بایگانی مطالب: حیات وحش

بازگشت به ابتدای راه

نجات یوز می‌تواند رؤیا نباشد

میاندشت؛ الگوی موفق حفاظت

بازگشت یوز

«به‌اندازه یک‌دهم توران هم دیده‌ نشده‌ایم. از سال ۸۸ نه نیروی محیطبانی زیاد شده و نه تجهیزات. پارک ملی توران برای هر پاسگاه محیطبانی یک خودرو دارد، اما ما حتی یک خودروی عملیاتی نداریم! از ابتدایی‌ترین ابزار حفاظتی محروم‌ایم. آب داریم، ولی آبرسانی با تراکتور با ظرفیت فقط سه تا چهار هزار لیتر انجام می‌شود،‌ درحالی‌که استان‌های خراسان‌جنوبی و سمنان کامیون‌های مخصوص آبرسانی ۱۲ هزار لیتری دارند.» اینها گفته‌های «احمد صفرزاده»، رئیس اداره حفاظت محیط‌زیست شهرستان جاجرم، است. پناهگاهی که با پنج سال کوشش مداوم او، محیطبانان، مردم محلی و همراهی اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست خراسان‌شمالی احیا شده و شاهد حضور دوباره یوزپلنگ آسیایی بوده است. در روز ملی یوز درحالی‌که همه نگاه‌ها به‌سمت توران چه به‌لحاظ زیستگاه، سایت فراجمعیت و جاده عباس‌آباد است،‌ سراغ میاندشت رفتیم.

زنان اجازه محیطبانی ندارند

«اگر در ایران به زنان و حضورشان در جایگاه‌های متفاوت نگاهی عادلانه یا حداقل نگاهی برابر با مردان وجود داشت، احتمالاً اولین کاری که می‌کردم شرکت در آزمون محیطبانی بود.» این را «چکاوک عباسپور» می‌گوید. او جزو نسل دهه هفتادی‌های حفاظتگر است و رکورد پرنده‌هایی که مشاهده کرده به ۳۱۸ گونه می‌رسد. عباسپور در رشته مهندسی صنایع مدرک کارشناسی خود را دریافت کرد. پس‌ازآن دوره‌های راهنمای گردشگری را گذراند و به‌واسطه علاقه‌مندی زیاد به حیات‌وحش و طبیعت تصمیم گرفت رشته کارشناسی ارشد محیط‌زیست با گرایش تنوع‌زیستی را انتخاب کند. او اکنون داوطلبانه با گروه‌های حفاظتگر در حوزه پرندگان کار می‌کند.

عکاسی حیات‌وحش، کلاس درس حفاظت

«طبیعت برای ما همیشه یک پناهگاه بوده، وقتی دوربین در دست می‌گیریم، سعی می‌کنیم حسی را که خودمان موقع دیدن یک صحنه داریم، ثبت کنیم و به بیننده انتقال دهیم.» این گفته «پدرام شوبیری»، عکاس حیات‌وحش، است. او و همسرش، «ستاره چگینی»، سال‌هاست در حوزه عکاسی حیات‌وحش فعالیت دارند. آنها به مناطق زیادی در ایران سفر و تصویر گونه‌های مختلف را ثبت کرده‌اند. در گفت‌‌وگو با این زوج عکاس از آنها پرسیدم چطور به وادی عکاسی حیات‌وحش علاقه‌مند و درگیر حفاظت از گونه‌های مختلف شدند.

آزمون هم‌زیستی با خرس قهوه‌ای

|پیام ما| «جوان‌ترها، افراد باسواد کم‌تر و زن‌ها بیشتر از کشتن خرس‌ها حمایت می‌کردند، این در حالی است که کسانی با منبع درآمد جایگزین، کمتر با کشتن خرس‌ها موافق بودند.» «ریحانه راستگو»، «دانیال نیری»، «علیرضا محمدی»، «الیستر بث» و «محمدصادق فرهادی‌نیا» در شماره اخیر فصلنامه «People and Nature» مقاله‌ای با عنوان «چه کسانی حضور خرس را می‌پذیرند؟ بررسی شکاف میان دیدگاه مردم و میزان پذیرش کشتن خرس قهوه‌ای» منتشر کرده‌اند. در این مطالعه آنها با ۳۹۰ نفر از ساکنان ۲۶ روستا در استان گلستان مصاحبه کرده‌اند؛ منطقه‌ای که در آن زندگی مردم به کشاورزی و دامداری وابسته و تعارض با خرس‌های قهوه‌ای گره خورده است. هدف از این مطالعه، ارزیابی میزان پذیرش کشتن خرس‌ها در سناریوهای مختلف، از تعامل کم‌تنش تا تعامل پرتنش بوده است.

یک سکانس، یک فاجعه محیط‌زیستی!

«برو مار را آزاد کن بره،‌ اینقدر بازی درنیار. ما آمدیم اینجا مار را آزاد کنیم برای ثوابش.» اینها بخشی از دیالوگ قسمت اخیر سریال پرطرفدار «اجل معلق» به کارگردانی «عادل تبریزی» و بازی «رضا عطاران» است. دقیقه‌ای بعد مار پیتون توسط رضا عطاران رهاسازی می‌شود. رهاسازی یک گونه غیربومی تنها نقدی نیست که «اصغر مبارکی»، کارشناس محیط‌زیست، به این قسمت سریال وارد می‌کند. او فرایند خرید گونه غیربومی را در سریالی که در آن شخصیت محبوبی مثل رضا عطاران حضور دارد، تبلیغی برای خریدوفروش گونه‌های غیربومی و قاچاق آنها می‌داند. مبارکی نمونه‌ای هم از افزایش تقاضا پس از نمایش یک گونه در سریال‌ها سراغ دارد؛ موج خرید «ایگوانا» به‌عنوان حیوان خانگی پس از پخش سریال «مرد هزارچهره». او در گفت‌وگو با «پیام ما» پس از بیان این دو آسیب،‌ تبعات حضور گونه‌های غیربومی بر طبیعت ایران را شرح داد.

پادکست خبری ۲۵ مرداد

ترال دشمن زندگی زیر آب

|پیام ما| تورهای ماهیگیری صنعتی، هر ثانیه منطقه‌ای به وسعت یک زمین فوتبال را در بستر دریا می‌خراشند و برهنه می‌کنند. نام این روش ترال کف‌روب است و کارش فقط صید ماهی نیست؛ ترال، صخره‌های مرجانی را در هم می‌شکند، تنوع‌زیستی اقیانوس را از بین می‌برد و کربنی را که برای قرن‌ها زیر بستر دریا ذخیره شده بود، آزاد می‌کند. با اینکه روز‌به‌روز شواهد علمی بیشتری ثابت می‌کند که ترال‌کشی ویرانگر است، صید به این شیوه بحث‌برانگیز، پنهان از دید همه و در بی‌عملی سیاستمداران، همچنان در بخش عمده‌ای از اقیانوس‌های جهان ادامه دارد. چگونه اجازه دادیم یکی از مخرب‌ترین شکل‌های ماهیگیری به شیوه‌ای استاندارد بدل شود و چرا توقف آن چنین دشوار است؟