست در قالب کتاب به ذهن خسروی رسید، اما پیشنهاد ساخت پادکست از جانب دوستی مطرح شد و او یکسال بعد اولین شماره پادکست «گازت» را منتشر کرد.
تراژدیهای فراموششده
پس از سال ۹۵ تعداد پادکستهای فارسی بهسرعت افزایش یافت و از حدود ۲۰ به نزدیک ۱۰۰ پادکست فعال رسید که این رشد همچنان ادامه دارد. «رادیو تراژدی» یکی از این پادکستهای پرمخاطب فارسی است. پادکستی که از شهریور سال ۱۳۹۹ ماهانه منتشر میشود و حالا به فصل چهارمش رسیده. در هر شماره این پادکست به زندگی و داستان تراژیک یک شخصیت کمترشناختهشده که معمولاً اطلاعات چندانی دربارهاش نیست یا فراموش شده، میپردازد.
ایران در ثبت روستاهای جهانی رکوردشکنی میکند؟
«انوشیروان محسنیبندپی» از شانس بالای سه روستا بهعنوان دهکده جهانی خبر داد
