بایگانی مطالب: جامعه

تخلف در بحبوحه جنگ؟

صورت‌جلسه‌ای دو‌صفحه‌ای با سربرگ «معاونت هماهنگی و امور مناطق» و عنوان «صورت‌جلسه شورای شهرداران» بدون پیوست و تاریخ و امضا در روزهای اخیر جنجالی شده است؛ صورت‌جلسه‌ای که هدف آن «ارتقای کیفیت خدمت‎رسانی»، «اتخاذ تدابیر مؤثر جهت تسهیل و تسریع در انجام امور مردم»، عنوان شده و تأکیدش روی «شرایط خاص کشور» است. معاون وزیر راه‌وشهرسازی اما معتقد است این صورت‌جلسه که اول تیرماه و در بحبوحه جنگ میان ایران و اسرائیل منتشر شده، مصداق تغییر در طرح تفصیلی است و سبب افزایش غیرمجاز و خارج از برنامه جمعیت می‌شود. «علی اعطا»، معمار و عضو سابق شورای شهر تهران، در گفت‌وگو با «پیام‌ما» ایراد دیگری به این صورت‌‎جلسه وارد می‌کند: «برخی از این دستورالعمل‌ها، فارغ از اینکه تخلف از طرح تفصیلی و غیرقانونی است، مغایر با ملاحظات پدافند غیرعامل است. این تغییرات در موارد مربوط به پاکت حجم بنا، اعم از افزایش تراکم و سطح اشغال و تعداد طبقات، با ملاحظات پدافند غیرعامل سازگار نیست و حتی مغایر با آن است.»

۶۰ درصد کودکان کار، ایرانی هستند

سازمان بهزیستی اعلام کرد ۶۰ درصد از ۱۲ هزار و ۶۶۳ کودک کار دارای پرونده در این سازمان، ایرانی و ۴۰ درصد اتباع خارجی هستند. فقر و اعتیاد والدین از مهمترین دلایل کار کودکان عنوان شده است.

پادکست ۱۶ تیر

تبعیدی‌های کوچک

شانه مادربزرگ از اشک‌های «دیار» خیس شده‌ بود و «عزیز» سعی داشت مشت‌های کوچک او را به‌آرامی مهار کند. تن تب‌دار و چشمان گودرفته کودک ۱۶ماهه گواه روزهای سخت بیماری بود. تصویر دیار در قابی از شیشه عقب ماشین درحالی‌که صدای فریادش قطع نمی‌شد، تلخ‌ترین تصویر «پریسا» از جنگ ایران و اسرائیل است. دور کردن کودکان از جنگ، از مهمترین چالش‌هایی بود که خانواده‌های تهرانی در جنگ ۱۲روزه با آن روبه‌رو بودند. پدر و مادرهایی که باید سر کار می‌رفتند و از طرفی کسی را نداشتند که از کودکانشان مراقبت کنند. این گزارش روایتی است از خانواده‌هایی که به‌اجبار فرزندانشان را تبعید کردند. نظر روان‌شناسان دراین‌باره چیست؟

قرار نبود پشت چراغ‌‌قرمز بمیریم

«دست چپم را گذاشتم روی سرم،‌ خودم را جمع کردم پشت موتور و گاز دادم،‌ تا خانه حتی یک‌بار هم نگاهی به پشت سرم نینداختم.» اینها را «امیر مهدوی» می‌گوید؛ همان موتورسواری که در فیلم انفجار میدان قدس دیده می‌شود‌، همان موتورسواری که به‌سرعت از محل انفجار دور و از زاویه دوربین خارج می‌شود. هنگامی که او گاز داد تا از مهلکه بگریزد، «میلاد علوی» روزنامه‌نگار از مترو خارج شد، صدای کشیده‌شدن موتور امیر را بر آسفالت خیابان شنید. چشمش به‌سمت آسمان افتاد،‌ آنچه می‌دید ماشین‌هایی بود که در هوا چرخ می‌زدند، همراه با آسفالت‌های تکه‌تکه‌شده. بهت‌زدگی،‌ توصیف او از وضعیت خودش در آن لحظه است، مأموری به تخت سینه‌اش می‌زند و داد می‌کشد که برو، برو!‌ آب در لحظه میدان را پر کرد و به کفش‌های میلاد رسید. وارد مترو می‌شود؛ آنجا هم قیامت است.

زخمی آتش‌بس

دستگیری و اخراج مهاجرین و محروم‌شدن آنها از خدمات رفاهی، آموزشی و سلامت ادامه داشت که جنگ ۱۲روزه علیه ایران آغاز شد. جنگی که توقف آن به سرعت‌گرفتن و گسترده‌شدن روند اخراج و تجربه تبعیض و اتهام برای افغانستانی‌های ساکن منجر شده است. «پیام ما» در این گزارش با زنان جوان افغانستانی‌ای صحبت کرده است که لزوماً در خطر مستقیم اخراج‌شدن نیستند. آنها از ماندن و تلاش برای زندگی می‌گویند، از ناامن شدن شهر برای آنها، از آزار در فضای مجازی و رنج چندباره تجربه جنگی که مادرانشان پیش‌تر در سرزمین دیگری آن را به چشم دیده بودند. نام‌های کوچک در این گزارش به خواست افرادی که با آنها مصاحبه شده است، تغییر پیدا کردند و روایت‌ها بازنویسی شدند. از «مرضیه حیدری» که در جمع‌آوری این روایت‌ها نقش اصلی داشت، تشکر می‌کنیم.

پادکست ۱۱ تیر

نامشان «غیرمجاز» است

|پیام ما| جنگ و دستگیری چند تبعه افغانستانی، اخراج اتباع غیرمجاز را کلید زد. حتی آنانی که از دل آتش جنگ و کابوس طالبان گریخته و به ایران پناه آورده بودند، حالا درگیر موجی شدند که زندگی‌شان را دوباره به لرزه انداخت. از آغاز این روند، ویدئویی در فضای مجازی دست‌به‌دست شد؛ مردی با صدایی لرزان و چشمانی اشک‌آلود می‌گفت: «من پاسپورت داشتم… پاسپورت من را پاره کردند.» این جمله، تلخی روزهای تلخ پناهجویانی را نشان می‌دهد که در جست‌وجوی امنیت، حالا در محاصره اضطراب و ناامنی قرار گرفته‌اند و نظرات متفاوتی درباره اخراجشان وجود دارد.

اخراج؛ هرچه کاشتید رها کنید و بروید

دستور اخراج افغان‌های غیرمجاز ششم تیرماه صادر شد. درست پنج روز پس از آتش‌بس. هول جنگ هنوز بر سر همه ما افتاده بود که هراسی دیگرگونه به دل اتباع ساکن سرزمین‌مان افتاد حتی مجوزدارها. صداهایی خاموش که کمتر کسی آنها را می‌شود. از جمله این گروه‌ها، کشاورزان افغانستانی بودند که سالیان دراز است در زمین‌های گسترده ایران مشغول به کارند. این گزارش روایتی است از این کشاورزان که ناگهان به‌ آنها اعلام کردند؛ باید محصولاتشان را بگذارند و بروند... در زمانه‌ای تلخ که حتی استارتاپ‌های تازه پاگرفته کشاورزی بی‌هیچ تقصیری باید سقفشان فرو بریزد چرا که اسرائیل می‌خواست روزشمار معکوس «نابودی اسرائیل» را بزند.

وقتش نرسیده قلبمان برای همخانه‌هایمان بلرزد؟

خانه‌هایمان در جنگ لرزید